الذاريات ٣٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

ما مؤمنانی را که در آن شهرها (ی قوم لوط) زندگی می‌کردند (قبل از نزول عذاب) خارج کردیم،

|پس هر كه از مؤمنان در آن [شهرها] بود بيرون برديم

پس هر كه از مؤمنان در آن [شهرها] بود بيرون برديم.

پس، از اهل ایمان هر که بود از آن دیار خارج کردیم.

پس هرکه را از مؤمنان در آن شهر بود [پیش از آمدن عذاب] بیرون بردیم؛

پس همه كسانى را كه ايمان آورده بودند بيرون برديم.

آنگاه هر کس را که از مؤمنان بود [از آنجا] بیرون بردیم‌

پس هر كه را از مؤمنان در آن [شهر] بود بيرون برديم.

ما تمام مؤمنانی را که در شهرهای قوم لوط زندگی می‌کردند (قبل از نزول بلا از شهرها) بیرون بردیم.

«پس هر کس از مؤمنان را در آن (سامان) بود بیرون راندیم.»

پس برون آوردیم هر که را در آن بود از مؤمنان‌


الذاريات ٣٤ آیه ٣٥ الذاريات ٣٦
سوره : سوره الذاريات
نزول : ٤ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«فِیهَا»: در شهرهای قوم لوط. مرجع ضمیر حذف شده و براثر شهرت از سیاق کلام پیدا است. همچون (ارض) در (فاطر / ). «الْمُؤْمِنِینَ»: کسانی که ایمان داشته باشند، و آن عقائد است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِينَ «34» فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِيها مِنَ الْمُؤْمِنِينَ «35» فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ «36»

(سنگ‌هايى كه) نزد پروردگارت براى (نابودى) مسرفان، نشان‌دار شده‌اند. پس هر كس از مؤمنان كه در آنجا بود بيرون كرديم و از مسلمانان به جز يك خانه در آنجا نيافتيم.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِيها مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (35)

فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِيها: پس بيرون خواهيم آورد هر كه باشد در شهرهاى مؤتفكه، مِنَ الْمُؤْمِنِينَ‌: از ايمان آوردندگان به حضرت لوط عليه السّلام.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ الْمُكْرَمِينَ «24» إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ «25» فَراغَ إِلى‌ أَهْلِهِ فَجاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ «26» فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قالَ أَ لا تَأْكُلُونَ «27» فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قالُوا لا تَخَفْ وَ بَشَّرُوهُ بِغُلامٍ عَلِيمٍ «28»

فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَها وَ قالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ «29» قالُوا كَذلِكَ قالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ (30) قالَ فَما خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ (31) قالُوا إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى‌ قَوْمٍ مُجْرِمِينَ (32) لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ طِينٍ (33)

مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِينَ (34) فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِيها مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (35) فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ (36) وَ تَرَكْنا فِيها آيَةً لِلَّذِينَ يَخافُونَ الْعَذابَ الْأَلِيمَ (37)

ترجمه‌

آيا رسيد بتو خبر ميهمانان ابراهيم كه گرامى داشته شدگان بودند

وقتى كه وارد شدند بر او پس سلام كردند گفت سلام بر شما گروه ناشناختگان‌

پس آهسته روان شد بسوى اهل خود پس آورد گوساله‌اى فربه‌

پس نزديك نمود


جلد 5 صفحه 66

آنرا بطرف ايشان گفت آيا نميخوريد

پس بدل گرفت از ايشان ترسى گفتند نترس و بشارت دادند او را به پسرى دانا

پس پيش آمد زنش با فرياد پس زد بر روى خود و گفت پيرزنى نازا

گفتند اينچنين گفت پروردگارت همانا او است درست كار دانا

گفت ابراهيم پس چيست كار شما اى فرستادگان‌

گفتند همانا ما فرستاده شديم بسوى گروهى گناهكار

تا فرو فرستيم و بيافكنيم بر آنها سنگهائى از گل‌

با آنكه نشان كرده شده باشد نزد پروردگار تو براى از حدّ در گذرندگان‌

پس بيرون برديم هر كه بود در آن از مؤمنان‌

پس نيافتيم در آن جز خانه‌اى از منقادان‌

و بجا گذاشتيم در آن علامت و نشانه‌اى براى آنانكه ميترسند از عذاب دردناك.

تفسير

خداوند متعال قصّه مهماندارى حضرت ابراهيم و تعقّب آن بعذاب قوم لوط را مكرّر ذكر فرموده براى تهديد كفّار مكه چون آثار باقيه آنرا در سفر مشاهده مينمودند و عبرت نميگرفتند چنانچه در سوره اعراف و هود و حجر مفصلا بيان شد و اينجا به پيغمبر خود ميفرمايد آيا قبلا رسيد بتو خبر ميهمانهاى عزيز و محترم حضرت ابراهيم جدّ امجدت يعنى مسلما رسيده است و ما براى اهتمام بذكر آن تجديد مينمائيم وقتى كه چند نفر از ملائكه مقرّب نزد خدا بر آنحضرت وارد شدند و سلام نمودند و حضرت بوجه احسن ردّ فرمود چون آنها گفته بودند سلاما يعنى سلام ميكنيم سلام نمودنى و حضرت جواب فرمود سلام يعنى سلام بر شما و جمله اسميّه براى دلالتش بر دوام و ثبوت آكد است و ضمنا اظهار فرمود كه شما را بجا نميآورم و براى آنكه آنها مانع از آوردن غذا نشوند مخفيانه نزد اهل بيت خود رفت و گوساله فربهى كباب كرده نزد ايشان حاضر فرمود و گفت چرا ميل نمى‌كنيد و گفته‌اند آن زمان از مواشى جز گاو چيزى نداشت و آنها از خوردن امتناع نمودند و حضرت ترسيد مبادا قصد سوئى داشته باشند ولى اظهار نفرمود و آنها متوجّه شدند و عرضه داشتند نترس ما ملائكه‌ايم و از جانب خدا آمده‌ايم براى عذاب قوم لوط و بشارت دادند آن حضرت را بولادت حضرت اسحق پيغمبر از ساره خاتون براى او پس ساره زوجه دائمه آنحضرت كه تا آن تاريخ نازا بود و پيرو يائسه شده بود اقبال بايشان نمود در


جلد 5 صفحه 67

حاليكه از شوق فرياد ميكرد و با دست بصورت يا با انگشتان به پيشانى خود ميزد و از امام صادق عليه السّلام در مجمع راجع باين قسمت نقل نموده كه اقبال نمود در حالى كه در ميان جماعتى بود چون صرّه بمعناى جماعت هم ميباشد و قمّى ره علاوه فرموده كه پس پوشاند صورت خود را و ظاهرا زدن از روى تعجّب و پوشاندن از باب حيا باشد در هر حال پس از اقبال بملائكه گفت چگونه من اولاددار ميشوم با آنكه پير زنى نازا ميباشم و آنها گفتند خدا اين طور فرموده و افعال او بر طبق حكمت است و مصلحت بندگانرا بهتر ميداند و هر چه بفرمايد حق است و واقع خواهد شد و حضرت ابراهيم فرمود كار مهمّ شما فرستادگان خدا چيست كه جمعا در اين حدود آمده‌ايد عرضه داشتند ما براى عذاب قوم لوط كه مرتكب جرم بزرگى ميباشند فرستاده شديم و ضمنا مقرّر شد كه قبلا خدمت شما برسيم و سلام و بشارت را عرضه داريم و مأموريّت ما آنستكه آنها را بسنگى كه از گل ساخته و متحجّر شده و بدست قدرت الهى براى سر آنها نشان كرده شده نيست و نابود نمائيم چون آنها بكلّى از حدّ خودشان تجاوز نموده‌اند پس خدا ميفرمايد ما حكم كرده بوديم بخروج هر كس كه اهل ايمان و تقوى باشد از آن آباديها كه قوم لوط منزل داشتند ولى نيافتيم يعنى نيافتند مأمورين ما در آن قرى جز يك خانوار كه لوط و دو دخترش بودند از كسانيكه منقاد و مطيع اوامر ما شدند و باقى گذارديم در آنحدود آثار منازل ويران شده را براى عبرت و تنبّه كسانيكه از عذاب خدا ميترسند نه اشخاص بى‌باك بى‌فكر كه از همه چيز غافلند و بالاخره بجزاى خود خواهند رسيد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَأَخرَجنا مَن‌ كان‌َ فِيها مِن‌َ المُؤمِنِين‌َ (35) فَما وَجَدنا فِيها غَيرَ بَيت‌ٍ مِن‌َ المُسلِمِين‌َ (36)

‌پس‌ بيرون‌ كرديم‌ ‌ما كساني‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌آن‌ قريه‌ها بودند ‌از‌ مؤمنين‌ ‌پس‌ نيافتيم‌ ‌در‌ ‌آن‌ قريه‌ها ‌غير‌ ‌از‌ يك‌ بيت‌ ‌از‌ مسلمين‌ ‌که‌ بيت‌ لوط ‌بود‌ و فقط دختران‌ لوط بودند ‌که‌ ميفرمايد: ‌در‌ سوره هود قالُوا يا لُوطُ إِنّا رُسُل‌ُ رَبِّك‌َ لَن‌ يَصِلُوا إِلَيك‌َ فَأَسرِ بِأَهلِك‌َ بِقِطع‌ٍ مِن‌َ اللَّيل‌ِ وَ لا يَلتَفِت‌ مِنكُم‌ أَحَدٌ إِلَّا امرَأَتَك‌َ إِنَّه‌ُ مُصِيبُها ما أَصابَهُم‌ إِن‌َّ مَوعِدَهُم‌ُ الصُّبح‌ُ أَ لَيس‌َ الصُّبح‌ُ بِقَرِيب‌ٍ آيه 83 و اينكه‌ تاخير افتاد ‌تا‌ صبح‌ ‌براي‌ ‌اينکه‌ ‌بود‌ ‌که‌ لوط ‌با‌ اهلش‌ ‌از‌ قريه‌هاي‌ ‌آنها‌ خارج‌ شوند.

(تنبيه‌) ‌از‌ اخبار استفاده‌ ميشود. بلكه‌ ‌از‌ ‌خود‌ آيات‌ ‌هم‌ ميتوان‌ استفاده‌ كرد ‌که‌ بشارت‌ بابراهيم‌ دو مرتبه‌ بوده‌ يكي‌ قبل‌ ‌از‌ قضيه لوط بشارت‌ باسمعيل‌

جلد 16 - صفحه 279

داده‌ ‌شده‌ ‌که‌ ميفرمايد ‌پس‌ ‌از‌ دعاء ابراهيم‌ ‌که‌ عرض‌ كرد رَب‌ِّ هَب‌ لِي‌ مِن‌َ الصّالِحِين‌َ فَبَشَّرناه‌ُ بِغُلام‌ٍ حَلِيم‌ٍ ‌الي‌ آخر الآيات‌ الصافات‌ ‌آيه‌ 97 ‌الي‌ 108 و ديگر بشارت‌ باسحق‌ و يعقوب‌ ‌که‌ ‌در‌ سوره هود و ‌در‌ ‌اينکه‌ سوره‌ بيان‌ فرموده‌ ‌در‌ قضيه لوط و قوم‌ ‌او‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 35)- قرآن در اینجا دنباله ماجرای این رسولان پروردگار را- که نزد حضرت لوط آمدند و به عنوان میهمانانی بر او وارد شدند، و قوم بی‌شرم به گمان این که آنها جوانانی زیبا روی از جنس بشرند به سراغ آنها آمدند، اما به زودی به اشتباه خود پی‌بردند، و چشمان همه آنها نابینا شد- رها کرده و دنباله سخن را از سوی خداوند بازگو می‌کند.

می‌فرماید: «ما مؤمنانی را که در شهرها (ی قوم لوط) زندگی می‌کردند (قبل از نزول عذاب) خارج کردیم» (فَأَخْرَجْنا مَنْ کانَ فِیها مِنَ الْمُؤْمِنِینَ).

نکات آیه

۱ - خارج گشتن مؤمنان به فرمان الهى از میان قوم لوط، قبل از نزول عذاب (فأخرجنا من کان فیها من المؤمنین)

۲ - ایمان، مایه مصونیت انسان، از عذاب هلاکت بار جامعه مجرم و اسراف گر (فأخرجنا من کان فیها من المؤمنین)

۳ - جدا شدن مؤمنان از صف مجرمان و مسرفان پیش از نزول عذاب، نمودى از قانون مندى نظام کیفرى حق (مسوّمة عند ربّک ... فأخرجنا ... من المؤمنین) ممکن است «أخرجنا...»، نمودى از «مسوّمة» و مصداقى براى آن باشد.

۴ - لوط(ع)، داراى طرفدارانى مؤمن، به رغم کفر فراگیر جامعه وى (فأخرجنا من کان فیها من المؤمنین)

۵ - خداوند، خود متکفل حمایت از مؤمنان است. (فأخرجنا من کان فیها من المؤمنین) با توجه به این که فرشتگان عذاب، مأموریت خود را در نزول عذاب با فعل مجهول بیان داشته اند (إنّا اُرسلنا); ولى خداوند در این آیه نجات مؤمنان را به خود نسبت داده است. این تفاوت مى تواند در جهت توجه دادن مؤمنان به حمایت ویژه الهى از ایشان باشد.

موضوعات مرتبط

  • ایمان: آثار ایمان ۲
  • حمایت خدا: مشمولان حمایت خدا ۵
  • خدا: قانونمندى کیفرهاى خدا ۳
  • عذاب: عوامل مصونیت از عذاب ۲
  • قوم لوط: تاریخ قوم لوط ۱، ۴; عذاب قوم لوط ۱; نجات مؤمنان قوم لوط ۱
  • لوط(ع): مؤمنان به لوط(ع) ۴
  • مؤمنان: حامى مؤمنان ۵; نجات مؤمنان ۳
  • مجرمان: کیفر مجرمان ۳; هلاکت مجرمان ۲
  • مسرفان: کیفر مسرفان ۳; هلاکت مسرفان ۲
  • نظام کیفرى :۳

منابع