السّمِيع

از الکتاب

آیات شامل این کلمه

ریشه کلمه

قاموس قرآن

شنوا.از اسماء حسنى است. و چهل و هفت بار در قرآن مجيد آمده و همه درباره خداوند است جز در آيه [هود:24]. و در اغلب آنها با كلمه عليم و در بعضى با كلمه قريب همراه است. و آن از صيغ مبالغه است مثل رحيم و عظيم. سميع از صفات ذات است و خداوند در ذات خود سميع است خواه مسموعى باشد يا نه، در اصول كافى باب صفات الذات از امام صادق عليه السلام «لَمْ يَزَلِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رَبَّنا وَالْعِلْمُ ذاتُهُ وَ لا مَعْلُومَ. وَ السَّمْعُ ذاتُهُ وَ لا مَسْمُوعَ وَ الْبَصَرُ ذاتُهُ وَ لا مُبْصَرَ. وَالْقُدْرَةُ وَ لا مُقْدُورَ. فَلَمّا اَحْدَثَ الْاَشْياءَ وَكانَ «وَجَدَ» الْمَعْلُومُ وَقَعَ الْعِلْمُ مِنْهُ عَلَى الْمَعْلُومِ وَ السَّمْعُ عَلى الْمَسْمُوعِ وَالْبَصَرُ عَلى الْمُبْصَرِ وَ الْقُدْرَةُ عَلَى الْمَقْدُورِ...» در نهج البلاغه خطبه 150 فرموده «السَّميعُ لا بِاَداةٍ وَالْبَصيرُ لا بِتَفْريقِ آلَةٍ». روايات ديگرى نيز در اين زمينه هست. صدوق رحمة اللّه در توحيد هست. صدوق رحمة اللّه در توحيد فرموده: سميع يعنى اگر مسموعى پيدا شود خدا نسبت به آن سميع است و ذات خدا سميع است معنى ديگر آنكه خدا سميع الدعاء يعنى اجابت كننده دعاست. ابن اثير درز نهايه گويد6 سميع آن است كه از درك او هيچ مسموعى ولو مخفى هم باشد، فوت نشود خدا بدون گوش، شنواست و آن از صيغ مبالغه است. راغب گويد: مراد از سميع دانا بودن خداست به مسموعات. به عقيده او [مجادله:1]. يعنى دانست خدا كلام زنى را كه با تو درباره شوهرش مجادلع مى‏كرد. [بقره:127]، [انفال:61].