الإنفطار ٦

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است؟!

اى انسان! چيست كه تو را در برابر پروردگار كريمت مغرور ساخته

اى انسان، چه چيز تو را در باره پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته؟

ای انسان، چه باعث شد که به خدای کریم بزرگوار خود مغرور گشتی (و نافرمانی او کردی).

ای انسان! چه چیزی تو را به پروردگار بزرگوارت مغرور کرده است؟

اى آدمى، چه چيز تو را به پروردگار كريمت مغرور كرده است؟

هان ای انسان چه چیزی تو را در حق پروردگار بخشنده‌ات غره کرد؟

اى آدمى، چه چيز تو را به پروردگار بزرگوارت- بخشنده و نيكوكارت- بفريفت؟!

ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است و در حق او گولت زده است (که چنان بی‌باکانه نافرمانی می‌کنی و خود را به گناهان آلوده می‌سازی؟!).

هان ای انسان! چه چیز تو را به پروردگار کریمت مغرور ساخت‌؟

ای انسان چه چیزت فریفت (یا چه فریفته تو را) به پروردگار کریمت‌


الإنفطار ٥ آیه ٦ الإنفطار ٧
سوره : سوره الإنفطار
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مَا غَرَّکَ»: چه چیز تو را فریفته است؟ چه چیز مغرورت ساخته است؟ این پرسش، بیانگر تهدید شدیدی، و در عین حال توأم با نوعی لطف و محبّت است. «الْکَرِیمِ»: عظیم. بزگوار (نگا: المراغی).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

این آیه درباره اسود بن کلدة الجمحى نازل گردیده که خیال سوء قصد نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله داشته است ولى نتوانست منظور خویش را عملى سازد و خداوند هم او را در این خیال سوء مورد مؤاخذه قرار نداد و درباره او این آیة نازل گردید و نیز گویند: درباره ولید بن مغیرة نازل شده و همچنین گویند: آیه مزبور براى جمیع کفار عمومیت خواهد داشت.]

عکرمه گوید: این آیه درباره أبی بن خلف نازل شده است.]

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ «6» الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ «7» فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ «8» كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ «9» وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ «10» كِراماً كاتِبِينَ «11» يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ «12»

جلد 10 - صفحه 407

اى انسان! چه چيز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور و فريب داده است؟ همان كه تو را آفريد و (اندامت را) استوار ساخت و متعادل كرد. و به هر صورت كه خواست، تو را تركيب كرد. با اين همه، (شما روز) جزا را دروغ مى‌پنداريد. در حالى كه قطعاً بر شما نگهبانانى (از فرشتگان) گمارده شده‌اند. نويسندگانى بزرگوار، كه به آنچه انجام مى‌دهيد آگاهند.

نکته ها

«غر» از «غرور» به معناى غفلت، فريب و مغرور، «سواك» به معناى استوارى و استقامت و دورى از اعوجاج است و «فَعَدَلَكَ» بيانگر تعادل و توازن ميان اعضا و جوارح انسان است.

به عمل خود تكيه كنيد نه بر كرم خداوند، انبيا از كرم خدا آگاه بودند امّا اهل عمل بودند.

خداوند كريم است: «بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ» فرشتگان مأمور او كريم‌اند: «كِراماً كاتِبِينَ» رسولان او كريم‌اند: «رَسُولٍ كَرِيمٍ» «1» كتاب او كريم است: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ» «2» و پاداش او كريمانه است. «أَجْرٍ كَرِيمٍ» «3»

خداوند كريم است؛ هم گناهان را مى‌بخشد، هم عيب‌ها را مى‌پوشاند و هم پاداش را چند برابر مى‌دهد.

پیام ها

1- انسان، موجودى غافل و فريب خورده است و خود را از عواقب كار و قهر خدا در امان مى‌پندارد. «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ»

2- چرا انسان با آن همه نياز و ضعف، مغرور باشد؟ «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ»

3- بدترين نوع كبر و غرور، آن است كه در برابر پروردگار كريم و هستى بخش باشد. «غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ الَّذِي خَلَقَكَ»

4- غرور و غفلت انسان، سوء استفاده از لطف و كرم و پرده‌پوشى خداست. «ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ»


«1». حاقّه، 40.

«2». واقعه، 77.

«3». يس، 11.

جلد 10 - صفحه 408

5- لطف و كرم ابتدايى خدا تنها نسبت به مؤمنان نيست، بلكه نسبت به همه انسان‌هاست. يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ‌ .... بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ‌

6- غرور انسان، بيانگر غفلت او از نعمت‌هاى الهى و عظمت آفريدگار است. «ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ»

7- درمان غرور، توجّه به الطاف كريمانه است. الْكَرِيمِ‌ ... خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ‌

8- آفرينش، نشانه قدرت، «خَلَقَكَ» تسويه، نشانه حكمت، «فَسَوَّاكَ» و اعتدال، دليل علم او به تمام نيازهاست. «فَعَدَلَكَ»

9- آفرينش انسان و هماهنگى و تعادل ميان اعضاى او، جلوه‌اى از كرم خداوند است. «الْكَرِيمِ الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ»

10- تنوّع شكل و قيافه انسان‌ها، براساس خواستِ حكيمانه خداوند است. «فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ»

11- براى شكستن غرور، بايد نعمت‌هاى الهى را پى‌درپى گوشزد كرد. «خَلَقَكَ‌، فَسَوَّاكَ‌، فَعَدَلَكَ‌، رَكَّبَكَ»

12- آنكه در دنيا تو را آفريد، در آخرت نيز تو را خلق مى‌كند، پس تكذيب چرا؟

«كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ»

13- كسى كه به دنيا مغرور شود، آخرت را انكار مى‌كند. «غَرَّكَ‌- تُكَذِّبُونَ»

14- گرچه شما قيامت را منكر مى‌شويد، ولى فرشتگان كار خود را انجام مى‌دهند. تُكَذِّبُونَ‌ ... إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ‌

15- فرشتگان متعدّد، مسئول حفظ و حراست از انسان‌ها هستند. «لَحافِظِينَ»

16- فرشتگان، مسئول ثبت و ضبط كارهاى انسانند. «كِراماً كاتِبِينَ»

17- فرشتگانِ مراقب، در ثبت اعمال برخوردى كريمانه دارند. «كِراماً كاتِبِينَ»

18- فرشتگان هم متعدّدند، هم تيزبين و هم ريزبين. «يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ»

19- توجّه به ثبت اعمال توسط فرشتگان معصوم، سبب حيا و تقواى انسان مى‌شود. «يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ»

تفسير نور(10جلدى)، ج‌10، ص: 409

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ «6»

يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ‌: خطاب متوجه به نوع انسان. ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ‌:

چه چيز مغرور ساخت تو را به پروردگار بزرگوار خود كه كافر شدى و عصيان نمودى.

تنبيه- آيه را اشاراتى است: 1- ذكر كرم جهت مبالغه است در منع از اغترار. چه محض كرم، مقتضى اهمال ظالم و تسويه دوست و دشمن و مطيع و عاصى نيست. چه جاى آنكه صفت قهر و انتقام به آن منضم شود. 2- اشعار است به آنچه شيطان انسان را به آن مغرور ساخته و به او گويد آنچه مى‌خواهى بكن كه پروردگار كريم و رحيم است. هيچ كس را عذاب نكند و به عقوبت عجله ننمايد. 3- دال است بر آنكه كثرت كرم او موجب و مستدعى كوشش است در طاعت. نه انهماك در معصيت او به جهت غرور به كرم سبحانى يعنى فضل و عنايت منعم حقيقى به انعام و افضال موجب سپاسدارى و شكرگزارى او خواهد بود نه آنكه به عكس باعث بر كفران و حق ناشناسى گردد. و البته اين طريق، غايت جهل و خلاف وجدان خواهد بود و لذا حضرت رسالت وقتى اين آيه تلاوت نمود، فرمود: غرّ جهله: مغرور ساخت او را نادانى‌


«1» منهج الصادقين، (چ سوم اسلاميه) ج 10 ص 170.

جلد 14 - صفحه 85

و جهالت او.

از ابن مسعود منقول است كه ما منكم من احد الّا سيخلو اللّه به يوم القيامة فيقول يابن آدم ما غرّك بى؟ يابن آدم ما ذا عملت فيما علمت؟ يابن آدم ما ذا اجبت المرسلين: نباشد از شما كسى مگر كه حق سبحانه در روز قيامت در خفيه او را گويد اى فرزند آدم چه چيز تو را مغرور ساخت به من و چه كردى به آنچه دانستى و چه جواب دادى پيغمبران را؟ «1» حاصل آيه: خطاب فرمايد عموم بندگان را كه اى آدمى چه چيز مغرور ساخت تو را تا عاصى شدى به پروردگار خود و دلير گشتى به نافرمانى او.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ «1» وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ «2» وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ «3» وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ «4»

عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ «5» يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ «6» الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ «7» فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ «8» كَلاَّ بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ «9»

وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ «10» كِراماً كاتِبِينَ «11» يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ «12» إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ «13» وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ «14»

يَصْلَوْنَها يَوْمَ الدِّينِ «15» وَ ما هُمْ عَنْها بِغائِبِينَ «16» وَ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ «17» ثُمَّ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ «18» يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ «19»

ترجمه‌

هنگاميكه آسمان شكافته شود

و هنگاميكه ستارگان فرو ريخته و پراكنده شوند

و هنگاميكه درياها بهم راه يافته يكى گردد

و هنگاميكه قبرها زير و زبر گردد

خواهد دانست هر كس از اعمال خود و آثار آنها آنچه پيش فرستاده و آنچه مؤخر داشته است‌

اى انسان چه چيز فريب داد تو را بنا فرمانى پروردگار خود كه داراى جود و بخشش است‌

آنكه آفريد تو را پس راست و درست نمود تو را پس معتدل و متناسب نمود تو را

در هر صورتى كه خواست تركيب نمود تو را

نبايد مغرور بكرم خدا شد بلكه تكذيب ميكنيد جزاء را

و همانا بر شما نگهبانانى هستند

بزرگواران نويسندگان‌

ميدانند آنچه را بجا ميآوريد

همانا نيكوكاران در نعمتهاى بهشتند

و همانا بدكاران در دوزخند

وارد ميشوند در آن در روز جزا

و نيستند آنها از آن دور شدگان‌

و چه ميدانى تو چيست روز جزا

پس چه ميدانى تو چيست روز جزا

روز كه اختيار ندارد كسى براى كسى چيزى را و كارها در آن روز با خدا است.

تفسير

خداوند متعال در اين سوره شريفه هم متعرّض اوضاع قيامت شده ميفرمايد


جلد 5 صفحه 355

وقتى كه آسمان شكافته شود براى نزول ملائكه و ستارگان فرو ريخته و پراكنده شوند و درياها بيكديگر راه پيدا كرده و يكى گردند و قبرها زير و زبر شوند و مردگان از آنها بيرون آيند در چنين وقت كه روز قيامت است هر كس هر عمل خير و شرّى كه در زمان حيات بجا آورده و هر اثر خوب و بدى كه از اعمال او بعد از مرگ باقى مانده ميداند و در نامه اعمال خود ميبيند چون هر كس سنّت خوبى از خود باقى گذارد هر كس بآن عمل نمايد ثوابش باو ميرسد و هر كس سنّت بدى بگذارد هر كس بآن عمل نمايد گناهش بعهده او است و از ثواب و گناه عمل كنندگان چيزى كم نميشود و پس از اين خداوند خطاب به بنى آدم فرموده كه اى انسان چه چيز فريب داد تو را كه مأمون شدى از عذاب الهى و معصيت نمودى خداوند بخشنده بدون غرض و عوض را و اختيار كريم از بين اوصاف الهى ظاهرا براى اشاره بعلّت قبح معصيت است كه كفران نعمت خداوند منعم باشد و اشعار بآنكه شيطان فريب ميدهد آدمى را كه خدا كريم است معصيت كن ميبخشد و نبايد باين مغرور شد و براى تعليم عذر خواهى از گناه و توبه است كه بنده بگويد پروردگارا اينكه من مرتكب گناه شدم براى اهانت بامر تو نبود بلكه براى اميدوارى بكرم تو بود و در مجمع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده كه چون تلاوت نمود اين آيه را فرمود مغرور نمود او را جهلش و آن خداوند كريم آن چنان قادر حكيمى است كه خلق فرمود تو را راست و درست داراى اعضاء سليم و آماده براى منافع مستقيم پس معتدل و متناسب فرمود اجزاء و اعضاء تو را با يكديگر براى حسن منظر و مزيد انتفاع و قيام باعتدال و عدّلك بتشديد نيز قرائت شده و برحسب معنى تفاوتى ندارد و بهر صورت و شكل و شمائلى كه خواست و پسنديد و مصلحت ديد تو را تركيب و خلق فرمود يعنى بهترين صورتها را براى تو اختيار نمود يا تو را بهر صورتى كه خواست از صور آباء و امّهاتت در آورد چنانچه از حديثى كه در مجمع از امام رضا عليه السّلام نقل نموده استفاده ميشود و در هر حال كلمه ما زائده است و در مجمع از امام صادق (ع) و قمّى ره نقل فرموده كه اگر ميخواست تركيب كرده بود تو را بر غير اين صورت و ظاهرا مراد آنست كه اگر ميخواست ميتوانست‌


جلد 5 صفحه 356

تو را بصورت حيوان در آورد ولى باحسان خود تو را با حسن تقويم در آورد نبايد مغرور بكرم خدا شد و معصيت نمود بلى سبب اصلى معصيت شما آنست كه منكر روز جزا يا دين اسلاميد و همانا بر شما نگهبانانى هستند كه ضبط اعمال شما را مينمايند از جنس ملائكه كه گرامى و مكرّمند نزد خدا و نويسندگانند اعمال بندگان را از خير و شرّ و فيض ره نقل فرموده كه آنها دو ملكى هستند كه موكّلند بر افراد انسان مبادرت مينمايند بنوشتن حسنات و تأنّى ميكنند در نوشتن سيّئات شايد گناهكاران توبه و استغفار نمايند و در كافى از امام كاظم عليه السّلام نقل نموده كه چون بنده قصد كار خوب كند نفس او خوشبو بيرون آيد پس ملك موكّل دست راست بملك موكّل دست چپ ميگويد صبر كن اين بنده قصد كار خوب كرده و چون آن كار را بجا آورد زبان او قلم او و مركّب او آب دهانش ميباشد پس مينويسد براى او و چون قصد كار بد نمايد نفس او بد بو بيرون آيد پس ملك موكّل دست چپ بملك موكّل دست راست ميگويد صبر كن اين قصد كار بد كرده و چون آن كار را بجا آورد زبان او قلم او است و مركّبش آب دهنش پس مينويسد براى او حقير عرض ميكنم امر بصبر شايد براى ذهاب سيّئات بحسنات و حسنات بسيّئات باشد و گفته شده اينكه خداوند آنها را كرام خوانده براى آنست كه كار خوب را نوشته و بالا ميبرند و بر خدا عرضه ميدارند ولى كار بد را عرضه نميدارند و ميگويند خدايا تو ستّار العيوبى و بندگانت را بآن امر فرمودى و علام الغيوبى حاجت باظهار ما ندارى و براى اين كرام الكاتبين خوانده شده‌اند و آنها ميدانند آنچه را بندگان بجا ميآورند و فراموش نميكنند و از روى دانش و علم ثبت مينمايند و در احتجاج از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه پرسيدند خداوند كه خود عالم السّرّ و الخفيّات است چرا دو ملك را مأمور بنوشتن اعمال بندگان فرموده فرمود خداوند آنها را بعبادت خود وادار فرموده بارجاع اين امر و قرار داده گواهان بر اعمال بندگان تا مردم بيشتر مواظب بر طاعت و محترز از معصيت باشند براى آنكه ميدانند دو ملك ملازم آنانند و شهادت ميدهند نزد خدا بر نفع يا ضرر آنها و چه بسيار كه اراده گناه ميكنند و چون بياد آن دو ميآيند ترك مينمايند و ميگويند خدا


جلد 5 صفحه 357

ميبيند و ملائكه شهادت ميدهند اين خلاصه روايت بود كه ذكر شد اينها همه براى آنست كه روز قيامت تكليف نيكوكاران معلوم باشد كه مستحق نعيم جاودانند و بايد ببهشت بروند و تكليف بدكاران هم معلوم باشد كه مستحق عذابند و بايد بجهنّم بروند و در آن فرود آيند و بسوزند و چون روى سخن با كفّار مكه است كه منكر معاد بودند ميفرمايد كه هيچ وقت از جهنّم غائب نميشوند و بيرون نميآيند و بعضى گفته‌اند مراد آنست كه قبل از ورود در جهنّم هم از آن غائب نيستند چون باد گرم آن در قبر هم بر آنها ميوزد و براى تشديد اهوال و تعظيم احوال و تكثير احمال و اثقال آن روز خداوند مكرّر فرموده چه ميدانى چه روزى است روز جزا و حقّا هم نميتوان حقيقت آن روز و كيفيّت اوضاع آنرا بدست آورد از قيامت خبرى ميشنوى دستى از دور بر آتش دارى هيچ كس در آن روز نميتواند براى كسى كارى انجام دهد و اختيار امرى را نمايد تمام اختيارات آن روز با خدا است ألان هم همين طور است نهايت آنكه بنظر ميآيد بعضى حاكمند و اختيار بعضى از امور را دارند آن روز اين هم نيست فقط شفاعت است آن هم بايد با اذن خدا باشد چنانچه از روايت مجمع از امام باقر عليه السّلام استفاده ميشود كه زمام امور هميشه بدست خدا بوده و هست و خواهد بود ولى آن روز حكّام ظاهرى هم از بين ميروند و باقى نميماند حاكمى جز خدا در ثواب الاعمال و مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه سوره اذا السّماء انفطرت و اذا السّماء انشقّت را بخواند و در نماز واجب و مستحبّ نصب العين خود قرار دهد خداوند تمام حوائج او را بر آورد و حاجزى بين او و خدا باقى نماند و هميشه او ناظر بخدا و خدا ناظر باو باشد تا از حساب فارغ شود و الحمد للّه رب العالمين و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّاهرين.


جلد 5 صفحه 358

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


يا أَيُّهَا الإِنسان‌ُ ما غَرَّك‌َ بِرَبِّك‌َ الكَرِيم‌ِ «6»

اي‌ انسان‌ بيچاره‌ چه‌ چيز تو ‌را‌ مغرور كرد بخداي‌ تو و پروردگارت‌ ‌که‌ بتو چه‌ اندازه‌ كرم‌ فرموده‌.

دو معصيت‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌از‌ كبار معاصي‌ ‌است‌ امن‌ ‌من‌ مكر اللّه‌ و ياس‌ ‌من‌ روح‌ اللّه‌ انسان‌ بايد ‌بين‌ خوف‌ و رجاء ‌باشد‌ ‌که‌ ‌در‌ بعض‌ اخبار دارد بايد متساوي‌ ‌باشد‌ مثل‌ دو سبابه‌ نه‌ مثل‌ سبابه‌ و وسطي‌، و ‌در‌ بعض‌ ديگر دارد ‌که‌ رجاء بيشتر ‌باشد‌ ‌از‌ خوف‌.

اقول‌: سرتاسر افراد انسان‌ ‌را‌ غرور گرفته‌ اما كفار و مشركين‌ و ضالين‌ و مضلين‌ منشأ غرور ‌آنها‌ ‌ يا ‌ انكار معاد ‌است‌ ‌ يا ‌ تخيّل‌ اينكه‌ طريقه ‌آنها‌ حق‌ ‌است‌ ‌که‌ تمامش‌ ‌از‌ روي‌ جهل‌ و حماقت‌. و اما فساق‌ و فجار اهل‌ ايمان‌ منشأ غرور ‌آنها‌ ايمان‌ ‌است‌ ‌که‌ اهل‌ ايمان‌ نجات‌ پيدا ميكنند و بشفاعت‌ شفعاء و مغفرت‌ الهي‌ و عفو الهي‌ نائل‌ ميشوند لكن‌ غافل‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ هستند ‌که‌ چه‌ بسياري‌ بواسطه كثرت‌ معاصي‌ و ترك‌ واجبات‌ الهي‌ ايمان‌ ‌آنها‌ ‌از‌ دست‌ ميرود و بدون‌ ايمان‌ ‌از‌ دنيا ميروند چنانچه‌ امروز مشاهده‌

جلد 18 - صفحه 24

ميكنيد بالحس‌ و الوجدان‌ ‌در‌ جامعه‌ خودمان‌ ‌که‌ ‌اينکه‌ هايي‌ ‌که‌ علنا متجاهر بمعاصي‌ هستند پا بند بهيچ‌ عقيده‌اي‌ نيستند. بلي‌ ‌اگر‌ خداوند حفظ فرمود و تمام‌ صفحه‌ قلب‌ سياه‌ نشد قساوت‌ نگرفت‌ و ‌با‌ ايمان‌ ‌از‌ دنيا رفتند منشأ غرور ‌آنها‌ اميد بفضل‌ الهي‌ و ستّاريت‌ حق‌ و عفو و غفران‌ ‌او‌ و شفاعت‌ شفعاء و دعاء مؤمنين‌ و استغفار ملائكه‌ و ساير اسباب‌ مغفرت‌ ‌است‌ ميگويند:

(و غرني‌ سترك‌ المرخي‌ ‌علي‌)

(و غرني‌ عفوك‌ و مغفرتك‌ و رحمتك‌ و فضلك‌ و كرمك‌ و شفاعة ‌من‌ اذنت‌ ‌لهم‌ الشفاعة و ‌غير‌ ‌ذلک‌ ‌من‌ عناياتك‌ و ألطافك‌).

‌از‌ فضيل‌ ‌بن‌ عياض‌ ‌است‌ باو گفتند: ‌لو‌ اقامك‌ اللّه‌ يوم القيامة ‌بين‌ يديه‌ فيقول‌، ‌ما غرك‌ بربك‌ الكريم‌ ‌ما ذا كنت‌ تقول‌ ‌له‌!‌-‌ ‌قال‌: اقول‌! غرني‌ سترك‌ المرخاة، و ‌از‌ يحيي‌ ‌بن‌ معاذ ‌است‌ ‌گفت‌: ‌لو‌ اقامني‌ اللّه‌ ‌بين‌ يديه‌ ‌فقال‌: ‌ما غرك‌ بي‌! قلت‌: غرني‌ بك‌ برك‌ سالفا و آنفا: ‌از‌ بعض‌ ديگر: ‌قال‌: غرني‌ حلمك‌ و ‌از‌ بعض‌ ديگر ‌قال‌: غرني‌ كرم‌ الكريم‌ اقول‌: ممكن‌ ‌است‌ بلكه‌ بعيد نيست‌ اينكه‌ تعبير فرمود:

يا أَيُّهَا الإِنسان‌ُ ما غَرَّك‌َ بِرَبِّك‌َ الكَرِيم‌ِ تلقين‌ بندگان‌ ‌است‌ ‌که‌ بگويند كرمك‌ و الا ميفرمود: بربك‌ الجبار القهار المنتقم‌. سپس‌ خداوند بيان‌ كرم‌ ‌خود‌ ‌را‌ نسبت‌ بانسان‌ ميفرمايد و الطافي‌ ‌که‌ باو عنايت‌ فرموده‌ ميفرمايد:

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 6)- ای انسان! چه چیز تو را مغرور ساخته؟ در تعقیب آیات گذشته که پیرامون معاد سخن می‌گفت، در اینجا برای بیدار کردن انسان از خواب غفلت، و توجه او به مسؤولیتهایش در برابر خداوند، نخست او را مخاطب ساخته، و با یک

ج5، ص430

استفهام توبیخی شدید و در عین حال توأم با نوعی لطف و محبت می‌فرماید: «ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته»؟ (یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم).

به مقتضای ربوبیتش پیوسته او را در کنف حمایت خود قرار داده، و تربیت و تکامل را بر عهده گرفته، و به مقتضای کرمش او را بر سر خوان نعمت خود نشانده، و از تمام مواهب مادی و معنوی برخوردار ساخته است.

در حدیثی از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله آمده است که هنگام تلاوت این آیه فرمود: «غرّه جهله جهل و نادانیش او را مغرور و غافل ساخته است»! و از اینجا روشن می‌شود هدف این است که با تکیه بر مسأله ربوبیت و کرم خداوند غرور و غفلت و جهل انسان را در هم بشکند.

نکات آیه

۱ - انسان، هرگز نباید خود را از جانب خداوند در امان کامل بپندارد و از عواقب کارهاى خود هراسى نداشته باشد. (یأیّها الإنسن ما غرّک بربّک الکریم)

۲ - دستاویزهایى که انسان را به نافرمانى خداوند و انکار ربوبیت او بکشاند، تنها توجیهاتى فریبنده و تهى از حقیقت است. (یأیّها الإنسن ما غرّک بربّک الکریم) «غرّ»; یعنى، خدعه کرد و نیرنگ زد و به حق او را به طمع افکند (لسان العرب). «باء» در «بربّک» باء ملابست است; یعنى، در رابطه با پروردگارت. هر گاه «باء» ملابست بر اسم ذات درآید، مراد امور و شؤون آن ذات خواهد بود که در آیه شریفه - به قرینه آیات بعد - مقصود انکار و عصیان او است. بنابراین مفاد آیه این است که: چه چیز تو را درباره پروردگارت فریب داد که ربوبیت او را نپذیرفته، به نافرمانى او کشانده شدى؟!

۳ - خداوند، با پرخاش به کافران و گنه کاران، آنان را به خاطر دلگرمى به دستاویزهاى پوچ و بى باکى شگفت آورشان در برابر کفر و گناه، سرزنش کرده است. (یأیّها الإنسن ما غرّک) استفهام در «ما غرّک»، بر توبیخ همراه با تعجب دلالت دارد.

۴ - طبیعت انسان، با ایستادگى در برابر خداوند و مخالفت با او، ناسازگار است. (یأیّها الإنسن ما غرّک) توبیخ گنه کاران، همراه با به رخ کشیدن انسان بودن آنان، بیانگر نکته یاد شده است.

۵ - مخالفتِ انسان با احسان کنندگان و پرورش دهندگانش، خلاف طبیعت او و شگفت آور است. (یأیّها الإنسن ما غرّک بربّک الکریم)

۶ - خداوند، مربى و مدبر انسان ها است. (یأیّها الإنسن ... بربّک) آیه شریفه، خطاب به جنس انسان است.

۷ - خداوند، بخشنده و بخشایشگر و جامع هرگونه شرافت و فضیلت است. (بربّک الکریم) کریم (در اوصاف خداوند); یعنى، داراى جود و عطاى بى پایان و جامع انواع خیر و شرف و فضل (نهایه ابن اثیر). برخى آن را به معناى «صفوح» (کسى که از خطاى دیگران بسیار چشم پوشى مى کند) مى دانند. (مقاییس اللغة)

۸ - خداوند، به دلیل رفتار مدبرانه و کریمانه با انسان، سزاوار اطاعت و ترک گستاخى و بى پروایى در برابر او است. (ما غرّک بربّک الکریم)

۹ - توجّه انسان به وابستگى اش در رشد، تربیت و نعمت ها به خداوند، مانع کفر او و زمینه ساز فریفته نشدن به آنچه مایه بى پروایى، در برابر گناه مى گردد. (ما غرّک بربّک الکریم)

۱۰ - بخشودن خطاها و بخشیدن عطاها، شیوه خداوند براى رشد و تربیت انسان ها است. (بربّک الکریم) «الکریم» وصفى است که «ربّک» را توضیح داده و گوشه اى از ربوبیت خداوند را برجسته کرده است.

۱۱ - «کریم»، از اسماى خداوند (بربّک الکریم)

۱۲ - کفران نعمت، از کسى که از کرم (جود و عفو) خداوند برخوردار است، دور از انتظار و سرزنش بار است. (یأیّها الإنسن ما غرّک بربّک الکریم)

موضوعات مرتبط

  • اسماء و صفات: کریم ۱۱
  • اطاعت: دلایل اطاعت از خدا ۸
  • انسان: فطریات انسان ۴، ۵; مدبر انسان ها ۶; مربى انسان ها ۶
  • تربیت: روش تربیت ۱۰
  • ترس: اهمیت ترس از خدا ۱
  • تکامل: روش تکامل ۱۰
  • خدا: آثار تدبیر خدا ۸; آثار عطایاى خدا ۱۰; آمرزشهاى خدا ۷; آثار کرامت خدا ۸; افعال خدا ۶، ۱۰; توجیه تکذیب خدا ۲; سرزنشهاى خدا ۳; کرامت خدا ۷; نقش خدا ۹
  • خطا: عفو از خطا ۱۰
  • ذکر: آثار ذکر منشأ تربیت ۹; آثار ذکر منشأ تکامل ۹; آثار ذکر نعمتهاى خدا ۹
  • عصیان: اجتناب از عصیان خدا ۸; توجیه عصیان از خدا ۲; شگفتى عصیان از خدا ۵; عصیان از خدا ۴; موانع عصیان ۹
  • عفو خدا: مشمولان عفو خدا ۱۲
  • کافران: سرزنش کافران ۳
  • کفر: موانع کفر ۹
  • کفران: سرزنش کفران نعمت ۱۲
  • گناهکاران: سرزنش گناهکاران ۳
  • هوشیارى: زمینه هوشیارى ۹

منابع

  1. تفسیر کشف الاسرار.
  2. تفسیر ابن ابى حاتم.