العنكبوت ٦٢

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

خداوند روزی را برای هر کس از بندگانش بخواهد گسترده می‌کند، و برای هر کس بخواهد محدود می‌سازد؛ خداوند به همه چیز داناست!

|خدا براى هر يك از بندگانش كه بخواهد روزى را فراخ مى‌كند يا تنگ مى‌گرداند همانا خدا به هر چيزى داناست

خدا بر هر كس از بندگانش كه بخواهد روزى را گشاده مى‌گرداند و [يا] بر او تنگ مى‌سازد، زيرا خدا به هر چيزى داناست.

خداست که هر کس از بندگان را خواهد وسیع روزی و یا تنگ روزی می‌گرداند، که همانا او به هر چیزی (از مصالح خلایق) داناست.

خدا روزی را برای هرکس از بندگانش که بخواهد وسعت می دهد و یا تنگ می گیرد؛ یقیناً خدا بر هر کاری تواناست،

خدا روزى هر يك از بندگانش را كه بخواهد فراوان مى‌كند يا بر او تنگ مى‌گيرد. زيرا خدا به همه چيز داناست.

خداوند است که روزی را برای هرکس از بندگانش که بخواهد گشاده یا تنگ می‌دارد، بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست‌

خداست كه روزى را براى هر كه از بندگانش بخواهد مى‌گستراند و [يا] تنگ مى‌گرداند، زيرا كه خداى به هر چيزى داناست.

خداوند روزی هر کس از بندگانش را بخواهد فراوان و گسترده می‌کند و یا کم و تنگ می‌گرداند (برابر مصلحت و صلاح دیدی که خود می‌داند). خدا آگاه از هر چیز است.

خدا برای هر کس از بندگانش که بخواهد روزی را گشاده می‌گرداند و (یا برایش) تنگ می‌سازد. به‌راستی خدا به هر چیزی بسی داناست.

خدا فراخ گرداند روزی را برای هر که خواهد از بندگان خویش و تنگ گرداند برایش همانا خداوند است به همه چیز دانا


العنكبوت ٦١ آیه ٦٢ العنكبوت ٦٣
سوره : سوره العنكبوت
نزول : ١٠ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«یَبْسُطُ»: توسعه می‌دهد. فراخ و گسترده می‌گرداند. «یَقْدِرُ»: کم می‌کند. تنگ می‌گرداند (نگا: رعد / ، اسراء، قصص / ).


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَلِيمٌ «62»

خداوند براى هر كس از بندگانش كه بخواهد روزى را مى‌گسترد و يا تنگ مى‌كند، همانا خداوند به هر چيزى آگاه است.

نکته ها

كم يا زياد كردن روزى افراد به وسيله‌ى خداوند، عالمانه و حكيمانه و بر اساس معيارهاى پيدا و ناپيداست. در حديث مى‌خوانيم: مصلحت بعضى از بندگان خدا گسترش روزى است و اگر در تنگناى معيشت قرار گيرند، فاسد مى‌شوند و بر عكسِ اين گروه، صلاح گروهى ديگر در تنگنا بودن است كه اگر در توسعه واقع شوند، به فساد كشيده مى‌شوند. «1»

پیام ها

1- كم يا زياد شدن رزق و روزى، تصادفى نيست. اللَّهُ يَبْسُطُ ... وَ يَقْدِرُ

2- وظيفه‌ى ما كار و تلاش است؛ امّا ميزانِ در آمد و رزق در اختيار ما نيست.

«اللَّهُ يَبْسُطُ»

3- خواست و مشيّت الهى، آگاهانه و عالمانه است. لِمَنْ يَشاءُ ... بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَلِيمٌ‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَلِيمٌ (62)

اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ‌: خدا فراخ مى‌گرداند و وسعت مى‌دهد روزى را، لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ‌: براى هر كه مى‌خواهد از بندگان خود كه مصلحت مقتضى آن است. وَ يَقْدِرُ لَهُ‌: و تنگ مى‌سازد مر روزى را براى هر كه خواهد بر وفق حكمت. إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَلِيمٌ‌: بدرستى كه خدا به همه چيز از قبض و بسط داناست، و مصلحت و مفسده بندگان را مى‌داند، پس قبض و بسط او محض مصلحت ايشان خواهد بود.

در اسرائيليات از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از جبرئيل در ذيل حديثى: قال اللّه تبارك و تعالى و إنّ عبادى المؤمنين لمن لا يصلح ايمانه الّا بالفقر و لو اغنيته لأفسده ذلك، و إنّ من عبادى المؤمنين لمن لا يصلح ايمانه الّا بالغنى و لو افقرته لافسده ذلك.

جلد 10 - صفحه 260

خداوند فرمايد: و بدرستى كه بعضى از بندگان مؤمن هر آينه كسانيند كه اصلاح نشود ايمان او مگر به فقر، و اگر غنى كنم او را، هر آينه فاسد كند او را.

و بدرستى كه بعض بندگان مؤمن هر آينه كسانيند كه اصلاح نشود ايمان او مگر به غنى و ثروت، و اگر فقير كنم او را، هر آينه فاسد كند او را «1».


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ (61) اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَلِيمٌ (62) وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِها لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ (63) وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ (64) فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ (65)

لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ (66) أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ (67) وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‌ عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُ أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْكافِرِينَ (68) وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ (69)

ترجمه‌

و هر آينه اگر بپرسى از آنها كه كيست كه آفريد آسمانها و زمين را و مسخّر كرد آفتاب و ماه را هر آينه البته گويند خدا پس بكجا برگردانده ميشوند

خداوند گشايش ميدهد روزى را براى آنكه ميخواهد از بندگانش و تنگ مى‌گرداند برايش همانا خدا بهمه چيز دانا است‌

و هر آينه اگر بپرسى از ايشان كيست كه فرستاد از آسمان آبى را پس زنده كرد بآن زمين را بعد از مردنش هر آينه البته گويند خدا بگو ستايش مر خدا را است ولى بيشتر آنها تعقّل نميكنند

و نيست اين زندگانى دنيا مگر سرگرمى و بازى و همانا سراى آخرت هر آينه زندگانى است اگر باشند كه بدانند

پس چون سوار شوند در كشتى بخوانند خدا را در حاليكه خالص كنندگانند براى او دين را پس چون نجات دهد آنها را بخشكى آنگاه آنها شرك ميآورند

تا كفران ورزند بآنچه داديم آنها را و تا كامياب شوند پس بزودى خواهند دانست‌

آيا نديدند كه ما قرار داديم حرمى را امن با آنكه ربوده ميشوند مردم از اطراف آنها آيا پس بباطل ميگروند و بنعمت خدا كفران ميورزند

و كيست ستمكارتر از آنكه بست بر خدا دروغ يا تكذيب كرد حق را چون آمد او را آيا نيست در دوزخ جاى اقامت براى كافران‌

و آنانكه مجاهده كردند در راه ما هدايت ميكنيم البته ايشانرا براههاى خودمان و همانا خدا هر آينه با نيكوكاران است.

تفسير

بت‌پرستان خصوصا اهل مكّه نوعا قائل بوجود خداوند بزرگ كه او خالق و رازق و مدبّر امور خلائق است بودند و عبادت بتها را وسيله تقرّب بخدا و آنها را شفعاء خودشان نزد او ميدانستند و اين عقيده بكلّى فاسد است چون كسيكه وسيله تقرّب بنده بخدا و شفيع او نزد حق باشد بايد نزديكتر باشد بخدا و جمادات دورترند از ساحت ربوبى از انسان گذشته از آنكه پرستش مخصوص بذات احديّت است و بنده در برابر كسى نبايد مانند حق خاضع شود لذا خداوند آنها را مأخوذ با قرارشان فرموده باين تقريب كه اى پيغمبر من اگر سؤال كنى تو از بت‌پرستان‌


جلد 4 صفحه 241

كه آسمانها و زمين را كه خلق نموده و مسخّر كرده آفتاب و ماه را كه ميگردند بفرمان او ميگويند خداى يگانه پس چگونه بوسوسه شيطان منحرف ميشوند از فطرت سليمه و منصرف ميگردند از عبادت او و بر گردانده ميشوند بعبادت جماداتى كه براى آنها نفع و ضررى ندارند و خدا گشايش ميدهد در روزى بر هر كس بخواهد از بندگانش و تنگ ميكند روزى را بر همانكس در وقت ديگر يا بر هر كس كه بخواهد چون خداوند دانا است بمصالح و مفاسد و مقتضيات احوال آنها و ساير امور پس نبايد ترس از تنگى معاش مانع از هجرت مسلمانان بسوى خدا شود چنانچه در آيات سابقه گذشت و نيز اگر بپرسى از آنها چه كس از آسمان باران نازل مينمايد و زمين مرده را زنده مى‌كند ميگويند خدا بگو الحمد للّه بر نعمتهاى او و اقرار شما بر آنكه او منعم است نه غير او ولى بيشتر آنها نمى‌يابند بعقل و فكر كه اين اقرار منافى با عبادت بت است چون شكر منعم واجب است نه غير او و لذا بت‌پرست شده‌اند و اين زندگى چند روزه دنيا نيست مگر سرگرمى موقتى و بازى كودكانه بى‌فائده كه بزودى دلسردى و خستگى آورد و منقرض شود و همانا سراى جاويد آخرت زندگانى حقيقى دائم باقى است كه فنا و زوالى در آن راه ندارد ولى آنها غافل از اين معنى ميباشند و اگر ميدانستند اختيار نمى‌نمودند فانى را بر باقى و بازى موقتى را بر عيش و نوش ابدى و كلمه حيوان بر وزن غليان مصدر است بمعناى حيات ولى مشعر بحركت و جنبش لذا در مقام مبالغه استعمال ميشود و يكى از موارد كه بحال طبيعى و ارتكاز فطرى كفار اقرار بخداى يگانه غائب از انظار مينمايند وقتى است كه در كشتى مى‌نشينند و بگرداب بلا مبتلا ميشوند يكباره از غير خدا منصرف و متوجه باو ميگردند و با اخلاص او را ميخوانند و طلب نجات ميكنند چون بالفطره يقين دارند در آنوقت دستگيرى جز او ندارند ولى چون خداوند نجات داد آنها را و بساحل مراد رسيدند يكباره خدا را فراموش نموده و بعبادت بتها مشغول ميگردند و نتيجه آن فقط كفران نعمت نجات و حيات و ساير نعم الهيّه و بهره بردارى از لهو و لعب چند روزه و دلخوشى باجتماع با يكديگر بر عبادت جمادات است و بعد از اين ميدانند و مى‌بينند عقبات و عقوبات آنرا و ليتمتّعوا بسكون لام نيز قرائت شده و بنابراين لام امر براى تهديد است و بنابر قرائت مشهوره لام‌


جلد 4 صفحه 242

جارّه براى بيان عاقبت امر آنها است آيا اين بت‌پرستان بى‌انصاف مكه نديدند كه ما حرم را محترم و اهل آنرا مأمون از قتل و غارت و تعدّى و اسارت فرموديم با آنكه از اطراف و جوانب آن مردم يكديگر را باسارت ميگيرند و بقتل ميرسانند و اموالشان را بغارت مى‌برند و آنها در ناز و نعمت هستند و شكر آنرا بجا نمى‌آورند و با وجود اين آيا مستحق عقوبت نيستند كه بشيطان و بت كه باطل است ايمان مى‌آورند و بنعمت خدا كه بآنها انعام شده و نبوّت خاتم انبياء كه حق است كافر ميشوند و كفران مينمايند و چه كس ظالم و ستمكارتر است از كسيكه افترا و دروغ به بندد بخدا و بگويد شفاعت و عبادت بتها را خدا مرخّص فرموده و تكذيب كند قرآن و آورنده آنرا كه حقّ محض است چون بيايد نزد او بدون تأمّل و درنگ آيا چنين كسانى سزاوار نيست كه در جهنم جايگاه هميشگى و مقرّ مألوفى براى آنها باشد و آن كسانيكه مجاهده و كوشش نمودند در راه ما و براى رضاى ما خود را بزحمت انداختند بهجرت از اوطان و معارضه با شيطان و مقاتله با كفار و منازعه با اشرار و طلب معرفت و تحصيل مغفرت همانا هدايت نمائيم آنها را البته بطريق سير و سلوك و وصول و نزول بساحت مقدّس خودمان و همانا خداوند با نيكوكاران است بكمك و نصرت در دنيا و رحمت و مغفرت در آخرت و آنها را بمقاصد حقّه خودشان خواهد رسانيد و در حديث است كه كسيكه عمل كند بچيزى كه ميداند، خداوند عطا ميكند باو علم چيزيرا كه نميداند و از امام باقر عليه السّلام روايت شده كه اين آيه مخصوص بآل محمّد صلّى اللّه عليه و اله و سلّم و شيعيان ايشان است و از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده كه در قرآن بعضى از اسماء مخصوص بمن است و از آن جمله محسن است در قول خداوند انّ اللّه لمع المحسنين و در ثواب الاعمال و مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه سوره عنكبوت و روم را در شب بيست و سوم ماه رمضان تلاوت نمايد و اللّه از اهل بهشت است و كسى را از آن استثناء نميكنم و نميترسم كه خداوند براى قسم من گناهى بر من بنويسد و براى اين دو سوره در نزد خدا منزلت رفيعى است و الحمد للّه رب العالمين و صلّى اللّه على محمد و آله الطاهرين.


جلد 4 صفحه 243

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


اللّه‌ُ يَبسُطُ الرِّزق‌َ لِمَن‌ يَشاءُ مِن‌ عِبادِه‌ِ وَ يَقدِرُ لَه‌ُ إِن‌َّ اللّه‌َ بِكُل‌ِّ شَي‌ءٍ عَلِيم‌ٌ (62)

خداوند بسط و توسعه‌ ميدهد روزي‌ ‌را‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌هر‌ كس‌ ‌که‌ مشيتش‌ تعلق‌ گرفته‌ ‌از‌ بندگان‌ ‌خود‌ و تقدير و تضييق‌ ميكند ‌هر‌ ‌که‌ ‌را‌ ‌که‌ اراده‌ كند بدرستي‌ ‌که‌ خداوند بهر چيزي‌ دانا ‌است‌.

مسئله‌: توسعه‌ و ضيق‌ ‌در‌ امر روزي‌ و معيشت‌ حكم‌ و مصالحي‌ دارد ‌که‌ خداوند عالم‌ بآنهاست‌ ‌من‌ جمله‌ صلاح‌ بنده‌ ‌است‌ چنانچه‌ ‌در‌ حديث‌ قدسي‌ ميفرمايد

«‌ان‌ ‌من‌ عبادي‌ ‌من‌ ‌لا‌ يصلحه‌ الا الفقر فان‌ اغنيته‌ لافسده‌ ‌ذلک‌ و ‌ان‌ ‌من‌ عبادي‌ ‌من‌ ‌لا‌ يصلحه‌ الا الغني‌ فان‌ افقرته‌ لافسده‌

جلد 14 - صفحه 349

‌ذلک‌ فمن‌ ‌لم‌ يصبر ‌علي‌ بلائي‌ و ‌لم‌ يرض‌ بقضايي‌ فليطلب‌ ربا سواي‌ و ليخرج‌ ‌من‌ ارضي‌ و سمائي‌»

و ‌من‌ جمله‌ دائر مدار شكر و كفران‌ ‌است‌ چنانچه‌ ميفرمايد وَ إِذ تَأَذَّن‌َ رَبُّكُم‌ لَئِن‌ شَكَرتُم‌ لَأَزِيدَنَّكُم‌ وَ لَئِن‌ كَفَرتُم‌ إِن‌َّ عَذابِي‌ لَشَدِيدٌ (ابراهيم‌ ‌آيه‌ 7) و معناي‌ تأذن‌ ‌يعني‌ اعلام‌ فرمود و ‌من‌ جمله‌ بذل‌ و احسان‌ و بخل‌ و منع‌ ‌از‌ حقوق‌ واجبه‌ و مستحبه‌ چنانچه‌ ميفرمايد مَثَل‌ُ الَّذِين‌َ يُنفِقُون‌َ أَموالَهُم‌ فِي‌ سَبِيل‌ِ اللّه‌ِ كَمَثَل‌ِ حَبَّةٍ أَنبَتَت‌ سَبع‌َ سَنابِل‌َ فِي‌ كُل‌ِّ سُنبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللّه‌ُ يُضاعِف‌ُ لِمَن‌ يَشاءُ وَ اللّه‌ُ واسِع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (بقره‌ ‌آيه‌ 261) و ميفرمايد ها أَنتُم‌ هؤُلاءِ تُدعَون‌َ لِتُنفِقُوا فِي‌ سَبِيل‌ِ اللّه‌ِ فَمِنكُم‌ مَن‌ يَبخَل‌ُ وَ مَن‌ يَبخَل‌ فَإِنَّما يَبخَل‌ُ عَن‌ نَفسِه‌ِ (‌محمّد‌ ‌آيه‌ 38) و ‌من‌ جمله‌ ‌در‌ اثر عبادت‌ و معصيت‌ ‌است‌ چه‌ بسيار ‌از‌ عبادات‌ ‌است‌ مثل‌ نماز و اذكار و ادعيه‌ و اعمال‌ صالحه‌ مثل‌ حج‌ و زيارات‌ ائمه‌ اطهار ‌که‌ موجب‌ توسعه‌ رزق‌ ميشود و همچنين‌ اخلاق‌ فاضله‌ و چه‌ بسيار ‌از‌ معاصي‌ و اعمال‌ سيئه‌ و صفات‌ خبيثه‌ و مصارف‌ محرمه‌ ‌که‌ باعث‌ ضيق‌ ميشود لذا ميفرمايد:

اللّه‌ُ يَبسُطُ الرِّزق‌َ لِمَن‌ يَشاءُ مِن‌ عِبادِه‌ِ موافق‌ حكمت‌ و مصلحت‌ و جهات‌ مذكوره‌.

وَ يَقدِرُ لَه‌ُ طبق‌ آنچه‌ بيان‌ شد.

إِن‌َّ اللّه‌َ بِكُل‌ِّ شَي‌ءٍ عَلِيم‌ٌ ميداند كجا صلاح‌ ‌در‌ توسعه‌ ‌است‌ و كجا صلاح‌ ‌در‌ تضييق‌ ‌است‌ بهر چيزي‌ داناست‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 62)- سپس برای تأکید همین معنی که هم خالق اوست و هم رازق اوست، اضافه می‌کند: «خداوند روزی را برای هر کس از بندگانش بخواهد گسترده می‌کند و (برای هر کس بخواهد) محدود و تنگ می‌سازد» (اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ یَقْدِرُ لَهُ).

و اگر چنین تصور کنند که خدا قدرت دارد، ولی از حال آنها آگاه نیست این اشتباه بزرگی است، چرا که «خداوند به همه چیز داناست» (إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عَلِیمٌ).

مگر ممکن است کسی خالق و مدبر باشد و لحظه به لحظه فیض او به موجودات برسد و در عین حال از وضع آنها آگاه نباشد؟ این قابل تصور نیست.

نکات آیه

۱ - خداوند، به هر کس که بخواهد، روزى فراوان مى دهد. (اللّه یبسط الرزق لمن یشاء من عباده)

۲ - مشیت خداوند، تعیین کننده فراوانى و کمى روزى است. (اللّه یبسط الرزق لمن یشاء من عباده و یقدر له)

۳ - خداوند، به هرکسى که خود بخواهد، روزى کم عطا مى کند. (اللّه یبسط الرزق لمن یشاء من عباده و یقدر له) «قدر» و «تقدیر» تبیین کمیت چیزى است (مفردات راغب)، به قرینه مقابله با «یبسط»، «یقدر» در آیه، به معناى «کم و ضیق» است.

۴ - انسان ها، بندگان خدایند. (اللّه یبسط الرزق ... من عباده)

۵ - خداوند، بر هر چیزى عالم است. (إنّ اللّه بکلّ شىء علیم)

۶ - فراخى و ضیق روزى بندگان، ناشى از علم خدا به همه چیز است. (اللّه یبسط الرزق ... و یقدر له إنّ اللّه بکلّ شىء علیم)

۷ - فراخى و تنگى روزى بندگان، براى رعایت مصلحت آنان است. (اللّه یبسط الرزق لمن یشاء ... و یقدر له إنّ اللّه بکلّ شىء علیم) «لام» در «لمن» و «له» هر دو، براى منفعت است. نیز به دنبال فراخى و تنگى روزى بندگان، یادآورى علم همه جانبه خدا، مفید این حقیقت است که قبض و بسط روزى انسان ها، تابع مصالحى است و آنها را، خدا مى داند.

موضوعات مرتبط

  • انسان: عبودیت انسان ۴
  • بندگان خدا :۴
  • خدا: آثار علم خدا ۶; آثار مشیت خدا ۲، ۳; رازقیت خدا ۱، ۳; مشیت خدا ۱; وسعت علم خدا ۵، ۶
  • روزى: مصلحت در ازدیاد روزى ۷; مصلحت در کمبود روزى ۷; منشأ ازدیاد روزى ۱، ۲، ۶; منشأ کمبود روزى ۲، ۳، ۶

منابع