الأنبياء ٣٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

هر انسانی طعم مرگ را می‌چشد! و شما را با بدیها و خوبیها آزمایش می‌کنیم؛ و سرانجام بسوی ما بازگردانده می‌شوید!

|هر نفسى چشنده‌ى مرگ است، و شما را با خير و شر مى‌آزماييم آزمونى [ويژه‌]، و به سوى ما بازگردانده مى‌شويد

هر نفسى چشنده مرگ است، و شما را از راه آزمايش به بد و نيك خواهيم آزمود، و به سوى ما بازگردانيده مى‌شويد.

هر نفسی مرگ را می‌چشد، و ما شما را به بد و نیک و خیرات و شرور عالم مبتلا کنیم تا شما را بیازماییم و (هنگام مرگ) به سوی ما بازگردانده می‌شوید.

هر کسی چشنده مرگ است و ما شما را [چنانکه سزاوار است] به نوعی خیر و شر [که تهیدستی، ثروت، سلامت، بیماری، امنیت و بلاست] آزمایش می کنیم، و به سوی ما بازگردانده می شوید.

هر كسى طعم مرگ را مى‌چشد. و شما را به خير و شر مى‌آزماييم. و همه به نزد ما بازمى‌گرديد.

هر جانداری چشنده [طعم‌] مرگ است و شما را به بد و نیک، چنانکه باید و شاید، می‌آزماییم، و به سوی ما بازگردانده می‌شوید

هر كسى چشنده مرگ است و شما را به بدى- سختى و بلا و مصيبت- و نيكى- آسانى و نعمت و دولت- مى‌آزماييم، آزمايشى، و به ما بازگردانده مى شويد.

هر کسی مزه‌ی مرگ را می‌چشد (و قطعاً می‌میرد، اعم از پیغمبر و غیر پیغمبر. چرا که زنده‌ی جاوید تنها خدا است و بس). ما شما را با سود و زیان و بدیها و خوبیها (در زندگی دنیا) کاملاً می‌آزمائیم، و سرانجام به سوی ما برگردانده می‌شوید (و جزا و سزای اعمال خود را دریافت می‌دارید).

هر نفسی[:کسی] چشنده‌ی مرگ است. و شما را در حال آزمون با بد و نیک بسی گیرودار می‌کنیم، و تنها سوی ما بازگردانیده می‌شوید.

همه کس چشنده مرگ است و می‌آزمائیم شما را به بدی و خوبی آزمودنی و بسوی ما بازگردانیده شوید


الأنبياء ٣٤ آیه ٣٥ الأنبياء ٣٦
سوره : سوره الأنبياء
نزول : ٦ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٣
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«نَبْلُوکُمْ»: شما را می‌آزمائیم. یعنی همچون آزماینده‌ای شما را مورد آزمایشهای گوناگون خوشی و ناخوشی قرار می‌دهیم. «فِتْنَةً»: آزمایش. آزمون. مفعول مطلق است از غیر لفظ فعل و برای تأکید است (نگا: فرقان / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ «35»

هر نفسى چشنده مرگ است و ما شما را با مبتلا كردن به بدى‌هاو خوبى‌ها آزمايش مى‌كنيم و بسوى ما باز گردانده مى‌شويد.

نکته ها

حضرت على عليه السلام درباره‌ى‌ «نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ» فرمودند: سلامتى و غنى، خير، و بيمارى و فقر، شرّ است و هر دو براى امتحان مى‌باشد. «1»

سيماى مرگ در قرآن و روايات‌

1- آمادگى براى مرگ، نشانه‌ى اولياى خداست. «إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ» «2»

2- جايگاه مرگ در زندگى انسان‌ها همچون گردنبند بر روى سينه‌ى دختران است. «خطّ الموت على وُلد آدم مَخطّ القلاده على جيد الفتاة» «3»

3- مرگ، پايان راه نيست، بلكه به منزله‌ى تغيير در حيات و شيوه‌ى زندگى است، مانند لباسى كه تعويض مى‌شود. «4»

4- هر كس از انسان‌ها به نحوى از اين جهان رخت برمى‌بندند، بعضى با سخت‌ترين حالات و عدّه‌اى مثل بو كردن گل. «5»

5- ترس انسان از مرگ مانند ترس راننده‌اى است كه يا سوخت ندارد «آه من قلة الزاد و طول الطريق»، «6» يا بار قاچاق و كالاى ممنوعه حمل مى‌كند (گناهكار است) و يا آماده‌ى رانندگى نيست، وگرنه ترس چرا؟


«1». مستدرك، ج 2، ص 149.

«2». جمعه، 6.

«3». اين تشبيه از امام حسين عليه السلام در آستانه‌ى سفر به كربلا است.

«4». بحار، ج 6، ص 154.

«5». بحار، ج 6، ص 152.

«6». نهج‌البلاغه، حكمت 77.

جلد 5 - صفحه 449

پیام ها

1- سنّت الهى بر جاويد نبودن انسان در اين جهان است. ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ ... الْخُلْدَ

2- اگر بنا باشد انسانى در دنيا همواره زنده بماند، آن شخص، پيامبر صلى الله عليه و آله خواهد بود. «أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ»

3- گرچه خير و شر، هر دو ابزار آزمايش‌اند، ولى آزمايش با تلخى‌ها مناسب‌تر است. «نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ» (شايد تقدّم «شرّ» نيز به همين مناسبت باشد)

4- آزمايشات الهى سخت و مهم است. نَبْلُوكُمْ‌ ... فِتْنَةً

5- با مرگ، نيست و نابود نمى‌شويم. «إِلَيْنا تُرْجَعُونَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ (35)

كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ‌: هر چيزى كه جان دارد، چشنده است مرگ را، يعنى هر نفس زنده به نوعى از زندگى لابد است اينكه مرگ بر او وارد گردد و بچشد مرارت مفارقت را. بنابراين باطل مى‌شود اقوال فلاسفه در اينكه ارواح بشريه و عقول مجرده و نفوس فلكيه نميرند، بلكه تماما مى‌ميرند و غير از ذات احديت الهى كسى باقى نمانده‌ (كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى‌ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ) «1».

حضرت امير المؤمنين عليه السلام در ذيل خطبه‌اى فرمايد: و اگر كسى‌


«1» سوره الرحمن، آيه 27.

جلد 8 - صفحه 388

مى‌يافت به بقاء وسيله‌اى و براى دفع مرگ راهى، هر آينه سليمان بن داود عليهما السلام بود، كه مسخر او بود ملك جن و انس، و نبوت و تقرب بزرگ به درگاه خدا. پس چون استيفا نمود حظ و نصيب خود را از دنيا و تمام كرد مدت عمر و زندگانى مقدر خود را، انداخت او را كماندار نيستى به تيرهاى مرگ، و صبح كرد مملكت او در حالتى كه خالى بود از او مساكن او، و عمارات او بى‌صاحب بود، به ارث بردند و تصرف كردند آنها را جماعتى ديگر «1».

نكته: تعبير به ذوق در مرگ به جهت آنست كه در آن شدت و سختى مى‌باشد، و لذا در بعضى ادعيه طلب آسانى سكرات مرگ وارد شده، و بعضى كارها بخصوصه سكرات را آسان گرداند؛ مانند صله رحم و برهنه پوشانيدن؛ چنانچه حديث به آن وارد گشته.

وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً: و آزمايش كنيم شما را به ناخوشى و تندرستى و درويشى و توانگرى و مرگ و زندگانى، امتحان و آزمايش و شدت تكليفى تا معامله كنيم با شما معامله ممتحن و مختبر. يا آزمايش نمائيم شما را به آنچه كراهت داريد و آنچه دوست داريد، تا ظاهر شود صبر شما بر مكروهات و شكر شما بر محبوبات. وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ‌: و بسوى جزا و حكم ما برگشت مى‌نمائيد. يا بسوى حكم ما برگرديد براى جزا به سبب كارهاى خوب و بد.

تنبيه: آيه شريفه آگاهى است بندگان را به آنكه هر نفسى را عاقبت مرگ است كه منكرى ندارد، و دنيا هم سراى ابتلاء و امتحان به خير و شر است، و سر انجام كار همه بازگشت به آخرت و فرمان حضرت پروردگار است. بنابراين عاقل را اشاره كافى باشد اگر تأمل و تفكرى بنمايد و راه سعادت را دريابد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ جَعَلْنا فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ وَ جَعَلْنا فِيها فِجاجاً سُبُلاً لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ (31) وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آياتِها مُعْرِضُونَ (32) وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ (33) وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ (34) كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ (35)

ترجمه‌

- و قرار داديم در زمين كوههاى استوارى كه مبادا مايل كند آنها را بجانبى و قرار داديم در آن معبرهاى گشاده‌ئى كه راهها است باشد كه آنها هدايت يابند

و قرار داديم آسمانرا سقفى محفوظ و آنها از دلالتهاى آن رو گردانانند

و اوست آنكه آفريد شب و روز و آفتاب و ماه را كه هر يك در فلكى بسرعت ميروند

و قرار نداديم براى انسانى پيش از تو جاويد ماندن را آيا پس اگر بميرى تو آنها جاودانيانند

هر نفسى چشنده مرگ است و مبتلا كنيم شما را ببدى و خوبى براى آزمايش و بسوى ما باز گردانده شويد.

تفسير

- خداوند منّان قرار داد در زمين كوههاى سنگين ثابت مستقرّى‌


جلد 3 صفحه 551

را براى آنكه نگهدارد زمين را از اضطراب و تمايل باطراف تا انسان و حيوان در آن با اطمينان سكونت نمايند و به تبع آن متحرّك باطراف نشوند چون راسى چيزى را گويند كه بسنگينى خود ثابت باشد و نيز قرار داد در ميان كوهها راههاى گشاده وسيعى براى آنكه راههاى هدايت آنها بمقاصدشان باشند چون فج راه گشاده ميان دو كوه است و سبلا بنظر حقير حال مبيّن است با تعلّق لعلّ بآن چون مناسبت سبيل با اهتداء بيشتر از فج است كه معناى اصلى آن گشادگى است و ممكن است سبلا بدل باشد از فجاجا و مشعر باشد بر آنكه توسعه بملاحظه راه پيمايان است و نيز قرار داد آسمان را سقف محفوظى از تزلزل و سقوط و زوال و انحلال تا روز قيامت و از مداخله شياطين در آن براى كشف مقدّرات ولى مردم فرومايه از آيات قدرت و حكمت و عظمت حقّ كه در آن وجود دارد غافلند و نميخواهند هم از غفلت بيرون آيند چون از تفكّر در آنها رو گردانند و از آن جمله شب و روز و آفتاب و ماه است كه خداوند بدست قدرت خود آنها را خلق فرموده و از براى هر يك از آفتاب و ماه و ساير ستاره‌هاى سيّار كه در شب آشكار ميگردند مدارى است كه در آن مدار مانند شناگر با اراده بسرعت حركت ميكنند لذا از آنها بجمع ذوى العقول تعبير فرموده چنانچه در سوره يوسف عليه السّلام هم و الشمس و القمر رأيتهم لى ساجدين فرموده و محتمل است آفتاب و ماه در عالم زياد باشد چنانچه اخيرا گفته ميشود و بنابر اين احتياج بضمّ كواكب سيّاره بآن دو براى تصحيح ضمير جمع نيست و گفته‌اند معاندين حضرت ختمى مرتبت ميگفتند كه انتظار داريم گرد باد حوادث بر آيد و محمّد و ياران او را متفرّق سازد و او را در ورطه هلاك اندازد لذا خداوند براى تسليت خاطر آنحضرت فرموده ما براى هيچيك از افراد بشر پيش از تو زندگانى جاويد را مقدّر نفرموديم اگر روزى مرگ گريبان تو را بگيرد آيا گريبان آنها را نميگيرد و در دنيا جاويد خواهند ماند هر نفسى طعم مرگ را خواهد چشيد و ما مبتلا كنيم بندگان خود را ببدى و خوبى و مرض و صحّت و محنت و نعمت و فقر و غنا و خوشى و ناخوشى در دنيا براى آنكه در معرض امتحان قرار گيرند و آزمايش شوند و صابر و شاكر از فاجر و كافر ممتاز گردند و بالاخره باز گشت همه بسوى ما است و هر كس را بپاداش عملش‌


جلد 3 صفحه 552

خواهيم رسانيد ولى قمّى ره فرموده چون خبر داد خداوند عزّ و جلّ به پيغمبر خود مصائب وارده بر اهل بيت او را بعد از او و ادّعاء خلافت كسانى را كه مدّعى خلافت شدند آنحضرت غمناك شد پس خداوند براى تسليت او اين آيه را نازل فرمود و در مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه امير المؤمنين عليه السّلام مريض شد و برادرانش بعيادتش آمدند و عرضه داشتند حال شما چه طور است فرمود بد است عرض كردند يا امير المؤمنين اين گفتار از مثل شما سزاوار نيست فرمود خدا فرموده ما شما را ببدى و خوبى مبتلا ميكنيم براى آزمايش، بدى مرض و فقر است خوبى صحّت و بى‌نيازى است و در روايت ديگرى كه آنحضرت از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده اينمعنى تأكيد شده و آنكه خدا امر ببدى و زشتى نميكند ولى خير و شرّ بدون مشيّت خدا بكسى نميرسد و مراد از آن دو صحّت و مرض است ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


كُل‌ُّ نَفس‌ٍ ذائِقَةُ المَوت‌ِ وَ نَبلُوكُم‌ بِالشَّرِّ وَ الخَيرِ فِتنَةً وَ إِلَينا تُرجَعُون‌َ (35)

تمام‌ نفوس‌ مي‌چشند طعم‌ مرگ‌ ‌را‌ و مبتلا مي‌كنيم‌ ‌شما‌ ‌را‌ ‌به‌ اعمال‌ زشت‌ و اعمال‌ خير امتحانا و بسوي‌ ‌ما ‌بر‌ ميگرديد.

(كُل‌ُّ نَفس‌ٍ): شامل‌ جميع‌ ملائكه‌ و جن‌ و انس‌ و جميع‌ حيوانات‌ ميشود چنانچه‌ ‌در‌ حديث‌ ‌است‌

«اهل‌ الارض‌ يموتون‌ و أهل‌ السماء ‌لا‌ يبقون‌».

(ذائِقَةُ المَوت‌ِ):

بايد ‌از‌ ‌اينکه‌ عالم‌ كوچ‌ كرد بعالم‌ برزخ‌ و ‌اينکه‌ دستگاه‌ بكلي‌ برچيده‌ ميشود و دستگاه‌ قيامت‌ ‌بر‌ پا ميگردد.

(وَ نَبلُوكُم‌ بِالشَّرِّ وَ الخَيرِ فِتنَةً): دنيا دار امتحان‌ ‌است‌ ‌هم‌ ‌در‌ بلاها و ‌هم‌ ‌در‌ نعم‌، فقر و غني‌، صحت‌ و مرض‌، ضيق‌ و سعة، شدت‌ و رخاء ‌که‌ بايد بنده‌ ‌در‌ سختيها و بلاها صبر كند و ‌در‌ نعمتها شكر كند.

«الدنيا دار بالبلاء محفوفة و بالقدر موصوفة دار محنة و بلية» و تمام‌ اينها ‌براي‌ امتحان‌ ‌است‌ آنهم‌ نه‌ اينكه‌ ‌بر‌ ‌خدا‌ مجهول‌ ‌باشد‌ بلكه‌ ‌بر‌ ‌خود‌ بنده‌ و سايرين‌ معلوم‌ گردد.

يكي‌ ‌را‌ دهي‌ تخت‌ و تاج‌ و كلاه‌

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 35)- سپس قانون کلی مرگ را در باره همه نفوس، بدون استثناء چنین باز گو می‌کند: «هر انسانی طعم مرگ را می‌چشد» (کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ).

بعد از ذکر قانون عمومی مرگ این سؤال مطرح می‌شود که هدف از این حیات ناپایدار چیست و چه فایده‌ای دارد؟

ج3، ص168

قرآن در دنباله همین سخن می‌گوید: «و شما را با بدیها و خوبیها آزمایش می‌کنیم، و سر انجام به سوی ما باز گردانده می‌شوید» (وَ نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَةً وَ إِلَیْنا تُرْجَعُونَ). البته آزمایش به وسیله بلاها سخت‌تر است.

جایگاه اصلی شما این جهان نیست، بلکه جای دیگر است شما تنها برای دادن امتحانی در اینجا می‌آیید و پس از پایان امتحان و کسب تکامل لازم به جایگاه اصلی خود که سرای آخرت است خواهید رفت.

نکات آیه

۱- مرگ، سرنوشت اجتناب ناپذیر انسان ها است. (کلّ نفس ذائقة الموت) «نفس» داراى معانى متعددى است که از جمله آنها «حقیقت»، «عین» و «ذات» مى باشد. بنابراین «کلّ نفس ذائقة الموت»; یعنى، هر شخصى طعم مرگ را خواهد چشید.

۲- انسان ها، حتى پیامبران، در معرض آزمایش و امتحان الهى اند. (أفإیْن متّ ... و نبلوکم بالشرّ و الخیر فتنة )

۳- آدمیان، به وسیله شرّ و خیر موجود در جهان آزموده مى شوند. (و نبلوکم بالشرّ و الخیر فتنة )

۴- حکمت و فلسفه خلقت انسان، امتحان و آزمایش او است. (کلّ نفس ذائقة الموت و نبلوکم بالشرّ و الخیر فتنة ) از ارتباط دو جمله «کلّ...» و «نبلوکم...» استفاده مى شود که جمله اخیر پاسخ سؤال مقدرى است که: اگر مرگ سرنوشت همگان است، پس چرا انسان ها آفریده شده اند.

۵- بازگشت تمامى انسان ها به سوى خدا است. (و إلینا ترجعون )

۶- خدا، مبدأ آغازین حرکت انسان ها است. (و إلینا ترجعون ) برداشت یاد شده از واژه «رجوع» استفاده مى شود; زیرا براى هر رجوع و بازگشتى، نقطه آغازین خواهد بود.

۷- مرگ، نیستى نبوده و حیات آدمى پس از مرگ تداوم خواهد یافت. (کلّ نفس ذائقة ... و إلینا ترجعون ) رجعت و بازگشت انسان به سوى خداوند پس از مرگ (إلینا ترجعون)، بیانگر مطلب یاد شده است.

۸- قیامت، روز ظهور نتایج امتحان و آزمایش انسان ها است. (و نبلوکم ... و إلینا ترجعون ) با توجه به ارتباط دو جمله «نبلوکم...» و «إلینا ترجعون»، به دست مى آید که جمله اخیر، فلسفه و غایت ابتلا و امتحان را بیان کرده است.

روایات و احادیث

۹- «عن أبى عبداللّه(ع) (فى قوله تعالى): «کلّ نفس ذائقة الموت» قال: إنّه یموت أهل الأرض حتّى لایبقى أحد ثمّ یموت أهل السماء ... فیقال من بقى؟ فیقول (ملک الموت): یا ربّ لم یبق إلاّ ملک الموت فیقال له متّ یا ملک الموت فیموت; از امام صادق(ع) در باره آیه شریفه: «کلّ نفس ذائقة الموت» روایت شده که فرمود: تمام اهل زمین مى میرند; به طورى که احدى باقى نمى ماند، سپس اهل آسمان مى میرند. آن گاه پرسیده مى شود چه کسى باقى مانده است؟ ملک الموت مى گوید: پروردگارا! احدى باقى نمانده مگر فرشته مرگ، پس به او گفته مى شود اى فرشته مرگ! بمیر و او مى میرد».]

۱۰- «روى عن أبى عبداللّه(ع): إنّ أمیرالمؤمنین(ع) مرض فعاداه إخوانه فقالوا: کیف تجدک یا أمیرالمؤمنین(ع)؟ قال: بشرٍّ قالوا: ما هذا کلام مثلک قال: إنّ اللّه تعالى یقول: «ونبلوکم بالشرّ والخیر فتنة» فالخیر الصحة والغنى و الشرّ المرض و الفقر; از امام صادق(ع) روایت شده: امیرالمؤمنین(ع) بیمار شد، برادران [دینى] وى از آن حضرت عیادت کردند و گفتند:[حال] خود را چگونه مى یابى اى امیر مؤمنان؟ فرمود: به شر[مبتلى شده ام]، گفتند: این کلام افرادى مانند شما نیست؟ فرمود: خداوند تعالى مى فرماید «و نبلوکم بالشرّ والخیر فتنة» سلامتى و بى نیازى خیر و بیمارى و تنگدستى شرّ است».]

موضوعات مرتبط

  • امتحانهاى: عمومیت امتحانهاى خدا ۲
  • امتحان: ابزار امتحان ۳، ۱۰; امتحان انبیا ۲; امتحان انسانها ۳، ۴; امتحان با خیر ۳، ۱۰; امتحان با شرور ۳، ۱۰
  • انبیا: امتحان انبیا ۲
  • انسانها: امتحان انسانها ۳، ۴; فرجام انسانها ۱، ۵; منشأ حرکت انسانها ۶
  • انسان: فلسفه خلقت انسان ۴
  • بازگشت به خدا:۵
  • جهان بینى: جهان بینى توحیدى ۵
  • حرکت: منشأ حرکت انسانها ۶
  • خلقت: فلسفه خلقت انسان ۴
  • شرور: امتحان با شرور ۳، ۱۰
  • عزرائیل: مرگ عزرائیل ۹
  • فرجام: فرجام انسانها ۱، ۵
  • مرگ: حتمیت مرگ ۱; عمومیت مرگ ۹; مرگ عزرائیل ۹

منابع

  1. کافى، ج ۳، ص ۲۵۶، ح ۲۵; نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۱۹- ، ح ۴۷۰.
  2. مجمع البیان، ج ۷، ص ۷۴; نورالثقلین، ج ۳- ، ص ۴۲۹، ح ۶۸.