البقرة ١١٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست! خداوند بی‌نیاز و داناست!

و مشرق و مغرب از آن خداست، پس به هر سو رو كنيد، همان جا وجه خداست. همانا خداوند وسعت بخش داناست

و مشرق و مغرب از آنِ خداست؛ پس به هر سو رو كنيد، آنجا روى [به‌] خداست. آرى، خدا گشايشگر داناست.

مشرق و مغرب هر دو ملک خداست، پس به هر طرف روی کنید به سوی خدا روی آورده‌اید، که خدا (به همه جا) محیط و (به هر چیز) داناست.

مالکیّتِ مشرق و مغرب فقط ویژه خداست؛ پس به هر کجا رو کنید آنجا روی خداست. یقیناً خدا بسیار عطا کننده و داناست.

مشرق و مغرب از آن خداست. پس به هر جاى كه رو كنيد، همان جا رو به خداست. خدا فراخ‌رحمت و داناست.

مشرق و مغرب خدای راست، پس به هرجا روی آورید، رو به سوی خداوند است، بی‌گمان خدا گشایشگر داناست‌

خاور و باختر خداى راست پس به هر سو كه روى آريد همانجا روى خداست- زيرا خدا در همه جا هست-، كه خدا گشايش‌بخش و داناست.

خاور و باختر (و همه‌ی جهات دیگر) از آن خدا است، پس به هر سو رو کنید، خدا آنجا است. بی‌گمان خدا گشایشگر است (و بر مردم تنگ نمی‌گیرد) و بسی دانا است (به قصد و نیّت کسی که بدو روی می‌آورد).

و مشرق و مغرب تنها از آنِ خداست‌؛ پس به هر سو رو کنید، آنجا روی (سوی) خداست. بی‌گمان، خدا گشایگری بسیار داناست.

و از آنِ خدا است مشرق و مغرب به هر سو که روی آرید همانجا است روی خدا همانا خدا است گشایشمند دانا


البقرة ١١٤ آیه ١١٥ البقرة ١١٦
سوره : سوره البقرة
نزول : ٥ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَیْنَمَا»: هرجا. «تُوَلُّوا»: رو کنید. «ثَمَّ»: آنجا. «وَجْه»: ذات (نگا: بقره / رعد / ، روم / و ). «وَاسِعٌ»: در برگیرنده. از اسماء خدا است و به معنی: دارای انعام و رحمت فراگیر، و آن که در قوانین خویش مردم را به تنگنا نمی‌اندازد.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محل نزول:

این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. ]

شأن نزول:]

«شیخ طوسی» گوید: ابن عباس گويد: اين آيه رد بر يهوديان است هنگامى كه منكر تحويل قبله به طرف خانه كعبه شده بودند و خداوند فرمود قبله مربوط به جهت خاصى سواى جهت ديگر نيست. چنان كه مشبهه معتقدند و جبائى اين قول را اختيار كرده و اقوى نيز همين است، ابن زيد و قتادة گويند كه مسلمين در موقع نماز به هر طرف كه مايل مي‌شدند، مى ايستادند سپس به توسط آيه «فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِالْحَرامِ» منسوخ گرديد و رسول خدا صلى الله عليه و آله در مرحله اول به طرف بيت المقدس نماز مي‌خواند، ديگران گويند: عبدالله بن عمر هنگام سفر به هر طرف كه راحله در حركت مي‌بود نماز مي‌خواند] و معتقد بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين عمل مي‌نموده است و آيه را بر قول و فعل خود تأويل مي‌نمود.]

بعضى گويند: درباره قومى نازل گرديد كه در تاريكى شب به نماز ايستاده بودند و جهت قبله بر آنان معلوم نبود وقتى كه صبح شد فهميدند كه نمازشان به طرف قبله نبوده است و خداوند اين آيه را نازل فرمود. چنان كه نخعى و عبدالله بن عامر از پدرش آن را روايت نموده اند.]]]]

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«115» وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ‌

مشرق و مغرب از آن خداست، پس به هر سو روكنيد، آنجا روى خداست، همانا خداوند (به همه جا) محيط و (به هر چيز) داناست.

نکته ها

يهود بعد از تغيير قبله‌ى مسلمانان از بيت‌المقدّس به كعبه، با ايجاد سؤال، القاى شبهه مى‌كردند كه به چه دليلى قبله تغيير يافته است. هرچند در آيه قبل (106) به اجمال و سربسته، خداوند پاسخ اين‌گونه اعتراضات را بيان فرمود، ولى اين آيه نيز بر اين حقيقت تكيه مى‌كند كه مشرق و مغرب از آن خداست و به هرسو رو كنيد، خدا آنجاست. اگر كعبه نيز به عنوان قبله قرار داده شده است، براى تجلّى وحدت مسلمانان و تجديد خاطرات ايثارگرى و شرك ستيزى ابراهيم عليه السلام است و بدين سبب داراى قداست و احترام مى‌باشد.

چنانكه در رساله‌هاى احكام مراجع آمده است، در نمازهاى مستحبى، قبله شرط نيست و حتّى مى‌توان در حال راه رفتن يا سواره بجا آورد. برخى روايات نيز در ذيل اين آيه، به اين مطلب اشاره نموده‌اند. «1»

جهت قبله به شرق يا غرب باشد، موضوعى تربيتى و سياسى است، اصل و مقصود، ياد


«1». امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد: «انزل الله هذه الاية فى التطوع خاصة» اين آيه در مورد نماز مستحبى نازل شده است. تفسير برهان؛ راهنما.

جلد 1 - صفحه 187

خدا و ارتباط با او مى‌باشد. قرآن در ستايش گروهى از بندگان مى‌فرمايد: «يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‌ جُنُوبِهِمْ» «1» آنان خدارا به حال ايستاده و نشسته و خوابيده ياد مى‌كنند.

و يا در پاسخ هياهويى كه براى تغيير قبله درست شد، مى‌فرمايد: «لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ» «2» يعنى: اى مردم! نيكى اين نيست كه رو به سوى شرق يا غرب در حال عبادت بكنيد، بلكه نيكى در ايمان واقعى شما به خدا و انجام كارهاى خداپسندانه است.

هرچند در آيه قبل، از بزرگترين ظلم يعنى تخريب مساجد يا منع از مساجد، سخن به ميان آمد و يا اينكه در جاى ديگر مى‌فرمايد: اگر جهاد نبود صوامع و بيع و مساجد ويران مى‌شدند. «3» ولى آيه بشارت به اين است كه مبادا مأيوس شويد و يا احساس نااميدى و بى‌پناهى بكنيد، تمام جهان، محل عبادت و همه جاى هستى قبله‌گاه است.

پیام ها

1- هركارى كه به فرمان خداوند بوده و رنگ الهى داشته باشد، وجه‌اللَّه و عبادت است. «فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ»

2- خداوند در همه جا حاضر و بر هر چيز ناظر است. «إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ (115)

شأن نزول: ابن عباس نقل نمايد كه چون آيه تحويل قبله نازل شد، مسلمانان روى به كعبه نمودند. يهودان بر ايشان طعن زدند و انكار نمودند:

آيه شريفه نازل شد:

وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ‌: و براى خدا است محل برآمدن آفتاب مانند مكه و كعبه و محل فرو رفتن آفتاب مانند بيت المقدس. فَأَيْنَما تُوَلُّوا: هر جا كه رو كنيد، فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ‌: پس آن جا جهت طاعت الهى است كه به آن مأموريد.

شيخ ابو الفتوح رازى (رضوان اللّه عليه) فرمايد: «وجه» را معانى متعدد است: 1- روى آدمى. 2- قصد به فعل. 3- به معنى احتيال. 4- جهت و ناحيه. 5- قدر و منزلت. 6- به معنى ذات. 7- به معنى رضا.

و در آيه شريفه «وجه» را به معنى چهارم و ششم و هفتم حمل توان كرد، يعنى هر جا رو آوريد پس آنجا جهت الهى يا ذات سبحانى در آن مكانست به احاطه علميه و يا وجهه رضاى حق تعالى در آن باشد.

إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ‌: بدرستى كه خدا واسع است مغفرت و عطاء رحمت او. دانا است به مصالح احوال بندگان و اعمال آنها در تمام اماكن و ازمان.

تنبيه: مفسرين را در مورد آيه شريفه اختلاف است: بعضى اختصاص داده به نماز مستحبى بر راحله در سفر به هر جانب كه راحله به آن توجه نمايد صحيح است. و نزد جمعى نماز واجب است در موارد خاصى: 1- نماز ناسى كه در اثناء خطاى او ظاهر شود كه انحرافى از قبله دارد متوجه‌

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 238

قبله شده بدون منافى نماز را تمام كند. 2- صحت نماز ماشى در ضيق وقت كه متوجه غير قبله شود و رفتن او واجب باشد. 3- صحت نماز در شدت خوف بهر جا كه متوجه شود. 4- صحت نماز مريض كه ممكن نباشد توجه او به قبله. 5- صحت نماز ظان كه بعد از نماز مبين وقوع آن ميان مشرق و مغرب، و چون مسئله فروع دين است منوط باشد به فتواى حجج اسلامى.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ (115)

ترجمه‌

از براى آنانست در دنيا خوارى و مر ايشانرا است در آخرت عذابى بزرگ.

تفسير

خوارى دنياشان همان بود كه از حرم اخراجشان نمودند و ديگر راه ندادند آنها را مسلمانان در آنمكان شريف و عذاب عظيم آخرتشان براى كفر و ظلمشان است و بنابر تعميم مساجد چنانچه در آيه سابقه اشاره شد خوارى كامل آنها در زمان ظهور دولت حقه است انشاء اللّه تعالى.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ لِلّه‌ِ المَشرِق‌ُ وَ المَغرِب‌ُ فَأَينَما تُوَلُّوا فَثَم‌َّ وَجه‌ُ اللّه‌ِ إِن‌َّ اللّه‌َ واسِع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (115)

(مشرق‌ و مغرب‌ ‌براي‌ ‌خدا‌ ‌است‌، ‌پس‌ بهر طرف‌ رو بگرداني‌ آنجا مورد توجه‌ خداست‌ بدرستي‌ ‌که‌ ‌خدا‌ محيط بهمه‌ چيز و داناي‌ بهر قصدي‌ ‌است‌) لِلّه‌ِ المَشرِق‌ُ وَ المَغرِب‌ُ ذكر مشرق‌ و مغرب‌ ‌در‌ ‌آيه‌ ‌براي‌ مثال‌ و نمونه‌ ‌است‌ ‌يعني‌ همه‌ جهات‌ ‌براي‌ ‌خدا‌ و ‌در‌ حيطه‌ علم‌ و قدرت‌ و سلطنت‌ اوست‌، بقرينه‌ جمله‌ ‌بعد‌ ‌که‌ عموم‌ ‌در‌ همه‌ امكنه‌ و جهات‌ ‌است‌ و مقيد بقيدي‌ نشده‌ و مي‌توان‌ ‌گفت‌ مشرق‌ و مغرب‌ دو جهت‌ اضافي‌ ‌است‌ ‌که‌ شامل‌ جميع‌ جهات‌ ميشود زيرا ‌پس‌ ‌از‌ اثبات‌ كرويت‌ زمين‌ و حركت‌ وضعي‌ ‌آن‌ ‌هر‌ نقطه ‌از‌ نقاط ‌آن‌ مشرق‌ و مغرب‌ ‌است‌ و تنها دو نقطه‌ جنوب‌ و شمال‌ حقيقي‌ ‌از‌ ‌آن‌ مستثني‌ ‌است‌ و ‌از‌ اينجهت‌ ‌در‌ آيات‌ ديگر نيز ‌اينکه‌ تعبير ‌شده‌ مانند وَ رَب‌ُّ المَشارِق‌ِ«1» و رَب‌ُّ المَشرِقَين‌ِ وَ رَب‌ُّ المَغرِبَين‌ِ«2» و لام‌ للّه‌ لام‌ ملكية ‌است‌ ‌يعني‌ همه‌ جهات‌ و نقاط ملك‌ خداست‌ و هيچ‌ مكاني‌ ‌از‌ تحت‌ علم‌ و قدرت‌ و احاطه‌ ‌او‌ بيرون‌ نيست‌ بنا ‌بر‌ ‌اينکه‌ خداوند جسم‌ نيست‌ ‌که‌ ‌در‌ مكاني‌ و جهتي‌ دون‌ ساير امكنه‌ و جهات‌ ‌باشد‌ بلكه‌ بهمه‌ جهات‌ و بجميع‌ عوالم‌ احاطه‌ دارد، و شايد كلمه‌ واسع‌ اشاره‌ بهمين‌ معني‌ ‌باشد‌ چنانچه‌ ميفرمايد:

وَ نَحن‌ُ أَقرَب‌ُ إِلَيه‌ِ مِن‌ حَبل‌ِ الوَرِيدِ«3» وَ إِذا سَأَلَك‌َ عِبادِي‌ عَنِّي‌ فَإِنِّي‌ قَرِيب‌ٌ«4» و مراد ‌از‌ احاطه‌، احاطه‌ جسمي‌ بجسم‌ ديگر نيست‌ بلكه‌ احاطه‌ قيوميت‌ و قدرت‌ ‌است‌.


1‌-‌ سوره‌ و الصافات‌ ‌آيه‌ 5

2‌-‌ سوره‌ الرحمن‌ ‌آيه‌ 17

3‌-‌ سوره‌ ق‌ ‌آيه‌ 15

4‌-‌ ‌سورة‌ البقرة ‌آيه‌ 182

جلد 2 - صفحه 161

و امّا توجّه‌ بكعبه‌ ‌در‌ حال‌ نماز و نحو ‌آن‌ نه‌ ‌براي‌ اينست‌ ‌که‌ خداوند ‌در‌ طرف‌ كعبه‌ ‌باشد‌ بلكه‌ ‌براي‌ احترام‌ كعبه‌ ‌است‌ ‌که‌ بيت‌ اللّه‌ الحرام‌ و قبله‌ مسلمين‌ ‌است‌، و همچنين‌ توجه‌ ببالا و بلند كردن‌ دست‌ بطرف‌ بالا ‌در‌ حال‌ دعا ‌براي‌ ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ نزول‌ بركات‌ ‌از‌ طرف‌ بالاست‌ و ‌از‌ اينجهت‌ ‌در‌ بسياري‌ موارد قبله‌ شرط نيست‌ مانند نماز ‌در‌ حال‌ حركت‌ سواره‌ ‌ يا ‌ پياده‌ و ذكر و دعا و تلاوت‌ قرآن‌ ‌در‌ ‌غير‌ صلوة و امثال‌ اينها ‌که‌ استقبال‌ ‌در‌ ‌آن‌ مستحب‌ّ ‌است‌ ‌ يا ‌ شرط نيست‌.

و مراد ‌از‌ جمله‌ فَأَينَما تُوَلُّوا فَثَم‌َّ وَجه‌ُ اللّه‌ِ اينست‌ ‌که‌ بهر طرف‌ توجه‌ كنيد توجه‌ بخداست‌ و ‌از‌ ‌اينکه‌ استفاده‌ ميشود ‌که‌ ‌در‌ توجه‌ بخدا قصد و نيت‌ و خلوص‌ لازم‌ ‌است‌ نه‌ جهت‌ و طرف‌ مگر ‌در‌ مواردي‌ ‌که‌ جهت‌ و توجه‌ بطرف‌ مخصوص‌ شرط ‌شده‌ ‌باشد‌.

و توهم‌ نشود ‌که‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ بآيه‌ قبله‌ وَ مِن‌ حَيث‌ُ خَرَجت‌َ فَوَل‌ِّ وَجهَك‌َ شَطرَ المَسجِدِ الحَرام‌ِ وَ حَيث‌ُ ما كُنتُم‌ فَوَلُّوا وُجُوهَكُم‌ شَطرَه‌ُ«1» منسوخ‌ ‌شده‌ ‌باشد‌ چنانچه‌ بعضي‌ ‌از‌ مفسرين‌ توهم‌ كرده‌اند زيرا ‌آيه‌ قبله‌ ‌در‌ مقام‌ شرطية ‌آن‌ ‌در‌ خصوص‌ نماز و ذبيحة و نحو اينهاست‌ منافي‌ ‌با‌ عموم‌ حكم‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ ‌در‌ ساير موارد نيست‌، و مراد ‌از‌ عليم‌ احاطه‌ علمي‌ حق‌ بهمه‌ جزئيات‌ و اسرار و ضمائر و بواطن‌ و ظواهر و جميع‌ جهات‌ ‌است‌.


1‌-‌ ‌سورة‌ البقرة ‌آيه‌ 151

162

برگزیده تفسیر نمونه


اشاره

آیه 115

شأن نزول:

ابن عباس می‌گوید: این آیه مربوط به تغییر قبله است، هنگامی که قبله مسلمانان از بیت المقدس به کعبه تغییر یافت یهود در مقام انکار برآمدند و به مسلمانان ایراد کردند که مگر می‌شود قبله را تغییر داد؟ آیه نازل شد و به آنها پاسخ داد که شرق و غرب جهان از آن خدا است.

تفسیر:

به هر سو رو کنید خدا آنجاست! در آیه قبل سخن از ستمگرانی بود که مانع از مساجد الهی می‌شدند، و در تخریب آن می‌کوشیدند این آیه دنباله همین سخن است، می‌گوید: «مشرق و مغرب از آن خداست، و به هر طرف رو کنید خدا آنجاست» (وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ).

منظور از مشرق و مغرب در آیه فوق اشاره به دو سمت خاص نیست بلکه این تعبیر کنایه از تمام جهات است.

چنین نیست که اگر شما را از رفتن به مساجد و پایگاههای توحید مانع شوند، راه بندگی خدا بسته شود، مگر جایی هست که از خدا خالی باشد، اصولا خدا مکان ندارد. و لذا در پایان آیه می‌فرماید: «خداوند نامحدود و بی‌نیاز و دانا است» (إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِیمٌ).

ج1، ص114

نکات آیه

۱ - مشرق و مغرب و نیز سایر جهتها، تنها از آن خداوند است. (و للّه المشرق و المغرب) مقصود از مشرق و مغرب مى تواند جهت شرق و غرب باشد و نیز مراد از آن مى تواند مکان شرق و غرب گرفته شود. تفریع «فاینما تولوا» بر «للّه المشرق و المغرب» گویاى این است که: مراد از مشرق و مغرب - بنابر تفسیر نخست - همه جهات و - بنابر تفسیر دوم - همه مکانهاست.

۲ - انسان، به هر ناحیه و جهتى رو کند رو به سوى خدا دارد. (فأینما تولوا فثم وجه اللّه) چنانچه مقصود از مشرق و مغرب جهت باشد، عبارت «فأینما تولوا ...» به این معناست: «به هر سو و هر کجا روى کنید وجه خدا همان جاست».

۳ - خداوند، تنها مالک همه مکانها و عرصه هاى گیتى است. (و للّه المشرق و المغرب) برداشت فوق، بر این اساس است که مراد از مشرق و مغرب، مکان شرق و غرب باشد.

۴ - هیچ مکانى فاقد حضور خداوند نیست. (و للّه المشرق و المغرب فأینماه تولوا فثم وجه اللّه) بر اساس این که مشرق و مغرب کنایه از مکانها باشد، جمله «أینما تولوا ...» به این معناست: در هر مکانى که رو به خدا کنید و توجّه به جانب او داشته باشید، در همان جا وجه خداست; یعنى، او در همه مکانها حضور دارد.

۵ - هستى، وجه و پرتوى از خداوند است. (و للّه المشرق و المغرب فأینما تولوا فثم وجه اللّه) تفریع این حقیقت که: به هر جهتى و در هر مکانى روى آورید آن جا وجه خداست بر اینکه همه مکانها و جهتها ملک خداست، اشاره به این دارد که: مملوکهاى خدا (هستى) وجه و پرتوى از اوست.

۶ - در هر کجاى زمین، مى توان روى به خدا آورد و به عبادت و یاد او پرداخت. (فأینما تولوا فثم وجه اللّه) «أینما» از اسماى شرط و جواب آن محذوف است و جمله «فثم وجه اللّه» جانشین آن مى باشد. جمله با تقدیر آن چنین است: «أینما تولوا فلا جناح علیکم لان هناک وجه اللّه». (اقتباس از المیزان)

۷ - خداوند، واسع (حقیقى نامحدود) و علیم (بسیار دانا) است. (إن اللّه وسع علیم)

۸ - نامحدود بودن خداوند و علم فراگیر او، دلیل حضورش در همه مکانها و در تمامى جهات (فأینما تولوا فثم وجه اللّه إن اللّه وسع علیم) جمله «إن اللّه ...» دلیل و علت حقیقتى است که در جمله قبل «فأینما ...» بیان شده است.

۹ - مسلمانان، نباید به بهانه بازداشته شدن از ورود به مساجد، ذکر و عبادت خدا را ترک کنند. (و من أظلم ممن منع مسجد اللّه ... للّه المشرق و المغرب) برداشت فوق، مقتضاى ارتباط آیه مورد بحث با آیه قبل است.

روایات و احادیث

۱۰ - از امام باقر(ع) روایت شده که فرمود: «انزل اللّه هذه الآیة فى التطوع خاصة «فاینما تولوا فثم وجه اللّه ...» و صلّى رسول اللّه ایماءًا على راحلته اینماتو جهت به حیث خرج الى خیبر و حین رجع من مکة و جعل الکعبة خلف ظهره;] خداوند این آیه (فاینما تولوا فثم وجه اللّه) را در خصوص نماز مستحبى نازل کرده است و رسول خدا(ص) در حالى که سوار مرکب خود بود و به این سو و آن سو مى رفت، نمازهاى [مستحبى] رابا اشاره به جا مى آورد آن زمانى که به سوى خیبر رفت و آن زمانى که از مکّه مراجعت نمود و کعبه را پشت سرش قرار داد».

موضوعات مرتبط

  • آفرینش: آفرینش از آیات خدا ۵; مالک آفرینش ۱، ۳
  • اسماء و صفات: علیم ۷; واسع ۷
  • خدا: احاطه علمى خدا ۸; اختصاصات خدا ۱، ۳; توجّه به خدا ۲، ۶; حضور دائمى خدا ۱، ۲، ۸; حضور همه جایى خدا ۱، ۲، ۴، ۶، ۸; دلایل حضور خدا ۸; سعه وجودى خدا ۸; مالکیت خدا ۱، ۳; مظاهر خدا ۵
  • ذکر: اعراض از ذکر خدا ۹; اهمیّت ذکر خدا ۹
  • عبادت: اعراض از عبادت ۹; اهمیّت عبادت ۹; عبادت خدا ۶; مکان عبادت ۶
  • محمّد(ص): نمازهاى مستحبى محمّد(ص) ۱۰
  • مستحبات: ۱۰
  • مسجد: ممانعت از مسجد ۹
  • مسلمانان: مسؤولیت مسلمانان ۹
  • مشرق: مالک مشرق ۱
  • مغرب: مالک مغرب ۱
  • نماز: قبله در نماز هاى مستحبى ۱۰

منابع

  1. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌۱، ص ۱۱۱.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۳۱.
  3. چنان كه مسلم و ترمذى و نسائى صاحبان سه صحاح از صحاح سته اهل سنت و جماعت نيز اين حديث را از عبدالله بن عمر روايت نموده اند.
  4. در تفسير على بن ابراهيم از امام كاظم عليه‌السلام روايت شده كه اين آيه درباره نماز نافله در هنگام مسافرت نازل گرديده كه به هر طرفى كه راحله و كاروان به راه افتاده باشد. به همان سمت نماز بخوانند ولى نمازهاى واجب اگر چه در سفر باشد طبق آيه شريفه «وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ» بايد به طرف قبله خوانده شود و نيز در تفسير عياشى بنا به روايت حريز از امام باقر|امام محمدباقر عليه‌السلام چنين ذكر گرديده كه اين آيه درباره تطوع بخصوص نازل گرديده چنان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در هنگام سفر به سوى خيبر به هر سو كه راحله و كاروان مي‌رفت نماز مي‌خواند و نيز موقعى كه از مكه مراجعت نموده بود در حالتى كه كعبه پشت سر او قرار گرفته بود به نماز مشغول گرديد و در تفسير مجمع البيان نيز موضوع مذكور در تفسير على بن ابراهيم بنا، به نقل از ائمه اطهار عليهم‌السلام روايت و نقل گرديده است.
  5. صاحب تفسير مجمع البيان اين موضوع را از جابر روايت نموده و نيز دارقطنى و ابن مردويه از مفسرين عامه هم آن را از جابر روايت كرده اند.
  6. صاحبان تفسير جامع البيان از عامه و تفسير روض الجنان از خاصه از قتاده روايت كنند كه نجاشى پادشاه حبشه وقتى وفات يافت جبرئيل خبر مرگ او را به پيامبر رسانيد و گفت طبق دستور پروردگار بايد بر او نماز بگذاريد مسلمين گفتند ما چگونه بر شخصى نماز بگذاريم كه خود به طرف بيت‌المقدس نماز مي‌خوانده است سپس اين آيه نازل گرديد.
  7. صاحب جامع البيان از مجاهد و صاحب روض الجنان از حسن بصرى و ضحاك و مجاهد روايت كنند كه وقتى كه آيه «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» نازل گرديد، مسلمين گفتند: به كدام سمت خدا را بخوانيم سپس اين آيه نازل گرديد.
  8. در تفسير طبرى و تفسير ابن ابى حاتم از ابن عباس روايت شده وقتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به مدينه هجرت فرمود تا چند ماه به طرف بيت المقدس نماز مي‌خواند اين كار باعث خوشحالى يهوديان گرديد ولى رسول خدا تمايل داشت به طرف قبله ابراهيم نماز بخواند. لذا اغلب از خداوند درخواست مي‌كرد و توجه خود را به طرف آسمان مى انداخت تا اين كه آيه «فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ» نازل گرديد بعد از اين واقعه يهوديان به شك و ترديد افتادند و گفتند: چه چيز باعث تغيير قبله از بيت‌المقدس به طرف خانه كعبه شده است سپس اين آيه نازل گرديد.
  9. تفسیر عیاشى، ج ۱، ص ۵۶، ح ۸۰; تفسیر برهان، ج ۱، ص ۱۴۵، ح ۵.