الصافات ١٨٠

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

منزّه است پروردگار تو، پروردگار عزّت (و قدرت) از آنچه آنان توصیف می‌کنند.

منزه است پروردگار تو، صاحب عزت و بزرگى، از آنچه وصف مى‌كنند

منزه است پروردگار تو، پروردگار شكوهمند، از آنچه وصف مى‌كنند.

پاک و منزه است پروردگار تو که خدایی مقتدر و بی‌همتاست و از توصیف (جاهلانه) خلق مبرّاست.

پروردگارت که دارای عزت است از آنچه او را به آن توصیف می کنند، منزّه است.

منزه است پروردگار تو -آن پروردگار پيروزمند- از هر چه به وصف او مى‌گويند.

پاک و منزه است پروردگارت، که پروردگار پیروزمند است، از آنچه می‌گویند

پاك است پروردگار تو، خداوند عزت- بزرگى و نيرو و غلبه-، از آنچه [او را بدان‌] وصف مى‌كنند.

پاک و منزّه است خداوندگار تو از توصیفهائی که (مشرکان درباره‌ی خدا به هم می‌بافند و سر هم) می‌کنند، خداوندگار عزّت و قدرت.

منزّه است پروردگار تو، پروردگار با عزت، از آنچه وصف می‌کنند.

منزّه است پروردگار تو پروردگار عزّت از آنچه می‌ستایند


الصافات ١٧٩ آیه ١٨٠ الصافات ١٨١
سوره : سوره الصافات
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«رَبُّ الْعِزَّةِ»: خداوند عزّت. صاحب قدرت و قوّت. «الْعِزَّةِ»: غلبه. قوّه.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ «180» وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ «181» وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ «182»

پاك و منزّه است پروردگار تو، پروردگار عزيز، از آن چه درباره‌ى او (مى‌پندارند و) توصيف مى‌كنند. و سلام بر همه‌ى فرستادگان و سپاس و ستايش براى خداوندى است كه پروردگار جهانيان است.

پیام ها

1- مربّى و رهبر، گاهى بايد به عنوان تهديد و اعتراض، به مردم لجوج و گمراه پشت كند. «فَتَوَلَّ عَنْهُمْ»

2- كسى كه وعده‌هاى خداوند پشتوانه‌ى پيروزى اوست، بايد از موضع قدرت برخورد كند. «فَتَوَلَّ عَنْهُمْ»

3- اعراض و قهر بايد منطقى، الهى و موقّت باشد. (نه انتقامى، نفسانى و دائمى).

«حَتَّى حِينٍ»

4- در برابر ناباورى كافران نسبت به تهديدهاى الهى، تكرار لازم است. دستور فَتَوَلَّ عَنْهُمْ‌ ... وَ أَبْصِرْ دوبار تكرار شده است.

5- ابتدا هشدار و تذكّر و اتمام حجّت، سپس قهر و عذاب. «فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ» در حالى است كه قبلًا انذار شده‌اند. «الْمُنْذَرِينَ»

6- خداوند در همين دنيا، طعم تلخ شكست را به معاندان خواهد چشاند و شما مؤمنان، عاقبت آنان را مشاهده خواهيد كرد. «وَ أَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ»

7- تمام عزّت‌ها از آنِ خداست. «رَبِّ الْعِزَّةِ»

جلد 8 - صفحه 73

8- نسبت‌هاى مشركان به خداوند و توصيف‌هاى آنان از او با مقام عزّت و ربوبيّت خداوند سازگار نيست. «سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ»

9- خداوند، سرچشمه تمام كمالات و زيبايى‌هاست. «الْحَمْدُ لِلَّهِ»

10- تنها خداوند شايسته ستايش است. «الْحَمْدُ لِلَّهِ»

11- خداوند مالك و مدبّر تمام هستى است. «رَبِّ الْعالَمِينَ»

12- تمام هستى به سوى كمال و رشد است. «رَبِّ الْعالَمِينَ»

13- جهان آفرينش، جلوه و مظهر ربوبيّت خداوند و ربوبيّت خداوند مقتضى حمد و ستايش است. «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»

«و الحمد للّه ربّ العالمين»

جلد 8 - صفحه 77

سوره ص‌

اين سوره در مكّه نازل شده و هشتاد و هشت آيه دارد.

تفسير نور(10جلدى)    ج‌8    77     سوره ص ..... ص : 77

م اين سوره برگرفته از آيه اول آن و يكى از حروف مقطّعه قرآنى است.

آيات اين سوره همچون سوره صافّات، بيانگر استمرار جريان بعثت در طول تاريخ و برخورد مشركان و كافران با عقيده به توحيد و معاد است.

در سوره صافّات، نام پيامبرانى چون نوح، ابراهيم، لوط، موسى، هارون، الياس و يونس مطرح شد، اين سوره به تاريخ زندگى داود، سليمان و ايّوب، بيشتر پرداخته است.

بخش پايانى سوره، ماجراى آفرينش انسان، سجده فرشتگان بر آدم و نافرمانى شيطان را بيان مى‌كند تا مؤمنان به كرامت ذاتى انسان نزد خداوند پى برده و از پيروى شيطان دورى كنند.

جلد 8 - صفحه 78

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

به نام خداوند بخشنده مهربان‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ (180)

بعد تنزيه ذات يگانه خود را فرمايد:

سُبْحانَ رَبِّكَ‌: منزّه و مبرّاست پروردگار تو، رَبِّ الْعِزَّةِ: كه خداوند غلبه و قوت است، عَمَّا يَصِفُونَ‌: از آنچه وصف مى‌كنند او را مشركان و نسبت به ذات كبريائى او گويند از اتخاذ اولاد و شريك. اضافه رب به عزت به جهت اختصاص آنست به او، زيرا عزت هر عزيزى و اعزاز هر معزّى به او منتهى شود.

تبصره: آيه شريفه با آنكه مشعر به توحيد است، جامع جميع صفات سلبيه و ثبوتيه است.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِينَ (171) إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ (172) وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ (173) فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ (174) وَ أَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ (175)

أَ فَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ (176) فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ (177) وَ تَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ (178) وَ أَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ (179) سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ (180)

وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ (181) وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (182)

ترجمه‌

و بتحقيق پيشى گرفت سخن ما براى بندگان ما كه فرستاده شدگانند

همانا پيمبران هر آينه ايشان يارى شدگانند

و همانا لشگر ما ايشان غلبه كنندگانند

پس روى بگردان از آنها تا وقتى معلوم‌

و ببين آنها را پس زود باشد كه به بينند

آيا پس عذاب ما را بشتاب ميخواهند

پس چون فرود آيد بحريم خانه‌هاى آنها پس بد است بامداد بيم داده‌شدگان‌

و رو بگردان از آنها تا وقتى معلوم‌

و ببين پس زود باشد كه به بينند

منزه است پروردگار تو پروردگار عزّت از آنچه وصف ميكنند

و سلام بر پيمبران‌

و ستايش مر خدايرا است كه پروردگار جهانيان است.

تفسير

خداوند متعال قبلا وعده داده است به پيغمبران مرسل خود كه بالاخره ايشانرا بر دشمنان ظفر دهد بآنكه فرموده همانا آن پيغمبران هر آينه ايشانند نصرت داده‌شدگان بحجّت و غلبه ظاهرى در جنگ چون غلبه با لشگر خدا است در دنيا و آخرت و پيغمبران امراء لشگر الهى هستند و فرمانده كلّ قواء در اين لشگر سر سلسله اولياء و اصفيا خاتم انبياء محمّد مصطفى صلى اللّه عليه و آله و آل اطهار اويند لذا ميفرمايد پس روى گردان از كفّار قريش يعنى كار نداشته باش بآنها و اهل مكّه تا روز فتح و ظفر و ببين اينك سركشى و طغيانشان را پس بزودى مى‌بينند خفّت و خوارى و جزاى خودشان را چون سوف اينجا براى تهديد است نه تبعيد و نقل شده كه بعد از نزول اين تهديد كفّار مكه گفتند چه زمان است اين عذاب و مغلوبيّت پس نازل شد كه آيا در عذاب ما تعجيل ميكنند پس وقتى كه نازل شد لشگر تو در حوالى مكّه كه بمنزله جلوخان منزل آنها است بد است صبح آنروز براى تهديد شدگان و چون آنها آن تعجيل و سؤال را بر سبيل استهزاء بوعيد الهى نموده بودند مناسب شد خداوند همان دستور اوّل خود را كه به پيغمبر


جلد 4 صفحه 454

داده بود تكرار فرمايد براى تأكيد بعد از انكار و اشعار بآنكه ببين الآن اوضاع و احوال آنروز را كه براى تحقّق وقوعش در حكم حاضر قرار داده شده كه مشهود ميشود پس خواهند ديد آنها سزاى اعمالشانرا آنروز و روز قيامت و بنابراين معنى مختلف ميشود و تكرار نيست چون كلام دوم ايهام دارد بمعناى ديگر اگر چه ظاهرا همان معناى كلام اول فهميده ميشود و تأكيد ميكند آنرا بعد از استهزاء و انكار آنها و اينكه خداوند وعده بدى حال آنها را در صبح داده گفته‌اند براى آنستكه معمول عرب آن بود كه صبح هجوم مينمودند بدشمن و خداوند بر حسب عادت آنها سخن فرموده و با اقواميكه مستحقّ عذاب شدند رفتار نموده چنانچه فرموده انّ موعدهم الصّبح اليس الصّبح بقريب و بنظر حقير خداوند در اين آيات خواسته است اعجاز قرآن را ظاهر فرمايد بوقوع وعده خود در خارج با تمام خصوصيّات لذا اشاره فرموده بورود لشگر اسلام در كنار مكّه معظّمه در زمان فتح بطوريكه مطلع نشوند اهل آن از ورود ايشان مگر صبح روز فتح مسلمين و قتل مشركين و اسارت و ذلّت آنها چنانچه در تواريخ ذكر شده است و بعضى فسوف يبصرون دوم را ببصيرت آنها در وقتى كه بصيرت فائده براى آنها ندارد تفسير نموده‌اند و قمّى ره تأييد فرموده است و اخيرا على رغم كفّار و نسبتهاى نارواى آنها خداوند تنزيه فرموده است خود را بعد از اثبات خداوندى و مالكيّت عزّت و نصرت براى خود كه خداوند و مربّى اشرف جهانيان است از صفاتى كه آنان براى او اثبات مينمودند از اولاد و شريك و زن و دختر و غيرها و در توحيد از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه خداوند بود و چيزى غير از او نبود و عزيز بود و عزّتى جز عزّت او نبود و اين معناى اين آيه است و بنظر حقير ذكر عزّت خدا اينجا بمناسبت وعده نصرت است و اشاره بآنكه غلبه و عزت و شوكت در اختيار خدا است بهر كس خواسته باشد ميدهد و خواسته است آنرا بالاخره به پيغمبران مرسل خود عنايت فرمايد و در خاتمه سلام را كه نويد سلامتى دائمى و تحيّت است براى عموم انبياء و مرسلين از خود و خلق مقرّر فرموده و آنكه حمد نمايند خداوند را بر آنچه انعام فرموده بآنها از انواع نعمت و حسن عاقبت بنحويكه حمد فرموده است خداوند خود را در كافى از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه بخواهد باجر كامل برسد اين‌


جلد 4 صفحه 455

سه آيه را از آخر اين سوره در وقت برخاستن از مجلس خود بخواند و ظاهرا كفّاره سيّئاتى كه احيانا از او در آن مجلس صادر شده باشد هم خواهد بود و از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه كسيكه در هر روز جمعه سوره صافّات را قرائت نمايد خداوند او را از آفات محفوظ ميفرمايد و از بليّات مصون ميدارد و روزى او را زياد ميكند و مال و اولاد و بدن او را از شرّ شيطان و سلطان مأمون ميگرداند و اگر در آنروز يا آن شب بميرد شهيد مرده و داخل بهشت ميشود و از امام كاظم عليه السّلام روايت شده كه كسيكه جان دادن براى او سخت شود اين سوره را نزد او بخوانند بآسانى جان خواهد داد و الحمد للّه ربّ العالمين و سلام على المرسلين‌


جلد 4 صفحه 456

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


سُبحان‌َ رَبِّك‌َ رَب‌ِّ العِزَّةِ عَمّا يَصِفُون‌َ (180) وَ سَلام‌ٌ عَلَي‌ المُرسَلِين‌َ (181) وَ الحَمدُ لِلّه‌ِ رَب‌ِّ العالَمِين‌َ (182)

منزه‌ ‌است‌ پروردگار تو پروردگار عزة ‌از‌ آنچه‌ توصيف‌ ميكنند و سلام‌ ‌بر‌ تمام‌ فرستادگان‌ و حمد مختص‌ ‌است‌ بخداوند ‌که‌ پروردگار جميع‌ عالمين‌ ‌است‌.

سُبحان‌َ رَبِّك‌َ رَب‌ِّ العِزَّةِ ممكن‌ ‌است‌ العزة صفت‌ رب‌ّ ‌باشد‌ ‌يعني‌ خداوند

جلد 15 - صفحه 205

صاحب‌ عزه‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ بسياري‌ ‌از‌ آيات‌ ستوده‌ ‌شده‌ ‌به‌ العزيز و معناي‌ عزيز غلبه‌ و قدرت‌ و قوت‌ ‌است‌ خداوند غالب‌ و قوي‌ و قادر ‌است‌ و ممكن‌ ‌است‌ اضافه‌ ‌باشد‌ ‌که‌ خداوند بهر ‌که‌ بخواهد عزة و قوت‌ و قدرت‌ و غلبه‌ ميدهد و ‌هر‌ ‌که‌ ‌را‌ بخواهد ذليل‌ و ضعيف‌ و خوار و خفيف‌ ميفرمايد تُعِزُّ مَن‌ تَشاءُ وَ تُذِل‌ُّ مَن‌ تَشاءُ بِيَدِك‌َ‌-‌ الخَيرُ إِنَّك‌َ عَلي‌ كُل‌ِّ شَي‌ءٍ قَدِيرٌ آل‌ عمران‌ آيه 25.

عَمّا يَصِفُون‌َ ‌که‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌خدا‌ شريك‌ قرار ميدهند و ملائكه‌ ‌را‌ دختران‌ ‌خدا‌ ميگويند و آدم‌ و عيسي‌ و عزير و يهود ‌را‌ پسران‌ ‌خدا‌ ميشمارند خداوند منزه‌ و مبري‌ ‌است‌ ‌از‌ آنچه‌ وصف‌ ميكنند.

وَ سَلام‌ٌ عَلَي‌ المُرسَلِين‌َ ابتداء سلام‌ ‌بر‌ اشخاص‌ انبياء مثل‌ نوح‌ و ابراهيم‌ و موسي‌ و هارون‌ فرمود سپس‌ ‌بر‌ آل‌ ياسين‌ و ‌در‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ ‌بر‌ تمام‌ مرسلين‌ و گذشت‌ ‌که‌ سلام‌ ‌خدا‌ دلالت‌ دارد ‌بر‌ مقام‌ عصمت‌ و طهارت‌ ‌که‌ خالي‌ ‌از‌ ‌هر‌ گونه‌ عيب‌ باشند چنانچه‌ عقيده‌ شيعه‌ و ‌از‌ اصول‌ مذهب‌ ‌است‌ ‌که‌ تمام‌ انبياء و اوصياء انبياء معصوم‌ هستند ‌از‌ ابتداء عمر ‌تا‌ انتهاي‌ ‌آن‌ و بسا ‌در‌ ‌غير‌ ‌آنها‌ ‌هم‌ عصمت‌ ‌باشد‌ مثل‌ صديقه طاهره‌ و مريم‌ و حوّا و ‌غير‌ اينها.

وَ الحَمدُ لِلّه‌ِ رَب‌ِّ العالَمِين‌َ گذشت‌ ‌در‌ سوره مباركه حمد معني‌ حمد و شكر و مدح‌ و وجه‌ اختصاص‌ بذات‌ اقدس‌ ربوبي‌ و بيان‌ مقام‌ محمود و وجه‌ تسميه‌ پيغمبر اكرم‌ بمحمد و احمد و محمود و ‌در‌ اينجا يك‌ تذكري‌ ميدهيم‌ ‌که‌ ‌در‌ اخبار بسيار دارد ‌که‌ ‌در‌ ‌هر‌ مجلسي‌ موقع‌ فراغ‌ ‌از‌ كلام‌ ‌اينکه‌ سه‌ ‌آيه‌ ‌را‌ تلاوت‌ كنند سُبحان‌َ رَبِّك‌َ رَب‌ِّ العِزَّةِ عَمّا يَصِفُون‌َ وَ سَلام‌ٌ عَلَي‌ المُرسَلِين‌َ وَ الحَمدُ لِلّه‌ِ رَب‌ِّ العالَمِين‌َ.

(تذكرة) ‌پس‌ ‌از‌ فراغ‌ ‌از‌ تفسير ‌اينکه‌ سوره مباركه‌ برخورد كردم‌ باخبار زيادي‌ ‌از‌ پيغمبر اكرم‌ و امير المؤمنين‌ و ساير ائمه طاهرين‌ ‌که‌ تفسير فرمودند آيات‌ شريفه‌ ‌که‌ ‌ما تفسير كرديم‌ بملائكه‌ وَ ما مِنّا إِلّا لَه‌ُ مَقام‌ٌ مَعلُوم‌ٌ وَ إِنّا لَنَحن‌ُ الصَّافُّون‌َ وَ إِنّا لَنَحن‌ُ المُسَبِّحُون‌َ بانوار مقدسه ‌محمّد‌ و آل‌ ‌که‌ ‌در‌ همان‌ عالم‌ نورانيت‌ عبادت‌ ميكرديم‌ و ‌هر‌ كدام‌ مقام‌ معيني‌ داشتيم‌ و تسبيح‌ ميكرديم‌ و ملائكه‌ ‌از‌ ‌ما فرا گرفتند

فسبحنا

جلد 15 - صفحه 206

فسبحت‌ الملائكة و هللنا و هللت‌ الملائكة و كبرنا و كبرت‌ الملائكة

اقول‌ چون‌ مكرر گفته‌ ‌شده‌ ‌که‌ تفسيرات‌ ائمه‌ نوعا بيان‌ مصداق‌ اتم‌ ‌است‌ منافات‌ ندارد ‌با‌ عموم‌ ‌که‌ شامل‌ ملائكه‌ بلكه‌ ارواح‌ مقدسه انبياء ‌هم‌ ‌باشد‌ (و الحمد للّه‌).

جلد 15 - صفحه 207

سوره (ص‌) 88 ‌آيه‌‌-‌ مكّي‌

بسم‌ اللّه‌ و باللّه‌ و الحمد للّه‌ و الصلاة ‌علي‌ ‌رسول‌ اللّه‌ و آله‌ آل‌ اللّه‌ و اللعن‌ ‌علي‌ اعدائهم‌ اعداء اللّه‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 180))- سپس سوره با سه جمله پر معنی در باره «خداوند» و «پیامبران» و «جهانیان» پایان می‌یابد.

می‌فرماید: «منزه است پروردگار تو، پروردگار عزّت (و قدرت) از آنچه آنان [مشرکان و جاهلان] توصیف می‌کنند» (سُبْحانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا یَصِفُونَ).

گاه فرشتگان را دختران او می‌نامند، گاه در میان او و جن نسبتی قائل می‌شوند، و گاه موجودات بی‌ارزشی همچون قطعات سنگ و چوب را همردیف او قرار می‌دهند.

نکات آیه

۱ - ساحت پروردگار، از هرگونه نقص و کاستى، منزه و مبرّا است. (سبحن ربّک)

۲ - خداوند، تنها پروردگار صاحب عزت (سبحن ربّک ربّ العزّة) اضافه «ربّ» به «عزّة»، اضافه اختصاصیه و مفید معناى لامِ اختصاص است; مانند: «صاحب صدق» (کسى که راستى به او اختصاص دارد).

۳ - تمامى عزت ها، از آنِ خداوند است. (سبحن ربّک ربّ العزّة) برداشت یاد شده از آن جا است که «ال» در «العزّة» جنسیه و مفید استغراق و شمول کامل است; یعنى، همه عزت هاى موجود در عالم، به پروردگار جهان اختصاص دارد.

۴ - ساحت خداوند، از هرگونه نسبت ها و توصیف هاى مشرکان منزه است. (سبحن ربّک ربّ العزّة عمّا یصفون)

۵ - نسبت هاى مشرکان به خداوند و توصیف هاى آنان از او، ناسازگار با مقام عزت او است. (سبحن ربّک ربّ العزّة عمّا یصفون) یادآورى وصف «عزت» براى خداوند، در وقت تنزیه او از توصیف ها و نسبت هاى مشرکان، مى تواند گویاى حقیقت یاد شده باشد.

۶ - ناآگاهى مشرکان از منزلت و قدرت پروردگار جهان (سبحن ربّک ربّ العزّة عمّا یصفون) تنزیه و مبرا دانستن خداوند از توصیف هاى مشرکان، گویاى این حقیقت است که آنان، معرفتى نسبت به خداوند جهان نداشتند و از قدر و منزلت او بى اطلاع بودند.

موضوعات مرتبط

  • افترا: افترا به خدا ۵
  • توحید: توحید ربوبى ۲
  • خدا: اختصاصات خدا ۳; تنزیه خدا ۱، ۴; توصیف خدا ۴; خدا و نقص ۱; عزت خدا ۲، ۳، ۵; قدرت خدا ۶
  • مشرکان: افتراهاى مشرکان ۵; بینش مشرکان ۴; جهل مشرکان ۶

منابع