الشعراء ١٠٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

قوم نوح رسولان را تکذیب کردند،

قوم نوح، پيامبران را تكذيب كردند

قوم نوح پيامبران را تكذيب كردند.

قوم نوح هم پیغمبران خدا را تکذیب کردند.

قوم نوح پیامبران را تکذیب کردند،

قوم نوح پيامبران را تكذيب كردند.

قوم نوح پیامبران را دروغگو می‌انگاشتند

قوم نوح پيامبران را دروغگو شمردند.

(ماجرای آموزنده‌ی دیگری مربوط به قوم نوح است). قوم نوح پیغمبران را تکذیب کردند.

گروه نوح پیامبران را تکذیب کردند.

تکذیب کردند قوم نوح فرستادگان را


الشعراء ١٠٤ آیه ١٠٥ الشعراء ١٠٦
سوره : سوره الشعراء
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«کَذَّبَتْ ...»: قوم نوح با تکذیب نوح، همه پیغمبران را نیز تکذیب کرده‌اند، چرا که تکذیب پیغمبری، تکذیب همه پیغمبران بشمار است؛ شاید هم قوم نوح، منکر همه پیغمبران و به طور کلّی همه ادیان آسمانی بوده‌اند (نگا: فرقان / ). تأنیث فعل (کَذَّبَتْ) به خاطر این است که واژه (قوم) به صورت مذکّر و مؤنّث به کار می‌رود، و به طور کلّی هر اسم جمعی فعل آن می‌تواند به صورت مذکّر و مؤنّث ذکر شود.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ «105»

قوم نوح، انبيا را تكذيب كردند.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ (105)

(قصه سوم: حضرت نوح عليه السّلام) كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ‌: تكذيب كردند قوم نوح فرستادگان خدا و پيغمبران را. حاصل آنكه نوح عليه السّلام از پيغمبران گذشته خبر داد و قوم باور نكردند و بالكليه نبوت انبيا را منكر شدند و گفتند: هيچ پيغمبرى به خلقان نيامده. يا مراد تكذيب نوح است، زيرا تكذيب يك پيغمبر، موجب تكذيب همه انبياء باشد به جهت آنكه هر كدام دعوت كنند بندگان را به توحيد و عدل و ساير اصول اسلام، پس مكذب يكى از آنها، مكذب تمام آنهاست. و قول اول اظهر


«1». تفسير منهج الصادقين، ج 6، ص 463، چاپ كتابفروشى اسلاميّه.

جلد 9 - صفحه 455

است و مصدق اينست فرمايش حضرت صادق عليه السّلام كه در تفسير اين آيه فرمود، يعنى تكذيب نمودند به انبياء نوح و پيغمبرانى كه بين او و آدم عليهم السّلام بودند. «1»


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ (105) إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لا تَتَّقُونَ (106) إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ (107) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ (108) وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى‌ رَبِّ الْعالَمِينَ (109)

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ (110) قالُوا أَ نُؤْمِنُ لَكَ وَ اتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ (111) قالَ وَ ما عِلْمِي بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (112) إِنْ حِسابُهُمْ إِلاَّ عَلى‌ رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ (113) وَ ما أَنَا بِطارِدِ الْمُؤْمِنِينَ (114)

إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذِيرٌ مُبِينٌ (115) قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ (116) قالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ (117) فَافْتَحْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنِي وَ مَنْ مَعِيَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (118) فَأَنْجَيْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ (119)

ثُمَّ أَغْرَقْنا بَعْدُ الْباقِينَ (120) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ (121) وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (122)

ترجمه‌

تكذيب كردند قوم نوح پيمبران را

هنگاميكه گفت بآنها برادرشان نوح آيا نمى‌پرهيزيد

همانا من براى شما پيمبرى امينم‌

پس بترسيد


جلد 4 صفحه 116

از خدا و فرمان بريد مرا

و نميخواهم از شما بر آن مزدى نيست مزدم مگر بر پروردگار جهانيان‌

پس بترسيد از خدا و اطاعت كنيد مرا

گفتند آيا ايمان بياوريم بتو با آنكه پيروى كردند از تو فرومايگان‌

گفت و نيست مرا علم بآنچه كه ميكنند

نيست حسابشان مگر بر پروردگارم اگر ادراك ميكنيد

و نيستم من دور كننده از خود گروندگان را

نيستم من مگر بيم دهنده‌ئى آشكار

گفتند هر آينه اگر باز نه ايستادى اى نوح البته خواهى بود از سنگسار شدگان‌

گفت پروردگارا بدرستيكه قوم من تكذيب كردند

مرا پس حكم كن ميان من و ميان آنها حكم كردنى و نجات ده مرا و هر كه با من است از گروندگان‌

پس نجات داديم او را و هر كه با او بود در كشتى مجهّز

پس غرق كرديم بعد از آن بازماندگانرا

همانا در اين هر آينه آيتى است و نبودند بيشترشان گروند گان‌

و همانا پروردگار تو هر آينه او است تواناى مهربان.

تفسير

خداوند متعال بعد از ذكر شمّه‌ئى از احوال حضرت ابراهيم مختصرى از قصّه حضرت نوح را براى تسليت خاطر پيغمبر اكرم و تذكّر اهل عالم ذكر فرموده با آنكه شرح آن در سور سابقه گوشزد شده و آن از اين قرار است كه قبيله حضرت نوح جماعتى بودند كه پيغمبران خدا را تكذيب نمودند چون آنحضرت را تكذيب كردند و تكذيب يك پيغمبر تكذيب تمام انبياء است چون همه از طرف يك خدا و براى يك مقصد آمده‌اند و همه مصدّق يكديگرند علاوه بر آنكه در اكمال از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه آنحضرت مبعوث بر قومى شد كه آنها تكذيب نموده بودند پيغمبرانى را كه بين او و حضرت آدم بودند و باين سبب خدا فرموده كذّبت قوم نوح المرسلين يعنى كسانيكه بين او و آدم عليه السّلام بودند و اين تكذيب وقتى بود كه يكنفر از اهل قبيله آنها كه حضرت نوح بود و معمولا در عرب كسيرا كه از قبيله‌ئى باشد برادر آنها ميخوانند بآنها فرمود آيا از خدا نميترسيد و دست از پرستش غير او برنميداريد من از طرف خدا مبعوث برسالت براى شما شدم و همه ميدانيد سابقه امانت و درستكارى مرا پس از خدا بترسيد و اطاعت كنيد مرا در پرستش خدا و امتثال احكامش و من از شما مزدى بر اداء رسالت و ابلاغ احكام او كه بر وفق مصلحت شما است نميخواهم‌


جلد 4 صفحه 117

مزد من با خدا است و آنرا در آخرت يا در دنيا و آخرت خواهد داد پس از خدا بترسيد و اطاعت كنيد مرا و تكرار اين جمله براى افاده اينمعنى است كه امانت و درستكارى من كافى است براى ترسيدن از خدا و اطاعت من و اينكه مزد هم نميخواهم موجب زائدى است براى آن كه معلوم ميشود طمعى بمال شما ندارم و براى رضاى خدا كار ميكنم و به بيان ديگر مقتضى براى وجوب اطاعت موجود بود حال معلوم شد كه مانع هم مفقود است كه چيزى از شما نميخواهند و عذرى براى ترك اطاعت نداريد پس اطاعت كنيد و آنها در جواب گفتند آيا ما بتو ايمان بياوريم با آنكه يك عدّه مردم پست و رذل و فرومايه براى طمع بجاه و مال از روى جهالت و نادانى پيروى از تو نمودند ما هم اگر ايمان بتو آوريم در رديف آنها قرار خواهيم گرفت حضرت در جواب فرمود من از باطن آنها خبر ندارم كه بدانم بچه غرض و قصد بمن ايمان آورده‌اند من مأمور بظاهرم حساب باطن آنها فقط بر عهده خدا است كه عالم السرّو الخفيّات است و هر كس را بر طبق نيّت و قصدش پاداش ميدهد شما هم اگر ادراك و شعور داشته باشيد ميدانيد من راست ميگويم و اگر شما از شركت در مسلك و مرام با آنها عار داريد من از پيغمبرى آنها عار ندارم و موظّف نيستم آنها را از خود طرد نمايم و ايمانشانرا نپذيرم بلكه بايد همه را بيك منوال از خدا بترسانم و ارشاد بمعارف و احكام او نمايم قوم چنانچه رسم جهّال است كه وقتى از جواب عاجز شوند بشتم و رجم ميپردازند گفتند اى نوح اگر دست از كارت بر ندارى تو را سنگسار ميكنيم يا بتو ناسزا و بد ميگوئيم و حضرت نوح آنها را نفرين كرد و از خدا خواست كه حكم فرمايد ميان او و آنها بنزول عذاب و نجات دهد او و پيروانش را از آن بليّه و شرّ قوم براى آنكه از تكذيب آنها ملول و از ايمانشان مأيوس شده بود و خداوند دعاى او را مستجاب فرمود بنزول طوفان و نجات داد او و پيروانش را بوسيله كشتى كه قبلا ساخته و پرداخته شده بود چنانچه قمّى از امام باقر عليه السّلام نقل نموده در معناى مشحون و تفسير آن بمجهّز ولى مفسّرين بپر و مملوّ از انسان و حيوانات و ترجمه نموده‌اند و خداوند بعد از نجات ايشان بقيه قوم را كه بيرون از كشتى بودند غرق فرمود و تفصيل اين وقايع در سور سابقه ذكر شده است و در


جلد 4 صفحه 118

اينجا براى آنكه اين مقدار از قصّه آنحضرت متواتر و مشهور بوده و اين خود آيت و دليل مستقلّى است بر قدرت و قهر و غلبه خداوند و اولياء او بر اعداء و سركشان در ضمن قصص انبياء تذكر داده شده تا موجب عبرت شود ولى در هر عصر و زمان اكثريّت با جهّال و كفّار وفّاق بوده و هست و نبايد اولياء خدا از اين باب ملول و دلتنگ باشند و تكرار اين جملات اخيره بعد از ذكر قصص سابقه و لاحقه براى قوّت قلب و تسليت خاطر پيغمبر اكرم است از ايمان نياوردن اقوامش با تصريح بعزيز بودن خداوند براى اشاره بغلبه دادن اولياء خود را بر اعداء و رحيم بودنش كه تعجيل در عقوبت و انتقام نميفرمايد چنانچه گذشت.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ إِن‌َّ رَبَّك‌َ لَهُوَ العَزِيزُ الرَّحِيم‌ُ (104) كَذَّبَت‌ قَوم‌ُ نُوح‌ٍ المُرسَلِين‌َ (105)

بيانش‌ و تفسيرش‌ گذشت‌ ‌در‌ ‌آيه‌ قبل‌ ‌آيه‌ 70‌-‌.

تكذيب‌ كردند قوم‌ نوح‌ فرستادگان‌ ‌خدا‌ ‌را‌.

نظر ‌به‌ اينكه‌ حضرت‌ ‌رسول‌ بسيار محزون‌ و غمناك‌ ‌بود‌ ‌از‌ مشركين‌ و كفار يهود و نصارا ‌که‌ ايمان‌ نمي‌آورند و جسارت‌ و اذيت‌ مي‌كنند ‌تا‌ ‌در‌ مكه‌ ‌بود‌ ‌که‌ چه‌ اندازه‌ اذيت‌ كشيد و ‌بعد‌ ‌از‌ هجرت‌ تمام‌ ‌در‌ جنگ‌ و جدال‌ ‌آنها‌ گرفتار ‌بود‌، خداوند تبارك‌ و ‌تعالي‌ ‌براي‌ تسليت‌ خاطر مبارك‌ ‌او‌ ‌اينکه‌ قضاياي‌ انبياء سلف‌ ‌را‌ بيان‌ مي‌فرمايد ‌که‌ ‌شما‌ تنها نيستيد، تمام‌ انبياء قبل‌ گرفتار ‌اينکه‌ نوع‌ اشخاص‌ بودند. ‌اگر‌ ‌شما‌ مدت‌ رسالتت‌ بيست‌ و سه‌ سال‌ تقريبا ‌بود‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ مدت‌ كوتاه‌ چه‌

جلد 14 - صفحه 57

اندازه‌ اسلام‌ آوردند و چه‌ فتوحاتي‌ داشتي‌ و چه‌ اندازه‌ خداوند تو ‌را‌ نصرت‌ فرمود، حضرت‌ نوح‌ فَلَبِث‌َ فِيهِم‌ أَلف‌َ سَنَةٍ إِلّا خَمسِين‌َ عاماً (سوره‌ عنكبوت‌ ‌آيه‌ 13) و ‌در‌ خلال‌ ‌اينکه‌ مدت‌ طولاني‌ ايمان‌ نياوردند مگر قليلي‌.

(كَذَّبَت‌ قَوم‌ُ نُوح‌ٍ المُرسَلِين‌َ) انبياء قبل‌ ‌از‌ نوح‌ ‌از‌ ‌بعد‌ ‌از‌ وفات‌ آدم‌ ‌تا‌ زمان‌ بعثت‌ نوح‌ هفتصد سال‌ طول‌ كشيد و ‌در‌ خلال‌ ‌اينکه‌ مدت‌ انبيايي‌ ‌که‌ ‌به‌ منزله‌ اوصياء آدم‌ بودند ‌که‌ اينها ‌هم‌ ‌در‌ زمان‌ نوح‌ بودند چون‌ نوح‌ ولادتش‌ ‌با‌ رحلت‌ آدم‌ موافق‌ ‌بود‌ و ‌پس‌ ‌از‌ هفتصد سال‌ مبعوث‌ ‌به‌ رسالت‌ شد و صدق‌ قوم‌ نوح‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ مي‌كند چون‌ ‌در‌ زمان‌ نوح‌ بودند و محتمل‌ ‌است‌ بلكه‌ بعيد نيست‌ ‌که‌ مراد همان‌ قوم‌ نوح‌ باشند ‌پس‌ ‌از‌ بعثت‌ ‌او‌ و اينها نه‌ فقط تكذيب‌ نوح‌ كردند بلكه‌ اصلا منكر رسالت‌ بودند ‌که‌ رسولي‌ ‌در‌ عالم‌ نيامده‌ و نخواهد آمد و دليل‌ ‌بر‌ ‌اينکه‌ دعوي‌ سه‌ چيز ‌است‌ يكي‌ اضافه‌ قوم‌ ‌به‌ نوح‌، زيرا قبل‌ ‌از‌ بعثت‌ نوح‌ و ‌لو‌ ‌در‌ زمان‌ نوح‌ بودند قوم‌ ‌او‌ نبودند بلكه‌ قوم‌ انبياء قبل‌ بودند. ديگر كلمه المرسلين‌ ‌که‌ جمع‌ محلي‌ بالف‌ و لام‌ ‌است‌ شامل‌ جميع‌ مرسلين‌ ‌از‌ اولين‌ و آخرين‌ مي‌شود مضافا ‌به‌ اينكه‌ دستگاه‌ بت‌ پرستي‌ ‌بعد‌ ‌از‌ آدم‌ رواج‌ داشت‌ و اينها مي‌گفتند ‌که‌ ‌اينکه‌ دين‌ آبائي‌ و اجدادي‌ ‌ما ‌است‌ و ‌اينکه‌ منافات‌ داشت‌ ‌با‌ اعتراف‌ ‌به‌ اينكه‌ پيغمبري‌ آمده‌ ‌باشد‌ ‌از‌ جانب‌ خداوند متعال‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 105)- قرآن بعد از پایان ماجرای ابراهیم سخن از قوم نوح به عنوان یک ماجرای آموزنده دیگر به میان می‌آورد.

نخست می‌گوید: «قوم نوح، رسولان را تکذیب کردند» (کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ).

چرا که همه پیامبران از نظر اصول یکی بودند و تکذیب نوح تکذیب همه رسولان محسوب می‌شد.

نکات آیه

۱ - تکذیب رسالت نوح(ع) از سوى قومش (کذّبت قوم نوح المرسلین)

۲ - انکار هر یک از پیامبران الهى، به منزله انکار همه آنان است. (کذّبت قوم نوح المرسلین) جمع آمدن واژه «المرسلین» با این که قوم نوح تنها شخص نوح(ع) را مورد انکار قرار دادند، بیانگر مطلب یاد شده است.

۳ - وحدت و یگانگى محتواى رسالت هاى آسمانى و برنامه پیامبران (کذّبت قوم نوح المرسلین) جمع آمدن واژه «المرسلین» براى شخص نوح(ع)، مى تواند بدان جهت باشد که پیام رسالت در طول تاریخ، پیامى واحد است و انکار هر یک از پیامبران، به منزله انکار همه رسولان الهى است.

۴ - قوم نوح، منکر حقیقتى به نام رسالت (کذّبت قوم نوح المرسلین) برداشت یاد شده بدان احتمال است که جمع آمدن واژه «المرسلین» از آن جهت باشد که قوم نوح، اصولاً حقیقتى به عنوان رسالت را قبول نداشتند و این به معناى انکار همه رسولان الهى است.

روایات و احادیث

۵ - «عن أبى جعفر(ع): فمکث نوح(ع) فى قومه ألف سنة إلاّ خمسین عاماً لم یشارکه فى نبوته أحد و لکنّه قدم على قوم مکذّبین للأنبیاء(ع) الذین کانوا بینه و بین آدم(ع) و ذلک قول اللّه عزّوجلّ: «کذّبت قوم نوح المرسلین»...;] از امام باقر(ع) روایت شده: ... نوح(ع) ۹۵۰ سال در میان قومش درنگ کرد و احدى در نبوتش با او شریک نبود; لکن نوح(ع) بر قومى فرستاده شده بود که آن قوم پیامبرانى را که بین نوح(ع) تا آدم(ع) بودند، تکذیب مى کردند. این سخن خداوند عزّوجلّ است که: «کذّبت قوم نوح المرسلین»...».

موضوعات مرتبط

  • انبیا: تکذیب انبیا ۲; مکذبان انبیا ۵; هماهنگى انبیا ۲، ۳
  • قوم نوح: تکذیبگرى قوم نوح ۱، ۴; روش برخورد قوم نوح ۵; عقیده قوم نوح ۴
  • نبوت: مکذبان نبوت ۴
  • نوح(ع): قصه نوح(ع) ۱، ۵; مکذبان نوح(ع) ۱

منابع

  1. کافى، ج ۸، ص ۱۱۵، ح ۹۲; نورالثقلین، ج ۴، ص ۶۲- ، ح ۷۱.