الزخرف ٤٢

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

یا اگر (زنده بمانی و) و آنچه را (از عذاب) به آنان وعده داده‌ایم به تو نشان دهیم، باز ما بر آنها مسلّطیم!

|يا آنچه را به ايشان وعده داده‌ايم به تو نشان مى‌دهيم، چرا كه ما بر آنان تواناييم

يا [اگر] آنچه را به آنان وعده داده‌ايم به تو نشان دهيم؛ حتماً ما بر آنان قدرت داريم.

یا عذابی را که به آنها وعده دادیم به تو می‌نمایانیم (و به شمشیر تو از آنها انتقام می‌کشیم) که ما همه گونه بر (هلاک) آنها قادریم.

یا [اگر از دنیا نبریم] آنچه را از عذاب به آنان وعده کرده ایم به تو نشان خواهیم داد [در هر صورت ما آنان را عذاب می کنیم]، و بی تردید بر آنان چیره و مسلطیم؛

يا آن عذابى را كه به آنها وعده داده‌ايم به تو نشان مى‌دهيم، كه ما بر ايشان توانا هستيم.

یا اگر به تو آنچه [از عذاب‌] به ایشان وعده داده‌ایم نشان دهیم، در هر صورت، بر ایشان تواناییم‌

يا آنچه را [از عذاب‌] به ايشان وعده كرده‌ايم به تو مى‌نماييم، كه ما بر آنان تواناييم.

یا (اگر زنده بمانی) آنچه را از عذاب بدیشان وعده داده‌ایم، به تو نشان خواهیم داد، زیرا ما بر آنان مسلّط و توانائیم.

یا (اگر) آنچه را به آنان وعده داده‌ایم به‌راستی به تو نشان دهیم‌، همواره ما بر آنان قدرتمندانیم.

یا نمائیم تو را آنچه بدیشان وعده دادیم همانا مائیم بر ایشان توانایان‌


الزخرف ٤١ آیه ٤٢ الزخرف ٤٣
سوره : سوره الزخرف
نزول : ٥ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَوْ نُرِیَنَّکَ الَّذِی ...»: (نگا: غافر / ). در قید حیات رسول، چنین شد، و همه سران قریش بعدها به پناه ایمان خزیدند. (نگا: قاسمی)


تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ «42»

يا (اگر زنده باشى) عذابى را كه به آنان وعده داده‌ايم به تو نشان مى‌دهيم، پس بدون شك ما بر نابودى آنان مقتدريم.

نکته ها

مراد از انتقام الهى، همان كيفر عادلانه اوست، نه كينه و عقده كه معمولًا ريشه‌ى انتقام‌هاى بشرى است.

پیام ها

1- مرگ وحيات هر انسان، از جمله پيامبران به دست خداست. «فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ»

2- كيفر كافران، يك سنّت الهى است. «فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ»

3- كفّار گمان نكنند تا پيامبر هست عذاب نمى‌شوند يا چون پيامبر از دنيا برود ديگر عذابى در كار نيست. فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ‌ ... أَوْ نُرِيَنَّكَ‌


«1». يس، 11.

جلد 8 - صفحه 458

4- زمان نزول قهر خدا بدست او و حكيمانه است، خواه در زمان پيامبر باشد يا بعد از وفات او. نَذْهَبَنَ‌ ... أَوْ نُرِيَنَّكَ‌ ... فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ (42)

أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي‌: يا اگر خواهيم نشان دهيم تو را آنچه را كه، وَعَدْناهُمْ‌:

وعده داده باشيم ايشان را از عذاب و عقاب در زمان تو مثل واقعه روز بدر، فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ‌: پس بدرستى كه ما بر عذاب كردن ايشان در حيات تو توانائيم، يعنى بهر حال ايشان عذاب خواهند شد، يا در زمان حيات تو يا بعد از وفات تو.

جلد 11 - صفحه 476

مروى است كه چون حضرت را اخبار كردند از آنچه بعد از او واقع خواهد شد از فتن عظيمه و ملاحم شديده، اثر اندوه و ملال بر جبين مبارك ظاهر گشت و تا در حيات بود طاقت وجه و اثر ضحك از او مشاهده نشد «1».

شيخ طوسى- در امالى از جابر عبد اللّه انصارى روايت نموده در حجة الوداع حاضر بودم، حضرت رسول خطاب به اصحاب فرمود: لا عرفتكم ترجعون بعدى كفار يضرب بعضكم رقاب بعض و ايم اللّه لئن فعلتموها لتعرفنى فى الكثيبة التى تضاربكم ثم التفت الى خلفه او على او على او على ثلثا: يعنى بايد شما را بعد از خود كافر نيابم و بايد بعد از دين برنگرديد و گردن يكديگر را به شمشير نزنيد، پس قسم مى‌خورم به خدا كه اگر به زدن گردن هم مشغول شويد بيابيد مرا در آن لشگرى كه با شما محاربه كنند، و در عقب خود نگاه كرد على عليه السلام را ديد، سه مرتبه فرمود: يا على، پس جبرئيل نازل و اين آيه را آورد (فاما نذهبن بك فانا منهم منتقمون بعلى ...) «2» چون كفار از اين وعيد و تهديد متنبه نشده عناد و انكار بيشتر نمودند، حق تعالى به رسول خود خطاب فرمود:


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ (41) أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ (42) فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلى‌ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ (43) وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ (44) وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ (45)

ترجمه‌

پس اگر ببريم تو را پس همانا ما از آنها انتقام كشندگانيم‌

يا


جلد 4 صفحه 605

بنمايانيم بتو آنچه را كه وعده داديم آنها را پس همانا ما بر آنها قدرت دارندگانيم‌

پس چنگ بزن بآنچه وحى شد بسوى تو همانا تو بر راه راستى‌

و همانا آن هر آينه موجب تذكّر است براى تو و براى خويشانت و زود است كه پرسيده شويد

و بپرس از آنانكه فرستاديم پيش از تو از پيغمبرانمان آيا قرار داديم غير از خداى بخشنده معبودهائى كه پرستيده شوند.

تفسير

خداوند متعال براى تقويت قلب و تسليت خاطر حبيب خود از آزار كفّار قريش در تعقيب آيه سابقه ميفرمايد پس اگر ببريم ما تو را از اين عالم به عالم آخرت انتقام تو را از آنها بعد از تو خواهيم كشيد يا ارائه خواهيم داد به تو عذابى را كه وعده داديم بر آنها وارد نمائيم اگر باقى گذاريم تو را در دنيا و در هر حال اقتدار ما بر آنها ثابت و محقّق است و كلمه امّا مركّب از ان شرطيّه و ماء زائده است براى تأكيد و خلاصه مفاد دو آيه آنستكه آنها از عذاب ما رهائى ندارند خواه تو باشى خواه نباشى پس با كمال دلگرمى و اطمينان خاطر متمسّك و متشبّث باش بقرآن و بدانكه تو بر راه مستقيم بهشت ثابت و برقرارى و همانا آن قرآن موجب تذكّر و ياد آورى و نام نيك است براى تو و خويشانت تا روز قيامت كه در آنروز از اداء حقّ آن اعمّ از حفظ احترام و عمل باحكام و شكر اين انعام پرسيده خواهيد شد در مجمع روايت نموده كه جابر بن عبد اللّه انصارى ره گفت من نزديكترين مردم بودم به پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم در حجّة الوداع وقتى كه در منى بوديم حضرت فرمود باصحاب كه ميبينم شما را بعد از من كافر شويد و گردن يكديگر را بزنيد و قسم بخدا اگر چنين كنيد مرا بيابيد در لشگرى كه با شما بجنگند پس توجّه بپشت سر خود كرد و سه مرتبه فرمود يا على پس ديديم آثار وحى در وجود آنحضرت ظاهر گشت و نازل شد فامّا نذهبنّ بك فانّا منهم منتقمون بعلى بن ابى طالب عليه السّلام و از ابن عباس ره هم اين معنى نقل شده كه بتوسط على بن ابى طالب عليه السّلام خدا انتقام از آنها خواهد كشيد و ظاهرا مراد در رجعت است ولى قمّى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه مراد آنستكه اگر ببريم تو را اى محمد صلّى اللّه عليه و اله و سلّم از مكّه بمدينه پس ما تو را برميگردانيم بمكّه و انتقام ميكشيم از آنها بعلى بن ابى طالب عليه السّلام و شمه‌ئى از اين مقال در سوره المؤمنون‌


جلد 4 صفحه 606

گذشت و نيز قمّى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه مراد از انّك على صراط مستقيم ثبوت بر ولايت على عليه السّلام است و على صراط مستقيم است و در ذيل آيه بعد در كافى از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه ما قوم پيغمبريم و ما مسئوليم و از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه مقصود مائيم و ما اهل ذكريم و ما مسئوليم يعنى ائمه عليهم السلام و در بصائر از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم و اهل بيت او اهل ذكرند و ايشان مسئولانند و اين معانى با ظاهر منافات ندارد چنانچه كرارا تذكّر داده شده است كه مراد معانى خفيّه و افراد كامله است و گفته‌اند خداوند امر فرموده به پيغمبر خود كه سؤال فرمايد از امّتهاى انبياء سابق كه آيا خداوند براى خود هيچوقت شريكهائى قرار داده كه مردم پرستش آنها را نمايند تا آنها بگويند خير نداده و مشركين مكّه متوجه شوند كه مذهب آنها مخالف با تمام اديان حقّه است ولى اين معنى مخالف با ظاهر آيه اخيره و روايات كثيره از عامّه و خاصه است چون مستفاد از آنها آنستكه اين امر از خداوند در شب معراج به پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم شد كه از انبياء سابق كه همه در بيت المقدّس براى اقتداء بحضرت حاضر شده بودند سؤال فرمايد از اصل اديان حقّه كه توحيد خدا و نفى شرك است و در روايات خاصه است كه او سؤال فرمود و ايشان اقرار نمودند بتوحيد خدا و نفى شرك و رسالت آنحضرت و فضل اهل بيت او بر امّت و فضل شيعيان ايشان براى آنكه عهد و ميثاق خودشان را با خدا به پيغمبر آخر الزّمان تسليم و بپايان برسانند و اين بعد از آن بود كه بفيض اقتداء بآنحضرت رسيده بودند و بنابر اين آيه شريفه حاجت بتقدير امم يا اتباع قبل از من أرسلنا ندارد كه بنا بر معناى اوّل دارد ولى در مجمع آن معنى را باكثر مفسّرين نسبت داده و ظاهرا مراد اهل سنّت باشد و بنظر حقير اين معنى متعيّن است چون با ظاهر آيه موافق و با صريح روايات منطبق است و محتاج بتقدير و تكلّف نيست و بعضى گفته‌اند در شب معراج اين آيه نازل و ظاهرا امر شد به پيغمبر كه سؤال كند ولى حضرت نفرمود چون خود علم داشت و پيغمبران چون شنيدند آيه را همه بتوحيد و نفى شرك اقرار و اعتراف نمودند و گفتند ما همه مبعوث بر آن بوديم و اللّه تعالى اعلم بحقائق الامور.


جلد 4 صفحه 607

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَإِمّا نَذهَبَن‌َّ بِك‌َ فَإِنّا مِنهُم‌ مُنتَقِمُون‌َ (41) أَو نُرِيَنَّك‌َ الَّذِي‌ وَعَدناهُم‌ فَإِنّا عَلَيهِم‌ مُقتَدِرُون‌َ (42)

‌پس‌ ‌ يا ‌ اينكه‌ مي‌بريم‌ بشما ‌يعني‌ ‌پس‌ ‌از‌ رحلت‌ ‌شما‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ عالم‌ ‌پس‌ محققا ‌ما ‌از‌ ‌آنها‌ انتقام‌ خواهيم‌ كشيد ‌ يا ‌ آنكه‌ قبل‌ ‌از‌ وفات‌ ‌شما‌ بشما مي‌نمائيم‌ ‌آن‌ چيزي‌ ‌که‌ وعده‌ داده‌ايم‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌پس‌ محققا ‌ما ‌بر‌ ‌آنها‌ كمال‌ قدرت‌ و اقتدار ‌را‌ داريم‌.

فَإِمّا نَذهَبَن‌َّ بِك‌َ كلمه اما ‌براي‌ ترديد نيست‌ بلكه‌ ‌براي‌ تقسيم‌ ‌است‌ ‌که‌ انتقام‌ ‌ما ‌از‌ كفار و مشركين‌ دو قسمت‌ ‌است‌ يك‌ قسمت‌ ‌پس‌ ‌از‌ رحلت‌ ‌شما‌ ‌است‌ و ‌اينکه‌ جمله‌ عموم‌ دارد زيرا ‌پس‌ ‌از‌ وفات‌ حضرت‌ رسالت‌ شامل‌ مي‌شود ‌از‌ زمان‌ امير‌-‌ المؤمنين‌ ‌تا‌ ظهور حضرت‌ بقية اللّه‌ و ‌تا‌ دوره‌ رجعت‌ و ‌تا‌ قيامت‌ لكن‌ ‌در‌ اخبار بسياري‌ داريم‌ ‌که‌ تفسير فرموده‌اند ‌به‌ دوره‌ سلطنت‌ امير المؤمنين‌ و جنگ‌ بصره‌ ‌با‌ عايشه‌ و طلحه‌ و زبير و اهل‌ بصره‌ لكن‌ مكرر گفته‌ايم‌ ‌که‌ اخبار بيان‌ مصداق‌ مي‌كند و منافي‌ ‌با‌ عموم‌ ‌آيه‌ ندارد و بالجمله‌ خداوند ‌از‌ تمام‌ كفار و مشركين‌ و ظالمين‌ ‌به‌ امير المؤمنين‌ و ‌به‌ ائمه‌ طاهرين‌ و ‌به‌ مؤمنين‌ بالاخص‌ ‌به‌ وجود مقدس‌ حضرت‌ رسالت‌ ‌در‌ مراحل‌ زيادي‌ انتقام‌ خواهد كشيد.

فَإِنّا مِنهُم‌ مُنتَقِمُون‌َ ‌حتي‌ ‌در‌ قيامت‌.

أَو نُرِيَنَّك‌َ الَّذِي‌ وَعَدناهُم‌ ‌که‌ ‌در‌ جنگ‌ بدر و حنين‌ و احد و ساير جنگها ‌که‌ خداوند ‌با‌ اينكه‌ عده مسلمين‌ قليل‌ بودند و عده كفار و مشركين‌ بسيار چه‌ نحوه‌ خداوند ‌از‌ ‌آنها‌ انتقام‌ كشيد و پيغمبر و مسلمين‌ ‌را‌ نصرت‌ داد ‌که‌ خداوند وعده‌

جلد 16 - صفحه 33

داده‌ ‌بود‌ ‌که‌ فرمود: إِنّا لَنَنصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِين‌َ آمَنُوا فِي‌ الحَياةِ الدُّنيا وَ يَوم‌َ يَقُوم‌ُ الأَشهادُ‌-‌ مؤمن‌ آيه 54‌-‌ و آيات‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ باب‌ بسيار ‌است‌ نظر كنيد خداوند چه‌ نحو انتقام‌ كشيد ‌از‌ قتله ابي‌ ‌عبد‌ اللّه‌ (ع‌) ‌از‌ اينكه‌ ‌هر‌ كدام‌ ‌به‌ چه‌ بلياتي‌ گرفتار شدند ‌از‌ يزيد و ‌إبن‌ زياد و ديگران‌ بعلاوه‌ انتقام‌ كشيد ‌در‌ دوره سليمان‌ ‌بن‌ صرد خزاعي‌ و مختار و احمد سفّاح‌ ‌تا‌ اينكه‌ حضرت‌ بقية اللّه‌ ظاهر شود ‌که‌ مي‌گويي‌ ‌در‌ دعاي‌ ندبه‌

(‌اينکه‌ الطالب‌ بذحول‌ الانبياء و ابناء الانبياء ‌اينکه‌ الطالب‌ بدم‌ المقتول‌ بكربلاء)

و ‌تا‌ حضرت‌ سيد الشهداء رجعت‌ نمايد و ‌آنها‌ ‌را‌ زنده‌ كند و انتقام‌ كشد ‌تا‌ قيامت‌ و عذاب‌ ‌آن‌.

فَإِنّا عَلَيهِم‌ مُقتَدِرُون‌َ ‌از‌ تحت‌ قدرت‌ ‌ما بيرون‌ نيستند «امروز ‌اگر‌ نكرد دو روز دگر كند».

تنبيه‌: تأخير ‌در‌ انتقام‌ حكم‌ و مصالحي‌ دارد ‌که‌ ‌من‌ جمله‌ ‌در‌ نسل‌ ‌آنها‌ مؤمن‌ بوجود بيايد و ‌من‌ جمله‌ ازدياد عذاب‌ ‌آنها‌ ‌به‌ اعمال‌ سوء ‌آنها‌ و ‌غير‌ اينها.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 42)- سپس می‌افزاید: اگر هم زنده بمانی «و آنچه را از عذاب به آنان وعده داده‌ایم به تو نشان دهیم باز ما بر آنها مسلط هستیم»

ج4، ص372

(أَوْ نُرِیَنَّکَ الَّذِی وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَیْهِمْ مُقْتَدِرُونَ).

به هر حال آنها در چنگال قدرت ما هستند چه در میان آنها باشی و چه نباشی، و مجازات و انتقام الهی در صورت ادامه کارهایشان حتمی است.

نکات آیه

۱ - انتقام الهى، گریبان گیر کافران و حق ستیزان، در حیات و یا پس از رحلت پیامبر(ص) (و من یعش عن ذکر الرحمن ... فإمّا نذهبنّ ... أو نرینّک الذى وعدنهم)

۲ - حضور رهبران الهى در جوامع، مانع از تحقق انتقام الهى نسبت به کافران و حق گریزان نخواهد بود. (أو نرینّک الذى وعدنهم)

۳ - روى گردانى از یاد خدا، موجب استحقاق کیفر دنیوى است. (و من یعش عن ذکر الرحمن ... فإنّا منهم منتقمون . أو نرینّک الذى وعدنهم)

۴ - تأخیر خداوند در انتقام گرفتن از حق گریزان، مهلتى به ایشان و احترامى به وجود پیامبر(ص) (فإمّا نذهبنّ بک ... فإنّا علیهم مقتدرون) از آیه قبل استفاده شد که اگر پیامبر رحلت کند، خداوند از مخالفان حق ستیز او انتقام خواهد گرفت. مفهوم این سخن آن است که حضور پیامبر(ص) مانع تسریع در انتقام است; ولى این مانع، قطعى نیست و خداوند مى تواند حتى در زمان حضور پیامبر(ص)، مخالفان دین را مجازات کند.

۵ - کیفر دنیوى خداوند درباره مشرکان، پس از اتمام حجت بر آنان است. (أو نرینّک الذى وعدنهم) از این که خداوند تحقق کیفر خویش را پس از ابلاغ وعده عذاب به مشرکان (وعدناهم) مطرح مى کند، مطلب بالا استفاده مى شود.

۶ - انسان ها هر چند مقتدر و توانمند باشند، مقهور قدرت مطلق خداوند هستند. (فإنّا علیهم مقتدرون)

۷ - خداوند، به انتقام گرفتن از حق ستیزان - چه در دنیا و چه در آخرت - توانا است. (فإنّا علیهم مقتدرون)

موضوعات مرتبط

  • اتمام حجت: آثار اتمام حجت ۵
  • انسان: مقهوریت انسان ۶
  • حق: انتقام از حق ستیزان ۱، ۷; انتقام از حق ناپذیران ۲، ۴; فلسفه مهلت به حق ناپذیران ۴
  • خدا: آثار اعراض از خدا ۳; انتقام اخروى خدا ۷; انتقام دنیوى خدا ۷; حتمیت انتقام خدا ۱، ۲; فلسفه تأخیر انتقام خدا ۴; قانونمندى کیفرهاى خدا ۵; وسعت قدرت خدا ۶، ۷
  • رهبران دینى: نقش رهبران دینى ۲
  • کافران: انتقام از کافران ۱، ۲
  • کیفر: عوامل کیفر دنیوى ۳
  • محمد(ص): احترام به محمد(ص) ۴
  • مشرکان: اتمام حجت بر مشرکان ۵; کیفر دنیوى مشرکان ۵

منابع