الصافات ٢٧

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

(و در این حال) رو به یکدیگر کرده و از هم می‌پرسند...

|و روى به يكديگر كنند و از هم بپرسند

و بعضى روى به بعضى ديگر مى‌آورند [و] از يكديگر مى‌پرسند!

و در آن هنگامه برخی از آنان به بعضی دیگر رو نموده (یعنی مرئوسین با رؤسا) سؤال و جواب کنند.

به یکدیگر رو کرده از هم می پرسند: [این چه وضعی است؟]

و آنگاه روى به يكديگر كنند و بپرسند.

و بعضی از آنان به بعضی دیگر به همپرسی روی آورند

و برخى از ايشان بر برخى ديگر- پيروان و پيشوايان- روى كرده يكديگر را مى‌پرسند.

(در این حال) بعضی رو به بعضی می‌نمایند و همدیگر را بازخواست می‌کنند.

و بعضی روی به بعضی دیگر آوردند حال آنکه از یکدیگر می‌پرسند!

و روی آورد برخی از ایشان به برخی پرسش‌کنان‌


الصافات ٢٦ آیه ٢٧ الصافات ٢٨
سوره : سوره الصافات
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«یَتَسَآءَلُونَ»: از همدیگر بازخواست می‌کنند. به گونه کشمکش و سرزنش از یکدیگر سؤالاتی می‌کنند و همدیگر را مقصّر وضع موجود قلمداد می‌نمایند.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ «27»

و بعضى از آنان به بعضى ديگر روى كرده و از يكديگر مى‌پرسند.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ «27»

بعد از آنكه در موقف از جواب ملائكه ساكت شوند، با يكديگر در مقام مخاصمه و مجادله برآيند:

وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ‌: و رو آورند بعضى از ايشان بر بعضى ديگر، يَتَساءَلُونَ‌: سؤال مى‌كنند، يعنى گمراهان از گمراه كنندگان پرسند كه چرا ما را گمراه مى‌نموديد؟ ايشان گويند چرا شما قول ما را قبول مى‌كرديد.

جلد 11 - صفحه 114


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


هذا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ «21» احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ وَ ما كانُوا يَعْبُدُونَ «22» مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلى‌ صِراطِ الْجَحِيمِ «23» وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ «24» ما لَكُمْ لا تَناصَرُونَ «25»

بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ «26» وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ «27» قالُوا إِنَّكُمْ كُنْتُمْ تَأْتُونَنا عَنِ الْيَمِينِ «28» قالُوا بَلْ لَمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ «29» وَ ما كانَ لَنا عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ بَلْ كُنْتُمْ قَوْماً طاغِينَ (30)


جلد 4 صفحه 427

ترجمه‌

اينست روز جدا شدن حق از باطل كه بوديد آنرا تكذيب ميكرديد

جمع كنيد آنها را كه ستم كردند و امثال آنها را و آنچه را كه بودند ميپرستيدند

از غير خدا پس راهنمائى كنيد آنها را براه دوزخ‌

و بازداريدشان همانا آنها بازخواست شدگانند

چيست شما را كه يكديگر را يارى نميكنيد

بلكه آنها امروز تسليم شدگانند

و روى آورند بعضيشان بر بعضى از يكديگر ميپرسند

گويند همانا شما بوديد كه مى‌آمديد ما را از راه قوّت‌

گويند بلكه نبوديد گروندگان‌

و نبود ما را بر شما تسلّطى بلكه بوديد گروهى سركشان.

تفسير

پس از آنكه كفّار در ذيل آيه سابقه گفتند اين روز مجازات است خودشان با يكديگر يا ملائكه بآنها گويند اين روز فصل خصومت است بين اهل حق و باطل كه بحكم الهى از يكديگر ممتاز شوند و خطاب از مصدر جلال صادر شود بملائكه كه كسانيرا كه ظلم نمودند بخلق خصوصا بانبياء و اولياء و امثال آنها را كه ظلم نمودند بخودشان در عبادت و اطاعت بتها و شياطين جمع‌آورى نمائيد و با آنچه عبادت و اطاعت مينمودند آنها را در دنيا بغير حق از قبيل بتها و كسانيكه دعوى خدائى نمودند يا دعوى نبوّت و امامت كردند بباطل دست جمع هدايت نمائيد آنانرا براه جهنّم و تعبير بهدايت از قبيل بشارت بعذاب براى طعنه و توبيخ است يعنى شما بايد هدايت براه بهشت شويد كارى كرديد كه هدايت براه دوزخ شديد و بردن بتها بدوزخ مكرّر ذكر شده كه براى توهين آنها در نظر بت‌پرستها و فروزينه آتش است و فرمان توقيف آنها در موقف حشر صادر گردد براى پرسش از عقائد و اعمال و ولايت ائمه اطهار چنانچه در چندين روايت معتبر تصريح شده و در بيشتر آنها ولايت امير المؤمنين عليه السّلام ذكر شده و آنكه كسى تا جواز ولايت آنحضرت را در دست نداشته باشد از صراط عبورش ندهند و در بعضى از پيغمبر صلى اللّه عليه و اله نقل شده كه تجاوز نميكند قدم بنده‌اى از جاى خود تا پرسش شود از چهار چيز از جوانى او كه در چه صرف نموده و از عمرش كه در چه تمام كرده و از مالش‌


جلد 4 صفحه 428

كه از كجا جمع نموده و در چه خرج كرده و از دوستى ما اهلبيت و از طرق عامّه هم اين معنى و آنكه سؤال از ولايت امير المؤمنين عليه السّلام ميشود بثبوت رسيده است و بعدا براى سركوبى و توبيخ و تعيير بآنها گفته ميشود چرا امروز با يكديگر كمك نميكنيد ولى آنروز ديگر آنها كاملا تسليم و منقاد و حاضر براى عذابند چون بكلّى عاجز و از همه جا رانده و مانده‌اند يا آنكه حاضرند يكديگر را تسليم نمايند بجاى آنكه نصرت و يارى كنند با هم چون بعضى مستسلمون را بمتسالمون و آنرا به اين معنى تفسير نموده‌اند و بنظر حقير وجهى ندارد چون تسالم بمعناى صلح و سازش است و استسلام بمعناى گردن نهادن و تسليم شدن و آنها با يكديگر مخاصمه دارند چنانچه خداوند فرموده پس بعضى از آنها اقبال ببعضى نموده براى ملامت و استيضاح از آنها گويند شما بسر ما آمديد و بزور و قوّت بازوى جانب راست ما را وادار بدين باطل كرديد آنها جواب گويند چنين نبود شما خودتان باطنا ايمان نداشتيد و ما شما را مجبور نميتوانستيم بكنيم بلكه شما خودتان بد ذات و مايل بطغيان و سركشى بوديد لذا زير فرمان انبياء و اوليا نرفتيد و گوش بسخنان ما داديد و الّا ما بر شما سلطنتى نداشتيم و بعضى گفته‌اند مراد آنستكه گمراه شدگان بگمراه كنندگان گويند شما از راه نصيحت و خيرخواهى و حق‌گوئى بر ما وارد شديد و ما را فريب داديد چون عرب بچيزيكه از جانب راست بيايد تيمّن ميجويند و آنها در جواب گويند شما نرفتيد تحصيل عقائد حقه نمائيد لذا قلبا شاك و متزلزل بوديد و طبعا مايل بطغيان و سركشى و تا ما سخنى گفتيم پذيرفتيد و گر نه تسلّطى از ما بر شما وجود نداشت و اجبارى بعمل نيامد كه موجب عذرى براى شما در پيشگاه احديّت باشد.


جلد 4 صفحه 429

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ أَقبَل‌َ بَعضُهُم‌ عَلي‌ بَعض‌ٍ يَتَساءَلُون‌َ «27»

و اقبال‌ ميكنند بعض‌ ‌آنها‌ ببعض‌ ديگر

جلد 15 - صفحه 137

و ‌از‌ يك‌ ديگر پرس‌ و سؤال‌ و جواب‌ و پاسخ‌ ميكنند.

يك‌ سؤال‌ و جواب‌ ضعفاء ‌است‌ ‌با‌ اكابر ‌آنها‌ ‌که‌ ميفرمايد وَ بَرَزُوا لِلّه‌ِ جَمِيعاً فَقال‌َ الضُّعَفاءُ لِلَّذِين‌َ استَكبَرُوا إِنّا كُنّا لَكُم‌ تَبَعاً فَهَل‌ أَنتُم‌ مُغنُون‌َ عَنّا مِن‌ عَذاب‌ِ‌-‌ اللّه‌ِ مِن‌ شَي‌ءٍ قالُوا لَو هَدانَا اللّه‌ُ لَهَدَيناكُم‌ سَواءٌ عَلَينا أَ جَزِعنا أَم‌ صَبَرنا ما لَنا مِن‌ مَحِيص‌ٍ ابراهيم‌ آيه 24 و 25 و نيز ميفرمايد وَ إِذ يَتَحاجُّون‌َ فِي‌ النّارِ فَيَقُول‌ُ الضُّعَفاءُ لِلَّذِين‌َ استَكبَرُوا إِنّا كُنّا فِيها إِن‌َّ اللّه‌َ قَد حَكَم‌َ بَين‌َ العِبادِ مؤمن‌ آيه 50 و 51 يك‌ جا ‌با‌ شيطان‌ پرس‌ و سؤال‌ دارند ‌که‌ تو ‌ما ‌را‌ اغوي‌ كردي‌ شيطان‌ جواب‌ ميدهد وَ قال‌َ الشَّيطان‌ُ لَمّا قُضِي‌َ الأَمرُ إِن‌َّ اللّه‌َ وَعَدَكُم‌ وَعدَ الحَق‌ِّ وَ وَعَدتُكُم‌ فَأَخلَفتُكُم‌ وَ ما كان‌َ لِي‌ عَلَيكُم‌ مِن‌ سُلطان‌ٍ إِلّا أَن‌ دَعَوتُكُم‌ فَاستَجَبتُم‌ لِي‌ فَلا تَلُومُونِي‌ وَ لُومُوا أَنفُسَكُم‌ ما أَنَا بِمُصرِخِكُم‌ وَ ما أَنتُم‌ بِمُصرِخِي‌َّ‌-‌ الآيه‌ ابراهيم‌ آيه 26 يك‌ سؤال‌ و جواب‌ ‌با‌ خزنه جهنم‌ دارند‌عليه‌‌به‌ وَ قال‌َ الَّذِين‌َ فِي‌ النّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّم‌َ ادعُوا رَبَّكُم‌ يُخَفِّف‌ عَنّا يَوماً مِن‌َ العَذاب‌ِ قالُوا أَ وَ لَم‌ تَك‌ُ تَأتِيكُم‌ رُسُلُكُم‌ بِالبَيِّنات‌ِ قالُوا بَلي‌ قالُوا فَادعُوا وَ ما دُعاءُ الكافِرِين‌َ إِلّا فِي‌ ضَلال‌ٍ مؤمن‌ آيه 52 و 53 يك‌ سؤال‌ و جواب‌ ‌با‌ مالك‌ دارند وَ نادَوا يا مالِك‌ُ لِيَقض‌ِ عَلَينا رَبُّك‌َ قال‌َ إِنَّكُم‌ ماكِثُون‌َ زخرف‌ آيه 77 يك‌ سؤال‌ و جواب‌ ‌با‌ اهل‌ بهشت‌ دارند وَ نادي‌ أَصحاب‌ُ النّارِ أَصحاب‌َ الجَنَّةِ أَن‌ أَفِيضُوا عَلَينا مِن‌َ الماءِ أَو مِمّا رَزَقَكُم‌ُ اللّه‌ُ قالُوا إِن‌َّ اللّه‌َ حَرَّمَهُما عَلَي‌ الكافِرِين‌َ اعراف‌ آيه 48 يك‌ سؤال‌ درخواست‌ رجوع‌ بدنيا ميكنند رَبَّنا أَخرِجنا مِنها فَإِن‌ عُدنا فَإِنّا ظالِمُون‌َ قال‌َ اخسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُون‌ِ مؤمنون‌ آيه 109 و 110.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 27)- اینجاست که آنها به سرزنش یکدیگر بر می‌خیزند و هر یک اصرار دارد گناه خویش را به گردن دیگری بیندازد، دنباله روان، رؤسا و پیشوایان خود را مقصر می‌شمرند، و پیشوایان پیروان خود را، و در این حال «رو به یکدیگر کرده و از هم می‌پرسند ...» (وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلی بَعْضٍ یَتَساءَلُونَ).

نکات آیه

۱ - مشرکانِ فریب خورده، در عرصه قیامت رو در روى پیشوایان فریب کارِ خود قرار خواهند گرفت. (و أقبل بعضهم على بعض یتساءلون)

۲ - گفت و گوى اعتراض آمیز و خصومت گونه مشرکان فریب خورده با پیشوایان فریب کار خود بر سر راه دوزخ (و قفوهم ... و أقبل بعضهم على بعض یتساءلون) مقصود از «على بعض» - به قرینه سه آیه بعد (و ما کان لنا علیکم من سلطان و...) - پیشوایان فریب کاراند. بر این اساس، گفت و گوى مشرکان با پیشوایان شان از سر اعتراض و خصمانه خواهد بود.

موضوعات مرتبط

  • رهبران: دشمنى رهبران شرک ۲; رهبران شرک در قیامت ۱; گفتگوى رهبران شرک با مشرکان ۲
  • قیامت: دشمنى در قیامت ۲
  • مشرکان: دشمنى مشرکان ۲; مشرکان در قیامت ۱

منابع