طه ١١

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

هنگامی که نزد آتش آمد، ندا داده شد که: «ای موسی!

|پس چون به آن رسيد، ندا داده شد: اى موسى

پس چون بدان رسيد، ندا داده شد كه: «اى موسى،

چون موسی به آن آتش نزدیک شد (در میان درختی آتشی روشن دید و از آنجا) ندا شد که ای موسی،

پس چون به آن آتش رسید، ندا داده شد: ای موسی!

چون نزد آتش آمد، ندا داده شد: اى موسى،

و چون به نزدیک آن رسید، ندا در داده شد که ای موسی‌

پس چون نزد آن

هنگامی که به کنار آتش رسید، (از سوئی) ندا داده شد: ای موسی!

پس چون بدان رسید ندا داده شد: «موسی!»

پس هنگامی که بیامدش خوانده شد ای موسی‌


طه ١٠ آیه ١١ طه ١٢
سوره : سوره طه
نزول : ٤ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«نُودِیَ»: صدا زده شد. مجهول (نادی) است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ يا مُوسى‌ «11»

پس همين كه نزد آتش آمد، ندا داده شد: اى موسى!

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ يا مُوسى‌ «11»

فَلَمَّا أَتاها: پس چون آمد آن آتش را. موسى عليه السلام بعد از مشاهده آتش، تنها به طرف آن آمد. ديد آتشى سفيد سر تا پاى درختى سبز كه عناب يا عوسج بود فرا گرفته، و در حوالى آتش هيچكس نيست. متحير شد از روشنى آتش و سبزى درخت متعجب بود. ناگاه: نُودِيَ يا مُوسى‌: ندا گرديده شد اى موسى.


«1» تفسير برهان، ج 3، ص 33.

جلد 8 - صفحه 249


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى‌ «9» إِذْ رَأى‌ ناراً فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً «10» فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ يا مُوسى‌ «11» إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً «12» وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى‌ «13»

إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي «14» إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها لِتُجْزى‌ كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى‌ «15» فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى‌ «16»

ترجمه‌

و آيا رسيد بتو خبر موسى‌

چون ديد آتشى پس گفت به كسانش درنگ كنيد همانا من يافتم آتشى را شايد من بياورم براى شما از آن شعله‌اى يا بيابم بر اثر آتش هدايتى‌

پس چون آمد نزد آن ندا كرده شد اى موسى‌

بدرستيكه من پروردگار توام پس بيرون كن نعلين خود را همانا تو در وادى مقدس طوائى‌

و من برگزيدم تو را پس گوش ده آنچه را وحى ميرسد بتو

بدرستيكه من خدائى هستم كه نيست خدائى مگر من پس عبادت كن مرا و بر پادار نماز را براى ياد من‌

همانا قيامت آينده است نزديك بود پنهان دارمش تا جزا داده شود هر كسى بآنچه سعى ميكند

پس باز ندارد تو را از آن كسيكه ايمان نميآورد بآن و پيروى كرده‌


جلد 3 صفحه 500

است از خواهش دلش پس هلاك شوى.

تفسير

گفته‌اند چون اين سوره در اوائل بعثت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شده خداوند براى دلگرمى آنحضرت بامر رسالت و صبر و بردبارى آن سرور در تحمل شدائد و ناملايمات دعوت ابتداء امر رسالت حضرت موسى را بيان فرموده باين تقريب كه آيا قصّه بعثت موسى را كه شگفت آور است شنيده‌اى و آن از اين قرار است چون نشنيدى بشنو پس از آنكه حضرت موسى چند سال در مدين خدمت شعيب را نمود با اجازه آنحضرت عازم سفر بمصر شد براى ملاقات مادر و برادرش هارون و باعيال خود صفورا دختر شعيب عليه السّلام و اطفال خويش و گوسفندانى كه در آنمدت مالك شده بود رهسپار گرديد و چون بوادى و سرزمين طوى كه كوه طور آنجا است رسيد شب جمعه بود و هوا بسيار سرد و تاريك و زمين پر از يخ عيالش را درد زائيدن گرفت با آنكه راه را هم گم كرده بود و گوسفندانش متفرق شده بودند ناگهان از جانب كوه طور آتشى را مشاهده نمود ناچار بخانواده خود گفت درنگ نمائيد من آتشى كه اميد فرج در آنست مشاهده نمودم چون ايناس رؤيت بدون شبهه يا موجب استيناس و رافع وحشت است شايد من بياورم از آن آتش شعله و پاره‌اى كه با آن گرم شويم يا بوسيله آن آتش افروخته و كسانيكه در اطراف اويند براه مقصود واقف گرديم و بجانب آتش حركت كرد و چون نزديك شد ديد آتش سفيد رنگى از درخت سبزى مشتعل است در اينجا قمّى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه پس رو بآتش رفت كه از آن اقتباس نمايد آتش رو باو آورد موسى ترسيد و عقب رفت و آتش هم بجاى خود برگشت باز موسى نزديك بآن شد براى انجام مقصود و آتش رو باو نمود و او عقب كشيد و آتش بمحل خود باز گشت كرد تا سه مرتبه و در دفعه سوّم آتش برنگشت و نداى خداوند را شنيد و تتمّه حديث در سوره قصص ذكر خواهد شد انشاء اللّه تعالى و آن ندا اين بود كه خدا فرمود اى موسى همانا من و براى تأكيد مكرّر كرد پروردگار توام پس نعلين خود را از پايت بيرون كن بدرستيكه تو در وادى پاكيزه و مقدّس ناميده شده بطوائى و مناسب با ادب و تواضع پا برهنه بودن است و در فقيه و اكمال و علل از امام صادق عليه السّلام و قمّى ره روايت نموده كه نعلين آنحضرت از پوست حيوان مرده بود لذا مأمور بخلع‌


جلد 3 صفحه 501

شد ولى در بعضى از روايات از اين معنى تكذيب شده و فرموده‌اند مراد خلع محبت اهل و اولاد است و در بعضى فرموده‌اند مراد خوف از تلف عيال در وضع حمل و خوف از فرعون است و هر يك در محل و مورد خود از ظاهر و باطن صحيح و مناسب است و بعضى طوى را بمعناى طى كرده شده گرفته‌اند و بنابراين حال است براى وادى يعنى انّك بالواد المقدّس الّذى طويته و در علل از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت نموده كه آن وادى مقدّس شد براى آنكه پاكيزه شد در آن ارواح و برگزيده شد در آن ملائكه و سخن گفت خداوند با موسى سخن گفتنى و نيز خداوند بموسى عليه السّلام فرمود و من برگزيدم تو را به نبوت پس گوش ده آنچه را بتو وحى ميشود كه همان معناى نبوّت است و بنابراين لما يوحى قابل تعلق به اخترتك و استمع هر دو است يعنى برگزيدم تو را براى چيزيكه وحى ميشود پس گوش ده آنرا و اوّل جمله‌ئى كه بآنحضرت وحى شد توحيد خداوند يگانه و نفى شريك و اخلاص در عبادت بود كه منتهاى علم و كمال عمل است و پس از آن اقامه نماز براى ادامه ياد خدا و مشغول شدن قلب و زبان بذكر او كه طريقه موحّدين و سيره مقرّبين است و از چند روايت معتبره استفاده ميشود كه مراد آنستكه هر گاه نمازى از شخص فوت شود هر وقت يادش بيايد بايد بخواند ماداميكه وقت نماز حاضرش تنگ نشده باشد و بايد دانست كه مسلما روز قيامت خواهد آمد نهايت آنكه وقتش معلوم نيست چون خداوند خواسته است مخفى باشد و ناگهان آشكار گردد تا مردم از آن خائف و ترسان باشند و بقدرى خداوند باخفاء آن اهتمام دارد كه نزديك بود وقت آنرا بر خلق و خويش مخفى كند و اين كلام را معمولا براى مبالغه در كتمان امرى ميگويند چنانچه در مجمع و جوامع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه نزديك بود مخفى كنم آنرا از خودم و بعضى «اكاد اخفيها من نفسى» قرائت نموده‌اند و قمّى ره نيز نقل نموده پرسيدند چگونه مخفى مينمايد آنرا بر خودش فرمود قرار ميدهد آنرا بدون وقت و بعضى گفته‌اند مراد بيرون آوردن از خفاء است چون اخفاء باين معنى نيز ميآيد در هر حال روز قيامت ميآيد و پنهان است وقتش يا ميآيد و نزديك است ظاهر شود بمعناى اخير براى آنكه هر كس بپاداش كار خود از خوب و بد برسد پس نبايد حضرت موسى و امت او را باز دارد از تصديق بروز قيامت يا


جلد 3 صفحه 502

نماز كسيكه ايمان بيكى از آن دو ندارد و متابعت هواى نفس امّاره خود را نموده در اين بى‌ايمانى پس هلاك شود العياذ باللّه آنحضرت يا كسيكه باز داشته شده است از اين عقيده حقه مانند فرعون و فرعونيان چون ادلّه قطعيّه بر ثبوت هر دو اقامه شده است بطوريكه جاى شبهه و ترديد براى احدى باقى نمى‌ماند مگر آنكه خواسته باشد هوا پرستى كند ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَلَمّا أَتاها نُودِي‌َ يا مُوسي‌ «11»

‌پس‌ چون‌ آمد نزد نار ندايي‌ شنيد خطاب‌ باو باسم‌ ‌ يا ‌ موسي‌ حضرت‌ موسي‌ بمجرد آنكه‌ نزديك‌ آتش‌ شد امور غريبه‌ مشاهده‌ كرد.

«1» اينكه‌ ديد ‌اينکه‌ آتش‌ ‌از‌ درخت‌ سبز خرّم‌ مشتعل‌ ‌است‌ نه‌ آتش‌ درخت‌ ‌را‌ مي‌سوزاند و نه‌ درخت‌ آتش‌ ‌را‌ فرو مي‌نشاند چنانچه‌ ‌در‌ جاي‌ ديگر ميفرمايد:

(فَلَمّا أَتاها نُودِي‌َ مِن‌ شاطِئ‌ِ الوادِ الأَيمَن‌ِ فِي‌ البُقعَةِ المُبارَكَةِ مِن‌َ الشَّجَرَةِ).

جلد 13 - صفحه 13

«2» اينكه‌ احدي‌ نيست‌ ‌که‌ ‌اينکه‌ آتش‌ ‌را‌ افروخته‌ ‌باشد‌.

«3» صدا ‌از‌ درخت‌ بصداي‌ بلند ‌که‌ تعبير ‌به‌ نودي‌ ندا ‌باشد‌ تعبير فرموده‌.

«4» اينكه‌ موسي‌ ‌را‌ مي‌شناسد و ‌او‌ ‌را‌ باسم‌ ندا ميدهد ‌که‌ ميفرمايد (فَلَمّا أَتاها نُودِي‌َ يا مُوسي‌).

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 11)- «پس هنگامی که موسی نزد آتش آمد، صدایی شنید که (او را

ج3، ص113

مخاطب ساخته) می‌گوید: ای موسی»! (فَلَمَّا أَتاها نُودِیَ یا مُوسی).

نکات آیه

۱ - موسى(ع) درپى مشاهده آتش، از خانواده خویش جدا شده و به طرف آتش حرکت کرد. (رءا نارًا ... فلمّا أتیها)

۲ - آتشى که موسى(ع) مشاهده کرد، امرى واقعى بود و موسى(ع) خود را به آن رسانید. (فلمّا أتیها)

۳ - موسى(ع) با نزدیک شدن به آتش، با ندایى مواجه شد که او را با نام صدا مى زد. (فلمّا أتیها نودى یموسى)

۴ - نداى «یاموسى» ناگهانى و بدون گذشت زمانى از لحظه رسیدن موسى(ع) به آتش، به او خطاب شد. (فلمّا أتیها نودى یموسى )

۵ - موسى(ع)، گوینده «یاموسى» را نشناخت. (نودى یموسى) مجهول آمدن «نودى» و نیز جمله «إنّى أنا ربّک» (در آیه بعد) گویاى ناشناخته بودن صاحب صدا براى موسى در اولین برخورد است.

موضوعات مرتبط

  • کوه طور: آتش کوه طور ۱; حقیقت آتش کوه طور ۲
  • موسى(ع): قصه موسى(ع) ۱، ۲، ۳، ۴، ۵; منادى موسى(ع) ۵; موسى(ع) در کوه طور ۲، ۳، ۴; ندا به موسى(ع) ۳، ۴

منابع