الأنفال ٦٩

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

از آنچه به غنیمت گرفته‌اید، حلال و پاکیزه بخورید؛ و از خدا بپرهیزید؛ خداوند آمرزنده و مهربان است!

اينك، از آنچه به غنيمت برده‌ايد، حلال و پاكيزه بخوريد و از خدا پروا داريد كه خداوند آمرزنده‌ى مهربان است

پس، از آنچه به غنيمت برده‌ايد، حلال و پاكيزه بخوريد و از خدا پروا داريد كه خدا آمرزنده مهربان است.

پس اکنون از هر چه غنیمت گرفتید بخورید حلال و گوارای شما باد، و خداترس و پرهیزکار باشید، که خدا آمرزنده و مهربان است.

آنچه از غنیمت [در میدان جنگ] گرفته اید، حلال و پاکیزه بخورید و از خدا پروا کنید؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

از آنچه به غنيمت گرفته‌ايد كه حلال است و پاكيزه، بخوريد. و از خدا بترسيد. هرآينه خدا آمرزنده و مهربان است.

پس از آنچه به دست آورده‌اید، پاک و پاکیزه بخورید، و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند آمرزگار مهربان است‌

اينك از آنچه غنيمت گرفتيد حلال و پاكيزه بخوريد و ترس از خدا را پيشه كنيد، كه خدا آمرزگار و مهربان است.

اکنون از آن چیزی که (از فدیه‌ی اسیران) فراچنگ آورده‌اید حلال و پاکیزه بخورید و (دغدغه‌ای به خود راه ندهید، و در همه‌ی کارهایتان) از خدا بترسید. بیگمان یزدان (سبحان نسبت به بندگانی که به درگاه او برگردند) بسیار آمرزنده و مهربان است.

پس از آنچه به غنیمت برده‌اید، حلال پاکیزه‌ای را بخورید و از خدا پروا بدارید. خدا بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است.

پس بخورید از آنچه به غنیمت گرفتید (در جنگ) حلال پاکیزه و بترسید خدا را که خدا است آمرزنده مهربان‌


الأنفال ٦٨ آیه ٦٩ الأنفال ٧٠
سوره : سوره الأنفال
نزول : ٢ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٢
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مِمَّا غَنِمْتُمْ»: مراد مطلق غنیمت، یا فدیه اسیران است. «حَلالاً طَیِّباً»: مراد مباح و آزاد است. حال اوّل و دوم (ما)، یا صفت مصدر محذوف (أَکلاً) بوده و برای تأکید ذکر شده‌اند.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالًا طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ «69»

پس، از آنچه غنيمت گرفتيد، كه حلال و پاكيزه است، مصرف كنيد و از خداوند پروا كنيد، همانا خداوند، آمرزنده و مهربان است.

جلد 3 - صفحه 357

نکته ها

در معناى جمله‌ى‌ «كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ» اقوالى بيان شده است:

الف: اشاره به سنّت الهى است كه او پيش از بيان حكم، كسى را كيفر نمى‌دهد. چنانكه در آيه‌اى ديگر مى‌فرمايد: «وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا» «1»

ب: اشاره به اراده‌ى الهى به پيروزى مسلمانان در جنگ بدر است كه اگر تقدير خداوند به پيروزى شما نبود، اسير گرفتن پيش از تثبيت مواضع، ضربه‌ى سنگينى به شما مى‌زد. «2»

ج: شايد مراد نكته‌اى باشد كه در آيه 33 همين سوره خوانديم كه تا پيامبر صلى الله عليه و آله در بين شماست، خداوند عذابتان نمى‌كند. «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ»

بنابراين آيه را چنين معنا مى‌كنيم: اگر به خاطر حضور مبارك تو كه سابقاً در كتاب آسمانى گذشت نبود، مسلمانان در جنگ بدر به خاطر اسير گرفتن بى‌موقع مرتكب گناه كبيره و عذاب بزرگى مى‌شدند.

طبق روايات، غنائم در اين آيه، همان مبلغى است كه به عنوان فديه، در برابر آزادى هر اسير دريافت مى‌كردند كه بين هزار تا چهار هزار درهم بوده است.

پیام ها

1- اسير گرفتن در بحبوحه‌ى جنگ، شكست و عذاب سختى را بدنبال دارد.

«لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ»

2- پرداختن به غنائم پيش از سركوبى كامل دشمن، ممنوع است. «لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ»

3- شرط مصرف، حلال و پاك و دلپسند بودن است. «حَلالًا طَيِّباً»

4- همه‌ى غنائم از شما نيست، بلكه بايد خمس آن رابپردازيد. فَكُلُوا مِمَّا ...

چنانكه در آيه 41 خوانديم: وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ‌ ...

5- هشيار باشيد تا غنائم جنگى و فديه گرفتن‌ها، انگيزه‌ى والاى شمارا در جهاد


«1». اسراء، 15.

«2». تفسير اطيب‌البيان.

جلد 3 - صفحه 358

تغيير ندهد و همواره خدا را در نظر داشته باشيد. «اتَّقُوا اللَّهَ» (آرى، بهره‌بردارى از غنائم، لغزشگاه است.)

6- عفو كيفر اسير گرفتن بى‌موقع در جنگ بدر و حلال كردن درآمد حاصل از آزادى اسرا، (با اين‌كه نبايد اسير مى‌گرفتند)، جلوه‌اى از رحمت و مغفرت الهى است. فَكُلُوا ... غَفُورٌ رَحِيمٌ‌

7- مغفرت الهى، پرتوى از رحمت اوست. «غَفُورٌ رَحِيمٌ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (69)

در منهج- مروى است كه اصحاب بعد از نزول اين آيه، هراسان و خائف‌


جلد 4 صفحه 378

شده، از فديه دست كشيده گرد آن نگشتند، حق تعالى آيه شريفه نازل فرمود:

فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ‌: پس بخوريد آنچه غنيمت گرفته‌ايد از فديه، چه آن از جمله غنايم است، حَلالًا طَيِّباً: خوردنى حلال و پاكيزه. و فايده اين قيد، ازاحه آن چيزى بود كه در نفوس آنها خطور كرده بود از كراهت يا حرمت آن به سبب معاتبه در اخذ فديه.

تبصره: كسانى كه از اصوليين امر بعد از حظر (منع) را مفيد اباحه دانسته، تمسك به امثال اين آيه نموده‌اند.

وَ اتَّقُوا اللَّهَ‌: و بپرهيزيد و بيانديشيد از عذاب و سخط الهى در مخالفت. إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ‌: بتحقيق كه خداوند متعال آمرزنده است گناهان شما را.

مهربان است كه مباح فرمود به رحمت رحيميه، آنچه از كفار اخذ كرديد و بر امم ديگر حرام بود.

در منهج- از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مروى است كه فرمود: فضّلت على الانبياء بخمس، بعثت الى الكافّة و احلّ لى المغنم و نصرت بالرّعب و جعلت لى الارض مسجدا و ظهورا و خصّصت بالشّفاعة. «1» فرمود تفضيل يافتم من بر انبيا به پنج چيز: 1- مبعوث بر كافه خلق. 2- حلال شدن غنايم. 3- منصور به رعب و خوف. 4- قرار داده براى من زمين مسجد و طهور تا هر جا روم نماز گزارم، و اگر آب نيابم بدان تيمم كنم، و حال آنكه هيچ پيغمبرى را نماز صحيح نبود مگر در محراب. 5- مخصوص شدم به شفاعت، و اذن در آن قبل از قيامت به من عطا شد به خلاف ساير انبيا كه روز محشر به آنها اذن داده شود.

نكته: قوله: فكلوا، براى سببيت و سبب محذوف است تقدير اينكه: «ابحت لكم الغنائم فكلوا» و حلالا حال از مقسوم يا صفت مصدر محذوف است اى: اكلا حلالا طيّبا.


«1» در كتاب ارزشمند جامع احاديث الشيعه، جلد 3، باب نهم از ابواب تيمّم (صفحات 53 تا 55) رواياتى بدين مضمون از مجاميع معتبر حديثى نقل شده است.


جلد 4 صفحه 379


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى‌ حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (67) لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ (68) فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (69)

ترجمه‌

نشايد از براى پيغمبرى كه باشد براى او اسيران تا آنكه غلبه كند به كشتار در زمين ميخواهيد شما متاع دنيا را و خدا ميخواهد آخرت را و خدا غالب درست كردار است‌

اگر نبود نوشته از خدا پيشى گرفته هر آينه ميرسيد شما را در آنچه گرفتيد عذابى بزرگ‌

پس بخوريد از آنچه غنيمت برديد حلال پاكيزه و بترسيد از خدا


جلد 2 صفحه 549

همانا خدا آمرزنده مهربان است.

تفسير

در ضمن وقايع جنگ بدر و احد ذكر شد كه مسلمانان از كفار در بدر هفتاد نفر كشته بودند و هفتاد نفر اسير نموده بودند و پيغمبر (ص) اراده داشت كه اين اسيران را بكشد و اصحاب تقاضا نمودند كه از آنها فديه گرفته شود و آزاد شوند و حضرت قبول فرمود بشرط آنكه در سال بعد بهمين عدد مسلمانان در جنگ با كفار كشته شوند و شكايت ننمايند و آنها راضى شدند بگرفتن فديه و گفتند فعلا مستغنى ميشويم و بعدا شهيد مانعى ندارد و قمى ره فرموده در آن وقت اين آيات نازل شد كه مفاد آنها آنستكه روا نباشد از براى پيغمبرى آنكه اسيرانى داشته باشد كه فديه بگيرد از آنها تا وقتى كه كشتار زيادى نمايد از كفار و قاهر و غالب و مسلّط شود در زمين چون اگر فديه دادند و رها شدند ممكن است ثانيا اجتماع نمايند و تهيّه لشگر كنند و بر اهل حق كه تازه بروز و جلوه نموده‌اند و كاملا قوى نشدند چشم زخمى وارد نمايند چنانچه نمودند در جنگ احد كه سال بعد واقع شد شما بطمع مال دنيا فديه را اختيار نموديد و بنقد دلخوش شديد ولى خداوند عزت و شوكت و خوشى مئالى شما را طالب و خواهان است چون او عزيز و حكيم است و اراده‌اش منتج عزت و موافق با حكمت و مصلحت است و اگر نبود حكم الهى كه سبقت گرفته است ثبت آن در لوح محفوظ باباحه اموال كفّار براى مسلمانان ميرسيد در پاداش آنچه را اخذ نموديد از كفار بعنوان فديه قبل از اباحه عذاب بزرگى چون گفته‌اند آيه دالّه بر ترخيص در اخذ فديه كه امّامنّا بعد و امّا فداء باشد بعد از جنگ بدر نازل شده است و بنظر حقير اگر قبلا جائز نبود پيغمبر (ص) بخواهش اصحاب عمل نميفرمود و بنابر اين شايد مراد آن باشد كه اگر مقدّر نشده بود در علم الهى و ثبت نشده بود در لوح محفوظ نصرت اسلام و ظفر پيغمبر اكرم بر كفّار ميرسيد بشما از طرف آنها براى اين اخذ صدمات بسيارى كه ممكن بود شيرازه اسلام بسبب آن گسيخته شود ولى خداوند بر حسب وعده خود شما را حفظ فرمود و بالاخره نصرت و ظفر داد بر اعداء و اشكال نشود كه اگر صلاح نبود پيغمبر (ص) اقدام نميفرمود زيرا كه ردّ ملتمس آنها هم صلاح نبود و در مجمع و منهج احتمالات و اقوال ديگرى هم براى اين آيه ذكر فرموده‌اند كه بنظر حقير هيچيك خالى از خلل نيست و در نتيجه حكم بحليّت كليّه‌


جلد 2 صفحه 550

غنائم اعمّ از فديه و غيرها شده است اگر چه در صافى اختصاص بفديه داده است و امر بتقوى براى اشاره بعدم تعدّى در اخذ غنيمت است و خداوند آمرزنده و مهربان است بر بندگان خطاى آنها را مى‌پوشد و كمك و نصرت خود را از آنان دريغ نميفرمايد اگر چه قصور و تقصير از آنها شده باشد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَكُلُوا مِمّا غَنِمتُم‌ حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللّه‌َ إِن‌َّ اللّه‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (69)

‌پس‌ بخوريد آنچه‌ ‌را‌ ‌که‌ بغنيمت‌ بدست‌ آورديد ‌بر‌ ‌شما‌ حلال‌ و گوارا ‌است‌ و ‌از‌ ‌خدا‌ بپرهيزيد محققا خداوند آمرزنده‌ و رحم‌كننده‌ ‌است‌.

فَكُلُوا مِمّا غَنِمتُم‌ شرائط مقرره‌ ‌در‌ باب‌ غنائم‌ مثل‌ اينكه‌ خمس‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بدهيد و ‌در‌ ميان‌ مجاهدين‌ ‌در‌ تحت‌ نظر نبي‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ و امام‌ و منصوب‌ ‌از‌ قبل‌ ‌آنها‌ تقسيم‌ شود و ‌از‌ مختصات‌ نبي‌ و امام‌ نباشد ‌که‌ ‌در‌ كتاب‌ جهاد مسطور ‌است‌ حَلالًا طَيِّباً حلّية بمعني‌ اباحه‌ تصرف‌ و ملكية ‌که‌ مفاد كلوا ‌است‌ زيرا معني‌ اكل‌ ‌در‌ اينجا ‌هر‌ نوع‌ تصرفي‌ ‌است‌، و طيبة مراد گوارا و ‌با‌ بركت‌ و پاك‌ و پاكيزه‌ ‌است‌ وَ اتَّقُوا اللّه‌َ ‌که‌ بمصارف‌ ‌غير‌ مشروعه‌ صرف‌ نشود و تعدي‌ ‌از‌ حق‌ معين‌ ‌بر‌ ‌خود‌ نكند و باعث‌ نشود ‌که‌ ‌شما‌ ‌را‌ بمعاصي‌ و طغيان‌ و نافرماني‌ ‌خدا‌ بيندازد إِن‌َّ اللّه‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ محققا خداوند ميآمرزد ‌شما‌ ‌را‌ ‌در‌ ‌آن‌ تقصيرات‌ قبل‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌شما‌ صادر ‌شده‌ ‌که‌ معذب‌ نميفرمايد ‌شما‌ ‌را‌ و مورد ترحم‌ ‌خود‌ قرار ميدهد بافاضه‌ نعم‌ ‌در‌ دنيا و مثوبات‌ ‌در‌ آخرت‌.

160

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 69)- در این آیه اشاره به یکی دیگر از احکام اسیران جنگی و آن مسأله گرفتن «فداء» شده است.

بعد از پایان جنگ بدر و گرفتن اسیران جنگی گروه انصار به پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله عرض کردند ما هفتاد نفر را کشته و هفتاد نفر را اسیر کردیم و اینها از قبیله تو و اسیران تواند، آنها را به ما ببخش تا در برابر آزادی آنها «فداء» بگیریم (پیامبر صلّی اللّه علیه و آله در انتظار نزول وحی آسمانی در این باره بود) آیه نازل شد و اجازه گرفتن «فداء» در مقابل آزادی اسیران داد.

به هر حال آیه مورد بحث به مسلمانان اجازه می‌دهد که از این غنیمت جنگی (یعنی مبلغی را که در برابر آزادی اسیران می‌گرفتند) استفاده کنند و می‌گوید: «از آنچه به غنیمت گرفته‌اید، حلال و پاکیزه بخورید و بهره گیرید» (فَکُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالًا طَیِّباً).

این جمله ممکن است معنی وسیعی داشته باشد، و علاوه بر موضوع «فداء» سایر غنایم را نیز شامل شود.

سپس به آنها دستور می‌دهد که: «تقوا را پیشه کنید و از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید» (وَ اتَّقُوا اللَّهَ).

اشاره به این که مباح بودن این گونه غنایم نباید سبب شود که هدف مجاهدین در میدان جهاد جمع غنیمت و یا گرفتن اسیر به خاطر «فداء» باشد. و اگر در گذشته چنین نیات زشتی در دل داشتند، بیرون کنند.

در پایان آیه نسبت به گذشته وعده عفو و آمرزش داده، می‌گوید: «خداوند آمرزنده و مهربان است» (إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ).

نکات آیه

۱- غنیمتهاى به دست آمده از دشمنان دین، حلال و بهرهورى از آنها جایز است. (فلکوا مما غنمتم حللا طیبا)

۲- فدیه هاى گرفته شده در قبال آزادى اسیران، از جمله غنایم و استفاده از آنها حلال است. (فلکوا مما غنمتم حللا طیبا و اتقوا اللّه) از مصادیق مورد نظر براى «ما غنمتم» به دلیل آیات گذشته که درباره اسیران جنگى بود، فدیه هایى است که در برابر آزادى آنان گرفته مى شود. عطف جمله «فکلوا» به وسیله حرف فاء به جمله سابق این معنا را تأیید مى کند.

۳- رعایت احکام الهى در بهره گیرى از غنایم جنگ، وظیفه اى ضرورى بر عهده مجاهدان (فلکوا ... و اتقوا اللّه) امر الهى به رعایت تقوا پس از بیان حکم غنایم مى رساند که بهره گیرى از غنایم جنگى داراى احکامى است که باید رعایت شود.

۴- رعایت نکردن احکام الهى در بهرهورى از غنایم جنگى بى تقوایى است. (فلکوا مما غنمتم حللا طیبا و اتقوا اللّه)

۵- مجاهدان نباید در تمامى غنیمتهاى به دست آورده تصرف کنند و تمامى آنها را براى خویش حلال بشمارند. (فلکوا مما غنمتم حللا طیبا) برداشت فوق مبتنى بر این است که «من» در «مما غنمتم» براى تبعیض باشد. بنابراین «فکلوا مما ... » یعنى بخشى از غنیمتها براى شما مباح است و بخش دیگر آن، همانند خمس آن باید به مصارف تعیین شده برسد.

۶- وجود زمینه هاى لغزش و گناه در بهرهورى از غنایم (فلکوا ... و اتقوا اللّه)

۷- حرمت گرفتن اسیر، موجب حرمت گرفتن فدیه از آنان و تصرف در فدیه ها نخواهد شد. (ما کان لنبى أن یکون له أسرى ... فلکوا مما غنمتم حللا طیبا) بیان اباحه غنایم و فدیه هاى اسیران، پس از بیان حرمت اسیر گرفتن در شرایطى ویژه، بیانگر این است که حرمت اسیر گرفتن مانع حلیت فدیه از آنان نخواهد بود.

۸- حرمت روش کسب مال، همواره ملازم حرمت تصرف در مال به دست آمده نیست.* (ما کان لنبى أن یکون له أسرى ... فلکوا مما غنمتم حللا طیبا) برداشت فوق با توجه به توضیح برداشت قبل به دست مى آید.

۹- خداوند، آمرزنده گناهان و با بندگان خویش مهربان است. (إن اللّه غفور رحیم)

۱۰- خداوند، مجاهدان بدر را که به خاطر اقدام نابهنگامشان در گرفتن اسیر مرتکب گناه شدند، مورد عفو و مغفرت خویش قرار داد. (ما کان لنبى أن یکون له أسرى ... إن اللّه غفور رحیم)

۱۱- حکم الهى بر حلیت غنایم و فدیه ها، جلوه اى از مغفرت و رحمت خداوند است. (فکلوا ... إن اللّه غفور رحیم)

۱۲- مغفرت الهى پرتوى از رحمت اوست. (إن اللّه غفور رحیم)

موضوعات مرتبط

  • اسارت: احکام اسارت ۷
  • اسیر: آزادى اسیر ۲ ; فدیه از اسیر ۲، ۷
  • اسیرگیرى: حرام ۷، ۱۰ ; اسیرگیرى ناپسند ۱۰
  • بی‌تقوایى: موارد بی‌تقوایى ۴
  • تصرفات: جایز ۸ ; تصرفات ممنوع ۵
  • خدا: آمرزش خدا ۹، ۱۰، ۱۲ ; رحمت خدا ۱۲ ; مظاهر آمرزش خدا ۱۱ ; مظاهر رحمت خدا ۱۱ ; مهربانى خدا ۹
  • خوردنیها: احکام خوردنیها ۱
  • غزوه بدر: آمرزش مجاهدان غزوه بدر ۱۰
  • غنایم: احکام غنایم ۱، ۳، ۴، ۵ ; موارد غنایم ۲ ; استفاده از غنایم ۳، ۴، ۶ ; حلیت غنایم ۱، ۱۱
  • فدیه: احکام فدیه ۲، ۷ ; حلیت فدیه ۲، ۱۱
  • کسب: احکام کسب ۸ ; کسب حرام ۸
  • گناه: آمرزش گناه ۹ ; زمینه گناه ۶
  • لغزش: زمینه لغزش ۶
  • مجاهدان: مسؤولیت مجاهدان ۳، ۵
  • محرمات:۷
  • نظام اقتصادى:۸

منابع