النمل ٥٧

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

ما او و خانواده‌اش را نجات دادیم، بجز همسرش که مقدّر کردیم جزء باقی‌ماندگان (در آن شهر) باشد!

|پس او و خانواده‌اش را نجات داديم، جز زنش را كه مقدر كرديم از بازماندگان باشد

پس او و خانواده‌اش را نجات داديم، جز زنش را كه مقدّر كرديم از باقى‌ماندگان [در خاكستر آتش‌] باشد.

ما هم لوط را با همه اهل بیتش جز زن (کافر) او که مقدر کردیم که میان اهل عذاب باقی ماند همه را نجات دادیم.

پس او و خانواده اش را نجاتدادیم مگر همسرش را که مقدر کرده بودیم در باقی ماندگان [در شهر برای هلاکت بماند.]

او و كسانش، جز زنش، را نجات داديم. چنان خواستيم كه آن زن از بازماندگان باشد.

آنگاه او و خانواده‌اش را نجات دادیم، مگر زنش را که جزو واپس‌ماندگان تعیینش کرده بودیم‌

پس او و خاندانش را رهانيديم جز زنش كه مقدر كرديم از بازماندگان [و هلاك شدگان‌] باشد.

ما لوط و خاندان او را (از عذاب قریب‌الوقوع) نجات دادیم، بجز همسرش را که خواستیم جزو باقیماندگان (در شهر و از زمره‌ی نابود شوندگان) باشد.

پس او و خانواده‌اش را نجات دادیم، جز زنش را که مقدّر کردیم از بازماندگان در غبار کفر باشد.

پس رهانیدیم او و خاندانش را مگر زنش که مقدّر گردانیدیم او را از گذشتگان‌


النمل ٥٦ آیه ٥٧ النمل ٥٨
سوره : سوره النمل
نزول : ٨ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«قَدَّرْنَاهَا»: (نگا: حجر / ). «الْغَابِرِینَ»: (نگا: حجر / ).


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِينَ «57»

پس ما لوط و خانواده‌اش را نجات داديم، جز زنش را كه (به خاطر انحراف) مقدّر كرده بوديم از بازماندگان (و هلاك شدگان در آن شهر) باشد.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌6، ص: 439

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِينَ (57)

فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ‌: پس نجات داديم لوط عليه السّلام و كسان او را كه مؤمنين به او و دختران او بودند از هلاكت، إِلَّا امْرَأَتَهُ‌: مگر زن او را، قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِينَ‌: مقدر ساختيم و حكم فرموديم بودن او را از باقيماندگان در عذاب با قوم لوط به جهت كفر و نمّامى او كه آتش روشن نمود در بام خانه و قوم را از واقعه خبردار كرد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ (54) أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ (55) فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَنْ قالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ (56) فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِينَ (57) وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ (58)

قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سَلامٌ عَلى‌ عِبادِهِ الَّذِينَ اصْطَفى‌ آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ (59) أَمَّنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ يَعْدِلُونَ (60) أَمَّنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَراراً وَ جَعَلَ خِلالَها أَنْهاراً وَ جَعَلَ لَها رَواسِيَ وَ جَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حاجِزاً أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ (61)

ترجمه‌

و فرستاديم لوط را هنگاميكه گفت به قومش آيا ميكنيد كار زشت را با آنكه شما مى‌بينيد

آيا هر آينه شما ميآئيد نزد مردان از روى شهوت بجاى زنان بلكه شما گروهى هستيد كه نادانى ميكنيد

پس نبود جواب قومش مگر آنكه گفتند بيرون كنيد آل لوط را از بلد خودتان همانا ايشان مردمانى هستند كه ميخواهند پاك باشند

پس رهانيديم او و اهلش را مگر زنش كه مقدّر كرديم او را كه باشد از بازماندگان‌

و بارانديم بر آنها بارانى پس بد بود باران بيم داده شدگان‌

بگو ستايش مر خدا را است و سلام بر بندگانش كه برگزيد آيا خدا بهتر است يا آنچه براى او شريك قرار ميدهند

آيا كيست كه آفريد آسمانها و زمين را و فرو فرستاد براى شما از آسمان آبى پس رويانيديم بآن باغهاى خرّم نباشد براى شما كه برويانيد درخت آنها را آيا معبودى است با خدا بلكه آنهايند گروهى كه عدول ميكنند

آيا كيست كه گردانيد زمين را قرارگاه و قرار داد در ميانش نهرها و قرار داد برايش كوههاى ثابت و قرار داد ميان دو دريا حائلى آيا خدائى است با خدا بلكه بيشترشان نميدانند.

تفسير

خداوند متعال عطف فرمود بر قصه حضرت صالح قصه حضرت لوط


جلد 4 صفحه 158

پيغمبر را باين تقريب كه و فرستاديم لوط را بر قومش به پيغمبرى وقتى كه بآنها فرمود بر سبيل انكار كه آيا شما مرتكب كار زشت لواط ميشويد با آنكه ميدانيد و مى‌بينيد زشتى و كثافت و خباثت آنرا يا در مرئى و منظر يكديگر اقدام باين عمل ناشايسته مينمائيد و آن عمل ناشايسته كه قابل انكار است آنستكه شما از روى شهوت ميآئيد نزد مردان و نميرويد نزد زنان با آنكه خداوند آنها را براى اين عمل خلق فرموده براى شما شما راه را گم كرده و بجهالت و نادانى افتاده‌ايد و پاك را گذارده پليد را اختيار نموده‌ايد و قوم در جواب عاجز مانده ناچار گفتند لوط و كسانش را از بلد خودتان بيرون كنيد كه آنها مردمانى هستند كه ميخواهند پاك و پاكيزه و منزّه و مقدّس باشند گويا مقصودشان تمسخر و استهزاء بود و خداوند او و كسانش را از ميان آنها بيرون برد و از شرّشان نجات داد و از عذاب خلاص فرمود مگر زن او را كه با آنها همدست بود و در ميان آنها باقى ماند و بعذاب گرفتار گرديد و خداوند باران بدى از سنگ بر آنها نازل فرمود كه همه هلاك شدند با آنكه قبلا بآن بيم داده شده بودند و شرح اين قضايا مكرر ذكر شده است و بعضى قدرنا بتخفيف قرائت نموده‌اند و براى اداء شكر اين نعمت كه غلبه دوستان خدا بر دشمنان او است بحبيب خود دستور فرموده كه حمد خدا را بجا آورد و تحيّت و سلام فرمايد بر بندگان برگزيده خدا كه اكمل افراد ايشان اهل بيت اطهارند و بعدا فرموده حال ببينيد اى شنوندگان اين قضاياى تاريخى آيا خداى يگانه بهتر است براى ستايش و پرستش يا بتهاى بى شعور بى كاره كه قادر بر هيچ امرى نيستند و نتوانستند پرستش كنندگان خود را از عذاب خدا نجات دهند و تشركون بتاء نيز قرائت شده و بنابراين خطاب بمشركين مكه است كه براى الزام آنها ذكر شده و نيز فرموده آيا كسيكه آسمانها و زمين پر وسعت و نعمت را خلق فرموده و باران رحمتش را از آسمان بر شما فرود آورده و بوستانهاى خرّم خوش منظر با بهجت و طراوت را بآن براى شما ايجاد و احداث فرموده كه شما هيچ يك درخت از آنرا نمى‌توانيد بخودى خود برويانيد آيا ميشود با چنين خدائى خداى ديگرى باشد با آنكه واضح است كه همه كار يك مدير و لوازم يك اداره است بلكه معلوم است كه اهل شرك عدول نمودند از حق بباطل آيا


جلد 4 صفحه 159

كسيكه زمين را قابل سكونت و قرارگاه بنى آدم قرار داد و وسائل معيشت آنها را در آن فراهم فرمود بجريان نهرها در خلال و جوانب و اطراف آن و احداث كوههاى بلند براى سنگينى و آرامى زمين و استخراج معادن و جريان آب و امثال اين منافع و قرار داد ميان دو دريا و مجمع دو آب شور و شيرين مانع و حائل كه مخلوط بيكديگر نميشوند و شما آنرا مشاهده ميكنيد چنانچه در سوره فرقان گذشت آيا چنين خدائى شريك دارد و چنين قدرتى محتاج بكمك است و سزاوار است كه جمادات را با او شريك در پرستش قرار داد البته بيشتر كسانى كه مشرك ميباشند نميدانند ادلّه توحيد را و از اين معانى غافلند و بعضى هم از باب تعصّب و عناد بكفر و الحاد تشبّث نموده‌اند و عدول از غيبت بتكلم در فأنبتنا براى تأكيد اختصاص فعل است بذات احديّت و لذا بعدا صريحا از غير نفى فرموده است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَأَنجَيناه‌ُ وَ أَهلَه‌ُ إِلاّ امرَأَتَه‌ُ قَدَّرناها مِن‌َ الغابِرِين‌َ (57)

‌پس‌ نجات‌ داديم‌ ‌او‌ ‌را‌ و اهل‌ ‌او‌ ‌را‌ مگر زن‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌که‌ تقدير كرديم‌ ‌آن‌ زن‌ ‌را‌ ‌از‌ بازماندگان‌ ‌در‌ بلا و هلاكت‌.

طريقه‌ نجات‌ ‌او‌ ‌را‌ خداوند ‌در‌ ساير سور بيان‌ فرموده‌ ‌که‌ ملائكه‌ ‌بر‌ ‌او‌ نازل‌ شدند بصورت‌ زيبا بسيار خوش‌ صورت‌ و ‌او‌ ‌در‌ مزرعه‌ ‌بود‌ و ‌آنها‌ ‌را‌ مخفيانه‌ برد ‌در‌ منزل‌ بعنوان‌ ضيافت‌ ‌که‌ مبادا قوم‌ نسبت‌ بآنها جسارت‌ و دست‌ درازي‌ كنند، زن‌ لوط بالاي‌ بام‌ آتش‌ روشن‌ كرد قوم‌ مطلع‌ شدند آمدند بخيال‌ سويي‌ نسبت‌ بآنها چشمهاي‌ ‌آنها‌ كور شد ‌آنها‌ ‌را‌ نديدند ملائكه‌ گفتند ‌ما آمده‌ايم‌ ‌براي‌ هلاكت‌ قوم‌ ‌شما‌ شبانه‌ اهل‌ ‌خود‌ ‌را‌ برداريد و ‌از‌ ‌اينکه‌ شهر خارج‌ شويد مگر زن‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌او‌ بايد هلاك‌ شود و صبح‌ ‌پس‌ ‌از‌ بيرون‌ رفتن‌ ‌شما‌ ‌اينکه‌ قوم‌ ‌را‌ هلاك‌ خواهيم‌ كرد چنانچه‌ ميفرمايد وَ لَقَد راوَدُوه‌ُ عَن‌ ضَيفِه‌ِ فَطَمَسنا أَعيُنَهُم‌ (قمر ‌آيه‌ 37) و ميفرمايد فَلَمّا جاءَ آل‌َ لُوطٍ المُرسَلُون‌َ قال‌َ إِنَّكُم‌ قَوم‌ٌ مُنكَرُون‌َ قالُوا بَل‌ جِئناك‌َ بِما كانُوا فِيه‌ِ يَمتَرُون‌َ

جلد 14 - صفحه 162

وَ أَتَيناك‌َ بِالحَق‌ِّ وَ إِنّا لَصادِقُون‌َ فَأَسرِ بِأَهلِك‌َ بِقِطع‌ٍ مِن‌َ اللَّيل‌ِ وَ اتَّبِع‌ أَدبارَهُم‌ وَ لا يَلتَفِت‌ مِنكُم‌ أَحَدٌ وَ امضُوا حَيث‌ُ تُؤمَرُون‌َ وَ قَضَينا إِلَيه‌ِ ذلِك‌َ الأَمرَ أَن‌َّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقطُوع‌ٌ مُصبِحِين‌َ وَ جاءَ أَهل‌ُ المَدِينَةِ يَستَبشِرُون‌َ قال‌َ إِن‌َّ هؤُلاءِ ضَيفِي‌ فَلا تَفضَحُون‌ِ وَ اتَّقُوا اللّه‌َ وَ لا تُخزُون‌ِ قالُوا أَ وَ لَم‌ نَنهَك‌َ عَن‌ِ العالَمِين‌َ قال‌َ هؤُلاءِ بَناتِي‌ إِن‌ كُنتُم‌ فاعِلِين‌َ (حجر ‌آيه‌ 61 ‌الي‌ 71) يازده‌ ‌آيه‌ شرحش‌ ‌در‌ محلش‌ گذشت‌.

(فَأَنجَيناه‌ُ وَ أَهلَه‌ُ) نجات‌ بخشيديم‌ ‌او‌ و اهل‌ ‌او‌ ‌را‌.

(إِلّا امرَأَتَه‌ُ قَدَّرناها مِن‌َ الغابِرِين‌َ) غابر بمعني‌ باقي‌ مانده‌ واگذار ‌شده‌ ‌که‌ ‌با‌ لوط و اهلش‌ بيرون‌ نرفت‌ و ‌در‌ عذاب‌ ‌با‌ قوم‌ باقي‌ ماند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 57)- در روایات آمده است که لوط حدود سی سال آنها را تبلیغ کرد ولی جز خانواده‌اش- آن هم به استثنای همسرش که با مشرکان هم عقیده شد- به او ایمان نیاوردند.

بدیهی است چنین گروهی که امید اصلاحشان نیست جائی در عالم حیات ندارند و باید طومار زندگانیشان در هم پیچیده شود.

لذا در این آیه می‌گوید: «پس ما لوط و خاندانش را رهایی بخشیدیم به جز همسرش که مقدر کردیم او جزء باقیماندگان باشد» (فَأَنْجَیْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِینَ).

نکات آیه

۱ - نجات لوط(ع) و خانواده اش - به جز همسر وى - از عذاب نازل شده بر قوم لوط (فأنجینه و أهله إلاّ امرأته)

۲ - تقدیر عذاب براى کافران و نیز نجات مؤمنان، متکى به اراده الهى است. (فأنجینه و أهله إلاّ امرأته قدّرنها من الغبرین) برداشت یاد شده با توجه به انتساب فعل «أنجینا» و «قدّرنا» به خداوند است.

۳ - طهارت و پاکدامنى و تلاش در راه اصلاح جامعه، مایه نجات از امواج بلا و کیفر الهى (أخرجوا ءال لوط ... إنّهم أُناس یتطهّرون . فأنجینه و أهله إلاّامرأته) قوم لوط، وى و خاندانش را به جرم پاکى و پارسایى محکوم به تبعید و اخراج کردند; اما خداوند ایشان را به همین دلیل از کیفر دامنگیر آن قوم نجات داد.

۴ - همسر لوط، مخالف اندیشه هاى وى و هم عقیده با قوم منحرف (فأنجینه و أهله إلاّامرأته)

۵ - نجات از کیفر دامنگیر الهى، در گرو ایمان به پیامبران است، نه پیوند خانوادگى و خویشاوندى با آنان (فأنجینه و أهله إلاّامرأته) همسر لوط با او پیوند نزدیک خانوادگى داشت; ولى این پیوند، ثمرى براى او نداشت; چه این که او با خط فکرى و عقیدتى لوط(ع) هماهنگ نبود.

۶ - تأثیر جدّى جامعه فاسد و منحرف بر سلامت خانواده (فأنجینه و أهله إلاّامرأته) خانواده لوط با این که تحت اِشراف نیرومند وى، از هجوم فساد فراگیر جامعه درامان ماندند; اما جامعه فاسد سرانجام تأثیر مخرب خود را گذاشت و همسر وى را از او جدا ساخت.

۷ - فرو گذاشتن همسر لوط در میان قوم محکوم به عذاب، براساس تقدیر الهى و برنامه از پیش تعیین شده (قدّرنها من الغبرین) «غبور» (مصدر «غابرین») به معناى باقى ماندن است; یعنى، ما مقدر کردیم که همسر لوط از جمله باقى ماندگان باشد.

۸ - تقدیر الهى، حاکم بر جوامع بشرى و فرد فردِ اعضاى آن (إلاّ امرأته قدّرنها من الغبرین) از عبارت «قدّرناها» استفاده مى شود که نه تنها جریان هاى عمومى در قلمرو تقدیر الهى قرار دارند; بلکه سرنوشت هر فرد نیز در آن مشخص شده است.

موضوعات مرتبط

  • انبیا: آثار خویشاوندى با انبیا ۵
  • ایمان: آثار ایمان به انبیا ۵
  • پاکى: آثار پاکى ۳
  • جامعه: آثار اصلاح جامعه ۳
  • خانواده: عوامل مؤثر در سلامتى خانواده ۶
  • خدا: آثار اراده خدا ۲; حاکمیت مقدرات خدا ۸; زمینه نجات از کیفرهاى خدا ۵; مقدرات خدا ۲، ۷
  • عذاب: اهل عذاب ۱; عوامل نجات از عذاب ۳; نجات از عذاب ۱
  • عفت: آثار عفت ۳
  • قوم لوط: تاریخ قوم لوط ۱; عذاب قوم لوط ۱
  • کافران: منشأ عذاب کافران ۲
  • لوط(ع): عذاب همسر لوط(ع) ۱; عقیده همسر لوط(ع) ۴; قصه لوط(ع) ۱، ۴، ۷; منشأ هلاکت همسر لوط(ع) ۷; نجات خانواده لوط(ع) ۱; نجات لوط(ع) ۱
  • مؤمنان: منشأ نجات مؤمنان ۲
  • محیط اجتماعى: نقش محیط اجتماعى ۶

منابع