الإنفطار ٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

(در آن زمان) هر کس می‌داند آنچه را از پیش فرستاده و آنچه را برای بعد گذاشته است.

هر كسى بداند آنچه را پيش فرستاده و آنچه را پس نهاده است

هر نفسى آنچه را پيش فرستاده و بازپس گذاشته، بداند.

آن هنگام است که هر شخصی به هر چه مقدّم و مؤخّر انجام داده همه را بداند (شاید مراد از مقدم عملی است که پیش از رفتن از دنیا برای آخرت به جای آورده، و مؤخر آن اعمالی که پس از مرگ به او می‌رسد مانند باقیات صالحات و اعمال خیری که وصیت کرده و وقف و صدقات جاری و فرزند صالح یا کتاب علمی و سنّت حسنه).

هرکسی آنچه را [از خیر و شر] پیش فرستاده و باز پس نهاده بداند.

هر كس مى‌داند چه چيز پيشاپيش فرستاده و چه چيز بر جاى گذاشته است.

هر کس بداند که چه چیزی پیش داشته و چه چیزی را فرو گذاشته است‌

هر كسى بداند آنچه پيش فرستاده و آنچه واپس انداخته است- سنتهايى كه از خود بجا گذاشته و با ديگران در پاداش عمل به آنها شريك است-.

آن گاه هرکسی می‌داند چه چیزهائی را پیشاپیش فرستاده است، و چه چیزهائی را واپس نهاده است و بر جای گذاشته است.

هر نفسی آنچه را پیش فرستاده و باز پس نهاده، بداند.

داند کسی چه پیش فرستاده است و چه پس آورده است‌


الإنفطار ٤ آیه ٥ الإنفطار ٦
سوره : سوره الإنفطار
نزول : ١ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مَا قَدَّمَتْ»: کارهای نیکو یا زشتی که انسان در زندگانی خود انجام داده است و پیش از مرگ بدانها دست یازیده است. کارهای نیکی که کرده است. «مَآ أَخَّرَتْ»: کارهائی که آثار آنها بعد از او در دنیا باقی مانده است و نتائج آنها به او رسیده است، از قبیل مقاصد رحمانی همچون خیرات و صدقات جاریه و بناها و کتابهای مفید، یا مقاصد شیطانی همچون بدعتها و نوشته‌های بد و قمارخانه‌ها و مشروب‌خانه‌ها، و غیره. یا کارهای نیکی که بر اثر سهل‌انگاری نکرده است (نگا: قیامت / ).


نزول

این آیه درباره یکى از فاسقین نازل گردیده است.]

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ «1» وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ «2» وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ «3» وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ «4» عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ «5»

آنگاه كه آسمان شكافته شود. و آنگاه كه ستارگان پراكنده شوند. و آنگاه كه درياها گشوده و به هم راه يابند. و آنگاه كه قبرها زيرورو گردد. (در آن زمان) هر كس مى‌داند، آنچه از پيش فرستاده و آنچه براى بعد گذاشته است.

نکته ها

«انفطار» به معناى شكافته شدن است، «فطر» و «افطار» نيز به همين معناست، زيرا روزه با غذا خوردن مى‌شكافد. «انفطار» و «انشقاق» به يك معناست، لكن در انفطار بعد از شكافتن به چيزى مى‌رسيم، بر خلاف انشقاق، چنانكه عرب در حفر قنات مى‌گويد:

«فطرتُ» چون بعد از شكافتن زمين، به آب مى‌رسد.

«انتثار» به معناى پراكندگى است و به چيزى كه بر سر عروس مى‌ريزند، نثار گويند.

«فجر» به معناى بروز شكاف و باز شدن راه است و «تفجير»، بيانگر عظمت و شدّت شكافته شدن كوههاست.

در كلمه‌ «بُعْثِرَ» هم معناى «بعث» (به پا خواستن) است و هم معناى «ثور» (دگرگون شدن)، لذا راغب در مفردات گفته است كه بعيد نيست فعل‌ «بُعْثِرَ» مركّب از اين دو فعل باشد، يعنى زير و رو شدن خاك‌ها و برپاخاستن مردگان.

جلد 10 - صفحه 406

پيوند ميان آسمان و زمين و دريا و خشكى به گونه‌اى است كه هرگاه نظام يكى از آنها به هم بخورد، نظام همه چيز به هم مى‌خورد.

پیام ها

1- نظام حاكم بر آسمان و زمين به دست خداست و هرگاه او بخواهد تغيير مى‌كند. «إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ»

2- معاد جسمانى است و مردگان از قبر برمى‌خيزند. «إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ»

3- به هم ريختن نظام هستى، مقدّمه رستاخيز و رستاخيز، براى حساب و كتاب و جزاى اعمال انسان‌هاست. عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ‌ ...

4- در قيامت ظرفيّت انسان توسعه مى‌يابد و همه كارهاى گذشته را به ياد مى‌آورد. «عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ»

5- انسان، هم بايد به فكر گذشته خود باشد، تا اگر خلافى كرده توبه كند و هم به فكر پس از مرگ خود باشد تا يادگار خوبى از خود بجاى گذارد. «ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ»

6- در قيامت، انسان هم به آنچه عمل كرده آگاه مى‌شود و هم به آثار خوب يا بد اعمال خود. «ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ»

7- در قيامت، انسان به كارهايى كه مى‌توانسته بكند و به تأخير انداخته و انجام نداده پى مى‌برد. عَلِمَتْ‌ ... ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ‌ و شايد مراد از «اخّرت» كارهايى است كه بازدهى آن پس از مرگ به ايشان مى‌رسد. مانند تأليف كتاب يا بناى فساد.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ «5»

چون امور مذكوره واقع شود؛ عَلِمَتْ نَفْسٌ‌: دانا گردد و بداند هر فرد فرد نفسى از وضيع و شريف، غنى و فقير، مرد و زن، عالم و جاهل، ما قَدَّمَتْ‌: آنچه پيش فرستاده از خير و شر و طاعت و معصيت، وَ أَخَّرَتْ‌: و آنچه از پس گذاشته و مؤخر داشته از توبه يا از تركه يا از فرائض كه ضايع نموده و غير آن.

تبصره- آيه شريفه آگاه فرمايد به افعال و اقوال صادره انسانى از خير و شرّ و طاعت و معصيت. چه در زمان زندگانى خود مقدم داشته و همچنين آنچه از اقوال و افعال خير و شر مؤسسه انسانى كه بعد از خود اشاعه نمايد، تا هر زمان و به هر مقدار باقى باشد، در ثواب و عقاب آن شريك خواهد بود و روز قيامت به تمام آنها دانا گردد.

در منهج- روايت شده در مجلس حضرت، سائلى سؤال نمود. كسى چيزى به او نداد. مرتبه ديگر سؤال نمود. يكى چيزى به او داد. مردمان چون ديدند كه او تصدّق نمود، همه عطا كردند. پس حضرت فرمود: من استنّ خيرا فاستنّ به فله اجره و مثل اجور من اتّبعه غير منقص من اجورهم و من استنّ شرّا فاستنّ به فعليه وزره و مثل اوزار من اتّبعه غير منقص من اوزارهم: هر كه سنّت خيرى به جا آورد، پس عمل شود به آن، براى او است اجر آن و مثل اجور كسانى كه پيروى كنند او را در حالتى كه ناقص نشود از اجر آنها چيزى. و هر كه سنّت بدى گذارد، پس به جا آورند آن را بر اوست وزر آن و مثل وزر كسانى كه پيروى او نمودند، بدون نقصان از وزر آنها. حذيفه يمانى در آنجا حاضر بود اين‌

جلد 14 - صفحه 84

آيه تلاوت نمود (عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ). «1» بنابراين تمام مؤسسات خير مانند مساجد و مشاهد و مجالس شرعيه را شامل شود و همچنين مؤسسات شر و فساد مانند نمايشگاه و آرايشگاه، تئاتر و مجالس فسق و فجور و ترويج شنايع و اشاعه قبايح در ميان جامعه، هر آينه وزر و وبال و نكال آن روز قيامت هويدا و آشكارا گردد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ «1» وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ «2» وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ «3» وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ «4»

عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ «5» يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ «6» الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ «7» فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ «8» كَلاَّ بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ «9»

وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ «10» كِراماً كاتِبِينَ «11» يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ «12» إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ «13» وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ «14»

يَصْلَوْنَها يَوْمَ الدِّينِ «15» وَ ما هُمْ عَنْها بِغائِبِينَ «16» وَ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ «17» ثُمَّ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ «18» يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ «19»

ترجمه‌

هنگاميكه آسمان شكافته شود

و هنگاميكه ستارگان فرو ريخته و پراكنده شوند

و هنگاميكه درياها بهم راه يافته يكى گردد

و هنگاميكه قبرها زير و زبر گردد

خواهد دانست هر كس از اعمال خود و آثار آنها آنچه پيش فرستاده و آنچه مؤخر داشته است‌

اى انسان چه چيز فريب داد تو را بنا فرمانى پروردگار خود كه داراى جود و بخشش است‌

آنكه آفريد تو را پس راست و درست نمود تو را پس معتدل و متناسب نمود تو را

در هر صورتى كه خواست تركيب نمود تو را

نبايد مغرور بكرم خدا شد بلكه تكذيب ميكنيد جزاء را

و همانا بر شما نگهبانانى هستند

بزرگواران نويسندگان‌

ميدانند آنچه را بجا ميآوريد

همانا نيكوكاران در نعمتهاى بهشتند

و همانا بدكاران در دوزخند

وارد ميشوند در آن در روز جزا

و نيستند آنها از آن دور شدگان‌

و چه ميدانى تو چيست روز جزا

پس چه ميدانى تو چيست روز جزا

روز كه اختيار ندارد كسى براى كسى چيزى را و كارها در آن روز با خدا است.

تفسير

خداوند متعال در اين سوره شريفه هم متعرّض اوضاع قيامت شده ميفرمايد


جلد 5 صفحه 355

وقتى كه آسمان شكافته شود براى نزول ملائكه و ستارگان فرو ريخته و پراكنده شوند و درياها بيكديگر راه پيدا كرده و يكى گردند و قبرها زير و زبر شوند و مردگان از آنها بيرون آيند در چنين وقت كه روز قيامت است هر كس هر عمل خير و شرّى كه در زمان حيات بجا آورده و هر اثر خوب و بدى كه از اعمال او بعد از مرگ باقى مانده ميداند و در نامه اعمال خود ميبيند چون هر كس سنّت خوبى از خود باقى گذارد هر كس بآن عمل نمايد ثوابش باو ميرسد و هر كس سنّت بدى بگذارد هر كس بآن عمل نمايد گناهش بعهده او است و از ثواب و گناه عمل كنندگان چيزى كم نميشود و پس از اين خداوند خطاب به بنى آدم فرموده كه اى انسان چه چيز فريب داد تو را كه مأمون شدى از عذاب الهى و معصيت نمودى خداوند بخشنده بدون غرض و عوض را و اختيار كريم از بين اوصاف الهى ظاهرا براى اشاره بعلّت قبح معصيت است كه كفران نعمت خداوند منعم باشد و اشعار بآنكه شيطان فريب ميدهد آدمى را كه خدا كريم است معصيت كن ميبخشد و نبايد باين مغرور شد و براى تعليم عذر خواهى از گناه و توبه است كه بنده بگويد پروردگارا اينكه من مرتكب گناه شدم براى اهانت بامر تو نبود بلكه براى اميدوارى بكرم تو بود و در مجمع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده كه چون تلاوت نمود اين آيه را فرمود مغرور نمود او را جهلش و آن خداوند كريم آن چنان قادر حكيمى است كه خلق فرمود تو را راست و درست داراى اعضاء سليم و آماده براى منافع مستقيم پس معتدل و متناسب فرمود اجزاء و اعضاء تو را با يكديگر براى حسن منظر و مزيد انتفاع و قيام باعتدال و عدّلك بتشديد نيز قرائت شده و برحسب معنى تفاوتى ندارد و بهر صورت و شكل و شمائلى كه خواست و پسنديد و مصلحت ديد تو را تركيب و خلق فرمود يعنى بهترين صورتها را براى تو اختيار نمود يا تو را بهر صورتى كه خواست از صور آباء و امّهاتت در آورد چنانچه از حديثى كه در مجمع از امام رضا عليه السّلام نقل نموده استفاده ميشود و در هر حال كلمه ما زائده است و در مجمع از امام صادق (ع) و قمّى ره نقل فرموده كه اگر ميخواست تركيب كرده بود تو را بر غير اين صورت و ظاهرا مراد آنست كه اگر ميخواست ميتوانست‌


جلد 5 صفحه 356

تو را بصورت حيوان در آورد ولى باحسان خود تو را با حسن تقويم در آورد نبايد مغرور بكرم خدا شد و معصيت نمود بلى سبب اصلى معصيت شما آنست كه منكر روز جزا يا دين اسلاميد و همانا بر شما نگهبانانى هستند كه ضبط اعمال شما را مينمايند از جنس ملائكه كه گرامى و مكرّمند نزد خدا و نويسندگانند اعمال بندگان را از خير و شرّ و فيض ره نقل فرموده كه آنها دو ملكى هستند كه موكّلند بر افراد انسان مبادرت مينمايند بنوشتن حسنات و تأنّى ميكنند در نوشتن سيّئات شايد گناهكاران توبه و استغفار نمايند و در كافى از امام كاظم عليه السّلام نقل نموده كه چون بنده قصد كار خوب كند نفس او خوشبو بيرون آيد پس ملك موكّل دست راست بملك موكّل دست چپ ميگويد صبر كن اين بنده قصد كار خوب كرده و چون آن كار را بجا آورد زبان او قلم او و مركّب او آب دهانش ميباشد پس مينويسد براى او و چون قصد كار بد نمايد نفس او بد بو بيرون آيد پس ملك موكّل دست چپ بملك موكّل دست راست ميگويد صبر كن اين قصد كار بد كرده و چون آن كار را بجا آورد زبان او قلم او است و مركّبش آب دهنش پس مينويسد براى او حقير عرض ميكنم امر بصبر شايد براى ذهاب سيّئات بحسنات و حسنات بسيّئات باشد و گفته شده اينكه خداوند آنها را كرام خوانده براى آنست كه كار خوب را نوشته و بالا ميبرند و بر خدا عرضه ميدارند ولى كار بد را عرضه نميدارند و ميگويند خدايا تو ستّار العيوبى و بندگانت را بآن امر فرمودى و علام الغيوبى حاجت باظهار ما ندارى و براى اين كرام الكاتبين خوانده شده‌اند و آنها ميدانند آنچه را بندگان بجا ميآورند و فراموش نميكنند و از روى دانش و علم ثبت مينمايند و در احتجاج از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه پرسيدند خداوند كه خود عالم السّرّ و الخفيّات است چرا دو ملك را مأمور بنوشتن اعمال بندگان فرموده فرمود خداوند آنها را بعبادت خود وادار فرموده بارجاع اين امر و قرار داده گواهان بر اعمال بندگان تا مردم بيشتر مواظب بر طاعت و محترز از معصيت باشند براى آنكه ميدانند دو ملك ملازم آنانند و شهادت ميدهند نزد خدا بر نفع يا ضرر آنها و چه بسيار كه اراده گناه ميكنند و چون بياد آن دو ميآيند ترك مينمايند و ميگويند خدا


جلد 5 صفحه 357

ميبيند و ملائكه شهادت ميدهند اين خلاصه روايت بود كه ذكر شد اينها همه براى آنست كه روز قيامت تكليف نيكوكاران معلوم باشد كه مستحق نعيم جاودانند و بايد ببهشت بروند و تكليف بدكاران هم معلوم باشد كه مستحق عذابند و بايد بجهنّم بروند و در آن فرود آيند و بسوزند و چون روى سخن با كفّار مكه است كه منكر معاد بودند ميفرمايد كه هيچ وقت از جهنّم غائب نميشوند و بيرون نميآيند و بعضى گفته‌اند مراد آنست كه قبل از ورود در جهنّم هم از آن غائب نيستند چون باد گرم آن در قبر هم بر آنها ميوزد و براى تشديد اهوال و تعظيم احوال و تكثير احمال و اثقال آن روز خداوند مكرّر فرموده چه ميدانى چه روزى است روز جزا و حقّا هم نميتوان حقيقت آن روز و كيفيّت اوضاع آنرا بدست آورد از قيامت خبرى ميشنوى دستى از دور بر آتش دارى هيچ كس در آن روز نميتواند براى كسى كارى انجام دهد و اختيار امرى را نمايد تمام اختيارات آن روز با خدا است ألان هم همين طور است نهايت آنكه بنظر ميآيد بعضى حاكمند و اختيار بعضى از امور را دارند آن روز اين هم نيست فقط شفاعت است آن هم بايد با اذن خدا باشد چنانچه از روايت مجمع از امام باقر عليه السّلام استفاده ميشود كه زمام امور هميشه بدست خدا بوده و هست و خواهد بود ولى آن روز حكّام ظاهرى هم از بين ميروند و باقى نميماند حاكمى جز خدا در ثواب الاعمال و مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه سوره اذا السّماء انفطرت و اذا السّماء انشقّت را بخواند و در نماز واجب و مستحبّ نصب العين خود قرار دهد خداوند تمام حوائج او را بر آورد و حاجزى بين او و خدا باقى نماند و هميشه او ناظر بخدا و خدا ناظر باو باشد تا از حساب فارغ شود و الحمد للّه رب العالمين و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّاهرين.


جلد 5 صفحه 358

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


عَلِمَت‌ نَفس‌ٌ ما قَدَّمَت‌ وَ أَخَّرَت‌ «5»

جزاء اذا ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ موقع‌ ‌هر‌ نفسي‌ ميداند و ‌بر‌ ‌او‌ معلوم‌ ميشود آنچه‌ پيش‌ فرستاده‌ و آنچه‌ وا گذاشته‌.

(عَلِمَت‌ نَفس‌ٌ) ‌يعني‌ ‌کل‌ نفس‌ فرداي‌ قيامت‌ ‌که‌ ميفرمايد: وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا

جلد 18 - صفحه 23

حاضِراً كهف‌ ‌آيه‌ 49. و ميفرمايد: يَوم‌َ تُبلَي‌ السَّرائِرُ طارق‌ آيه 9. ‌بر‌ ‌او‌ معلوم‌ ميشود:

(ما قَدَّمَت‌) ‌که‌ پيش‌ ‌از‌ مردن‌ پيش‌ فرستاده‌ چه‌ اعمال‌ خير ‌باشد‌ ‌از‌ ايمان‌ و اخلاق‌ فاضله‌ و اعمال‌ صالحه‌، و چه‌ اعمال‌ شر ‌باشد‌ ‌از‌ كفر و شرك‌ و ضلالت‌ و صفات‌ خبيثه‌ و اعمال‌ سيئه‌ كوچك‌ و بزرگ‌ ‌آن‌ ‌که‌ ميفرمايد: فَمَن‌ يَعمَل‌ مِثقال‌َ ذَرَّةٍ خَيراً يَرَه‌ُ وَ مَن‌ يَعمَل‌ مِثقال‌َ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه‌ُ زلزال‌ ‌آيه‌ 7 و 8.

(وَ أَخَّرَت‌) و آنچه‌ گذاشت‌ و رفت‌ ‌از‌ سنت‌ حسنه‌ ‌ يا ‌ سنت‌ سيئه‌ ‌که‌ ‌در‌ حديث‌ ‌است‌ ‌که‌ فرمود:

(‌من‌ سن‌ّ سنة حسنة ‌کان‌ ‌له‌ أجرها و اجر ‌من‌ عمل‌ بها ‌من‌ ‌غير‌ ‌ان‌ ينقص‌ ‌من‌ اجورهم‌ شيئا، و ‌من‌ سن‌ سنة سيئة ‌کان‌ ‌له‌ وزرها و وزر ‌من‌ عمل‌ بها ‌من‌ ‌غير‌ ‌أن‌ ينقض‌ ‌من‌ أوزارهم‌ شيئا)

بلكه‌ ‌در‌ حديث‌ ‌از‌ پيغمبر اكرم‌ ‌است‌ ‌که‌ فرمود:

(‌من‌ سن‌ سنة حسنة ‌کان‌ ‌له‌ اجرها و اجر ‌من‌ عمل‌ بها ‌الي‌ يوم القيامة. و ‌من‌ سن‌ سنة سيئة ‌کان‌ ‌له‌ وزرها و وزر ‌من‌ عمل‌ بها ‌الي‌ يوم القيامة)

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 5)- و بعد از ذکر این نشانه‌ها که قبل از رستاخیز و بعد از آن صورت می‌گیرد، سخن نهائی را چنین بیان می‌کند: در آن زمان «هر کس می‌داند آنچه را که از پیش فرستاده و آنچه را برای بعد گذاشته است» (علمت نفس ما قدمت و اخرت).

آری! آن روز حجابها کنار می‌رود، پرده‌های غرور و غفلت دریده می‌شود، و حقایق جهان عریان و آشکار می‌گردد، آنجاست که انسان تمامی اعمال خود را می‌بیند و از نیک و بد آن آگاه می‌شود، چه اعمالی را که از قبل فرستاده، و چه کارهائی که آثارش بعد از او در دنیا باقی مانده مانند خیرات و صدقات جاریه، و بناها و آثاری که برای مقاصد رحمانی یا شیطانی ساخته، و از خود به جا نهاده است، و یا کتابها و آثار علمی و غیر علمی که برای مقاصد نیک و بد تحریر یافته، و بعد از او مورد بهره‌برداری دیگران قرار گرفته است، همچنین سنتهای نیک و بد که اقوامی را به دنبال خود کشانیده.

اینها نمونه‌هائی است از کارهائی که نتایجش بعد از انسان به او می‌رسد و مصداق «اخّرت» در آیه فوق است.

در حدیثی از امام صادق علیه السّلام می‌خوانیم: «بعد از مرگ انسان، پرونده اعمال او بسته می‌شود، و اجر و پاداشی به او نمی‌رسد مگر از سه طریق (و در روایت دیگری این امور شش چیز شمرده شده:) بناها و اشیاء مفیدی که برای استفاده مردم از خود به یادگار گذارده، فرزند صالح، قرآنی که آن را تلاوت می‌کند، چاهی که حفر کرده، درختی که غرس نموده، تهیه آب، و سنّت حسنه‌ای که بعد از او باقی می‌ماند و مورد توجه قرار می‌گیرد.»

نکات آیه

۱ - قیامت روز آگاهى هر انسان، به کردار دنیایى و آثار به جاى مانده از خویش (علمت نفس ما قدّمت و أخّرت) «ماقدّمت» - در یک احتمال - ناظر به کردارى است که انسان خود، آن را انجام داده است. در مقابل مراد از «ماأخّرت» سنت هاى روا و ناروایى است که انسان پس از خود، به جاى گذاشته و آثار و تبعات آن براى او ثبت شده است و در روز قیامت با آن مواجه خواهد شد.

۲ - برپایى قیامت و پى بردن به کردارها و بازتاب اخروى آن، در گرو پیدایش حوادثى تحوّل آفرین در نظام جهان (إذا السماء ... و إذا ... و إذا ... و إذا ... علمت نفس ما قدّمت و أخّرت) جمله «علمت نفس ...» جزاى شرط هایى است که در آیات پیشین تکرار شده است.

۳ - حاضران صحنه قیامت، داراى قدرت درک و شناخت (علمت نفس)

۴ - تمام کردارهاى انسان، ثبت شده و محفوظ مى ماند. (علمت نفس ما قدّمت و أخّرت)

۵ - انسان در دنیا، پیش فرستنده دستاورد خویش و ذخیره سازنده آن براى صحنه حسابرسى اعمال (علمت نفس ما قدّمت)

۶ - انسان در برابر کردار خویش و بازتاب آن، حتى آنچه پس از مرگ او پدیدار مى گردد، مسؤول است. (علمت نفس ما ... أخّرت)

۷ - کردارهاى دنیایى انسان، در قیامت کارساز و تعیین کننده فرجام اخروى او است. (علمت نفس ما قدّمت و أخّرت) خبر از علم انسان به کردار خود در قیامت، هشدار به بازتاب اخروى آن کردارها است.

۸ - قیامت، روز توجّه انسان به توانمندى ها و فرصت هاى از دست رفته خویش (علمت نفس ما ... أخّرت) «ما ... أخّرت» - در یک احتمال - ناظر به کردارى است که انسان، آن را با امروز و فردا کردن، به تأخیر مى اندازد و فرصت را از دست مى دهد. او در قیامت متوجه چنین خسارت هایى شده، بر آن افسوس خواهد خورد.

۹ - بى توجّهى به فرصت هاى مناسب و از کف دادن آنها، امرى ناپسند و مایه افسوس خوردن بر آن در آخرت (علمت نفس ما ... أخّرت) بیان آگاهى به آنچه از دست رفته (ما أخّرت)، نظر به ندامتى دارد که پس از آگاهى پیدا مى شود; زیرا آیه شریفه در مقام هشدار است و صرف «آگاه شدن از چیزى» هشدار نمى خواهد.

موضوعات مرتبط

  • آفرینش: آثار تحول در نظام آفرینش ۲
  • انسان: انسان ها در قیامت ۳; توشه اخروى انسان ۵; فهم اخروى انسان ها ۳; محدوده مسؤولیت انسان ۶
  • حسرت: زمینه حسرت اخروى ۹
  • عمل: آثار اخروى عمل ۵، ۶، ۷; آثار دنیوى عمل ۱; بقاى عمل ۴; ثبت عمل ۴; حسابرسى اخروى عمل ۵; عمل ناپسند ۹; مسؤول عمل ۶
  • فرجام: عوامل مؤثر در فرجام اخروى ۷
  • فرصت: آثار تضییع فرصت ۹; تضییع فرصت ۸
  • قیامت: زمینه قیامت ۲; علم به عمل در قیامت ۱، ۲; ویژگیهاى قیامت ۱، ۸

منابع

  1. تفسیر على بن ابراهیم.