الحجر ٢٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

پروردگار تو، قطعاً آنها را (در قیامت) جمع و محشور می‌کند؛ چرا که او حکیم و داناست!

|و مسلما پروردگار تو هموست كه آنها را محشور خواهد كرد، [و] او حكيم داناست

و مسلماً پروردگار توست كه آنان را محشور خواهد كرد، چرا كه او حكيم داناست.

و البته خدای تو همه خلایق را در قیامت محشور خواهد کرد، که کار او از روی علم و حکمت است.

و مسلماً پروردگار توست که محشورشان می کند؛ زیرا او حکیم و داناست.

و پروردگار تو همه را محشور مى‌گرداند، زيرا اوست كه حكيم و داناست.

و بی‌گمان پروردگارت آنان را محشور می‌گرداند، که او فرزانه داناست‌

و همانا پروردگار تو [هنگام رستاخيز] آنان را برانگيزد و فراهم آرد، كه او استواركار و داناست.

و بی‌گمان پروردگار تو آنان را (روز قیامت در کنار هم) گرد می‌آورد (و به حساب و کتابشان رسیدگی می‌کند و پاداش و پادافره ایشان را می‌دهد، و این برابر حکمت و آگاهی انجام می‌پذیرد و) او حکیم و آگاه است.

و بی‌گمان پروردگار تو است که آنان را محشور خواهد کرد. به‌راستی او حکیمی بس داناست.

و همانا پروردگار تو برانگیزاندشان همانا او است حکیم دانا


الحجر ٢٤ آیه ٢٥ الحجر ٢٦
سوره : سوره الحجر
نزول : ٤ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«یَحْشُرُهُمْ»: پیشینیان و پسینیان و جمیع مردمان را گرد می‌آورد.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ «25»

وهمانا پروردگار تو است كه همه آنان را محشور خواهد كرد، زيرا كه او حكيم وعليم است.

نکته ها

مفسران براى‌ «الْمُسْتَقْدِمِينَ» و «الْمُسْتَأْخِرِينَ» مصاديقى ذكر كرده‌اند، از جمله:

1. گذشتگان و باقيماندگان.

2. سبقت گيرندگان و عاشقان جبهه و غير آنان.

3. كسانى كه در صف اول نماز جماعت حاضر مى‌شوند و كسانى كه در صف آخر حضور

جلد 4 - صفحه 454

مى‌يابند تا به زنان حاضر در جماعت نگاه بد كنند كه آيه مى‌فرمايد ما مى‌دانيم.

در مقابل بعضى از خوبى به جائى رسيده بودند كه منزلشان را در معرض فروش قرار داده بودند تا در عوض در نزديك مسجد منزل تهيه كنند و به صف اول برسند كه آيه مى‌فرمايد ما اين افراد را نيز مى‌شناسيم.

پیام ها

1- مرگ و حيات تنها بدست اوست. همه رفتنى هستند، پس سزاوار است با عمل خود ارث خوبى براى وارث حقيقى بجاى گذاريم. «نَحْنُ الْوارِثُونَ»

2- زمان، در علم خداوند اثرى ندارد. علم او به گذشته و حال و آينده يكسان است. عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ‌ ... عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ‌

3- برپايى رستاخيز، كيفر وپاداش دادن از شئون ربوبيّت الهى است. «رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ»

4- دليل رستاخيز، حكمت خداوند است. (اگر ذرات خاك، غذا و غذا، نطفه و نطفه، انسان شود و با مرگ، دوباره به خاك تبديل شود وحساب وكتابى در كار نباشد، اين كار حكيمانه نيست.) «إِنَّهُ حَكِيمٌ»

5- در قيامت قديم وجديد با هم محشور مى‌شوند. «يَحْشُرُهُمْ» وخداوند بر عملكرد همه وآثار ونيّات هر فرد، آگاهى كامل دارد. «حَكِيمٌ عَلِيمٌ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ «25»

بعد از آن بيان حشر و جزاى اعمال را فرمايد:

وَ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ‌: و بدرستى كه پروردگار تو اى مخاطب او، حشر و جمع فرمايد متقدمين و متأخرين را و جزاى هر يك را از خير و شر بدو رساند.


«1» مجمع البيان، جلد 3، صفحه 334.

«2» مجمع البيان، جلد 3، صفحه 334.

جلد 7 - صفحه 99

إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ‌: بتحقيق ذات سبحانى حكيم است، يعنى متقن در افعال و تمام كارهاى او بر وفق راستى و درستى باشد. عليم است يعنى داناى به نهانى و آشكارا، و هيچ چيزى از علم سبحانى معزوب نباشد، و هر يك را به استحقاق عمل پاداش مرحمت فرمايد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ إِنْ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ «21» وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَيْناكُمُوهُ وَ ما أَنْتُمْ لَهُ بِخازِنِينَ «22» وَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَ نُمِيتُ وَ نَحْنُ الْوارِثُونَ «23» وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ «24» وَ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ «25»

ترجمه‌

و نيست هيچ چيز مگر آنكه نزد ما است خزانه‌هايش و نازل نميكنيم آنرا


جلد 3 صفحه 249

مگر بمقدارى معين‌

و فرستاديم بادها را بارور كنندگان پس نازل نموديم از آسمان آبرا پس سيراب نموديم شما را از آن و نيستيد شما مر آنرا خزانه داران‌

و همانا ما هر آينه زنده ميكنيم و ميميرانيم و مائيم وارثان‌

و بتحقيق دانستيم پيش رفتگان از شما را و بتحقيق دانستيم پس ماندگان را

و همانا پروردگار تو او محشور ميكند ايشانرا همانا او درست كار دانا است.

تفسير

هر موجوديكه از مكمن غيب پاى در عرصه شهود گذارده و خلعت هستى در بر نموده رشحه‌اى از رشحات اصل وجود و سر چشمه جود و آب حيات است كه از مقام عالى نازل و محدود بحدود و تعيّنات و تشخصات شده است پس اجناس و انواع و اصناف موجودات خزائن و معادن و منابع آنها در نزد خداوند بوده و هست و خواهد بود و در هر زمان بر حسب حكمت و مصلحت بعرصه ظهور و بروز خواهد رسيد و مفسّرين براى ضيق مجال و تقريب اذهان بمثال، خزائن را جمعى بقدرت و قمّى ره بآب تفسير نموده و فرموده‌اند نازل و متعلّق ميشود قدرت الهى بر مقدورات و فرود ميآيد آب از آسمان پس ميرويد گياه براى هر حيوان ولى مطلب بر اهل علم مخفى نيست و همانستكه اجمالا بيان شد از امام سجّاد عليه السّلام روايت شده كه در عرش تمثال جميع خلق خدا از صحرا و دريا هست و اين تأويل آيه ان من شى‌ء الّا عندنا خزائنه است كه اشاره بتحقيق مرقوم است و مراد از انزال بقدر معلوم اعطاء بقدر قابليّت و استعداد و اقتضاء حكمت و عدالت است مقدّريكه بگل نكهت و بگل جانداد بهر كه هر چه سزا ديد حكمتش آنداد از جاه و جلال و جمال و كمال و مال و منال و كسيرا حقّ چون و چرا نيست چون در دستگاه حكيم على الاطلاق جاى چون و چرا نيست و خداوند فرستاد بادها را كه بارور و آبستن كنندگانند ابرها را بباران و درختان را بميوه‌ها پس نازل فرمود از آسمان باران رحمت خود را و سيراب نمود بندگان و حيوانات و نباتاترا از آن و مردم قدرت ندارند بر جمع و تفريق آن بر طبق حكمت و مصلحت خلاصه آنكه بندگان عاجزند از خزانه‌دارى آب كه از اجسام است چه رسد بآنكه خزانه دار عالم ارواح و عقول و اشباح و نفوس باشند عيّاشى ره از امير المؤمنين عليه السّلام روايت نموده كه بباد بد نگوئيد كه آن مبشّر و منذر است و بارور كننده درختان است و از خداوند بخواهيد خير آنرا و باو پناه ببريد از شرّش‌


جلد 3 صفحه 250

و خداوند زنده ميكند و روح ميدهد بتمام موجودات و ميميراند آنها را بمقتضاى حكمت و مصلحت و ميگيرد از آنها دارائى و آنچه را بوديعت نزد آنها نهاده است مانند وارث و مالك و متصرّف ميشود در زمين وقتى كه موجودى جز او وجود نداشته باشد در آن كه تصور مالكيّت براى او شود و خداوند دانا است باحوال و اعيان گذشتگان و آيندگان از خلق و اين امّت و در روايت عيّاشى ره از امام باقر عليه السّلام در اين آيه اختصاص باهل ايمان آنها داده شده و بعضى اختصاص بمتقدّمين و متأخرين در جهاد و بعضى در خيرات و بعضى در صف جماعت داده‌اند و ظاهرا مرادشان نزول است نه بيان مراد و كلام امام، امام كلمات است و خداوند محشور ميفرمايد تمام خلائق را از اولين و آخرين در يكروز براى حساب و مجازات اعمال چون حكيم است مردم را بعبث خلق نفرموده و عليم است چيزى از اعمال آنها بر او مخفى نيست و از صفحه علم او محو نخواهد شد ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ يَحشُرُهُم‌ إِنَّه‌ُ حَكِيم‌ٌ عَلِيم‌ٌ «25»

و محققا پروردگار تو ‌او‌ محشور ميفرمايد ‌آنها‌ ‌را‌ محققا ‌او‌ حكيم‌ ‌است‌ و عليم‌.

مسئله‌ حشر يوم القيامة ‌از‌ ضروريات‌ جميع‌ اديان‌ ‌است‌ و براهين‌ عقليه‌ و نقليه‌ قرآنيه‌ و اخباريه‌ فوق‌ حد و حصر ‌بر‌ ‌او‌ قائم‌ ‌است‌ و كانه‌ معاد ملازم‌ ‌با‌ مبدء ‌است‌ و فقط منكر معاد منكر مبدأ ‌است‌ ‌که‌ ‌او‌ ‌را‌ طبيعي‌ و دهري‌ و زنديق‌ و ‌لا‌ مذهب‌ مينامند وَ إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ ‌با‌ سه‌ تأكيد جمله‌ اسميه‌ كلمه‌ ‌إن‌ ضمير ‌هو‌ (يحشرهم‌) يكي‌ ‌از‌ اسامي‌ قيامة يوم الحشر ‌است‌ ‌که‌ خلق‌ اولين‌ و آخرين‌ جن‌ و انس‌ ‌حتي‌ وحوش‌ مجتمع‌ مي‌شوند ‌در‌ صحراي‌ قيامت‌ (إِنَّه‌ُ حَكِيم‌ٌ) بعدل‌ حكم‌ ميفرمايد ‌غير‌

جلد 12 - صفحه 26

مستحق‌ عذاب‌ ‌را‌ عذاب‌ نمي‌كند و مستحق‌ ثواب‌ ‌را‌ منع‌ نمي‌كند بلكه‌ تفضلات‌ و عنايات‌ ‌با‌ شرط قابليت‌ شامل‌ حال‌ بندگان‌ ميشود (عليم‌) ميداند ‌با‌ ‌هر‌ ‌که‌ چه‌ معامله‌ بايد كرد.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 25)- و لذا بلافاصله به دنبال این سخن می‌گوید: «پروردگار تو بطور قطع همه آنها را (به زندگی جدید در رستاخیز باز می‌گرداند و) جمع و محشور می‌کند» (وَ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ یَحْشُرُهُمْ).

«چرا که او هم حکیم است و هم عالم» (إِنَّهُ حَکِیمٌ عَلِیمٌ).

«حکمت» او ایجاب می‌کند که مرگ پایان همه چیز نباشد، زیرا اگر زندگی منحصر به همین چند روز حیات این جهان بود آفرینش جهان بیهوده و بی‌محتوا می‌شد، و از خداوند حکیم دور است که یک چنین آفرینش بی‌نتیجه‌ای داشته باشد.

و «علیم» بودنش سبب می‌شود که در امر معاد و حشر، مشکلی ایجاد نشود، هر ذره خاکی که از انسانی به گوشه‌ای پرتاب شده جمع‌آوری می‌کند و حیات جدید به آن می‌بخشد، و از سوی دیگر پرونده اعمال همگی هم در دل این جهان طبیعت و هم در درون جان انسانها ثبت است. و او از همه اینها آگاه است.

بنابراین حکیم و علیم بودن خدا دلیل فشرده و پرمغزی بر مسأله «حشر» و «معاد» محسوب می‌شود.

نکات آیه

۱- خداوند، همه انسانها را در قیامت جمع خواهد کرد. (و إن ربّک هو یحشرهم)

۲- ربوبیت خداوند براى انسانها، مقتضى گردآورى آنها در روز قیامت (و إن ربّک هو یحشرهم)

۳- احیاى اخروى انسانها، تنها به دست خداوند است. (إن ربّک هو یحشرهم) ذکر ضمیر فصل «هو» در آیه، براى بیان حصر فعل حشر به فاعل است و احیا لازمه حشر است.

۴- پیامبر(ص)، مورد توجه و عنایت خاص خداوند (و إن ربّک هو یحشرهم) از اینکه براى بیان حشر اخروى انسانها، صفت «رب» به کاف خطاب - که پیامبر(ص) است - اضافه شده است، مى تواند به خاطر نکته فوق باشد.

۵- خداوند، حکیم (کاردان) و علیم (بسیار دانا) است. (إنه حکیم علیم)

۶- حشر و رستاخیز انسانها، برخاسته از حکمت و علم خداوند است. (و إن ربّک هو یحشرهم إنه حکیم علیم)

۷- حیات انسانها با مرگ پایان نمى پذیرد و پس از آن نیز ادامه دارد. (و إنا لنحن نحى و نمیت ... و إن ربّک هو یحشرهم) از اینکه خداوند، در آیه ۲۳ فرمود: «ما انسانها را مى میرانیم» و در این آیه مى فرماید: «انسانها را گرد خواهیم آورد» حاکى از تداوم حیات انسان پس از مرگ است.

۸- به دست خداوند بودن مرگ و حیات انسانها، دلیل علم او بر احوال انسانها در گذشته و آینده (و إنا لنحن نحى و نمیت ... و لقد علمنا المستئخرین . و إن ربّک هو یحشرهم) برداشت فوق، بر این احتمال که ذکر «إنا لنحن نحیى و نمیت» قبل از «و لقد علمنا...» و ذکر «إن ربک هو یحشرهم» پس از آن، مى تواند به منظور اقامه دلیل براى آن باشد. طبق این احتمال، معناى آیه چنین مى شود: ما به احوال پیشینیان و آیندگان آگاهى داریم; چرا که خود ما میراننده و زنده کننده همه هستیم.

موضوعات مرتبط

  • آیندگان: علم به آیندگان ۸
  • اسماء و صفات: حکیم ۵; علیم ۵
  • انسان: تداوم حیات انسان ها ۷; حشر اخروى انسان ها ۱، ۲، ۶
  • پیشینیان: علم به پیشینیان ۸
  • توحید: توحید افعالى ۳
  • حیات: منشأ حیات ۸
  • خدا: آثار ربوبیت خدا ۲; اختصاصات خدا ۳; افعال خدا ۱; دلایل علم غیب خدا ۸; نقش حکمت خدا ۶; نقش علم خدا ۶
  • لطف خدا: مشمولان لطف خدا ۴
  • محمد(ص): لطف به محمد(ص) ۴
  • مردگان: احیاى اخروی مردگان ۳
  • مرگ: حقیقت مرگ ۷; منشأ مرگ ۸

منابع