البينة ٤

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

اهل کتاب (نیز در دین خدا) اختلاف نکردند مگر بعد از آنکه دلیل روشن برای آنان آمد!

ولى اهل كتاب پراكنده نشدند مگر پس از آن كه اين دليل روشن برايشان آمد [كه پيامبر و قرآن است‌]

و اهل كتاب دستخوش پراكندگى نشدند، مگر پس از آنكه برهان آشكار براى آنان آمد.

و اهل کتاب (در حق این رسول گرامی) راه تفرقه و خلاف نپیمودند مگر پس از آنکه آنها را حجت کامل (در کتب آسمانی بر حقانیت رسول) آمد (و دانسته بر انکار او لجاج و عناد ورزیدند).

و اهل کتاب درباره دین، [گروه گروه و] پراکنده نشدند مگر پس از آنکه آن دلیل روشن برای آنان آمد [و به طور کامل نسبت به آنان اتمام حجت شد.]

و اهل كتاب پراكنده نشدند مگر از آن پس كه برايشان برهانى روشن آمد.

و اهل کتاب تفرقه پیشه نکردند، مگر بعد از آنکه برایشان حجت هویدا آمد

و كسانى كه به آنها كتاب داده شده- جهودان و ترسايان- پراكنده نشدند- اختلاف نكردند- مگر پس از آنكه ايشان را حجت روشن- پيامبر و قرآن- آمد.

اهل کتاب پراکنده نشده‌اند (و گروه گروه و دسته دسته نگشته‌اند) مگر آن زمانی که پیغمبری به پیش ایشان آمده است (و دستورات خدا را بدیشان رسانده است. آن وقت کم‌کم دچار تفرّق و اختلاف شده‌اند و فروع و مذاهبی را در دین خدا پدیدار کرده‌اند).

و اهل کتاب دستخوش پراکندگی نشدند، مگر پس از آنکه ایشان را (برهان) آشکار آمد.

و پراکنده نشدند آنان که داده شدند کتاب را مگر پس از آنکه بیامدشان نشانی‌


البينة ٣ آیه ٤ البينة ٥
سوره : سوره البينة
نزول : ٦ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٢
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مَا تَفَرَّقَ ...»: (نگا: بقره / و آل‌عمران / ، یونس / ، شوری / - ). مراد این است که هر وقت پیغمبری از پیغمبران برای رهنمود مردمان آمده است، انقلابی در میان انسانها پدیدار کرده است. خاصیت انقلاب هم جداسازی صف‌های حقگرایان و باطلگرایان، و پدیدآوردن دسته‌ها و گروههای مختلف مؤمنان و منافقان و دشمنان هدف انقلاب است. در میان مؤمنان به انقلاب هم به تدریج خطها پدیدار می‌شود که تنها خطی از آنها در راستای آرمان راستین است و بس. انسان عاقل باید سعی کند که دنباله‌رو آن خط بوده و جان و مال را بر سر آن نهد.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ «1» رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً «2» فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ «3» وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ «4»

كسانى كه كفر ورزيدند از اهل كتاب و مشركان، (از راه انحرافى خود) دست برندارند تا آنكه دليل روشنى برايشان بيايد. پيامبرى از سوى خدا كه كتاب (آسمانى) را تلاوت كند. در آن‌ها نوشته‌هايى استوار و با ارزش است. كسانى كه به آنان كتاب داده شد، متفرّق نشدند مگر بعد از آنكه برهان روشن برايشان آمد.

نکته ها

«بينة» به معناى دليل روشن است كه به واسطه آن حق از باطل آشكار گردد.

«قَيِّمَةٌ» به معناى مستقيم، محكم، ارزشمند و گرانبهاست. «قيم» به كسى گويند كه دلسوز است و به مصالح ديگران قيام مى‌كند. حرف تاء در كلمه‌ «قَيِّمَةٌ» براى مبالغه است نظير علّامة، نه تأنيث.

اين آيه را دو گونه تفسير كرده‌اند: طبق يك تفسير سخن از بى‌وفائى و عدم صداقت اهل كتاب و مشركان است و در تفسير ديگر سخن از اتمام حجت براى آنان است.

ادعاى كفار اين بود كه تا دليل روشنى به ما نرسد، در راه خود باقى هستيم، ولى بعد از آن كه‌

جلد 10 - صفحه 555

دليل روشنى رسيد، باز هم در راه خود باقى ماندند و جز عده‌اى ايمان نياوردند. شبيه اين مضمون، در آيه 89 سوره بقره آمده است كه قبل از ظهور اسلام در انتظار آمدن پيامبر جديدى بودند و به خود نويد مى‌دادند، ولى‌ «فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا» همين كه آمد براى آنان چيزى را كه مى‌شناختند نپذيرفتند.

«صحف» جمع «صحيفة» است. گويا هر بخش از كتاب آسمانى به تنهايى صحيفه‌اى است. تورات يك كتاب است ولى قرآن در باره آن مى‌فرمايد: «صُحُفِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى‌» «1»

پیام ها

1- بدون دليل روشن انتظار نداشته باشيد كه مردم دست از عقيده و راه خود بردارند. لَمْ يَكُنِ‌ ... مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ

2- در اتمام حجّت، كفّار و مشركان از يكديگر جدا نيستند. خداوند براى همه مردم، چه كفّار و چه مشركان، با فرستادن بيّنه، اتمام حجّت مى‌كند. «تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ»

3- از اهل كتاب توقع بيشترى است. (با اينكه در آيه اول سخن از اهل كتاب و مشركان بود ولى در آيات بعد انتقاد تنها از اهل كتاب است.) «وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ»

4- اتمام حجت خداوند از طريق پيامبرى آسمانى و كتاب پاك است. رَسُولٌ‌ ...

يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً

5- قرآن از هر خطا و انحراف و لغو و باطل وتحريف دور است. «صُحُفاً مُطَهَّرَةً»

6- در قرآن، دستورات قوام بخش است. «2» «فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ»

7- قرآن هم خود كتابى معتدل و دور از اعوجاج است‌ «3» و هم سبب اعتدال و


«1». اعلى، 19.

«2». كلمه «كُتب» مى‌تواند به معناى دستورات دينى باشد، نظير آيه «كتب عليكم الصيام» كه كتاب به معناى دستور است.

«3». اگر «قيمة» را به معناى ثابت و پايدار و به اصطلاح ادبى فعل لازم بدانيم.

جلد 10 - صفحه 556

قوام جامعه است. «1» «قَيِّمَةٌ»

8- با وجود هواى نفس، علم و دانش مشكل‌گشا نيست. اهل كتاب حق را به روشنى فهميدند ولى به خاطر هواهاى نفسانى، دست‌خوش تفرقه شدند. وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ‌ ...

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ «4»

وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ‌: و متفرق نشدند، يعنى اختلاف نكردند


«1» سوره فصلت آيه 42.

«2» سوره واقعه آيه 79.

«3» سوره مائده، آيه 48.

جلد 14 - صفحه 298

آنان كه داده شدند كتاب تورات و انجيل در شأن حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم‌ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ: مگر بعد از آنكه آمد ايشان را حجتى مبين و آشكارا كه حضرت رسالت باشد. يعنى پيش از بعثت حضرت همه مجتمع بودند بر تصديق او و بعد از آنكه مبعوث شد، مختلف شدند. بعضى به او ايمان آوردند و بعضى كافر شدند و در طريق انكار و عناد باقى ماندند و بعضى در وادى شك و ترديد افتادند.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ «1» رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً «2» فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ «3» وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ «4»

وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ وَ يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ «5» إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ فِي نارِ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أُولئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ «6» إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ «7» جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ «8»

ترجمه‌

نبودند آنانكه كافر شدند از اهل كتاب و بت پرستان منفكّ از دين خودشان تا آنكه بيايد آنها را دليل روشنى‌

و آن پيغمبرى باشد از جانب خداوند كه تلاوت نمايد صحيفه‌هاى پاكيزه را

كه در آنها نوشته‌هائى است راست و درست‌

و متفرّق نشدند آنانكه داده شدند كتاب را مگر بعد از آنكه آمد آنها را دليل روشنى‌

و مأمور نشدند مگر آنكه پرستش نمايند خدا را با آنكه خالص كنندگان باشند براى او كيش خويش را و حق جويان باشند و برپا دارند نماز را و بدهند زكوة را و اين كيش ملت راست و درست است‌

همانا آنانكه كافر شدند از اهل كتاب و بت پرستان در آتش جهنّم ميباشند با آنكه مخلّدند در آن آن گروه آنان بدترين خلقند

همانا آنانكه گرويدند و بجا آوردند كارهاى شايسته را آن جماعت ايشان بهترين خلقند

پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت‌هاى اقامت دائمى است كه جارى ميشود در زمين آنها نهرها جاودانيانند در آن هميشه خشنود شد خدا از ايشان و خشنود شوند از او آن براى كسى است كه ترسيد از پروردگار خود.

تفسير

خداوند متعال در اين سوره شريفه بنابر نقل بعضى اشاره فرموده بقرار


جلد 5 صفحه 417

دادى كه بين اهل كتاب كه مسلّم از آن يهود و نصارى ميباشند و بت پرستان واقع شده بود قبل از ظهور اسلام كه هر يك از آن فرق بدين خودشان باقى باشند تا پيغمبرى كه يهود و نصارى ميگفتند در تورية و انجيل بشارت بآمدن آن داده شده با ذكر علامات بيايد و آن حجّت واضحى باشد بر بطلان دين آنها و لذا ميفرمايد نبودند كفّار اهل كتاب و بت پرستان منفكّ و متفرّق از يكديگر بلكه بودند متّفق و متّحد در بقاء بر دينشان تا بيايد آنها را دليل واضحى كه آن پيغمبرى است از جانب خدا كه تلاوت مينمايد مضامين كتب سماوى را كه پاك است از باطل و دروغ و دست ناپاك بآن نميرسد و در آن كتب مطالبى مكتوب شده كه راست و درست و عدل و قويم و مستقيم است و چون خداوند پيغمبر آخر الزمان را مبعوث برسالت فرمود اهل كتاب هم كه حجّت از طرف خداوند بر آنها تمام شده بود براى آنكه علائم و اوصافى را كه خداوند در كتب آنها براى آن پيغمبر ذكر فرموده بود در آن حضرت مشاهده نمودند در نبوّت او اختلاف نمودند و متفرّق شدند از يكديگر بعضى ايمان آوردند و قبول اسلام نمودند و بعضى بحال كفر باقى ماندند با آنكه امر نفرموده بود آن پيغمبر از جانب خداوند بآنها مگر آنكه پرستش نمايند خداى يگانه را در حاليكه خالص نموده باشند دين خودشان را براى او از شرك و بت پرستى و مايل شده باشند از اديان باطله بدين حقّ اسلام و برپا دارند نماز را و بدهند زكوة مالشان را و اين دين كه توحيد خداوند و اخلاص عبادت براى او است دين ملت راست و درست و شريعت حقّه الهيّه و كتب سماويّه است كه تمام انبيا براى ترويج آن آمده‌اند چون قيّمه صفت ملّت يا شريعت يا كتب است كه حذف شده همانا آنانكه كافر شدند از اهل كتاب و بت پرستان و كسانيكه مرتدّ شدند از حكم قرآن و كافر شدند و مخالفت نمودند با امير المؤمنين عليه السّلام چنانچه قمّى ره نقل نموده جايگاه آنها در آتش جهنّم است و هميشه در آن خواهند بود و آن گروه بدترين خلق خدايند و همانا آنانكه ايمان آوردند بخدا و پيغمبر و امام زمان و روز جزا و اعمال صالحه بجا آوردند آن گروه بهترين خلق خدايند و قمّى ره نقل نموده كه در شأن آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شد و در امالى از جابر بن عبد اللّه نقل نموده كه‌


جلد 5 صفحه 418

ما نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوديم پس آمد على بن ابى طالب عليه السّلام و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود آمد نزد شما برادر من پس متوجه بكعبه شد و بدست اشاره نمود و فرمود قسم بخدائى كه جان من در دست قدرت او است همانا اين و شيعيان او كاميابانند در روز قيامت پس فرمود همانا او اول مؤمن از شما است بمن و وفا كننده‌ترين شما است بعهد خدا و نيكو- ترين قيام كنندگان شما است بامر خدا و عادل‌ترين شما است در رعيّت و برترين شما است براستى و درستى و بزرگترين شما است نزد خداوند در مزيّت پس نازل شد ان الّذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البرّيه و بعد از اين هر وقت على عليه السّلام مى‌آمد اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميگفتند آمد خير البريّه و در چند روايت ديگر از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين آيه با امير المؤمنين عليه السّلام و شيعيان آن حضرت تطبيق شده و در محاسن از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه آنها شيعيان ما اهل بيتند و خداوند ميفرمايد جزاى ايشان نزد پروردگارشان بهشت‌هاى اقامت دائمى است كه جارى ميشود در آنها نهرها مخلّدند در آنها هميشه خشنود شد خدا از آنان بعقائد و اعمالشان و خشنود شدند ايشان از خدا بپاداش و نعيم جاودان اين خشنودى براى كسى است كه ترسيد از پروردگار خود در دنيا و آن موجب شد كه بوظايف بندگى قيام نمود و موجبات خشنودى خدا و خود را فراهم كرد و در روايت كافى از امام صادق عليه السّلام نيل باين مقام كه خشنودى بنده از خدا و خشنودى خدا از او است و وصول ببهشت در برزخ و قيامت با هر گونه اعزاز و كرامت بشيعيان وعده داده شده است در ثواب الاعمال و مجمع از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه هر كس سوره لم يكن را قرائت نمايد از شرك برى و داخل در دين محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميشود و خداوند او را مؤمن مبعوث و حسابش را آسان خواهد فرمود.


جلد 5 صفحه 419

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ ما تَفَرَّق‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الكِتاب‌َ إِلاّ مِن‌ بَعدِ ما جاءَتهُم‌ُ البَيِّنَةُ «4»

و متفرق‌ نشدند كساني‌ ‌که‌ بآنها داده‌ شد كتاب‌ مگر ‌بعد‌ ‌از‌ آنكه‌ حجت‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ تمام‌ شد و آمد ‌آنها‌ ‌را‌ بينه‌ واضحه‌. حقير ‌در‌ مجلد اول‌ كلم‌ الطيب‌ ‌در‌ صفحه 352 ‌الي‌ 359 هشت‌ صفحه‌ بشاراتي‌ ‌که‌ ‌در‌ كتب‌ يهود بوجود مقدس‌ حضرت‌ رسالت‌ داده‌ ‌شده‌

جلد 18 - صفحه 188

عين‌ عبارات‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌با‌ ترجمه‌ نقل‌ كرده‌ايم‌ ‌در‌ سفر پيدايش‌ تورات‌ باب‌ 17 ‌آيه‌ 21، و نيز ‌در‌ همان‌ سفر باب‌ 49 ‌آيه‌ 10، و ‌در‌ سفر تثنيه‌ باب‌ 33، آيه 1 و 2 و 3، و نيز ‌در‌ همان‌ سفر باب‌ 18 ‌آيه‌ 15 ‌الي‌ 18، و ‌در‌ كتاب‌ اشعياء نبي‌ باب‌ 28 و باب‌ 42، و ‌در‌ زبور داود باب‌ 45 و 72 بلكه‌ ‌در‌ كتاب‌ انيس‌ الاعلام‌ سي‌ مورد نقل‌ كرده‌ و ‌در‌ كتاب‌ سيف‌ الامه‌ متجاوز ‌از‌ شصت‌ مورد نقل‌ كرده‌ ‌که‌ شرح‌ و بسط ‌آنها‌ ‌از‌ وضع‌ تفسير خارج‌ ‌است‌ بهمين‌ كتب‌ مخصوصا بكلم‌ الطيب‌ رجوع‌ فرمائيد ‌که‌ ‌در‌ دسترس‌ ‌شما‌ هست‌ باري‌ ميفرمايد:

وَ ما تَفَرَّق‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الكِتاب‌َ تفرقه ‌آنها‌ اينكه‌ ‌پس‌ ‌از‌ بعثت‌ حضرت‌ ‌رسول‌ يك‌ دسته‌ ‌آنها‌ ايمان‌ آوردند و اسلام‌ اختيار كردند و يك‌ دسته‌ ديگر انكار كردند و بكفر ‌خود‌ باقي‌ ماندند.

إِلّا مِن‌ بَعدِ ما جاءَتهُم‌ُ البَيِّنَةُ ‌که‌ علاوه‌ ‌از‌ بشاراتي‌ ‌که‌ اشاره‌ شد معجزات‌ باهرات‌ ‌آن‌ حضرت‌ ‌را‌ ‌هم‌ مشاهده‌ كردند، بلكه‌ جماعتي‌ ‌از‌ يهود قبل‌ ‌از‌ بعثت‌ حضرت‌ ‌رسول‌ آمدند ‌در‌ مدينه‌ سكونت‌ كردند و باهل‌ مدينه‌ خبر دادند ‌که‌ ‌ما ‌در‌ كتب‌ ‌خود‌ ديده‌ايم‌ ‌که‌ پيغمبري‌ ‌در‌ مكه‌ مبعوث‌ ميشود و بمدينه‌ هجرت‌ ميفرمايد و ‌ما آمده‌ايم‌ ‌که‌ خدمتش‌ برسيم‌ و باو ايمان‌ آوريم‌ و همين‌ اخبار يهود منشأ شد ‌که‌ اهل‌ مدينه‌ ‌پس‌ ‌از‌ بعثت‌ حضرت‌ بشرف‌ اسلام‌ مشرف‌ شدند بالاخص‌ ‌پس‌ ‌از‌ هجرت‌ حضرت‌ بمدينه‌ لكن‌ ‌خود‌ يهود ايمان‌ نياوردند و گفتند آنكه‌ ‌ما ميگفتيم‌ ‌از‌ بني‌ اسرائيل‌ ‌است‌ و ‌اينکه‌ ‌از‌ بني‌ اسماعيل‌ ‌است‌ ‌با‌ اينكه‌ ‌در‌ بشاراتي‌ ‌که‌ قبلا تذكر دادم‌ ‌که‌ ‌از‌ بني‌ اسماعيل‌ ‌است‌ باسم‌ و صفات‌ معين‌ كرده‌ ‌است‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 4)- آری! آنها قبل از ظهور پیغمبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله چنین ادعائی را داشتند، ولی بعد از ظهور او و نزول کتاب آسمانیش صحنه عوض شد، و آنها در دین خدا اختلاف کردند «و اهل کتاب اختلاف نکردنϠمگر بعد از آنکه دلیل روشن (و پیامبر راستین و آشکار) برای آنها آمد» (و ما تفرق الذین اوتوا الکتاب الا من بعد ما جاءتهم البینة).

آیه فوق شبیه چیزی است که در سوره بقره آیه 89 آمده است: «هنگامی که از طرف خداوند کتابی برای آنها آمد که موافق نشانه‌هائی بود که با خود داشتند، و پیش از آن به خود نوید فتح می‌دادند، هنگامی که این کتاب و پیامبری را که از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد کافر شدند، پس لعنت خدا بر کافران باد»!

ج5، ص553

می‌دانیم اهل کتاب انتظار چنین ظهوری را داشتند، و قاعدتا مشرکان عرب که اهل کتاب را از خود عالمتر و آگاهتر می‌دانستند نیز در این برنامه با آنها همصدا بودند. ولی بعد از تحقق آرزوهایشان مسیر خود را تغییر دادند و به صف مخالفان پیوستند.

نکات آیه

۱ - خداوند، بر همه امت هاى پیشین، اتمام حجت کرده، آنان را از برهانى آشکار، برخوردار ساخته بود. (و ما تفرّق الذین أُوتوا الکتب إلاّ من بعد ما جاءتهم البیّنة)

۲ - خداوند، براى تمامى انسان ها، کتاب آسمانى فرستاده است. (الذین أُوتوا الکتب) تفاوتى که تعبیر «الذین اُوتوا الکتاب» با تعبیر «أهل الکتاب» دارد، ناظر به اختلاف مصادیق آنها است. «أهل الکتاب» - که اصطلاح خاصى است - تنها بر یهود و نصارا و یا به ضمیمه صابئان و مجوسیان اطلاق مى گردد; ولى «الذین اُوتوا الکتاب» - که عنوان گروه مشخصى نیست - بر همه کسانى صادق است که رسولان الهى، پیام خداوند را به آنان رسانده اند; گرچه مشرک یا بى دین باشند.

۳ - کتاب هاى آسمانى و برهان هاى روشن الهى، فاقد هرگونه زمینه تفرقه، و محورى شایسته براى وحدت (و ما تفرّق الذین أُوتوا الکتب إلاّ من بعد ما جاءتهم البیّنة)

۴ - دریافت کنندگان کتاب آسمانى در عصرهاى گذشته، به رغم دستیابى به برهان روشن، فرقه فرقه گشته و داراى مکاتب گوناگون شدند. (و ما تفرّق الذین أُوتوا الکتب إلاّ من بعد ما جاءتهم البیّنة)

۵ - بروز اختلاف در میان امت هاى پیشین، با وجود دستیابى آنان به کتاب آسمانى و برهان، نمونه اى از انفکاک ناپذیرى برخى کافران از مرام خویش; حتى با پى بردن به تضاد آن با برهان (لم یکن ... منفکّین ... حتّى تأتیهم البیّنة ... و ما تفرّق... إلاّ من بعد ما جاءتهم البیّنة)

۶ - رسولان الهى در طول تاریخ، کتاب هایى پاک و استوار بر مردم تلاوت نموده، معارف آن را به همگان ابلاغ کرده اند. (البیّنة . رسول من اللّه یتلوا صحفًا مطهّرة . فیها کتب قیّمة ... إلاّ من بعد ما جاءتهم البیّنة) مراد از «البیّنة» (در این آیه) جنس آن است; نه مصداقى که در آیات پیشین مراد بود; ولى بیان وضع گذشتگان به عنوان نمونه بارز، بیانگر تشابه کامل بین دو «بیّنه» است. بنابراین بیّنه گذشتگان نیز مانند بیّنه درخواستى کافران، رسولى همراه با تلاوت کتاب هاى مطهر و قیم بوده است.

۷ - توجّه به سابقه دار بودن امتناعِ کفرپیشگان از پذیرش فرستادگان الهى و کتاب هاى آسمانى، تسلاّبخش پیامبر(ص) (لم یکن ... منفکّین ... و ما تفرّق الّذین أُوتوا الکتب إلاّ من بعد ما جاءتهم البیّنة)

۸ - پیامبر(ص) و قرآن، در ادعاى واهى و نادرست اهل کتاب و مشرکان، مصداق «بیّنه» نبوده و برهان درخواستى آنان را تأمین نمى کردند. (لم یکن ... منفکّین حتّى تأتیهم البیّنة ... و ما تفرّق الذین أُوتوا الکتب إلاّ من بعد ما جاءتهم البیّنة) این آیه، تسلاّى خاطرى است براى پیامبر(ص) در برابر کافرانى که حتى پس از مشاهده آن حضرت و قرآن، هنوز خود را منتظر «بیّنه» قلمداد مى کردند و بیان مى کند که در گذشته نیز کافران همین رویه را داشتند و آمدن بینه براى آنان اثرى نداشت.

۹ - جدایى کافران اهل کتاب و مشرکان از حرکت اسلام گرایانه دیگر هم کیشان خود، پس از اتمام حجت بر آنان بود. (و ما تفرّق الذین أُوتوا الکتب إلاّ من بعد ما جاءتهم البیّنة) در برداشت یاد شده «الذین اُوتوا الکتاب» همان «الذین کفروا» در آیه اول، دانسته شده است; با این فرض که مراد از آنان، کسانى اند که پس از ظهور اسلام، به آن کافر شدند.

موضوعات مرتبط

  • اتحاد: عوامل اتحاد ۳
  • اختلاف: موانع اختلاف ۳
  • اسلام: اعراض از اسلام ۹
  • امتها: اتمام حجت بر امتهاى پیشین ۱; اختلاف امتهاى پیشین ۵; تداوم کفر امتهاى پیشین ۵; کتب آسمانى امتهاى پیشین ۵; لجاجت امتهاى پیشین ۵
  • انبیا: تاریخ انبیا ۶; تبلیغ انبیا ۶
  • اهل کتاب: اسلام اهل کتاب ۹; اعراض اهل کتاب ۹; اهل کتاب و قرآن ۸; اهل کتاب و محمد(ص) ۸; پوچى ادعاى اهل کتاب ۸; تفرقه اهل کتاب ۴
  • خدا: اتمام حجت خدا ۱; نقش خدا ۲
  • ذکر: ذکر پیشینه کفر ۷
  • قرآن: نقش قرآن ۸
  • کافران: اتمام حجت با کافران ۹
  • کتب آسمانى: پاکى کتب آسمانى ۶; عمومیت کتب آسمانى ۲; نقش کتب آسمانى ۳; ویژگیهاى کتب آسمانى ۶
  • کفر: پیشینه کفر به رسولان خدا ۷; پیشینه کفر به کتب آسمانى ۷
  • محمد(ص): عوامل دلدارى به محمد(ص) ۷; نقش محمد(ص) ۸
  • مشرکان: اسلام مشرکان ۹; اعراض مشرکان ۹; پوچى ادعاى مشرکان ۸

منابع