الكهف ١٠٠

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

در آن روز، جهنم را بر کافران عرضه می‌داریم!

و آن روز جهنم را چنان كه بايد بر كافران عرضه مى‌كنيم

و آن روز، جهنم را آشكارا به كافران بنماييم.

و در آن روز دوزخ را (که انکار می‌کردند) آشکار به کافران بنماییم.

و دوزخ را در آن روز [به صورتی بسیار ترسناک] برای کافران آشکار می کنیم.

و در آن روز جهنم را به كافران، چنان كه بايد، نشان خواهيم داد:

و در آن روز جهنم را بر کافران چنانکه باید و شاید بنمایانیم‌

و در آن روز دوزخ را آشكارا به كافران بنماييم

و در آن روز، دوزخ را به طرز شگفتی به کافران نشان می‌دهیم (و ایشان را در آن گرد می‌آوریم).

و آن روز، جهنم را آشکارا به کافران بنمایانیم.

و عرض کردیم دوزخ را آن روز بر کافران عرض‌کردنی‌


الكهف ٩٩ آیه ١٠٠ الكهف ١٠١
سوره : سوره الكهف
نزول : ٧ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«عَرْضاً»: عرضه کردن عجیب و وحشتناکی.


تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ عَرَضْنا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكافِرِينَ عَرْضاً «100»

و آن روز، دوزخ را چنان كه بايد، بر كافران عرضه خواهيم كرد.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ عَرَضْنا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكافِرِينَ عَرْضاً (100)

وَ عَرَضْنا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ: و ظاهر گردانيم جهنم را آن روز. لِلْكافِرِينَ عَرْضاً: براى كافران ظاهر كردنى؛ و اظهار براى كفار قبل از دخول، به جهت‌


«1» بحار الانوار ج 12 ص 193- 191.

«2» عياشى ج 2 ص 351 حديث 87.

جلد 8 - صفحه 124

زجر و تهويل باشد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ تَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً (99) وَ عَرَضْنا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكافِرِينَ عَرْضاً (100) الَّذِينَ كانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطاءٍ عَنْ ذِكْرِي وَ كانُوا لا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً (101) أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ نُزُلاً (102) قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالاً (103)

الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً (104) أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً (105) ذلِكَ جَزاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِما كَفَرُوا وَ اتَّخَذُوا آياتِي وَ رُسُلِي هُزُواً (106)

ترجمه‌

و واگذاريم بعضى از آنها را در آنروز كه موج زنند در بعضى و دميده شود در صور پس جمع كنيم آنها را جمع كردنى‌

و آشكار كنيم جهنم را در آنروز براى كفار آشكار نمودنى‌

آنانكه بود چشمهاشان در پرده‌اى از آيات من و بودند كه استطاعت نداشتند شنيدن را

آيا پس گمان كردند آنانكه كافر شدند آنكه بگيرند بندگان مرا غير از من صاحب اختياران همانا ما آماده نموديم جهنّم را براى كفّار منزل مهيّا شده‌

بگو آيا خبر دهيم شما را بزيانكارتران در كارها آنانكه باطل شد سعيشان در زندگى دنيا و آنها گمان ميكنند كه خودشان خوب ميكنند كار را

آنگروه آنانند كه كافر شدند بآيتهاى پروردگارشان و ملاقاتش پس تباه شد كردارهاشان پس بر پا نميداريم براى آنها روز قيامت ميزانى را

اين است كه پاداش آنها جهنّم است براى آنكه كافر شدند و گرفتند آيتها و پيمبران مرا باستهزاء.

تفسير

- چون در ذيل آيات سابقه ذكرى از روز موعود كه قيامت كبرى است بميان آمد خداوند بعضى از احوال آنروز را بيان فرموده كه در آنروز واگذاريم مردم را بحال خود كه مخلوط شوند بيكديگر و از كثرت ازدحام و اضطراب مانند آب دريا موج زنند بعضى در بعضى، و بعضى ضمير در بعضهم را راجع بيأجوج و مأجوج و موج بعضى در بعضى را بملاحظه كثرت و ازدحام آنها در روز انهدام سدّ و ريختن آنها در ميان ساير خلق دانسته‌اند چون اين از علائم قيامت است ولى عيّاشى ره از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه مراد روز قيامت است و دميده شود در صور يعنى اسرافيل ميدمد در صور خود براى بر پا شدن قيامت و گفته‌اند صور مانند شاخى است كه يك سر آن در دهن اسرافيل و يكسر آن زير عرش است دفعه اوّل ميدمد همه ميميرند دفعه دوم ميدمد همه زنده ميشوند و اينجا مراد نفخه ثانيه است كه همه سر از قبر در آورند و در پيشگاه الهى مجتمع گردند براى حساب و جزاى اعمالشان و بعضى گفته‌اند صور بفتح واو جمع صورت است خداوند مصوّر ميفرمايد مردم را در قبور چنانچه مصوّر ميفرمايد در ارحام و ميدمد در آنجا روح را چنانچه ميدمد در ارحام و معناى اوّل اظهر است و خداوند عرضه ميدارد


جلد 3 صفحه 455

و ظاهر ميفرمايد در روز قيامت جهنّم را براى كفّار بطوريكه همه آنرا مشاهده مينمايند بپاداش آنكه در دنيا نميديدند آيات و علائم وجود و توحيد حقّ را از باب تعصّب و عناد گويا پرده‌اى بر چشمهاشان كشيده شده بود كه عالم را در نظر آنها تيره و تار نموده بود والا بهر چه نظر ميكردند آيه‌اى از آيات حقّ را مشاهده ميكردند چه رسد بقرآن كه مجمع آيات الهى بود و عجب‌تر از اين آنكه استطاعت و تمكّن و توانائى شنيدن آنرا هم نداشتند مانند اشخاص كر كه قدرت بر استماع ندارند و اين از فرط عناد و وفور لجاج آنها بود با پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ولى نهايت غيظ و غضب و حسد و عداوت آنها با امير المؤمنين عليه السّلام بظهور و بروز ميرسيد لذا در روايت عيون از امام رضا عليه السّلام و در روايت قمّى ره از امام صادق عليه السّلام از ذكر بولايت آنحضرت تفسير شده كه از شدّت بغض و عداوت با او و اهل بيت اطهارش نميتوانستند عزّت او را به بينند و فضائلش را از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بشنوند آيا گمان كردند كفّار با آنكه نبايد چنين گمانى بكنند كه گرفتن ملائكه و مسيح عليه السّلام و امثال او از بندگان خدا را اولياء و صاحب اختياران نجات دهنده است آنها را از عذاب خدا نه چنين است نجات در اطاعت خدا و هلاك در معصيت او است و در مجمع از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه آنحضرت أ فحسب برفع باء و سكون سين قرائت فرموده است و بنابراين معنى آنستكه آيا كافى است آنها را در نجات نه چنين است و قمّى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه مراد آن دو و شيعيان آن دو هستند كه آن دور اولى خودشان قرار دادند و از ولايت خدا بيرون رفتند و گمان كردند كه دوستى آن دو موجب نجات آنها است از عذاب خدا با آنكه بدوستى آن دو كافر شدند و ظاهرا مراد بيان شمول آيه است آن دو و اتباعشان را در هر حال خداوند مانند تشريفاتى كه شخص براى مهمان تازه وارد تهيّه ميكند قبلا جهنم را براى آنها آماده و مهيّا نموده است و زيانكارترين مردم در دنيا كسانى هستند كه اعمال خودشان را باطل و فاسد نمودند براى كفر و ضلالت چون ميتوانستند كار خوب كنند و نتيجه خوب بگيرند و نكردند و نگرفتند و بر فرض كار خوبى هم كردند چون شرط صحّت و قبول آن كه اسلام و ايمان باشد موجود نبود فاسد و بى‌نتيجه شد و عجب در آنستكه از فرط جهالت و عجب و خود پسندى گمان ميكنند كه كار خوبى كردند و در اخبار


جلد 3 صفحه 456

ائمه اطهار بيهود و نصارى و قسّيسين و رهبان و اهل شبهات و اهواء از اهل قبله و اهل بدع و خوارج نهروان و اهل حرورا كه دهى است نزديك كوفه و خوارج حروريّه منسوب بآنند تفسير شده است آنگروه كسانى هستند كه كافر شدند بآيات خدا از قرآن و پيغمبر و امام و بمعاد كه وقت ملاقات و نيل بثواب و عقاب و حضور در پيشگاه الهى است و باطل و فاسد و ضايع شده است اعمال آنها براى كفرشان و ثوابى بآنها داده نميشود براى فقدان شرط آن و لذا ميزانى براى سنجيدن اعمال آنها وضع نميشود چون پوچ است و وزنى ندارد يا قرار نميدهد خدا پيش خود وزن و مقدار و سنگينى و اعتبارى براى آنها بلكه بنظر حقارت و ناچيزى در آنروز بآنها نظر ميفرمايد و بنابراين وزن بمعناى مقدار و اقامه ننمودن بمعناى قرار ندادن است و بنابر اول وزن بمعناى ميزان و اقامه ننمودن بمعناى بپا نداشتن است و ترجيح هر يك از دو معنى بر ديگرى از جهتى بر اهل ادب پوشيده نيست و در روايات ائمه اطهار بهر دو معنى اشاره شده است و محتمل است هر دو مراد باشد چنانچه مكرر اشاره شده اين است حال آنها در قيامت كه قدر و قيمتى و ثوابى ندارند و جزاء آنها جهنّم است براى كفرشان و گرفتن آنها آيات الهى و پيغمبران را بسخريه و استهزاء و بنابراين كلمه ذالك مربوط بآيه سابقه و جمله جزائهم جهنّم ابتداء كلام است و در روايات ائمه اطهار آيات بامير المؤمنين عليه السّلام و اوصياء كبار آن بزرگوار و استهزاء كنندگان بتخلّف كنندگان از ايشان تطبيق شده است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ عَرَضنا جَهَنَّم‌َ يَومَئِذٍ لِلكافِرِين‌َ عَرضاً (100)

و ظاهر و بارز كرديم‌ جهنم‌ ‌را‌ ‌در‌ روز قيامت‌ ‌از‌ ‌براي‌ كفّار ظاهر كردني‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ شريفه‌ ميفرمايد:

وَ جِي‌ءَ يَومَئِذٍ بِجَهَنَّم‌َ فجر ‌آيه‌ 24 و ميفرمايد يَوم‌َ نَقُول‌ُ لِجَهَنَّم‌َ هَل‌ِ امتَلَأت‌ِ وَ تَقُول‌ُ هَل‌ مِن‌ مَزِيدٍ ق‌ ‌آيه‌ 29.

و ‌از‌ ‌اينکه‌ آيات‌ استفاده‌ ميشود ‌که‌ جهنم‌ روح‌ دارد و حس‌ّ و حركت‌ و مورد خطاب‌ و جواب‌ واقع‌ ميشود و ‌او‌ ‌را‌ ميآورند صحراي‌ محشر ‌که‌ تمام‌ مشاهده‌ ميكنند و ‌بر‌ كفار و كساني‌ ‌که‌ اهل‌ جهنم‌ هستند عرضه‌ ميدارند ‌که‌ اينها انحاء عذاب‌هاي‌ ‌آن‌ ‌را‌ مشاهده‌ ميكنند لذا ميفرمايد وَ عَرَضنا جَهَنَّم‌َ يَومَئِذٍ لِلكافِرِين‌َ عَرضاً سپس‌ معرفي‌ ميفرمايد: كافران‌ ‌را‌.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 100)- سپس به شرح حال کافران می‌پردازد، هم عاقبت اعمالشان و هم صفاتی را که موجب آن سرنوشت می‌گردد بیان کرده، و چنین می‌گوید: «ما جهنم را در آن روز به کافران عرضه می‌داریم» (وَ عَرَضْنا جَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ لِلْکافِرِینَ عَرْضاً).

جهنم با عذابهای رنگارنگ و مجازاتهای مختلف دردناکش در برابر آنها کاملا ظاهر و آشکار می‌شود که همین مشاهده و ظهورش در برابر آنان خود عذابی است دردناک و جانکاه، تا چه رسد به این که گرفتار آن شوند.

نکات آیه

۱- خداوند، جهنم را در صحنه قیامت بر کافران عرضه خواهد کرد. (و عرضنا جهنّم یومئذ للکفرین عرضًا)

۲- عرضه جهنم بر کافران در قیامت، براى آنان صحنه اى دشوار و دهشت زا است. (و عرضنا جهنّم یومئذ للکفرین عرضًا) «عرضاً» علاوه بر تأکید سخن - به دلیل نکره بودن - بر عظمت کار نیز دلالت دارد و عظمت عرضه جهنم، به هول انگیز بودن آن است.

۳- مشاهده دوزخ، براى مردم حاضر در صحنه قیامت، امکان پذیر است. (و عرضنا جهنّم یومئذ للکفرین عرضًا)

۴- کفر، زمینه ساز گرفتارى به دوزخ است. (و عرضنا جهنّم یومئذ للکفرین عرضًا)

موضوعات مرتبط

  • جهنم: موجبات جهنم ۴
  • جهنمیان ۱:
  • خدا: افعال خدا ۱
  • قیامت: اهوال قیامت ۲; رؤیت جهنم در قیامت ۳
  • کافران: کافران در قیامت ۱، ۲; مشکلات اخروى کافران ۲
  • کفر: آثار کفر ۴

منابع