الصافات ١٣١

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

ما این گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم!

ما نيكوكاران را اين گونه پاداش مى‌دهيم

ما نيكوكاران را اين گونه پاداش مى‌دهيم،

ما نیکوان را چنین پاداش نیکو می‌دهیم.

ما نیکوکاران را این گونه پاداش می دهیم.

ما نيكوكاران را اينچنين پاداش مى‌دهيم.

ما بدین‌سان نیکوکاران را جزا می‌دهیم‌

همانا ما نيكوكاران را چنين پاداش مى دهيم،

ما این چنین پاداش نیکوکاران را خواهیم داد.

ما بی‌گمان نیکوکاران را اینگونه پاداش می‌دهیم.

که ما بدینسان پاداش دهیم نیکوکاران‌


الصافات ١٣٠ آیه ١٣١ الصافات ١٣٢
سوره : سوره الصافات
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«إِنّا کَذلِکَ ...»: (نگا: صافّات / و و و .


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


سَلامٌ عَلى‌ إِلْ‌ياسِينَ «130» إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ «131» إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ «132»

سلام و درود بر الياس. ما اين گونه نيكوكاران را پاداش مى‌دهيم. همانا او از بندگان مؤمن ماست.

نکته ها

مراد از «إِلْ‌ياسِينَ» همان «الياس» است كه در چند آيه قبل سخن درباره او بود و اين دو كلمه نام يك فرد است، مانند «سينا» و «سينين» كه نامِ يك سرزمين است. بهترين دليل بر اين مطلب آن است كه اولًا در آيات بعد، ضمير مفرد درباره او به كار مى‌رود: «إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا» و ثانياً تشابه و تكرار اين آيات در مورد پيامبران قبلى يعنى حضرت نوح، ابراهيم، موسى و هارون، نشان مى‌دهد كه مراد از «إِلْ‌ياسِينَ» در «سَلامٌ عَلى‌ إِلْ‌ياسِينَ»، همان «الياس» در «إِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ» مى‌باشد.

جلد 8 - صفحه 58

رواياتى كه‌ «إِلْ‌ياسِينَ» را «آل ياسين» قرائت كرده و مراد از آن را خاندان پيامبر اسلام دانسته، اكثراً از اهل بيت عليهم السلام نيست و مورد اعتماد نمى‌باشد.

تكرار آيه‌ى‌ «إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ» در اين سوره براى تشويق به همرنگ شدن با انبياست كه از آنان به محسن ياد شده است.

پیام ها

1- سلام كردن به پيامبران و اوليا و بزرگان را از خدا بياموزيم. «سَلامٌ عَلى‌ إِلْ‌ياسِينَ»

2- لطف و عنايت نسبت به نيكوكاران، سنّت خداست و همواره جريان دارد.

«كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ»

3- ملاك دريافت سلام از طرف خداوند، احسان همراه با ايمان و بندگى است.

سَلامٌ عَلى‌ ... الْمُحْسِنِينَ‌ ... عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‌

4- هر كس مانند الياس از مبلّغان دينى باشد، از محسنان و دريافت كنندگان پاداش‌هاى الهى مى‌باشد. إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ‌ ... سَلامٌ عَلى‌ إِلْ‌ياسِينَ‌ ... الْمُحْسِنِينَ‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (131)

إِنَّا كَذلِكَ‌: بدرستى كه همچنانكه جزاى عمل و نام الياس را در ميان مردم بلند گردانيديم، همچنين، نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ‌: پاداش مى‌دهيم نيكوكاران را و مرتبه ايشان را بلند مى‌كنيم.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ إِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (123) إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ لا تَتَّقُونَ (124) أَ تَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِينَ (125) اللَّهَ رَبَّكُمْ وَ رَبَّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ (126) فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ (127)

إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ (128) وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ (129) سَلامٌ عَلى‌ إِلْ‌ياسِينَ (130) إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (131) إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ (132)


جلد 4 صفحه 445

ترجمه‌

و همانا الياس از پيمبران است‌

چون گفت بقوم خود آيا نمى‌پرهيزيد

آيا ميخوانيد بعل را و واميگذاريد بهترين آفرينندگانرا

خداوند كه پروردگار شما و پروردگار پدران پيشينيان‌

شما است پس تكذيب كردند او را پس همانا آنها احضار شوندگانند

مگر بندگان خدا كه خالص شدگانند

و باقى گذارديم براى او در آيندگان‌

ذكر خير سلام بر آل ياسين را

همانا ما اينچنين پاداش ميدهيم نيكوكارانرا

همانا او از بندگان ما است كه گروندگانند.

تفسير

حضرت الياس كه گفته‌اند پسر ياسين از اولاد هارون برادر حضرت موسى است يكى از پيغمبران جليل القدر بنى اسرائيل است كه ميگويند مانند حضرت خضر زنده و پاينده است و آندو بعد از تمام مردم ميميرند و يكى موكّل دستگيرى از مسافرين دريا و ديگرى دادرس درماندگان در صحرا است و همه ساله در عرفات با يكديگر ملاقات مينمايند و نقل شده كه بعد از حزقيل كه از انبياء بنى اسرائيل بود آنها از دين حضرت موسى خارج شده و بت‌پرست شدند و در خاك شامات پراكنده گشتند و جمعى از آنها در بعلبك و نواحى آن بودند و بتى بزرگ براى خود ساخته بودند از طلا كه دو چشمش از ياقوت بود و او را بعل ميخواندند و پرستش ميكردند و خداوند حضرت الياس را مأمور بهدايت آنها فرمود؟؟؟ با كمال ملاطفت آنها را دعوت بتقوى و پرهيزكارى از خدا فرمود؟؟؟ نمود بر پرستش و ستايش آن بت و صرف نظر نمودنشان از عبادت و اطاعت خداوندى كه قبول داشتند كه او بهترين خلق‌كنندگان و روزى‌دهندگان است و ميدانستند كه آن خداوندى است كه پروردگار آنها و پدران گذشته آنها است چون پيغمبرزادگان و قائل به عظمت اجداد خودشان و رسالت ايشان از جانب خداى يگانه بودند ولى شيطان آنها را فريب داده بود بنمايشاتى از آن بت و معتقد نموده بود كه خدا در آن حلول نموده و سخن ميگويد مانند گوساله سامرى و بدسائس ديگرى از قبيل آنكه اين مظهر جلال الهى است و بايد عابد در حين عبادت معبود مجسّمى را در نظر داشته باشد تا خضوع از او محقق شود لذا نصايح و مواعظ و انذار آن حضرت در آنها مؤثر نشد و او را تكذيب نمودند مگر عدّه قليلى كه خداوند آنها را توفيق هدايت و ايمان داد و خالص فرمود ايشانرا براى اطاعت خود


جلد 4 صفحه 446

و تصديق پيغمبرش پس حضرت الياس از اقامت در آن بلد ملول شد و اليسع پسر عموى خود را جانشين خويش فرمود و خودش از انظار بامر خدا غائب گرديد و اين بعد از آن بود كه آنها را نفرين فرموده بود و سه سال بقحط و غلا دچار بودند و دست از كيش باطلشان برنداشته بودند و خداوند آنها را فرموده كه در عذاب برزخ و جهنّم حاضر كرده شده و خواهند شد بعد از استثناء بندگان مخلص از ضمير جمع در فكذّبوه نه محضرون تا لازم نيايد دخول ايشان در تكذيب كنندگان و بعدا فرموده و باقى گذارديم براى او در امّت پيغمبر آخر الزّمان ذكر خير سلام بر آل يس را كه بر حسب اخبار عديده از اهل بيت عصمت و طهارت كه در اوّل سوره يس و در سوره احزاب ذيل آيه انّ اللّه و ملائكته يصلّون على النّبى گذشت مراد آل محمد صلّى اللّه عليه و اله ميباشند و در احتجاج از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه خداوند پيغمبر خود را مسمّى باين اسم نمود وقتى كه فرمود يس و القرآن الحكيم انّك لمن المرسلين چون ميدانست مخالفين اسقاط ميكنند سلام بر آل محمد را چنانچه اسقاط نمودند غير آنرا و قمّى ره فرموده پس خداوند عزّ و جل ياد فرمود آل محمد صلى اللّه عليه و اله را و فرمود و تركنا عليه فى الآخرين سلام على آل يس و مراد از آل يس محمد و آل محمد ائمه عليهم السّلامند و در معانى از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه على عليه السّلام فرمود يس محمد و ما آل يس ميباشيم و در جوامع از ابن عباس نقل نموده كه آل يس آل محمد صلى اللّه عليه و اله و يس از اسماء آنحضرت است و جمعى از قرّاء آل يس قرائت نموده‌اند و در مجمع حجّت اين قرائت را نقل نموده كه در مصاحف آل منفصل از ياسين نوشته شده و اين دليل است كه آن آل و تصغيرش اهل است و در صافى فرموده مؤيّد اين قرائت منفصل بودن آن دو است در مصحف امام ايشان كه ظاهرا مراد عثمان است و در نفحات بعد از نقل از بسيارى از مفسّرين اهل سنّت كه گفته‌اند يس اسم مبارك خاتم انبياء است و مراد از آل يس آل پيغمبر ما است و نقل بعضى از روايات مذكوره فرموده بنابراين ارتباط آيه بآيات سابقه مشكل باشد با آنكه بنظر حقير آسان است چون خود ايشان نقل فرموده‌اند كه نام پدر الياس ياسين بوده و بنابراين سلام بر آل يس اگر چه مرادهم آل پيغمبر ما باشد ذكر خيرى است از او و پدرش كه هم نام با پيغمبر خاتم بوده علاوه بر آنكه چون او پيغمبر مرسل و


جلد 4 صفحه 447

زنده است بسيار مناسب است كه خدا او را هم از آل پيغمبر خاتم حساب فرموده باشد چنانچه سلمان كه يكى از اهل ايمان كامل بود از اهل بيت محسوب شد و شايد اشاره باين نكته باشد آيه اخيره كه فرموده انّه من عبادنا المؤمنين يعنى او چون داراى ايمان كامل بود باين مقام رسيد كه از آل محمد صلّى اللّه عليه و اله و سلّم محسوب شد آنچه تاكنون نوشته شد بنا بر قرائت مأثور منصور است كه آل يس باشد ولى بقرائت مشهور كه ال ياسين است امر مشكل است چون يا بايد گفت الياسين لغتى است در الياس مانند سينا و سينين و ميكال و ميكائيل كه ثابت نشده يا بايد گفت الياسين جمع الياس است و اراده شده از جمع او و اتباعش و اين تكلّف است علاوه بر آنكه در اين صورت بايد معرّف بالف و لام شود و نشده و يا بايد گفت الياسين جمع الياسى است يعنى منسوب بالياس و در اصل الياسيّين بوده و ياء حذف شده مانند اعجمين كه جمع اعجميّين است و بنابراين علاوه بر تكلّف لازم مى‌آيد كه سلام بر منسوبين او باشد نه خود او و اينها همه نتيجه اعراض از آل محمد صلّى اللّه عليه و اله و سلّم است و با وجود همه اينها چون خودشان قبول مظلوميّت فرموده‌اند و اجازه داده‌اند كه بخوانند شيعيان قرآن را چنانچه سايرين خوانده‌اند براى آنكه اختلاف در قرآن روى ندهد جائز است قرائت مشهور اگرچه مخالف با واقع باشد چون قرآن نازل از نزد خداى يگانه يگانه است و اختلاف ندارد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


إِنّا كَذلِك‌َ نَجزِي‌ المُحسِنِين‌َ (131) إِنَّه‌ُ مِن‌ عِبادِنَا المُؤمِنِين‌َ (132)

گذشت‌ تفسير ‌اينکه‌ دو ‌آيه‌ تكرار نشود.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 131)- در مرحله سوم می‌فرماید: «ما این گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم» (إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ).

نکات آیه

۱ - پاداش به احسان کنندگان و نیکوکاران، سنت خدا است. (إنّا کذلک نجزى المحسنین)

۲ - الیاس(ع)، نمونه و الگوى نیکوکاران و احسان کنندگان (سلم على إل یاسین . إنّا کذلک نجزى المحسنین)

۳ - باقى ماندن نام و آوازه نیک الیاس پیامبر(ع)، از پاداش هاى خداوند به ایشان (و ترکنا علیه فى الأخرین ... إنّا کذلک نجزى المحسنین)

۴ - رسالت مداران و مبلغان دینى، از زمره محسنان و برخورداران از پاداش هاى الهى اند. (سلم على إل یاسین . إنّا کذلک نجزى المحسنین) از این که خداوند، الیاس پیامبر را از محسنان برشمرده و براى او پاداش مقرر فرموده است، مى توان استفاده کرد که هر کس مانند الیاس(ع) در پى رسالت الهى باشد و به تبلیغ دین بپردازد، از محسنان شمرده شده و از پاداش هاى الهى بهره مند خواهد شد.

۵ - تشویق و ترغیب خداوند به احسان و نیکوکارى (إنّا کذلک نجزى المحسنین)

موضوعات مرتبط

  • احسان: تشویق به احسان ۵
  • الگوگیرى: الگوگیرى از الیاس(ع) ۲
  • الیاس(ع): پاداش الیاس(ع) ۳; خوشنامى الیاس(ع) ۳; فضایل الیاس(ع) ۲
  • خدا: پاداشهاى خدا ۳; تشویقهاى خدا ۵; سنتهاى خدا ۱
  • سنتهاى خدا: سنت پاداش ۱
  • مبلغان: احسان مبلغان ۴; پاداش مبلغان ۴
  • محسنان: الگوى محسنان ۲; پاداش محسنان ۱

منابع