آل عمران ١٣٣

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و شتاب کنید برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان؛ و بهشتی که وسعت آن، آسمانها و زمین است؛ و برای پرهیزگاران آماده شده است.

و بشتابيد به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنه آن آسمان‌ها و زمين است كه براى پرهيزكاران آماده شده است

و براى نيل به آمرزشى از پروردگار خود، و بهشتى كه پهنايش [به قدر] آسمانها و زمين است [و] براى پرهيزگاران آماده شده است، بشتابيد.

و بشتابید به سوی مغفرت پروردگار خود و به سوی بهشتی که پهنای آن همه آسمانها و زمین را فرا گرفته و مهیّا برای پرهیزکاران است.

و به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی که پهنایش [به وسعتِ] آسمان ها و زمین است بشتابید؛ بهشتی که برای پرهیزکاران آماده شده است؛

بر يكديگر پيشى گيريد براى آمرزش پروردگار خويش و رسيدن به آن بهشت كه پهنايش به قدر همه آسمانها و زمين است و براى پرهيزگاران مهيا شده است.

و برای نیل به آمرزش پروردگارتان و بهشتی که پهنای آن همچند پهنای آسمانها و زمین است و برای پرهیزگاران آماده شده است، بشتابید

و بشتابيد به سوى آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه فراخناى آن آسمانها و زمين است كه از بهر پرهيزگاران آماده شده است،

و (با انجام اعمال شایسته و بایسته) به سوی آمرزش پروردگارتان، و بهشتی بشتابید و بر همدیگر پیشی گیرید که بهای آن (برای مثال، همچون بهای) آسمانها و زمین است؛ (و چنین چیز با ارزشی) برای پرهیزگاران تهیّه دیده شده است.

و رو به مغفرت و پوششی از پروردگارتان و بهشتی که وسعتش آسمان‌ها و زمین است (و) برای پرهیزگاران آماده شده، شتابان از یکدیگر پیشی جویید.

و بشتابید به سوی آمرزشی از پروردگار خود و بهشتی که فراخیش پهنای آسمانها و زمین است آماده است برای پرهیزکاران‌


آل عمران ١٣٢ آیه ١٣٣ آل عمران ١٣٤
سوره : سوره آل عمران
نزول : ٣ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«سَارِعُوا إِلَی مَغْفِرَةٍ»: بشتابید به سوی اسباب مغفرت. از قبیل توبه و عبادت. «عَرْض»: بها و ارزش. پهنا. اگر عرْض به معنی عوض و بدل یعنی بها و ارزش معنوی بهشت گرفته نشود و بلکه عرض مخالف طول باشد، باید مراد آسمانها و زمینِ منظومه شمسی یا بخشی از جهان ناشناخته باشد؛ نه همه افلاک و کرات (نگا: یونس / حدید / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«133» وَ سارِعُوا إِلى‌ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ‌

براى نيل به آمرزشى از پروردگارتان وبهشتى كه وسعت آن به قدر آسمان‌ها و زمين است و براى پرهيزكاران آماده گرديده، بشتابيد.

نکته ها

گروهى از دانشمندان اسلامى، عقيده دارند كه بهشت و دوزخ هم اكنون وجود دارند و يكى از دلايل آنان همين آيات‌ «أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ» يا «أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ» است.

آمرزش گناه، كار الهى است و مراد از سرعت به سوى مغفرت، سرعت به سوى كارى است كه مغفرت را بدنبال داشته باشد.

در اين آيه، كلمه‌ى «عَرض» به معناى وسعت است. «1»

حضرت على عليه السلام در تفسير اين آيه فرمودند: «سارعوا الى أداء الفرائض» براى انجام تكاليف الهى بر يكديگر سرعت بگيريد. «2»


«1». عرب وقتى مى‌خواهد وسعت چيزى را تعريف كند مى‌گويد: عرضش فلان اندازه است و از عرض وسعت طول هم مشخص مى‌شود.

«2». تفسير مجمع‌البيان.

جلد 1 - صفحه 608

پیام ها

1- سرعت در كار خير، ارزش آن را بالا مى‌برد. «سارِعُوا»

2- سرعت در توبه و جلب غفران الهى، لازم است. «سارِعُوا إِلى‌ مَغْفِرَةٍ»

3- آمرزش گناهان، از شئون ربوبيّت است. «مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ»

4- اوّل بخشيده شدن، سپس بهشت رفتن. «مَغْفِرَةٍ ... جَنَّةٍ»

5- لازمه‌ى سرعت به سوى بهشت متّقين، قرار گرفتن در زمره‌ى متّقين است.

«جَنَّةٍ ... أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ سارِعُوا إِلى‌ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ (133)

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 242

چون حق تعالى تحذير بندگان فرمود از افعال محرمه، در عقب آن ترغيب فرمايد به خصال حميده.

وَ سارِعُوا إِلى‌ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ‌: و سرعت نمائيد و بشتابيد به آنچه موجب آمرزش شما است از جانب پروردگار شما.

نكته: اقامه لازم كه مغفرت است، در مقام ملزوم كه سبب مغفرت باشد به جهت تشويق.

بيان: در آيه شريفه مفسرين را اقوالى است: 1- در مجمع- از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مروى است كه: ايمان و اداى فرائض است. «1» 2- مراد تكبير اول است كه به جماعت دريابند. 3- اخلاص در عبادات. 4- توبه از معاصى. 5- هجرت قبل از فتح مكه. 6- متابعت فرائض و سنن. 7- استغفار. 8- نمازهاى پنجگانه. 9- جهاد. 10- بشتابيد در اين راه به قدم تقوا كه تزكيه نفس است از اخلاق حيوانيه و تحليه آن به صفات ملكوتيه، كه جز بدين قدم، به مقام قرب الهى و نعيم دائمى نخواهيد رسيد.

وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ‌: و بشتابيد به عملى كه برساند شما را به بهشتى كه از عظمت و بسطت عرض آن، مانند سعه همه آسمانها و زمينها است.

تبصره: سيد رضى رضوان الله عليه در آيه شريفه وجوهى ذكر فرموده:

1- از ابن عبّاس نقل شده: آسمانهاى هفتگانه و زمين‌هاى هفتگانه، منضم به هم، بسط بهشت است، چنانچه در آيه ديگر فرمايد: وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ‌ «2». پس اين آيه اصل شود براى آن آيه، و حمل مى‌شود بر آن.


«1» مجمع البيان، جلد اوّل، صفحه 503

«2» سوره حديد، آيه 21

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 243

2- لفظ «عرض» در كلام عرب به معانى اطلاق شده: جبل، حشيش، جيش، خلاف طول سعه، و از اين قبيل است آيه شريفه؛ پس معنى آنكه:

بهشتى كه وسعت آن آسمان و زمين است. پس مراد (عرض) سعه باشد، نه عرض خلاف طول، چنانچه فرمايش نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نسبت به كسانى كه فرار كردند در جنگ احد، نزد برگشتن آنها به مدينه فرمود: ذهبتم فيها عريضة اى واسعة «1».

3- آنكه عرض بهشت مثل طول آسمان و زمين است كه استعمال عرض شده در طول، كه مراد سعه باشد. به خلاف طول كه در عرض استعمال نشود.

4- خداى تعالى ذكر عرض بهشت فرموده، نه طول، به جهت بيان آن كه طول آن اعظم از عرضش باشد، يعنى عرض بهشت آسمان و زمين باشد. پس چگونه تصور كنيد طول آن را؟ و مثل اين است آيه: مُتَّكِئِينَ عَلى‌ فُرُشٍ بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ‌، كه اهل بهشت تكيه كنندگانند بر مخطئه‌هايى كه آستر آنها از استبرق باشد. پس چيزى كه آستر آن استبرق باشد، روى آن چه خواهد بود؛ كه دلالت بر جلالت و عظمت تكيه‌گاه اهل بهشت است.

تتمه: ابن شهر آشوب- از «سدّى» نقل نموده كه: نزد عمر بن الخطاب بودم، كعب اشرف، و مالك بن الصيف، و حىّ بن اخطب آمدند. سؤال كردند: در كتاب شما است: جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ‌. وقتى سعه يك بهشت، مانند هفت آسمان و زمين باشد، پس بهشت تماما كجا باشد؟ پس عمر گفت:

نمى‌دانم. در اين هنگام حضرت على عليه السّلام داخل شد، فرمود: در چه چيز گفتگو كنيد؟ يهودى مسئله را پرسيد، حضرت فرمود: خبر دهيد وقتى شب آيد، روز كجاست؟ گفتند: در علم الهى است. حضرت فرمود: همچنين بهشت در علم سبحانى است. پس حضرت خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد، قضيه را خبر داد، آيه شريفه نازل شد: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ*


«1» النهايه، ابن الاثير، جلد 3، صفحه 210 (ذيل واژه عرض)

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 244

لا تَعْلَمُونَ* «1».

بيان: اين معارضه، ساقط نمايد مسئله را، زيرا آن خدائى كه قادر است كه ببرد شب را هر جا كه خواهد، قادر است به اينكه قرار دهد بهشت را به تمامه آنجا كه خواهد.

أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ‌: مهيا و آماده شد بهشت با اين وسعت، براى پرهيزكاران از شرك و معاصى و محرمات سبحانى.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ سارِعُوا إِلى‌ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ (133)

ترجمه‌

و بشتابيد بسوى آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه وسعتش بقدر آسمانها و زمين است كه مهيا شده است براى پرهيزگاران..

تفسير

مبادرت باسباب آمرزش بايد نمود در مجمع از امير المؤمنين نقل نموده كه مبادرت در اداء واجبات بايد كرد و عياشى از حضرت صادق (ع) نقل نموده كه فرمود وقتى آسمانها و زمين را اينطور وضع كنند و دو دست مبارك را با يكديگر بر زمين منبسط فرمود شايد مراد آن باشد كه وقتى آندو از حال كرويت بيرون آيند و پهن شوند كه بمراتب وسيعتر خواهند شد و در مجمع از حضرت رسول (ص) نقل نموده كه پرسيدند وقتى بهشت بقدر آسمانها و زمين باشد پس جهنم كجا است جواب فرمود وقتى روز آمد شب كجا است صاحب مجمع فرموده اين معارصه است كه جواب مسئله از آن معلوم ميشود و آن آنستكه كسى كه قدرت دارد شب را ببرد هر جا بخواهد قادر است كه آتش را خلق كند هر جا بخواهد فيض فرموده سر اين امر آنستكه دنيا و آخرت براى هر كس بجاى يكديگر قرار دارند نهايت آنكه تا دنيا هست آخرت نيست وقتى آخرت شد دنيا نيست مانند شب و روز حقير عرض ميكنم سرمستر آن است كه آخرت در باطن دنيا است و بين اجسام أخروى مزاحمتى نيست و زمان و مكان آن عالم از جنس ازمنه و امكنه اين عالم نيست و اين قبيل تعبيرات براى تمثيل و تقريب بذهن است چنانچه در ذيل تفسير آيه فقلنا اضربوه ببعضها در سوره بقره تحت عنوان تبيين سماوى مشروحا بيان گرديد و در خصال از امير المؤمنين (ع) نقل نموده كه شما نميرسيد بآن بهشت مگر بسبب تقوى‌


جلد 1 صفحه 496

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ سارِعُوا إِلي‌ مَغفِرَةٍ مِن‌ رَبِّكُم‌ وَ جَنَّةٍ عَرضُهَا السَّماوات‌ُ وَ الأَرض‌ُ أُعِدَّت‌ لِلمُتَّقِين‌َ (133)

و سرعت‌ كنيد بسوي‌ آمرزش‌ ‌از‌ پروردگارتان‌ و بسوي‌ بهشتي‌ ‌که‌ پهناي‌ ‌آن‌ پهناي‌ جميع‌ آسمانها و زمين‌ ‌است‌ مهيّا ‌شده‌ ‌براي‌ كساني‌ ‌که‌ تقوي‌ داشته‌ باشند وَ سارِعُوا امر سارعوا ‌هم‌ نظير امر اطيعوا ‌است‌ ارشاديست‌ زيرا عقل‌ حاكم‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ امور خيريه‌ ‌که‌ نفع‌ ‌آن‌ مسلّم‌ ‌است‌ و خالي‌ ‌از‌ ضرر ‌است‌ بايد مبادرت‌ كرد زيرا بسا فوت‌ ميشود و ‌از‌ دست‌ ميرود بخصوص‌ منافع‌ اخروي‌ ‌که‌ بسا اجل‌ برسد و ديگر مجال‌ تدارك‌ نباشد لذا گفتند عجّلوا بالتوبة قبل‌ الموت‌ و عجّلوا بالصلاة قبل‌ الفوت‌.

و اما اموري‌ ‌که‌ خير و شرّ و نفع‌ و ضرر ‌آن‌ معلوم‌ نيست‌ عجله‌ ‌در‌ ‌آن‌ مذموم‌ ‌است‌ زيرا بسا ‌در‌ ضرر بيفتد ‌که‌ ديگر قابل‌ علاج‌ نباشد و بايد تأمل‌ و تدبر و فكر ‌با‌ كمال‌ تأنّي‌ نمود ‌اگر‌ نفعش‌ مسلم‌ شد و خالي‌ ‌از‌ ضرر ‌است‌ اقدام‌ نمود و لذا گفتند (التأنّي‌ ‌من‌ الرحمن‌ و العجلة ‌من‌ الشيطان‌).

‌الي‌ مغفرة مغفرت‌ فعل‌ الهيست‌ و سرعت‌ و مبادرت‌ ‌عبد‌ باو بمعني‌ اسباب‌

جلد 4 - صفحه 355

مغفرت‌ و اموري‌ ‌که‌ موجب‌ غفران‌ الهيست‌ ‌يعني‌ تدارك‌ گناهان‌ ‌خود‌ ‌را‌ بكنيد ‌با‌ كمال‌ سرعت‌ و مبادرت‌ و اعظم‌ ‌آنها‌ توبه‌ ‌است‌ ‌که‌

(التائب‌ ‌من‌ الذنب‌ كمن‌ ‌لا‌ ذنب‌ ‌له‌

و ‌از‌ جمله‌ ‌آنها‌ حسنات‌ ‌است‌ ‌که‌ ميفرمايد إِن‌َّ الحَسَنات‌ِ يُذهِبن‌َ السَّيِّئات‌ِ هود ‌آيه‌ 116، و ‌از‌ جمله‌ قضاء فوائت‌ و اداء حقوق‌ و امثال‌ ‌آنها‌ ‌است‌.

و رفع‌ موانع‌ ‌از‌ شمول‌ رحمت‌ و مغفرت‌ كنيد ‌از‌ عقائد باطله‌ و اخلاق‌ رذيله‌ و اعمال‌ سيّئه‌.

‌من‌ ربّكم‌ تعبير برب‌ّ اشاره‌ بلطف‌ و عنايت‌ ‌است‌ ‌که‌ خداوند مربّي‌ ‌شما‌ ‌است‌ و ‌شما‌ ‌را‌ ‌از‌ نيستي‌ بهستي‌ و ‌از‌ ضعف‌ بقوّه‌ و ‌از‌ صغر بكبر رسانيد و تمام‌ اسباب‌ زندگاني‌ و اسباب‌ هدايت‌ و سعادت‌ ‌را‌ ‌براي‌ ‌شما‌ فراهم‌ فرموده‌ سزاوار نيست‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌از‌ فيوضات‌ ‌او‌ محروم‌ نمائيد.

و جنة بهشت‌ جاويدان‌ عطف‌ بمغفرة ‌است‌ ‌يعني‌ سارعوا ‌الي‌ جنة و مسارعة بجنة مسارعة باسباب‌ وصول‌ ببهشت‌ ‌است‌ ‌از‌ ايمان‌ و اخلاق‌ حميده‌ و اعمال‌ حسنه‌ ‌از‌ عبادات‌ واجبه‌ و مستحبه‌.

‌در‌ واقع‌ جمله‌ اولي‌ رفع‌ موانع‌ ‌است‌ و جمله‌ ثانيه‌ ايجاب‌ مقتضيات‌، و وجه‌ تقديم‌ اينست‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌هر‌ عملي‌ اول‌ بايد موانع‌ ‌را‌ برطرف‌ كرد بعدا مقتضيات‌ ‌را‌ ايجاد نمود، ‌در‌ قسمت‌ اخلاق‌ اول‌ تخليه‌ ‌از‌ رذايل‌ ‌است‌ سپس‌ تحليه‌ بفضائل‌، اول‌ بايد كثافات‌ ‌را‌ بزدود و نجاسات‌ ‌را‌ زائل‌ نمود سپس‌ طهارت‌ و نورانيت‌ ‌را‌ ايجاد كرد

منظر دل‌ نيست‌ جاي‌ صحبت‌ اغيار

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 133)- مسابقه در مسیر سعادت! به دنبال آیات گذشته که بدکاران را تهدید به مجازات آتش و نیکوکاران را تشویق به رحمت الهی می‌کرد، در این آیه کوشش و تلاش نیکوکاران را تشبیه به یک مسابقه معنوی کرده که هدف نهایی آن آمرزش الهی و نعمتهای جاویدان بهشت است، می‌فرماید: «برای رسیدن به آمرزش الهی بر یکدیگر سبقت بگیرید» (وَ سارِعُوا إِلی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ).

از آنجا که رسیدن به هر مقام معنوی بدون آمرزش و شستشوی از گناه ممکن نیست، هدف این مسابقه معنوی در درجه اول مغفرت و دومین هدف آن بهشت قرار داده شده «بهشتی که وسعت آن، پهنه آسمانها و زمین است» (وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ).

در پایان آیه تصریح می‌کند که: «این بهشت، با آن عظمت، برای پرهیزکاران آماده شده است» (أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ).

ج1، ص330

نکات آیه

۱- ضرورت شتاب براى نیل به آمرزش الهى (و سارعوا الى مغفرة من ربّکم)

۲- ضرورت شتاب براى نیل به بهشتى که به پهناى آسمانها و زمین است. (و سارعوا ... و جنّة عرضها السّموات و الارض)

۳- سرعت گرفتن در کارهاى نیک، ملاکى براى سنجش ارزش اشخاص (و سارعوا الى مغفرة من ربّکم و جنّة)

۴- آمرزش گناه بندگان، پرتویى از «ربوبیّت» خداوند (و سارعوا الى مغفرة من ربّکم)

۵- آمرزش الهى و بهشت تقواپیشگان، مقصود بایسته اى براى اهل ایمان (و سارعوا الى مغفرة من ربّکم ... اعدّت للمتّقین)

۶- نیل به آمرزش الهى و بهشت تقواپیشگان، برانگیزنده اهل ایمان به اطاعت از خدا و رسول (ص) (یا ایّها الّذین امنوا ... و اطیعوا اللّه و الرّسول ... سارعوا الى مغفرة من ربّکم و جنّة عرضها ... اعدّت للمتّقین) جمله «سارعوا الى ... »، بعد از امر به اطاعت از خدا و رسول(ص)، براى ایجاد انگیزه و نیز تشویق مؤمنان به پیروى از خدا و پیامبرش است.

۷- امید نیل به آمرزش الهى و بهشت، برانگیزنده اهل ایمان براى شرکت در نبرد با دشمنان (یا ایّها الّذین امنوا ... و اطیعوا اللّه و الرّسول ... سارعوا الى مغفرة من ربّکم و جنّة) چون آیات پیشین درباره نبرد و رویارویى با کافران بود، گویا آیات مورد بحث به منظور دستورالعملى است براى اینکه جامعه ایمانى را به گونه اى تربیت کند که دیگر همچون نبرد اُحُد، دلبسته به دنیا نباشد و دچار دلهره و ترس نگردد تا همیشه بر دشمنان دین غالب شود.

۸- ورود به بهشتِ تقواپیشگان، در گرو آمرزش گناهان (و سارعوا الى مغفرة من ربّکم و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقین) تقدیم ذکرى آمرزش الهى بر بهشت پهناور، بیانگر تقدّم خارجى آن است; یعنى نخست باید آمرزش حاصل شود، و آنگاه ورود به بهشت متّقین.

۹- بهشتِ تقواپیشگان، منزلگاه پاکان (و سارعوا الى مغفرة من ربّکم و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقین) چون درآمدن به بهشتِ مهیّا شده براى تقواپیشگان در گرو آمرزش گناهان است، آن بهشت، جایگاه پاکان از گناه خواهد بود.

۱۰- آمرزش گناهان و درآمدن به بهشت، در گرو اطاعت از خدا و رسول (ص) (و اطیعوا اللّه و الرّسول ... سارعوا الى مغفرة من ربّکم و جنّة) آمرزش گناهان، فعل خدا و در اختیار اوست. بنابراین مراد از شتاب به سوى مغفرت، انجام اعمالى است که موجبات آمرزش الهى را فراهم مى سازد، که به قرینه عطف شدن «سارعوا» بر «اطیعوا اللّه و الرسول»، همان پیروى از خدا و پیامبرش است.

۱۱- وجوب فورى توبه، پس از ارتکاب گناه* (و سارعوا الى مغفرة من ربّکم) برخى برآنند که توبه، همان عملى است که موجب مغفرت الهى خواهد شد; بنابر این نظر، امر «سارعوا ... »، لزوم فورى توبه را ایجاب مى کند.

۱۲- بهشت موعود اهل تقوا، داراى وسعتى به پهنه آسمانها و زمین (و جنّة عرضها السّموات و الأرض اعدّت للمتّقین) بنابر اینکه مراد از «عرض»، وسعت باشد، نه عرض مقابلِ طول.

۱۳- تعدد آسمانها (عرضها السّموات)

۱۴- بهشت، در انتظار تقواپیشگان است و براى آنان مهیا شده. (و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقین)

۱۵- اطاعت خدا و رسول (ص)، جلب رحمت الهى و آمرزش گناهان، مراحلى در طول هم براى ورود به بهشت متّقین (و اطیعوا اللّه و الرّسول لعلّکم ترحمون. و سارعوا الى مغفرة من ربّکم و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقین)

۱۶- بهشتِ تقواپیشگان، اکنون حاضر و آماده است. (اعدّت للمتّقین) کلمه «اعدّت» (مهیّا شده)، به صیغه ماضى، دلالت بر وجود بالفعل بهشت دارد.

۱۷- بهشت، در اصل، براى تقواپیشگان آفریده و مهیّا شده است. (و جنّة ... اعدّت للمتّقین) بنابر اینکه توصیف «جنّة» به صفت «اعدّت للمتّقین»، وصف توضیحى باشد و نه احترازى; یعنى بهشت، جایگاهى براى تقواپیشگان است و اگر دیگران وارد شوند، به تَبَع خواهد بود، نه بالاصالة.

۱۸- نیل به تقوا، در گرو اطاعت از خدا و رسول (ص) و فراهم آوردن زمینه آمرزش گناهان (و اطیعوا اللّه و الرّسول ... و سارعوا الى مغفرة من ربّکم و جنّة ... اعدّت للمتّقین) معناى اینکه به سوى بهشت متّقیان بشتابید، این است که از زمره متّقیان شوید و مخاطبین این دعوت کسانى هستند که به اطاعت از خدا و رسول (ص) و فراهم ساختن موجبات آمرزش، فراخوانده شدند. بنابراین از زمره اهل تقوا شدن به این است که از خدا و رسول او پیروى کرده و کارى کنند که گناهشان آمرزیده شود.

روایات و احادیث

۱۹- انجام فرایض دینى، وسیله آمرزش گناهان (سارعوا الى مغفرة من ربّکم) امیرالمؤمنین على (ع) درباره «سارعوا الى مغفرة من ربّکم» فرمود: الى اداء الفرائض.]

موضوعات مرتبط

  • آسمانها: تعدد آسمانها ۱۳
  • احکام:۱۱
  • ارزیابى: ملاکهاى ارزیابى ۳
  • اطاعت: آثار اطاعت ۱۰، ۱۵، ۱۸ ; اطاعت از خدا ۶، ۱۰، ۱۵، ۱۸ ; اطاعت از محمّد (ص) ۶، ۱۰، ۱۵، ۱۸ ; زمینه‌هاى اطاعت ۶
  • اللّه: ربوبیّت اللّه ۴ ; رحمت اللّه ۱۵ ; مغفرت اللّه ۱، ۴، ۵، ۶، ۷
  • انگیزش: عوامل انگیزش ۶، ۷
  • بهشت:۵، ۶، ۷، ۸، ۹، ۱۲، ۱۴، ۱۵، ۱۶، ۱۷ آفرینش بهشت۵، ۶، ۷، ۸، ۹، ۱۲، ۱۴، ۱۵، ۱۶، ۱۷ ۱۶، ۱۷ ; زمینه‌هاى ورود به بهشت۵، ۶، ۷، ۸، ۹، ۱۲، ۱۴، ۱۵، ۱۶، ۱۷ ۱۰ ; صفات بهشت۵، ۶، ۷، ۸، ۹، ۱۲، ۱۴، ۱۵، ۱۶، ۱۷ ۲، ۱۲
  • پاکان: مقام پاکان ۹
  • تقوا: زمینه‌هاى تقوا ۱۸
  • تکلیف: آثار عمل به تکلیف ۱۹ ; زمینه‌هاى عمل به تکلیف ۶، ۷
  • توبه: فوریت توبه ۱۱
  • جهاد: با دشمنان ۷
  • دشمنان:۷
  • عمل:۶، ۷، ۱۹
  • گناه: آمرزش گناه ۸، ۱۰، ۱۵، ۱۸، ۱۹ ; آثار آمرزش گناه ۸
  • متقین: بهشت متقین ۵، ۶، ۸، ۹، ۱۲، ۱۴، ۱۵، ۱۶، ۱۷ ; مقام متقین ۱۸
  • محمّد (ص):۶، ۱۰، ۱۵، ۱۸
  • مؤمنان: آمرزش مؤمنان ۵ ; بهشت مؤمنان ۷
  • نیکى: شتاب در نیکى ۱، ۲، ۳
  • واجبات:۱۱

منابع

  1. مجمع البیان، ج ۲، ص ۸۳۶ ; نورالثقلین، ج ۱- ، ص ۳۸۹، ۳۵۴.