النساء ٩

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

کسانی که اگر فرزندان ناتوانی از خود بیادگار بگذارند از آینده آنان می‌ترسند، باید (از ستم درباره یتیمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهیزند، و سخنی استوار بگویند.

و كسانى كه اگر بعد از خود فرزندانى ناتوان بر جاى گذارند بر [آينده‌ى‌] آنان بيم دارند، بايد [در باره‌ى يتيمان مردم نيز] بترسند، پس بايد از خدا پروا كنند و سنجيده سخن بگويند

و آنان كه اگر فرزندان ناتوانى از خود بر جاى بگذارند بر [آينده‌] آنان بيم دارند، بايد [از ستم بر يتيمان مردم نيز] بترسند. پس بايد از خدا پروا دارند و سخنى [بجا و] درست گويند.

و باید بترسند (از مکافات عمل خود) کسانی که اگر کودکان ناتوان از خود باقی می‌گذارند بر آنان بیم دارند، پس باید از خدا بترسند و (در حق ایتام مردم) سخن به اصلاح و درستی گویند.

و کسانی که اگر فرزندانی ناتوان پس از خود به جای می گذارند، بر آنان [از ضایع شدن حقوقشان] بیم دارند، باید [از اینکه حقوق یتیمان دیگران را ضایع کنند] بترسند. پس لازم است [نسبت به شأن یتیمان] از خدا پروا کنند، و [درباره آنان] سخنی درست و استوار گویند.

بايد از خداى بترسند كسانى كه اگر پس از خويش فرزندانى ناتوان بر جاى مى‌گذارند، از سرنوشت آنان بيمناكند. بايد كه از خداى بترسند و سخن عادلانه و به صواب گويند.

و کسانی که اگر [درگذرند] فرزندانی خرد و ناتوان از خود باقی گذارند، برای ایشان نگرانند، باید که [در کار دیگران هم‌] از خداوند پروا کنند و سنجیده سخن بگویند

و كسانى كه اگر پس از خود فرزندانى ناتوان باز گذارند بر [بينوايى و تباه‌شدن‌] آنان بيمناكند بايد [در باره يتيمان‌] بترسند و از خدا پروا كنند و سخنى راست و استوار گويند- و روشى درست پيش گيرند-.

بر مردم لازم است (که بر یتیمان ستم نکنند و) بترسند از این که انگار خودشان دارند می‌میرند و فرزندان درمانده و ناتوانی از پس خود برجای می‌گذارند و نگران حال ایشان می‌باشند (که آیا دیگران درباره‌ی آنان چه روا می‌دارند؟ پس هم اینک آنچه از مردم انتظار دارند که در حق فرزندانشان انجام دهند، خودشان در حق یتیمان مردم روا دارند و بالِ مهر و محبّت بر سر نوباوگان بی‌پناه بکشند). پس از خدا بترسند و با یتیمان با متانت و محبّت سخن بگویند.

و آنان که اگر فرزندانی ناتوان (و محروم از ارث همچون این محرومان) از خود بر جای بگذارند، (که) بر (آینده‌ی) آنان بیم دارند، باید (از ستم بر این محرومان نیز) بترسند. پس باید از خدا پروا بدارند و سخنی نگهبان [:بازدارنده از پریشانیشان] برایشان بگویند.

و باید بترسند آنان که اگر بازگذارند پس از خود فرزندان ناتوانی می‌ترسند بر ایشان پس بترسند خدا را و بگویند سخنی استوار


النساء ٨ آیه ٩ النساء ١٠
سوره : سوره النساء
نزول : ٨ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مِنْ خَلْفِهِمْ»: از پس خود. «ضِعَافاً»: جمع ضعیف، کوچک و درمانده.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً «9»

و كسانى كه اگر پس از خود فرزندان ناتوانى به يادگار بگذارند، بر (فقر آينده) آنان مى‌ترسند، بايد (از ستم درباره يتيمان مردم نيز) بترسند. از خداوند پروا كنند و سخنى استوار گويند.

جلد 2 - صفحه 26

نکته ها

به گفته‌ى روايات، خوردن مال يتيم، هم بازتاب دنيوى دارد و هم اخروى. در دنيا خسارت به اولاد مى‌رسد، كه در اين آيه مطرح شده و در آخرت، عذاب دوزخ دارد كه در آيه‌ى بعد مطرح شده است. «1»

ممكن است مراد آيه، نهى از انفاق و وصيت‌هاى غير متعادل باشد، بدين معنا كه: مبادا با داشتن كودكان خردسال و ضعيف، همه‌ى اموال خود را وقف يا انفاق كنيد و پس از مرگ، اولاد خود را در فقر و بدبختى رها سازيد. «2» و ممكن است خطاب آيه به كسانى باشد كه فرزندان عقب افتاده دارند، تا آينده‌ى آنان را با برنامه ريزى تأمين كنند. «3»

در رسيدن به خير يا شرّ، ميان نسل‌ها ارتباط است، زيرا آثار عمل محدود به عمر ما نيست، شرّ كار پدر به فرزند مى‌رسد و به عكس اولاد از آثار كار نيك پدر بهره‌مند مى‌شود.

داستان موسى و خضر و مرمّت ديوارى كه گنج يتيمانى در آن بود، از نمونه‌هاى آن است. قرآن مى‌فرمايد: «كانَ أَبُوهُما صالِحاً» «1»

پیام ها

1- بايد خود را جاى ديگران گذاشت، تا دردها را بهتر درك كرد. با يتيمان مردم چنان رفتار كنيم كه دوست داريم با يتيمان ما آنگونه رفتار شود. «تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً»

2- هركه آتشى روشن كند، دودش به چشم خودش مى‌رود. ظلم امروز به ايتام مردم، به صورت سنّت در جامعه در مى‌آيد و فردا دامن يتيمان ما را هم مى‌گيرد. «وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا ...»

3- در شيوه‌هاى تبليغى، بايد از عواطف وفطريّات هم استفاده كرد. «ذُرِّيَّةً ضِعافاً»

4- نه خيانت در اموال يتيمان، نه خشونت در گفتار با آنان. «فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا ...»


«1». تفسير نورالثقلين.

«2». تفسير مجمع‌البيان.

«3». تفسير كبيرفخررازى.

جلد 2 - صفحه 27

5- يتيمان، در كنار لباس وخوراك، به محبّت و عاطفه و ارشاد هم نياز دارند.

«وَ لْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً «9»

وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ‌: و البته بايد بترسند آنانكه بگذارند بعد از مرگ خود، ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ‌: فرزندان ضعيف عاجز كه بترسند بر ايشان فقر و بينوائى و ضايع شدن را، يعنى ورثه بايد با ضعفاء اقارب و يتيمان و مسكينان كه در مجلس قسمت تركه حاضرند، مراسم شفقت و مرحمت مرعى دارند. و تفكر كنند كه اگر ايشان را اولاد خرد و عاجز باشد، و بعد از فوت آنها به چنان مجلسى درآيند، حرمان آنها جايز است يا نه؟ عقل به عدم جواز آن‌

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 362

حكم خواهد كرد. پس آنچه به خود روا نداريد، نسبت به ديگران نيز جايز ندانيد. يا امر است به اوصياء به اينكه بترسيد در امر يتامى، و در حق ايشان به فعلى اقدام نمائيد كه خواهيد آن را بعد از وفات شما، به ذرارى شما مرعى دارند: فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ‌: پس بايد كه البته بترسند از عذاب خداى تعالى، وَ لْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً: و بايد كه بگوئيد اى حاضران مجلس قسمت، سخنى راست و درست، يعنى عذر جميل و وعده نيكو. در اين كلام امر ايشان است به تقوى كه غايت خشيت است، بعد از امر به خشيت، به جهت مراعات مبدء و منتهى، چه اول بدون ثانى نفع نمى‌دهد. و بعد امر فرموده كه با ايتام مكالمه كنيد، مانند مكالمه با اولاد خود به شفقت و حسن ادب. و يا امر متوجه است به مريض كه صدّ و منع خود نمايد از اسراف در وصيت و تضييع ورثه و تذكره توبه و كلمه شهادت. يا امر است به حضار قسمت كه يتامى را عذر جميل و وعده حسن دهند. يا موصين قائل به وصيتى نشوند كه مؤدى باشد به مجاوزت ثلث و تضييع ورثه، زيرا كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نهى فرموده از وصيت به اكثر ثلث. و در حينى كه «سعد» مى‌خواست زياده از ثلث، وصيت كند، فرمود: ثلث مال بسيار است، پس اكتفا به آن نما. و هر آينه گذاشتن تو ورثه را به صفت توانگرى، بهتر است از آنكه واگذارى به فقر و فاقه كه دست گدائى به مردمان دراز كنند. «1» بعد از آن نهى نمايد از خوردن مال يتيمان بدون وجه معروف به جهت عجز و ضعف و غفلت آنها، و مى‌فرمايد:


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً «9»

ترجمه‌

و بايد بترسند آنانكه اگر بگذارند بعد از خودشان فرزندان ناتوانيرا ترس دارند بر آنها پس بايد بترسند از خدا و بايد بگويند گفتنى خالى از خلل و فساد.

تفسير

كسانيكه كفالت امر ايتام را مينمايند بايد ملاحظه حال خودشان را بنمايند كه اگر ايتام آنها در تحت كفالت غير واقع شوند چگونه توقع دارند و مايلند آنشخص با اطفال آنها رفتار نمايد و از چه چيز بحال اطفال خودشان ترسناك ميباشند بايد آنها از خدا بترسند و همانسلوك را كه طالبند مردم با اطفال آنها بنمايند خودشان با اطفال مردم بكنند و آنچه را كه ترس دارند از آن كه مبادا بر يتيمشان وارد شود بر ايتام مردم وارد نسازند و انصافا اين تذكر بهترين رادع است براى انسان از تعدى به ايتام‌


جلد 2 صفحه 20

مردم و حسن سلوك با آنها خلاصه آنچه براى ايتام خود نمى‌پسندى براى ايتام مردم مپسند در كافى و عياشى از حضرت صادق (ع) روايت نموده كه كسيكه ظلم نمايد به يتيمى خداوند مسلط فرمايد كسى را كه بر او يا بر اولاد يا بر احفاد او ظلم نمايد و اين آيه را تلاوت فرمودند و مراد از قول سديد گفتار با مهر و محبت و شفقت است در صلاح و علم و ادب و نصح و تحذير و تربيت و اللّه اعلم‌

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ ليَخش‌َ الَّذِين‌َ لَو تَرَكُوا مِن‌ خَلفِهِم‌ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيهِم‌ فَليَتَّقُوا اللّه‌َ وَ ليَقُولُوا قَولاً سَدِيداً «9»

و بايد بترسند كساني‌ ‌که‌ اولاد و ذراري‌ ضعيف‌ ‌پس‌ ‌از‌ ‌خود‌ ميگذارند ‌که‌ خوف‌ دارند ‌که‌ ‌آنها‌ بفقر و بي‌چارگي‌ گرفتار شوند ‌پس‌ بايد ‌از‌ ‌خدا‌ بترسند و ‌از‌ نافرماني‌ ‌آن‌ پرهيز كنند و گفتار ‌آنها‌ گفتار شرع‌ و عقل‌ پسند ‌باشد‌.

‌اينکه‌ ‌آيه‌ شريفه‌ ‌را‌ دو نحوه‌ تفسير كردند و ‌هر‌ دو ‌از‌ اخبار مستفاد ميشود:

اول‌‌-‌ اينكه‌ كسي‌ ‌که‌ اولاد صغار دارد مثل‌ صغار و مجانين‌ و سفهاء ‌که‌ تمكن‌ ‌از‌ تحصيل‌ معاش‌ ندارند تمام‌ مالش‌ ‌را‌ صرف‌ ‌خود‌ نكند چه‌ ‌در‌ زمان‌ حيات‌ و چه‌ وصيت‌ كند ‌که‌ ‌پس‌ ‌از‌ موت‌ صرف‌ ‌او‌ كنند و ‌براي‌ اولادش‌ چيزي‌ منظور نياورد و ‌آنها‌ بفقر و فاقه‌ گرفتار شوند زائد ‌بر‌ ثلث‌ حق‌ ندارد وصيت‌ كند بلكه‌ ثلث‌ ‌هم‌ زياد ‌است‌، چنانچه‌ ‌در‌ اخبار تصريح‌ ‌شده‌.

دوم‌‌-‌ كسي‌ ‌که‌ وصي‌ و قيم‌ صغار شد ‌در‌ مال‌ صغار اجحاف‌ و تعدي‌ نكند و ‌آنها‌ ‌را‌ بفقر نيندازد ‌که‌ ‌پس‌ ‌از‌ ‌او‌ ‌با‌ ذريه‌ ‌او‌ ‌هم‌ چنين‌ معامله‌ خواهد شد و بترسد ‌که‌ ظلم‌ باولاد صغار ديگران‌ اثرش‌ ظلم‌ بصغار ‌خود‌ ‌است‌ ‌از‌ ديگران‌.

و ممكن‌ ‌است‌ گفته‌ شود ‌که‌ ‌آيه‌ شريفه‌ عام‌ ‌است‌ و ‌هر‌ دو قسم‌ ‌را‌ شامل‌ ميشود باين‌ معني‌ ‌که‌ مراد ‌از‌ وَ ليَخش‌َ الَّذِين‌َ لَو تَرَكُوا مِن‌ خَلفِهِم‌ ذُرِّيَّةً ضِعافاً كساني‌ ‌که‌ ذرية ضعاف‌ دارند بترسند و ‌آنها‌ ‌را‌ گرفتار فقر و بيچارگي‌ نكنند نه‌ بالمباشرة ‌که‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ ‌از‌ تركه‌ منظور نياورند و نه‌ بالتسبيب‌ ‌که‌ بذراري‌ ديگران‌ تعدي‌

جلد 5 - صفحه 21

نكنند ‌که‌ سبب‌ شود ‌که‌ ديگران‌ ‌هم‌ بذراري‌ ‌او‌ همين‌ معامله‌ ‌را‌ بكنند (خافُوا عَلَيهِم‌) و مراعات‌ ‌آنها‌ ‌را‌ نكنند (فَليَتَّقُوا اللّه‌َ) بعلاوه‌ ظلم‌ صغار عقوبت‌ شديد دارد چنانچه‌ بيايد و كاملا بايد پرهيز كنند.

وَ ليَقُولُوا قَولًا سَدِيداً قول‌ سديد موافق‌ ‌با‌ صواب‌ و عدل‌ ‌است‌ و حسن‌ كلام‌ چه‌ ‌با‌ ‌خود‌ صغار و ايتام‌ و چه‌ ‌در‌ مورد ‌آنها‌ ‌با‌ ديگران‌ ‌بر‌ خلاف‌ حق‌ نگويد و ‌با‌ ‌آنها‌ ‌با‌ كمال‌ تلطف‌ صحبت‌ كند.

برگزیده تفسیر نمونه


نکات آیه

۱- کسانى که خواهان رعایت حقوق کودکان یتیم خویش از طرف جامعه هستند، باید حقوق کودکانِ یتیم دیگران را رعایت کنند. (ولیخش الّذین لو ترکوا من خلفهم ذریّة ضعافاً خافوا علیهم فلیتّقوا اللّه) جمله «فلیتّقوا اللّه»، به قرینه جمله قبل (لو ترکوا من خلفهم ذریّة ضعافاً) چنین معنا مى شود: فلیتّقوا اللّه فى امر الذریّة الضعاف; یعنى کسانى که نگران رعایت حقوق فرزندان خویش پس از مرگ خود هستند، باید تقواى الهى را در مورد فرزندان ضعیف (یتیمان) دیگر مردمان رعایت کنند.

۲- مسؤولیت اولیا، نسبت به سرنوشت فرزندان خویش (ولیخش الّذین لو ترکوا من خلفهم ذریّة ضعافاً) نگرانى از آینده فرزندان و احساس مسؤولیت نسبت به آنان حالتى طبیعى براى انسان است که خداوند آن را تأیید کرده و مبناى حکم خویش به لزوم رعایت تقوا (فلیتّقوا اللّه) قرار داده است.

۳- عواطف انسانى، از زمینه هاى ایجاد انگیزه براى رعایت حقوق یتیمان جامعه (ولیخش الّذین لو ترکوا من خلفهم ذریّة ضعافاً خافوا علیهم)

۴- تحریک عواطف، از روشهاى قرآن براى ترغیب به رعایت حقوق دیگران (ولیخش الّذین لو ترکوا من خلفهم ذریّة ضعافاً خافوا علیهم)

۵- هشدار خداوند نسبت به عدم رعایت حقوق یتیمان (ولیخش الّذین لو ترکوا من خلفهم ذریّة ضعافاً ... فلیتّقوا اللّه)

۶- قانون عمل و عکس العمل در رفتارها و کردارها (ولیخش الّذین لو ترکوا من خلفهم ذریّة ضعافاً خافوا علیهم) چون مضمون آیه این است که اگر حقوق ایتام دیگران را رعایت نکردید، حقوق ایتام شما رعایت نخواهد شد.

روایات و احادیث

۷- بى تقوایى آدمى نسبت به حقوق ایتام دیگران، زمینه ساز پایمال شدن حقوق یتیمان وى از سوى جامعه (ولیخش الّذین لو ترکوا من خلفهم ذریّة ضعافاً خافوا علیهم فلیتّقوا اللّه) برداشت فوق را فرمایش امام صادق (ع) تأیید مى کند که فرمود: یعنى لیخش ان اخلفه فى ذریّته کما صنع بهؤلاء الیتامى.]

۸- هشدار خداوند نسبت به کسانى که یتیمان را از ارثشان محروم مى کنند. (للرّجال نصیب ... و للنّساء نصیب ... ولیخش الّذین لو ترکوا من خلفهم ذریّة ضعافاً ... فلیتّقوا اللّه) به مقتضاى ارتباط این آیه با آیه قبل، مصداق مورد نظر از ترس و وحشت درباره یتیمان، محروم کردن آنان از ارث است.

۹- عقوبت دنیوى و اخروى در کمین پایمال کنندگان حقوق یتیمان (ولیخش الّذین لو ترکوا من خلفهم ... فلیتّقوا اللّه) جمله «ولیخش ... »، اشاره به کیفر دنیوى است و جمله «فلیتّقوا اللّه» (از خدا بترسید)، دلالت بر استحقاق عقوبت اخروى دارد.

۱۰- توجه به کیفر الهى، زمینه ساز رعایت حقوق دیگران (و لیخش ... فلیتّقوا اللّه)

۱۱- لزوم برخورد نیک و گفتار صواب و متین با یتیمان (و لیقولوا قولا سدیداً)

۱۲- عنایت ویژه خداوند نسبت به ضرورتِ رعایت حقوق یتیمان (ولیخش الّذین ... ذریّة ضعافاً ... ولیقولوا قولا سدیداً)

۱۳- حکمت حرمت اجحاف در مال یتیم، ادامه حیات و استقلال وى و مصون ماندن نسل انسان از آثار سوء آن اجحاف (ولیخش الّذین) امام رضا (ع) فرمود: ... ففى تحریم مال الیتیم استبقاء الیتیم و استقلاله بنفسه و السلامة للعقب ان یصیبه ما اصابهم ... .]

موضوعات مرتبط

  • احکام: فلسفه احکام ۱۳
  • انگیزش: عوامل انگیزش ۳
  • بی‌تقوایى: آثار بی‌تقوایى ۷
  • تجاوز: آثار تجاوز ۷
  • تذکر: آثار تذکر ۱۰
  • تربیت: روش تربیت ۴
  • خدا: کیفرهاى خدا ۱۰ ; لطف خدا ۱۲ ; هشدار خدا ۵، ۸
  • رفتار: پایه‌هاى رفتار ۶
  • سخن: آداب سخن ۱۱
  • عمل: آثار عمل ۶ ; آثار عمل ناپسند ۷
  • عواطف: نقش عواطف ۳، ۴
  • فرزند: سرنوشت فرزند ۲
  • کودک: حقوق کودک ۱
  • کیفر: اخروى ۹ ; کیفر دنیوى ۹
  • مردم: رعایت حقوق مردم ۱، ۴، ۱۰
  • معاشرت: آداب معاشرت ۱۱
  • نسل: بقاى نسل ۱۳
  • نظام اخلاقى:۶
  • نظام حقوقى:۱، ۳
  • والدین: مسؤولیت والدین ۲
  • یتیم: برخورد با یتیم ۱۱ ; تجاوز به حقوق یتیم ۵، ۱۳ ; حقوق یتیم ۱، ۳، ۷، ۸، ۱۲ ; کیفر تجاوز به حقوق یتیم ۹

منابع

  1. کافى، ج ۵، ص ۱۲۸، ح ۱ ; تفسیر عیاشى، ج ۱، ص ۲۳۸، ح ۳۸.
  2. عیون اخبار الرّضا (ع)، ج ۲، ص ۹۲، ح ۱، ب ۳۳- ; نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۴۷، ح ۷۲.