الإنفطار ٤

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و آن زمان که قبرها زیر و رو گردد (و مردگان خارج شوند)،

و آن‌گاه كه قبرها زير و رو شوند

و آنگاه كه گورها زير و زبر شوند،

و هنگامی که قبرها زیر و رو شود (و خلایق از آنها بر انگیخته شوند).

و هنگامی که قبرها زیر و رو شوند،

و آنگاه كه قبرها زير و زبر گردند،

و چون گورها زیر و زبر شود

و آنگاه كه گورها زير و زبر گردند- تا مردگان زنده بيرون آيند-،

و هنگامی که گورها زیر و رو می‌گردند (و مردگان زنده می‌شوند و بیرون می‌آیند و برای حساب آماده می‌شوند).

و هنگامی که گورها (زیر و زبر و) انگیخته شوند.

و گاهی که گورها برانگیخته شود


الإنفطار ٣ آیه ٤ الإنفطار ٥
سوره : سوره الإنفطار
نزول : ١ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«بُعْثِرَتْ»: زیر و رو گردانده شد. پراکنده و گشوده گردانده شد.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ «1» وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ «2» وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ «3» وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ «4» عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ «5»

آنگاه كه آسمان شكافته شود. و آنگاه كه ستارگان پراكنده شوند. و آنگاه كه درياها گشوده و به هم راه يابند. و آنگاه كه قبرها زيرورو گردد. (در آن زمان) هر كس مى‌داند، آنچه از پيش فرستاده و آنچه براى بعد گذاشته است.

نکته ها

«انفطار» به معناى شكافته شدن است، «فطر» و «افطار» نيز به همين معناست، زيرا روزه با غذا خوردن مى‌شكافد. «انفطار» و «انشقاق» به يك معناست، لكن در انفطار بعد از شكافتن به چيزى مى‌رسيم، بر خلاف انشقاق، چنانكه عرب در حفر قنات مى‌گويد:

«فطرتُ» چون بعد از شكافتن زمين، به آب مى‌رسد.

«انتثار» به معناى پراكندگى است و به چيزى كه بر سر عروس مى‌ريزند، نثار گويند.

«فجر» به معناى بروز شكاف و باز شدن راه است و «تفجير»، بيانگر عظمت و شدّت شكافته شدن كوههاست.

در كلمه‌ «بُعْثِرَ» هم معناى «بعث» (به پا خواستن) است و هم معناى «ثور» (دگرگون شدن)، لذا راغب در مفردات گفته است كه بعيد نيست فعل‌ «بُعْثِرَ» مركّب از اين دو فعل باشد، يعنى زير و رو شدن خاك‌ها و برپاخاستن مردگان.

جلد 10 - صفحه 406

پيوند ميان آسمان و زمين و دريا و خشكى به گونه‌اى است كه هرگاه نظام يكى از آنها به هم بخورد، نظام همه چيز به هم مى‌خورد.

پیام ها

1- نظام حاكم بر آسمان و زمين به دست خداست و هرگاه او بخواهد تغيير مى‌كند. «إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ»

2- معاد جسمانى است و مردگان از قبر برمى‌خيزند. «إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ»

3- به هم ريختن نظام هستى، مقدّمه رستاخيز و رستاخيز، براى حساب و كتاب و جزاى اعمال انسان‌هاست. عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ‌ ...

4- در قيامت ظرفيّت انسان توسعه مى‌يابد و همه كارهاى گذشته را به ياد مى‌آورد. «عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ»

5- انسان، هم بايد به فكر گذشته خود باشد، تا اگر خلافى كرده توبه كند و هم به فكر پس از مرگ خود باشد تا يادگار خوبى از خود بجاى گذارد. «ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ»

6- در قيامت، انسان هم به آنچه عمل كرده آگاه مى‌شود و هم به آثار خوب يا بد اعمال خود. «ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ»

7- در قيامت، انسان به كارهايى كه مى‌توانسته بكند و به تأخير انداخته و انجام نداده پى مى‌برد. عَلِمَتْ‌ ... ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ‌ و شايد مراد از «اخّرت» كارهايى است كه بازدهى آن پس از مرگ به ايشان مى‌رسد. مانند تأليف كتاب يا بناى فساد.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ «4»

وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ‌: و آنگاه كه قبرها زير و زبر كرده شود. يعنى‌


«1». منهج الصادقين، چ سوم اسلاميه، ج 10، ص 169.

«2». منهج الصادقين، چ سوم اسلاميه، ج 10، ص 169.

جلد 14 - صفحه 83

خاك‌هاى آنها را منقلب و باطن آنها را ظاهر گردانند تا همه مدفونات از اموات و غير آن ظاهر گردد، پس همه مردگان زنده شوند.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ «1» وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ «2» وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ «3» وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ «4»

عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ «5» يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ «6» الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ «7» فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ «8» كَلاَّ بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ «9»

وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ «10» كِراماً كاتِبِينَ «11» يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ «12» إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ «13» وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ «14»

يَصْلَوْنَها يَوْمَ الدِّينِ «15» وَ ما هُمْ عَنْها بِغائِبِينَ «16» وَ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ «17» ثُمَّ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ «18» يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ «19»

ترجمه‌

هنگاميكه آسمان شكافته شود

و هنگاميكه ستارگان فرو ريخته و پراكنده شوند

و هنگاميكه درياها بهم راه يافته يكى گردد

و هنگاميكه قبرها زير و زبر گردد

خواهد دانست هر كس از اعمال خود و آثار آنها آنچه پيش فرستاده و آنچه مؤخر داشته است‌

اى انسان چه چيز فريب داد تو را بنا فرمانى پروردگار خود كه داراى جود و بخشش است‌

آنكه آفريد تو را پس راست و درست نمود تو را پس معتدل و متناسب نمود تو را

در هر صورتى كه خواست تركيب نمود تو را

نبايد مغرور بكرم خدا شد بلكه تكذيب ميكنيد جزاء را

و همانا بر شما نگهبانانى هستند

بزرگواران نويسندگان‌

ميدانند آنچه را بجا ميآوريد

همانا نيكوكاران در نعمتهاى بهشتند

و همانا بدكاران در دوزخند

وارد ميشوند در آن در روز جزا

و نيستند آنها از آن دور شدگان‌

و چه ميدانى تو چيست روز جزا

پس چه ميدانى تو چيست روز جزا

روز كه اختيار ندارد كسى براى كسى چيزى را و كارها در آن روز با خدا است.

تفسير

خداوند متعال در اين سوره شريفه هم متعرّض اوضاع قيامت شده ميفرمايد


جلد 5 صفحه 355

وقتى كه آسمان شكافته شود براى نزول ملائكه و ستارگان فرو ريخته و پراكنده شوند و درياها بيكديگر راه پيدا كرده و يكى گردند و قبرها زير و زبر شوند و مردگان از آنها بيرون آيند در چنين وقت كه روز قيامت است هر كس هر عمل خير و شرّى كه در زمان حيات بجا آورده و هر اثر خوب و بدى كه از اعمال او بعد از مرگ باقى مانده ميداند و در نامه اعمال خود ميبيند چون هر كس سنّت خوبى از خود باقى گذارد هر كس بآن عمل نمايد ثوابش باو ميرسد و هر كس سنّت بدى بگذارد هر كس بآن عمل نمايد گناهش بعهده او است و از ثواب و گناه عمل كنندگان چيزى كم نميشود و پس از اين خداوند خطاب به بنى آدم فرموده كه اى انسان چه چيز فريب داد تو را كه مأمون شدى از عذاب الهى و معصيت نمودى خداوند بخشنده بدون غرض و عوض را و اختيار كريم از بين اوصاف الهى ظاهرا براى اشاره بعلّت قبح معصيت است كه كفران نعمت خداوند منعم باشد و اشعار بآنكه شيطان فريب ميدهد آدمى را كه خدا كريم است معصيت كن ميبخشد و نبايد باين مغرور شد و براى تعليم عذر خواهى از گناه و توبه است كه بنده بگويد پروردگارا اينكه من مرتكب گناه شدم براى اهانت بامر تو نبود بلكه براى اميدوارى بكرم تو بود و در مجمع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده كه چون تلاوت نمود اين آيه را فرمود مغرور نمود او را جهلش و آن خداوند كريم آن چنان قادر حكيمى است كه خلق فرمود تو را راست و درست داراى اعضاء سليم و آماده براى منافع مستقيم پس معتدل و متناسب فرمود اجزاء و اعضاء تو را با يكديگر براى حسن منظر و مزيد انتفاع و قيام باعتدال و عدّلك بتشديد نيز قرائت شده و برحسب معنى تفاوتى ندارد و بهر صورت و شكل و شمائلى كه خواست و پسنديد و مصلحت ديد تو را تركيب و خلق فرمود يعنى بهترين صورتها را براى تو اختيار نمود يا تو را بهر صورتى كه خواست از صور آباء و امّهاتت در آورد چنانچه از حديثى كه در مجمع از امام رضا عليه السّلام نقل نموده استفاده ميشود و در هر حال كلمه ما زائده است و در مجمع از امام صادق (ع) و قمّى ره نقل فرموده كه اگر ميخواست تركيب كرده بود تو را بر غير اين صورت و ظاهرا مراد آنست كه اگر ميخواست ميتوانست‌


جلد 5 صفحه 356

تو را بصورت حيوان در آورد ولى باحسان خود تو را با حسن تقويم در آورد نبايد مغرور بكرم خدا شد و معصيت نمود بلى سبب اصلى معصيت شما آنست كه منكر روز جزا يا دين اسلاميد و همانا بر شما نگهبانانى هستند كه ضبط اعمال شما را مينمايند از جنس ملائكه كه گرامى و مكرّمند نزد خدا و نويسندگانند اعمال بندگان را از خير و شرّ و فيض ره نقل فرموده كه آنها دو ملكى هستند كه موكّلند بر افراد انسان مبادرت مينمايند بنوشتن حسنات و تأنّى ميكنند در نوشتن سيّئات شايد گناهكاران توبه و استغفار نمايند و در كافى از امام كاظم عليه السّلام نقل نموده كه چون بنده قصد كار خوب كند نفس او خوشبو بيرون آيد پس ملك موكّل دست راست بملك موكّل دست چپ ميگويد صبر كن اين بنده قصد كار خوب كرده و چون آن كار را بجا آورد زبان او قلم او و مركّب او آب دهانش ميباشد پس مينويسد براى او و چون قصد كار بد نمايد نفس او بد بو بيرون آيد پس ملك موكّل دست چپ بملك موكّل دست راست ميگويد صبر كن اين قصد كار بد كرده و چون آن كار را بجا آورد زبان او قلم او است و مركّبش آب دهنش پس مينويسد براى او حقير عرض ميكنم امر بصبر شايد براى ذهاب سيّئات بحسنات و حسنات بسيّئات باشد و گفته شده اينكه خداوند آنها را كرام خوانده براى آنست كه كار خوب را نوشته و بالا ميبرند و بر خدا عرضه ميدارند ولى كار بد را عرضه نميدارند و ميگويند خدايا تو ستّار العيوبى و بندگانت را بآن امر فرمودى و علام الغيوبى حاجت باظهار ما ندارى و براى اين كرام الكاتبين خوانده شده‌اند و آنها ميدانند آنچه را بندگان بجا ميآورند و فراموش نميكنند و از روى دانش و علم ثبت مينمايند و در احتجاج از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه پرسيدند خداوند كه خود عالم السّرّ و الخفيّات است چرا دو ملك را مأمور بنوشتن اعمال بندگان فرموده فرمود خداوند آنها را بعبادت خود وادار فرموده بارجاع اين امر و قرار داده گواهان بر اعمال بندگان تا مردم بيشتر مواظب بر طاعت و محترز از معصيت باشند براى آنكه ميدانند دو ملك ملازم آنانند و شهادت ميدهند نزد خدا بر نفع يا ضرر آنها و چه بسيار كه اراده گناه ميكنند و چون بياد آن دو ميآيند ترك مينمايند و ميگويند خدا


جلد 5 صفحه 357

ميبيند و ملائكه شهادت ميدهند اين خلاصه روايت بود كه ذكر شد اينها همه براى آنست كه روز قيامت تكليف نيكوكاران معلوم باشد كه مستحق نعيم جاودانند و بايد ببهشت بروند و تكليف بدكاران هم معلوم باشد كه مستحق عذابند و بايد بجهنّم بروند و در آن فرود آيند و بسوزند و چون روى سخن با كفّار مكه است كه منكر معاد بودند ميفرمايد كه هيچ وقت از جهنّم غائب نميشوند و بيرون نميآيند و بعضى گفته‌اند مراد آنست كه قبل از ورود در جهنّم هم از آن غائب نيستند چون باد گرم آن در قبر هم بر آنها ميوزد و براى تشديد اهوال و تعظيم احوال و تكثير احمال و اثقال آن روز خداوند مكرّر فرموده چه ميدانى چه روزى است روز جزا و حقّا هم نميتوان حقيقت آن روز و كيفيّت اوضاع آنرا بدست آورد از قيامت خبرى ميشنوى دستى از دور بر آتش دارى هيچ كس در آن روز نميتواند براى كسى كارى انجام دهد و اختيار امرى را نمايد تمام اختيارات آن روز با خدا است ألان هم همين طور است نهايت آنكه بنظر ميآيد بعضى حاكمند و اختيار بعضى از امور را دارند آن روز اين هم نيست فقط شفاعت است آن هم بايد با اذن خدا باشد چنانچه از روايت مجمع از امام باقر عليه السّلام استفاده ميشود كه زمام امور هميشه بدست خدا بوده و هست و خواهد بود ولى آن روز حكّام ظاهرى هم از بين ميروند و باقى نميماند حاكمى جز خدا در ثواب الاعمال و مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه سوره اذا السّماء انفطرت و اذا السّماء انشقّت را بخواند و در نماز واجب و مستحبّ نصب العين خود قرار دهد خداوند تمام حوائج او را بر آورد و حاجزى بين او و خدا باقى نماند و هميشه او ناظر بخدا و خدا ناظر باو باشد تا از حساب فارغ شود و الحمد للّه رب العالمين و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّاهرين.


جلد 5 صفحه 358

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ إِذَا القُبُورُ بُعثِرَت‌ «4»

بعثر برانگيخته‌ ميشود. ‌در‌ اينجا نسبت‌ بقبور ميدهد و ‌در‌ سوره‌ عاديات‌ نسبت‌ ‌بما‌ ‌في‌ القبور ميدهد: أَ فَلا يَعلَم‌ُ إِذا بُعثِرَ ما فِي‌ القُبُورِ ‌آيه‌ 9. بعثار قبور ظاهر شدن‌ قبر ‌است‌ ‌به‌ اينكه‌ شكاف‌ برميدارد و داخل‌ قبر كشف‌ ميشود و هويدا ميگردد، و بعثار ‌ما ‌في‌ القبور زنده‌ شدن‌ مرده‌ها و بيرون‌ آمدن‌ ‌از‌ ميان‌ قبرها ‌که‌ اولا قبر شكاف‌ پيدا ميكند و سپس‌ ‌ما ‌في‌ القبر خارج‌ ميشود.

تنبيهان‌: اول‌ اينكه‌‌-‌ انسان‌ بمجرد موت‌ روح‌ ‌آن‌ تعلق‌ ميگيرد بقالب‌ مثالي‌ ‌که‌ بدن‌ برزخي‌ ميگويند ‌ يا ‌ ‌در‌ وادي‌ ‌السلام‌ متنعم‌ ‌ يا ‌ ‌در‌ برهوت‌ معذب‌ ‌است‌ فقط بدن‌ جسماني‌ ‌در‌ قبر خاك‌ ‌شده‌ لكن‌ خداوند موقعي‌ ‌که‌ ‌اينکه‌ خاكها و استخوانهاي‌ پوسيده‌ ‌را‌ بصورت‌ بدن‌ جسماني‌ درآورد ‌آن‌ روح‌ قالب‌ مثالي‌ ‌را‌ رها ميكند و باين‌ بدن‌ جسماني‌ تعلق‌ ميگيرد انسان‌ زنده‌ ميشود و ‌از‌ گودال‌ قبر بيرون‌ ميآيد و اوضاع‌ عالم‌ ‌را‌ دگرگون‌ مشاهده‌ ميكند.

دوم‌: ‌اينکه‌ آثار قيامت‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ آيات‌ و ‌در‌ ‌اينکه‌ سوره‌ قرآني‌ بيان‌ فرموده‌ دلالت‌ دارد ‌بر‌ اينكه‌ ‌اينکه‌ اوضاع‌ فعلي‌ تمام‌ ‌براي‌ انسان‌ ‌است‌.

چنانچه‌ ميفرمايد: أَ لَم‌ تَرَوا أَن‌َّ اللّه‌َ سَخَّرَ لَكُم‌ ما فِي‌ السَّماوات‌ِ وَ ما فِي‌ الأَرض‌ِ وَ أَسبَغ‌َ عَلَيكُم‌ نِعَمَه‌ُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً .. الايه‌ لقمان‌ ‌آيه‌ 20. چون‌ امر بشر خاتمه‌ پيدا كرد تمام‌ اين‌ها ميرود و دنيا آخر ميشود و ‌اينکه‌ اوضاع‌ ‌بر‌ ‌هم‌ ميخورد و ‌اينکه‌ سفره‌ برچيده‌ ميشود و سفره‌ قيامت‌ گسترده‌ ميشود ‌آن‌ موقع‌:

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 4)- سپس در باره مرحله دوم رستاخیز و تجدید حیات جهان و تجدید حیات مردگان می‌فرماید: «و آن زمان که قبرها زیر و رو گردد» (و اذا القبور بعثرت). و مردگان بیرون آیند و برای حساب آماده شوند.

نکات آیه

۱ - قبرها هنگام برپایى قیامت، زیر و رو شده و هر چه در آن است بیرون ریخته خواهد شد. (و إذا القبور بعثرت) معناى «بعثرت»، این است که خاک قبرها زیر و رو شود و هر آنچه در آن است، پراکنده گردد. از آن جا که فعل «بعثر» متضمن معناى «بُعِثَ» و «اُثیرَ» است، بعید نیست این فعل مرکب از آن دو فعل باشد. (مفردات راغب)

۲ - دفن آخرین نسل انسان در زمین با به هم ریختن آسمان و ستارگان و زمین، فاصله چندانى نخواهد داشت. * (و إذا القبور بعثرت) تعبیر «قبر» و زیر و رو شدن خاک آن، ممکن است حاکى از این باشد که هنگام پایان یافتن دنیا و آغاز آخرت، بقایاى جسم برخى از انسان ها در قبرها باقى خواهد ماند. کلمه «القبور» - به دلیل داشتن «ال» استغراق - همه قبرهاى موجود در آن زمان را شامل مى شود. در نتیجه باید گفت این آیه، درباره سایر انسان ها - که چیزى از جسمشان باقى نمانده باشد - سخنى نگفته است.

۳ - بیرون آمدن اجساد مردگان از قبرها، پیش درآمدى بر احضار انسان ها در صحنه قیامت است. (و إذا القبور بعثرت) مراد از زیر و رو شدن قبرها - به قرینه آیه بعد - فراهم شدن مقدمات حضور انسان ها در محشر است.

۴ - قیامت، روز زنده شدن مردگان (و إذا القبور بعثرت) بیرون ریخته شدن آنچه در قبرها هست، کنایه از زنده شدن مردگان در قیامت است. تعبیر «قبر» در این آیه، ممکن است هر نقطه اى از جهان را - که از بقایاى انسان در آن اثرى باشد - شامل گردد. بنابراین، آیه شریفه، شامل تمامى انسان ها خواهد بود.

۵ - معاد، جسمانى است. (و إذا القبور بعثرت)

موضوعات مرتبط

  • آسمان: انهدام آسمان ۲
  • انسان: خروج انسان ها از قبر ۱; دفن آخرین انسان ۲; زمینه حشر اخروى انسان ها ۳
  • زمین: انهدام زمین ۲
  • ستارگان: انهدام ستارگان ۲
  • قیامت: قبرها در قیامت ۱; نشانه هاى قیامت ۱، ۲; ویژگیهاى قیامت ۴
  • مردگان: احیاى مردگان ۳، ۴
  • معاد: معاد جسمانى ۵

منابع