آل عمران ٢٢

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

آنها کسانی هستند که اعمال (نیکشان، به خاطر این گناهان بزرگ،) در دنیا و آخرت تباه شده، و یاور و مددکار (و شفاعت کننده‌ای) ندارند.

آنها كسانى هستند كه در دنيا و آخرت اعمالشان به هدر رفته و براى آنان هيچ ياورى نخواهد بود

آنان كسانى‌اند كه در [اين‌] دنيا و [در سراى‌] آخرت، اعمالشان به هدر رفته و براى آنان هيچ ياورى نيست.

آنهایند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه گردیده و کسی آنها را (برای نجات از عذاب) یاری نخواهد کرد.

آنان کسانی اند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه و بی اثر شده، و برای آنان هیچ یاوری نخواهد بود.

اعمال اينان در دنيا و آخرت تباه شده است و هيچ ياورى ندارند.

اینان کسانی هستند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده است و یاورانی ندارند

اينانند كه كارهاشان در اين جهان و آن جهان تباه شده است و هيچ يارى‌كننده‌اى ندارند.

آنان کسانی هستند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده (و اگر کردار نیکی هم داشته باشند، باطل و بی‌ثمر خواهد بود) و ایشان را یاور و مددکاری نیست (تا آنان را از زیان دنیوی و عذاب اخروی نجات دهد).

ایشان کسانی‌اند که در دنیا و آخرت، اعمالشان به هدر رفته و برایشان هیچ یاورانی نیست.

آنانند که تباه شد کارهای ایشان در دنیا و آخرت و نیستشان یارانی‌


آل عمران ٢١ آیه ٢٢ آل عمران ٢٣
سوره : سوره آل عمران
نزول : ٣ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٣
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«حَبِطَتْ»: تباه و هدر رفته است. باطل و بی‌ثمر شده است.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«22» أُولئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ‌

آنان كسانى هستند كه اعمالشان در دنيا و آخرت تباه شده و هيچ ياورى براى آنها نيست.

پیام ها

1- گاهى يك انحراف، تمام اعمال شخص را تباه مى‌كند. «حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ»

2- براى گناهانى همچون پيامبركُشى، شفاعتى در كار نيست. «ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



أُولئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ «22»

أُولئِكَ‌: آن گروه كافرين به آيات الهى، و قاتلين انبياء و آمرين به قسط را، يا آنانكه راضى بودند به عمل ايشان، الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ‌: كسانيند كه تباه و فاسد و نيست شد عملهاى آنها كه ادعا مى‌نمودند به خيال خود، فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ: در دنيا و آخرت. اما در دنيا به اينكه كسى ستايش ايشان نكند، بلكه لعنت بر آنها نمايد و مال و جان آنها محفوظ نيست؛ اما در آخرت آنكه ثواب و اجر بر آن مترتب نشود، بلكه عذاب بر آنها وارد آيد. وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ‌: و نيست مر ايشان را روز قيامت هيچ يارى كننده كه عذاب را از


«1» اصول كافى، كتاب الايمان و الكفر، جلد 2 صفحه 299، باب اختتال الدّنيا بالدّين.

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 49

ايشان دفع نمايد.

تذكره: «سيد بن طاوس» روايت نموده: در سوره شصت و ششم زبور مكتوب است كه: اى داود عليه السّلام، بخوان بر بنى اسرائيل خبر مردى را كه مطيع او شدند تمام روى زمين. چون مستقل شد، سعى كرد به فساد، و حق را خاموش و باطل را ظاهر كرد؛ دنيا را عمارت و قلعه‌ها ساخت و اموال جمع نمود. پس ناگاه در عين عيش و نعمت، وحى فرمودم به زنبورى كه روى او را بگزد. پس زنبور داخل شد در وقتى كه وزراء و اعيان او حاضر بودند، نيشى به صورت او زده فورا ورم نموده، خون و چرك از رويش جارى و گوشت صورتش را فاسد كرد به حدى كه از تعفن، كسى نزديك او نتوانست برود، تا آنكه مرد و جثه او را بى‌سر دفن كردند. اگر آدميان را عبرتى بود، اين قصه ايشان را از مخالفت من باز مى‌داشت، لكن مشغول به لهو و لعب شده‌اند؛ پس واگذاريد آنها را تا امر من به ايشان برسد، و من ضايع ننمايم اجر نيكوكاران را، سبحان خالق النّور. «1»


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


أُولئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ «22»

ترجمه‌

آنگروه آنانند كه ناچيز شد عمل آنها در دنيا و آخرت و نيست آنانرا هيچ يارى كنندگان..

تفسير

اين جماعت اعمالشان تباه و باطل شد زيرا كه مدح و ثنائى مردم از آنها نكردند و اگر اعمال خيرى هم از آنها سرزده بود چون بحال كفر مردند بى‌ثمر شد و مستحق اجر اخروى نشدند و در دنيا هم بالاخره مقهور دست مسلمين شدند و بجزاى كفرشان در دنيا و آخرت رسيدند و كسى نتوانست حمايتى نمايد از آنها كه مفيد باشد بحالشان در دنيا و در آخرت هم شفعائى ندارند.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


أُولئِك‌َ الَّذِين‌َ حَبِطَت‌ أَعمالُهُم‌ فِي‌ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ وَ ما لَهُم‌ مِن‌ ناصِرِين‌َ «22»

اينها كساني‌ هستند ‌که‌ كليه‌ اعمالي‌ ‌که‌ بنظرشان‌ خوب‌ ميآيد ‌از‌ ‌بين‌ ميرود نه‌ دنيا ‌براي‌ ‌آنها‌ نتيجه‌ بخش‌ ‌است‌ و نه‌ ‌در‌ آخرت‌ و احدي‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ياري‌ نميكند.

أُولئِك‌َ الَّذِين‌َ اشاره‌ بآيه‌ قبل‌ ‌است‌ ‌که‌ مراد كفّار و قاتلين‌ انبياء و آمرين‌ بقسط بودند.

حَبِطَت‌ أَعمالُهُم‌ حبط مقابل‌ تكفير ‌است‌ و مسئله‌ احباط و تكفير يكي‌ ‌از‌ مسائل‌ كلاميّه‌ ‌است‌ و قبلا تذكّر داديم‌ ‌که‌ عمل‌ ‌اگر‌ صحيحا و مطابق‌ دستور الهي‌ واقع‌ شود احباط ندارد لكن‌ كافر و مخالف‌ و معاند چون‌ عمل‌ صحيح‌ ندارند بواسطه‌ آنكه‌ اسلام‌ و ايمان‌ شرط صحّت‌ كليّه‌ اعمال‌ ‌است‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ همچه‌ عملي‌ نتيجه‌ ندارد چون‌ باطل‌ ‌است‌ و البتّه‌ قاتل‌ انبياء و قاتل‌ آمر بقسط ‌هم‌ بواسطه‌ همين‌ قتل‌ ‌ يا ‌ كافر و ‌ يا ‌ معاند ميشود و ‌از‌ ايمان‌ خارج‌ ميگردد فاقد شرط ميشود و عملش‌ باطل‌ ميگردد و ‌اگر‌ ‌هم‌ فرض‌ كنيم‌ ‌که‌ قبل‌ ‌از‌ قتل‌ مؤمن‌ بوده‌ و اعمالي‌ ‌از‌ ‌او‌ سرزده‌ ‌آنها‌ ‌هم‌ باطل‌ ميشود زيرا چنان‌ ‌که‌ ايمان‌ شرط صحّت‌ اعمال‌ ‌است‌ موافات‌ ‌که‌ عبارت‌ ‌از‌ بقاء ايمان‌ ‌است‌ ‌تا‌ آخر عمر ‌آن‌ ‌هم‌ شرط صحّت‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌اگر‌ مؤمني‌ هفتاد سال‌ عبادت‌ كند و نزديك‌ موت‌ كافر شود تمام‌ ‌آنها‌ ‌در‌ واقع‌ باطل‌ بوده‌ و ‌لو‌ تخيّل‌ صحّت‌ ميكرده‌ چون‌ موافات‌ نبوده‌ نه‌ اينكه‌ بگوئيم‌ ‌بعد‌ ‌از‌ فرض‌ صحّت‌ باطل‌ ميشود بلكه‌ باطل‌ بوده‌ و نميدانسته‌ فِي‌ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ امّا ‌در‌ دنيا باعث‌ رفع‌ بليّات‌ و نجات‌ ‌از‌ نكبات‌ و خلاصي‌ ‌از‌ مضارّ معاصي‌ نميگردد و امّا ‌در‌ آخرت‌ باعث‌ رفع‌ عذاب‌ و نجات‌ ‌از‌ جهنّم‌ و خلاصي‌ ‌از‌ عقوبات‌ نميشود.

وَ ما لَهُم‌ مِن‌ ناصِرِين‌َ اشاره‌ ‌به‌ اينكه‌ شفاعت‌ شفعاء روز قيامت‌ شامل‌ حال‌ ‌آنها‌ نميشود و كساني‌ ‌که‌ اينها ‌براي‌ ‌آنها‌ ظلم‌ و قتل‌ ميكردند ‌که‌ متكبّران‌ باشند دست‌ گيري‌

جلد 3 - صفحه 151

‌از‌ ضعفاء نميكنند و ‌خود‌ بعذاب‌ سخت‌تر گرفتارند چنانچه‌ ‌در‌ بسياري‌ ‌از‌ موارد قرآن‌ بحث‌ مستكبران‌ و ضعفاء ‌را‌ خداوند ذكر فرموده‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 22)- در آیه قبل به یک کیفر آنها (عذاب الیم) اشاره شد، و در این آیه به دو کیفر دیگر آنها اشاره می‌فرماید: «آنها کسانی هستند که اعمال نیکشان در دنیا و آخرت نابود گشته» و اگر اعمال نیکی انجام داده‌اند تحت تأثیر گناهان بزرگ آنان اثر خود را از دست داده است. (أُولئِکَ الَّذِینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ).

دیگر این که «آنها در برابر مجازاتهای سخت الهی هیچ یار و یاور (و شفاعت کننده‌ای) ندارند» (وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِینَ).

نکات آیه

۱ - حَبط و تباهى اعمال کافران و قاتلان پیامبران و عدالتخواهان، در دنیا و آخرت (انّ الذین یکفرون ... اولئک الّذین حبطت اعمالهم فى الدنیا و الاخرة)

۲ - کفر و کشتن پیامبران و عدالتخواهان، گناه بزرگى است که همه اعمال نیک را مى زداید و تباه مى کند. (انّ الذین یکفرون ... اولئک الّذین حبطت اعمالهم)

۳ - ایمان، ملاکى براى ارزش اعمال نیک، و شرط پاداش خداوند بر انجام آن (انّ الذین یکفرون ... اولئک الّذین حبطت اعمالهم)

۴ - اعمال کافران، قاتلان انبیا و قاتلان عدالتخواهان، فاقد اعتبار و ارزش اجتماعى* (انّ الذین یکفرون ... حبطت اعمالهم) به نظر مى رسد حبط عمل در دنیا، به معناى عدم اعتبار آن اعمال و نتایجش باشد.

۵ - اعمال نیک انسان، داراى ارزش و نتایجى دنیوى و اخروى است. (حبطت اعمالهم فى الدنیا و الاخرة)

۶ - عمل نیک، سرمایه و مددکار دنیوى و اُخروى انسان (حبطت اعمالهم فى الدّنیا و الاخرة و ما لهم من ناصرین)

۷ - برخى از اعمال ناشایست، نابودکننده سوابق نیک (حبطت اعمالهم ... و ما لهم من ناصرین)

۸ - کافران و قاتلان پیامبران و عدالتخواهان، هیچگونه یاور و شفیعى در برابر اراده خداوند نسبت به حبط اعمال خود ندارند. (انّ الذین یکفرون ... حبطت اعمالهم ... و ما لهم من ناصرین)

۹ - کافران و قاتلان انبیا و عدالتخواهان، راه نجاتى ندارند. (انّ الذین یکفرون ... و ما لهم من ناصرین)

۱۰ - کفر، و نیز قتل انبیا و عدالتخواهان، عامل محرومیّت از یارى شفاعت کنندگان (انّ الذین یکفرون ... و ما لهم من ناصرین) به نظر مى رسد جمله «و ما لهم من ناصرین»، وجود یارى دهندگانى (شافعین) را براى جبران برخى اعمال فرض کرده است; و لیکن شامل اشخاص مذکور در آیه نمى گردد.

موضوعات مرتبط

  • ارزشها: ۵ ارزشهاى اجتماعى ۴
  • ارزش: ملاکهاى ارزش ۳
  • انبیا: قتل انبیا ۲، ۴، ۱۰ ; کیفر قتل انبیا ۱، ۸، ۹
  • انسان: سرمایه انسان ۶
  • ایمان: آثار ایمان ۳
  • شفاعت: موانع شفاعت ۸، ۱۰
  • عدالتخواهان: قتل عدالتخواهان ۱، ۲، ۴، ۱۰ ; کیفر قتل عدالتخواهان ۸، ۹
  • عذاب: اهل عذاب ۹
  • عمل: آثار عمل ۵، ۶، ۷ ; ارزش عمل ۴ ; ارزش عمل صالح ۳ ; پاداش عمل ۳ ; عمل صالح ۵، ۶; حبط عمل ۱، ۴، ۸ ; عمل ناشایست ۷ ; عوامل حبط عمل ۱، ۷
  • کافران: ۹ عمل کافران ۱، ۴، ۸
  • کفر: آثار کفر ۱۰ ; کیفر کفر ۸، ۹ ; مراتب کفر ۲
  • گناه: آثار گناه ۲
  • گناهان کبیره: ۲

منابع