الإنشقاق ١٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

آری، پروردگارش نسبت به او بینا بود (و اعمالش را برای حساب ثبت کرد)!

|چرا، به راستى پروردگارش به او بينا بود

آرى، در حقيقت، پروردگارش به او بينا بود.

بلی خدا به احوال و اعمال او کاملا آگاه است.

آری، بی تردید پروردگارش نسبت به [همه امور] او بینا بود [از این جهت تمام اعمال و دست آوردش را برای پاداش و کیفر ثبت کرد.]

آرى پروردگارش او را مى‌ديده است.

آری بی‌گمان پروردگارش به [احوال‌] او بینا بود

آرى، همانا خدايش به وى- و كردارش- بينا بود.

(زهی خیال باطل!) آری که (او زنده می‌گردد و به سوی پروردگارش برمی‌گردد، و) پروردگارش او را دیده است و آگاه از (احوال و افعال و اقوال) او بوده است (و در لحظه لحظه زندگیش وی را پائیده است).

آری، همواره پروردگارش به او بینا بود.

بلکه پروردگار او است بدو بینا


الإنشقاق ١٤ آیه ١٥ الإنشقاق ١٦
سوره : سوره الإنشقاق
نزول : ٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«بَلی»: آری! حرفی است که عدم رجوع را باطل می‌کند، و رجوع را قطعی و محقّق می‌دارد.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


تفسير نور(10جلدى)    ج‌10    426     سوره الانشقاق، آيه 15 - 6 ..... ص : 426

يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‌ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ «6» فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ «7» فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً «8» وَ يَنْقَلِبُ إِلى‌ أَهْلِهِ مَسْرُوراً «9» وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ «10» فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً «11» وَ يَصْلى‌ سَعِيراً «12» إِنَّهُ كانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُوراً «13» إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ «14» بَلى‌ إِنَّ رَبَّهُ كانَ بِهِ بَصِيراً «15»

هان اى انسان! تو به سوى پروردگارت تلاش بسيارى دارى و سرانجام به لقاى او خواهى رسيد. پس هر كس كارنامه‌اش به دست راستش داده شود، به زودى و به آسانى به حساب او رسيدگى خواهد شد، و شادمان به سوى خانواده‌اش (يا همفكرانش) باز مى‌گردد. و هر كس نامه‌اش از پشت سر (و به دست چپ) او داده شود، پس زود فرياد فغان بر خواهد آورد، و داخل دوزخ خواهد شد. همانا او (در دنيا) در ميان خانواده‌اش شادمان بود. او گمان مى‌كرد كه هرگز بازنمى گردد.

چرا (باز خواهد گشت) و پروردگارش به او بيناست.

نکته ها

كلمه «كدح» هم به معناى تلاش و كوشش آمده و هم به معناى آسيب وارد كردن، يعنى انسان به سوى پروردگارش پيش مى‌رود ولى رفتنى همراه با رنج و تعب كه گويا به خود آسيب و خدشه وارد مى‌كند.

در حديث مى‌خوانيم: هر كس سه خصلت را دارا باشد، خداوند حساب او را آسان قرار

جلد 10 - صفحه 427

مى‌دهد و با رحمت خود، او را به بهشت وارد مى‌سازد: به آن كس كه محرومش كرده، عطا كند؛ با آنكه قطع رابطه كرده، صله رحم مى‌كند و از آن كه به او ظلم كرده، درمى‌گذرد.

«تعطى من حرمك تصل من قطعك و تعفو عمن ظلمك» «1»

در آيه نهم و سيزدهم، سخن از شادى و سرور در نزد خانواده است، يكى منفى كه مورد انتقاد است و يكى مثبت كه پاداش نيكوكاران است. آرى، ثمره سرور مستانه و غافلانه در دنيا، دوزخ است و ثمره ايمان و تقوى در دنيا، سرور در ميان بستگان در قيامت است.

از حضرت على عليه السلام درباره آيه‌ى‌ «يَنْقَلِبُ إِلى‌ أَهْلِهِ مَسْرُوراً» سؤال شد. فرمودند: كسانى كه در دنيا اهل و عيال انسان بهشتى بودند، اگر مؤمن باشند در آخرت نيز اهل او خواهند بود.

پیام ها

1- انسان در حركت به سوى خداست. «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‌ رَبِّكَ» (چنانكه در جاى ديگر مى‌فرمايد: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» «2»)

2- انسان در مسير حركت به سوى خدا، با مشكلات بى‌شمارى روبروست. «إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‌ رَبِّكَ»

3- خداوند در تاريخ و جامعه قوانينى ثابت قرار داده است كه همه از آن تبعيّت مى‌كنند؛ نه مى‌توانند توقف كنند، نه به عقب بازگردند و يا به سويى ديگر روند. «كادِحٌ إِلى‌ رَبِّكَ كَدْحاً»

4- پايان حركت انسان، رسيدن به خداوند است. «فَمُلاقِيهِ»

5- اعمال انسان در دنيا ثبت شده و در قيامت، به صورتى مكتوب و مستند به او ارائه مى‌شود. «أُوتِيَ كِتابَهُ»

6- در قيامت، حساب مردم گوناگون است و خوبان حسابى آسان دارند. «حِساباً يَسِيراً» (و تبه‌كاران حسابى سخت. «حِساباً شَدِيداً» «3»)

7- به شادى‌هاى دنيوى مغرور نشويد كه مى‌گذرد، به شادى‌هاى پايدار قيامت،


«1». تفسير نورالثقلين.

«2». بقره، 156.

«3». طلاق، 8.

جلد 10 - صفحه 428

فكر كنيد. (اگر امروز به خاطر فرمان الهى از بعضى لذّت‌هاى خانوادگى صرف نظر كرديم و براى جهاد يا تحصيل علم يا خدمت از خانواده دور شديم، در آينده جبران خواهد شد.) «يَنْقَلِبُ إِلى‌ أَهْلِهِ مَسْرُوراً»

8- در روزى كه برخى از يكديگر فرار مى‌كنند: يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ‌ ... «1» آن كه حسابش آسان و جايگاهش بهشت باشد، به سوى خانواده‌اش بازمى‌گردد.

«يَنْقَلِبُ إِلى‌ أَهْلِهِ مَسْرُوراً» (شايد فراريان از يكديگر، مراد كافران باشند)

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



بَلى‌ إِنَّ رَبَّهُ كانَ بِهِ بَصِيراً «15»

بَلى‌ إِنَّ رَبَّهُ‌: آرى او را بازگشت خواهد بود، به درستى كه پروردگار او، كانَ بِهِ بَصِيراً: هست به او و اعمال او بينا؛ پس او را فرو نخواهد گذاشت و او را به محشر خواهند آورد و جزا و سزا به او خواهند رسانيد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ «1» وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها وَ حُقَّتْ «2» وَ إِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ «3» وَ أَلْقَتْ ما فِيها وَ تَخَلَّتْ «4»

وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها وَ حُقَّتْ «5» يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‌ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ «6» فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ «7» فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً «8» وَ يَنْقَلِبُ إِلى‌ أَهْلِهِ مَسْرُوراً «9»

وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ «10» فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً «11» وَ يَصْلى‌ سَعِيراً «12» إِنَّهُ كانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُوراً «13» إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ «14»

بَلى‌ إِنَّ رَبَّهُ كانَ بِهِ بَصِيراً «15» فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ «16» وَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَ «17» وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ «18» لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ «19»

فَما لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ «20» وَ إِذا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ «21» بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُكَذِّبُونَ «22» وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُوعُونَ «23» فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ «24»

إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ «25»

ترجمه‌

وقتى كه آسمان شكافته شود

و شنوا گردد براى پروردگارش و سزاوار باشد بآن‌

و وقتى كه زمين كشيده شود

و بيرون افكند آنچه را در آنست و خالى نمايد بجدّ و جهد خود را

و شنوا گردد براى پروردگارش و سزاوار باشد بآن‌

اى آدميزاد همانا تو سعى كننده‌اى بسوى پروردگارت سعى كردنى پس ملاقات كننده‌اى نتيجه آنرا

پس امّا كسيكه داده شود نامه عمل او بدست راستش‌

پس در آتيه حساب كرده ميشود حساب آسانى‌

و برميگردد بسوى كسانش خوشحال‌

و امّا كسيكه داده شود نامه عمل او از جانب پشتش‌

پس در آتيه ميخواهد هلاك خود را

و در آيد در آتش افروخته‌

همانا او بوده است در ميان كسان خود شادمان‌

همانا او گمان كرده آنكه هرگز باز گشت نميكند

بلى همانا پروردگار او باو بينا است‌

پس قسم نميخورم بسرخى ظاهر بعد از غروب در آسمان‌

و بشب و آنچه مستور نمايد

و بماه وقتى كه كامل گردد

هر آينه مرتكب شويد گناه را حالى بعد از حالى مطابق يكديگر

پس چيست مر آنها را كه ايمان نمى‌آورند

و چون خوانده شود بر آنها قرآن سجده نميكنند

بلكه‌


جلد 5 صفحه 365

آنانكه كافر شدند تكذيب ميكنند

و خدا داناتر است بآنچه در دل جاى ميدهند

پس مژده ده آنها را بعذاب دردناك‌

ولى كسانيكه گرويدند و بجا آوردند كارهاى شايسته را براى ايشان است مزدى بى‌منّت.

تفسير

خداوند حميد در قرآن مجيد مكرّر از اوضاع قيامت متعرّض انشقاق آسمان شده و در اين سوره ميفرمايد وقتى كه آسمان شكافته شود براى نزول ملائكه و بهم خوردن اوضاع دنيا و از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده كه شكافته شود از كهكشان كه آن راه سفيدى در وسط آسمان شب نمايان است و بشنود فرمان الهى را و منقاد شود در برابر اراده پروردگارش بتمام اجزاء وجود خود چون اذنت بمعناى استمعت است و سزاوار است كه آن منقاد و فرمان بردار پروردگار باشد و وقتى كه زمين ممدود و مبسوط و كشيده شود و بلندى و پستيهاى آن يكسان گردد و مستعدّ گردد براى اجتماع خلق اوّلين و آخرين در آن و در حديث نبوى است كه مبدّل ميشود زمين بزمين ديگرى و كشيده شود مانند چرم كشيده شده و ديده نشود در آن اعوجاج و نشيب و فرازى و بيرون اندازد آنچه در آنست از كنوز و معادن و اموات و خالى نمايد خود را بجدّ و جهد تا چيزى در باطن آن باقى نماند و قمّى ره نقل فرموده كه زمين ممتدّ و منشقّ ميشود پس مردم از آن بيرون ميآيند و اجابت نمايد فرمان حق را بانقياد ذاتى در تخليه و القاء و شايسته است براى آن كه منقاد و فرمانبردار باشد چون مخلوق و مقهور او است و نكته تكرار آيه معلوم است كه بملاحظه تعدّد منقاد است كه آسمان و زمين باشد و جواب اذا براى وضوح آن از سابق و لا حق ذكر نشده چون فرموده اى آدميزاده همانا تو با تمام قوى و اعمالت بجانب پروردگارت سير مينمائى سير مخصوصى پس در پيشگاه او براى حساب و جزا حاضر خواهى شد و آنرا خواهى ديد پس كسيكه نامه اعمالش بدست راستش داده شده باشد و حسنات او بر سيّئاتش غالب باشد در آن روز حساب سهل و آسانى دارد چون ثواب حسناتش باو داده ميشود و از سيّئاتش خداوند كريم ميگذرد چنانچه در جوامع نقل نموده كه حساب يسير ثواب دادن بر كارهاى خوب و گذشتن از كارهاى بد است و كسيكه سخت‌گيرى شود باو در حساب‌


جلد 5 صفحه 366

معذّب است و چنين كسى بعد از فراغت از حساب باز گشت ميكند نزد كسان خود از اهل ايمان و عمل صالح كه قبل از او يا با او ببهشت ميروند خوشحال و مسرور و فرحناك يا نزد اهل و عيال خود در بهشت از خدمتگزاران و حور العين و اطفال بيگناهش و كسيكه نامه اعمالش از پشت سرش بدست چپش داده شود چون فرشتگان از ديدار رخسار او كراهت دارند پس آن روز فرياد و فغان او بويل و ثبور بلند شود و مرگ و هلاك خود را از خدا طلب نمايد و داخل در جهنّم گردد چون در دنيا باهل و عيال و جاه و جلال و مال و منال مغرور و مسرور و شادمان بوده و در بند آخرت نبوده و گمان داشته كه رجوع بحكم الهى نميكند و بعد از مردن زنده نميشود بلى رجوع ميكند و زنده خواهد شد چون خدا بأعمال بنده خود بصير و بينا است و بايد داد مظلوم را از ظالم بستاند و هر كس را بجزاى عملش برساند پس قسم نميخورم چون محتاج بقسم نيست يا نه چنين است كه شما تصوّر كرديد قسم ياد ميكنم يا لا زائده و مراد آنست كه سوگند بشفق چنانچه مكرّر اين احتمالات در اين جمله ذكر شده و قمّى ره فرموده مراد از شفق سرخى بعد از غروب آفتاب است و سوگند بشب و آنچه جمع نمايد و مستور كند بظلمت خود از حيوانات و مبصرات و سوگند بماه وقتى كه تابش آن مجتمع و به اتمام رسد و بدر گردد كه شما مردم آخر الزّمان هر آينه مرتكب اعمالى خواهيد شد مانند اعمال پيشينيانتان بعينها و هو هو حالى بعد از حالى و طبقه‌ئى بعد از طبقه‌ئى تا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم زنده است از آزار او دست بردار نيستيد و بعد از او با اوصياء او ستيزه نمائيد و حق ايشان را غصب كنيد و پى در پى مقتول و مسمومشان نمائيد تا آنكه كار بجائى رسد كه وصى دوازدهم از انظار شما غائب گردد و در تكاليف خودتان حيران و سر گردان بمانيد و احكام اسلام را يك يك نقض نمائيد و اوّل آنها امامت است و آخرشان نماز چنانچه مستفاد از روايات متعدّده اين مقام است و در جوامع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده كه روزى آن حضرت آخر سوره علق را قرائت فرمود پس او و حاضرين از اهل ايمان سجده نمودند و قريش دست ميزدند بالاى سر ايشان و صفير ميكشيدند پس نازل شد اين آيه كه مفادش آنست كه پس چه عذرى دارند كفّار قريش و چه‌


جلد 5 صفحه 367

موجب شده براى آنها كه بعد از اتمام حجّت از طرف خداوند بر آنها بظهور معجزات ايمان نميآورند و وقتى كه قرآن بر آنان تلاوت شود سجده نميكنند معلوم ميشود اينها جز تكذيب همّ ديگرى ندارند و خدا ميداند كه چه كينه و عداوت و تعصّب و جهالتى را در باطن خود جاى دادند كه نميگذارد فكر در آيات الهى نمايند و بيابند اعجاز آنرا پس بشارت ده اى پيغمبر آنها را بعذاب دردناك و بر سبيل استهزاء از آن تعبير ببشارت شده ولى كسانيكه ايمان آوردند و اطاعت نمودند اوامر الهى را براى ايشان اجر و مزدى است كه قطع نميگردد و دوام دارد كه نعم بهشتى باشد يا اجرى است كه در مقابل آن منّت بر آنها نهاده نميشود اين بنابر آنست كه مراد از اين آيه استثناء منقطع باشد و الامراد از مأجورين به اجر غير مقطوع از آن كفّار كسانى هستند كه ايمان بياورند و توبه كنند از كفر و معاصى خودشان و ثواب تلاوت اين سوره در ذيل سوره انفطار گذشت و الحمد للّه رب العالمين و صلّى اللّه على محمد و آله الطاهرين.


جلد 5 صفحه 368

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


بَلي‌ إِن‌َّ رَبَّه‌ُ كان‌َ بِه‌ِ بَصِيراً «15»

بلي‌ بدرستي‌ ‌که‌ پروردگار ‌او‌ هست‌ باو بينا و بصير.

(بلي‌) گفتيم‌ فرق‌ ‌است‌ ‌بين‌ نعم‌ و بلي‌ نعم‌ تصديق‌ ‌ما ‌قال‌ ‌است‌ و بلي‌ تكذيب‌ ‌او‌ ‌است‌ چون‌ فرمود ‌که‌ ‌او‌ خيال‌ كرده‌ ‌که‌ مبعوث‌ نميشود و برنميگردد ‌پس‌ ‌از‌ موت‌ خداوند ميفرمايد: بلي‌ برميگردد و زنده‌ ميشود و ‌در‌ صحراي‌ محشر پاي‌ سؤال‌ وارد ميشود آنهم‌ نزد كسي‌ ‌که‌ بينا و بصير ‌است‌ بكليه‌ اعمال‌ و افعال‌ و اقوال‌ و كردار و ظاهر و باطن‌ ‌او‌ ‌که‌ ميفرمايد: وَ أَن‌َّ اللّه‌َ قَد أَحاطَ بِكُل‌ِّ شَي‌ءٍ عِلماً طلاق‌ ‌آيه‌ 12، و ميفرمايد:

وَ أَحاطَ بِما لَدَيهِم‌ وَ أَحصي‌ كُل‌َّ شَي‌ءٍ عَدَداً جن‌ ‌آيه‌ 28، و ميفرمايد: وَ ما يَعزُب‌ُ عَن‌ رَبِّك‌َ مِن‌ مِثقال‌ِ ذَرَّةٍ فِي‌ الأَرض‌ِ وَ لا فِي‌ السَّماءِ وَ لا أَصغَرَ مِن‌ ذلِك‌َ وَ لا أَكبَرَ إِلّا فِي‌ كِتاب‌ٍ مُبِين‌ٍ يونس‌ ‌آيه‌ 61. چون‌ علم‌ ‌از‌ صفات‌ ذاتيه‌ ‌است‌ و عين‌ ذات‌ و منتزع‌ ‌از‌ ذات‌ و ‌غير‌ متناهي‌ ‌است‌ مثل‌ ساير صفات‌ ذاتيه‌.

54

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 15)- در این آیه، برای نفی عقائد باطل آنها می‌فرماید: «آری پروردگارش نسبت به او بینا بود» و اعمالش را برای حساب ثبت کرد! (بلی ان ربه کان به بصیرا).

ج5، ص450

تعبیر این آیه همانند آیه «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه».

می‌تواند به منزله دلیلی بر مسأله معاد محسوب شود، بخصوص این که در هر دو آیه روی عنوان «رب» تکیه شده است، چرا که سیر تکاملی انسان به سوی پروردگار هرگز نمی‌تواند با مرگ متوقف گردد، و زندگی دنیا کمتر از آن است که هدف چنین سیری باشد.

و نیز بصیر بودن خداوند نسبت به اعمال آدمی، و ثبت و ضبط آنها حتما باید مقدمه‌ای برای حساب و جزا باشد و گر نه بیهوده است.

نکات آیه

۱ - بازگشت دوباره انسان به حیات در آخرت حتمى است. (إنّه ظنّ أن لن یحور . بلى)

۲ - بصیر بودن خداوند به ویژگى هاى منکران معاد، دلیل لزوم محشور ساختن آنان و حسابرسى از آنها است. (ظنّ أن لن یحور . بلى إنّ ربّه کان به بصیرًا)

۳ - خداوند، با توبیخ کسانى که به تفریحات خانوادگى سرگرم شده و معاد را بعید شمردند، آنان را به مؤاخذه اخروى تهدید کرد. (بلى إنّ ربّه کان به بصیرًا) خبر از آگاهى خداوند به کارها و خصلت هاى منکران معاد، تهدید آنان به مؤاخذه با تعبیرى توبیخ آمیز است.

۴ - دنیا و شادى هاى آن، جاودانه نیست و دگرگون خواهد شد. (إنّه کان فى أهله مسرورًا . إنّه ظنّ أن لن یحور . بلى)

۵ - خداوند، آگاه به وجود نشیب و فراز در مراحل حیات دنیوى و اخروى انسان و ناپایدار ماندن محفل هاى خانوادگى و خوش گذرانى هاى دنیامداران (بلى إنّ ربّه کان به بصیرًا) هر چند ضمیر در «ربّه» و «به»، به منکر معاد برمى گردد; ولى محتواى آیه شریفه، به جنبه انسان بودن آنان مربوط است.

۶ - حیات بشر، غیر قابل انفکاک از معاد است. (بلى إنّ ربّه کان به بصیرًا) در آیه شریفه، بصیر بودن خداوند به انسان، دلیل معاد گرفته شده است; یعنى، هر کس با ویژگى هاى این مخلوق آشنا باشد، معاد را براى او ضرورى خواهد دید.

۷ - آگاهى دقیق خداوند به حقیقت انسان، دلیل سامان دادن معاد در مراحل هستى او است. (بلى إنّ ربّه کان به بصیرًا) جمله «إنّ ربّه...» در مقام تعلیل است و بصیرت خداوند به انسان را دلیل معاد قرار داده است; یعنى، انسان موجودى است که باید معاد داشته باشد و چون خداوند، به طور کامل به حقیقت انسان آگاهى دارد، براى او معاد قرار داده است.

۸ - خداوند، مالک و مدبر انسان و سامان بخش تحولات زندگى و عوالم هستى او است. (ربّه)

۹ - ربوبیت خداوند بر انسان ها، مقتضى شناخت ذات و حالات آنان است. (إنّ ربّه کان به بصیرًا)

۱۰ - معادِ انسان ها، جلوه ربوبیت خداوند بر آنان است. (بلى إنّ ربّه)

۱۱ - کسانى که در قیامت نامه عمل را از پشت سر دریافت کرده و به دوزخ گرفتار مى شوند، خود عامل پیدایش چنین سرنوشتى اند. (أمّا من أُوتى کتبه ... و یصلى سعیرًا ... بلى إنّ ربّه کان به بصیرًا)

۱۲ - عذاب دوزخیان و اعطاى نامه عمل به آنان از پشت سرشان، نظام جزایى آگاهانه و مدبرانه خداوند است. (و أمّا من أُوتى کتبه ... و یصلى سعیرًا ... بلى إنّ ربّه کان به بصیرًا) حرف «بلى» ممکن است به تمام مشخصات دسته دوم (و أمّا من اُوتى ...) ارتباط داشته باشد. در این صورت پندار رجوع نکردن را، پندارى باطل و حوادث پیش آمده (اُوتى کتابه وراء ظهره ... یصلى سعیراً) را، رخدادى ثابت معرفى مى کند. جمله «إنّه ...» بیانگر این است که آن حادثه ها، برخاسته از ربوبیت و بصیرت خداوند است.

موضوعات مرتبط

  • آفرینش: مالک آفرینش ۸; مدبر آفرینش ۸
  • انسان: شناخت انسان ۹; مالک انسان ها ۸; مدبر انسان ها ۸; مربى انسان ها ۹; نقش انسان ۱۱
  • جهنم: موجبات جهنم ۱۱
  • جهنمیان: عذاب جهنمیان ۱۲
  • حیات: حتمیت حیات اخروى ۱
  • خانواده: ناپایدارى روابط خانوادگى ۵
  • خدا: آثار بصیرت خدا ۲; آثار ربوبیت خدا ۹; آثار علم خدا ۷; بصیرت خدا ۹; تدبیر خدا ۸، ۱۲; تهدیدهاى خدا ۳; سرزنشهاى خدا ۳; علم خدا ۵، ۱۲; مالکیت خدا ۸; نشانه هاى ربوبیت خدا ۱۰
  • دنیا: ناپایدارى دنیا ۴
  • دنیاطلبان: ناپایدارى خوشگذرانى دنیاطلبان ۵
  • زندگى: زندگى و معاد ۶
  • سرور: ناپایدارى سرور دنیوى ۴، ۵
  • مؤاخذه: تهدید به مؤاخذه ۳
  • معاد: اهمیت معاد ۱۰; تهدید مکذبان معاد ۳; حتمیت معاد۱; حسابرسى اخروى مکذبان معاد ۲; حشر اخروى مکذبان معاد ۲; دلایل معاد ۷; سرزنش مکذبان معاد ۳; ویژگیهاى مکذبان معاد ۲
  • نامه عمل: دریافت نامه عمل از پشت ۱۱، ۱۲
  • نظام جزایى :۱۲

منابع