الأنعام ١٤٩

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

بگو: «دلیل رسا (و قاطع) برای خداست (دلیلی که برای هیچ کس بهانه‌ای باقی نمی‌گذارد). و اگر او بخواهد، همه شما را (به اجبار) هدایت می‌کند. (ولی چون هدایت اجباری بی‌ثمر است، این کار را نمی‌کند.)»

بگو: برهان رسا و روشن مخصوص خداست [كه براى كسى بهانه‌اى باقى نمى‌گذارد] و اگر اراده مى‌كرد شما را جملگى [به جبر] هدايت مى‌نمود

بگو: «برهان رسا ويژه خداست، و اگر [خدا] مى‌خواست قطعاً همه شما را هدايت مى‌كرد.»

بگو: برای خدا حجّت بالغه و رساست، اگر می‌خواست همه شما را هدایت می‌کرد.

بگو: دلیل و برهان رسا [که قابل ردّ، ایراد، شک و تردید نیست] مخصوص خداست، و اگر خدا می خواست قطعاً همه شما را [به طور جبر] هدایت می کرد.

بگو: خاص خداست دليل محكم و رسا، اگر مى‌خواست همه شما را هدايت مى‌كرد.

بگو حجت رسا و روشن از آن خداوند است، و اگر می‌خواست همگی شما را هدایت می‌کرد

بگو: حجّت رسا خداى راست، پس اگر مى‌خواست همه شما را راه مى‌نمود.

(ای پیغمبر!) بگو: خدا دارای دلیل روشن و رسا است (بر این که گفتار و کردارتان بی‌پایه و بی‌مایه است، و شما اصلاً دلیل قطعی بر صدق گفتار و درستی کردار خود ندارید در این که می‌گوئید: خدا به کفر و شرک ما راضی و به تحلیل و تحریم ما خوشنود است! آری) اگر خدا می‌خواست همگی شما را (از راه اجبار به سوی حق و حقیقت) هدایت می‌نمود (امّا هدایت اجباری بیسود است و راهیابی اختیاری پسندیده و ستوده است).

بگو: «پس برهان رسا ویژه‌ی خداست و اگر خدا می‌خواست همواره همه‌ی شما را هدایت می‌کرد.»

بگو خدای را است حجّت رسا و اگر می‌خواست هرآینه رهبری می‌کرد شما را همگی‌


الأنعام ١٤٨ آیه ١٤٩ الأنعام ١٥٠
سوره : سوره الأنعام
نزول : ١٠ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ»: دلیل رسائی که به نهایتِ قوّت و استواری خود رسیده است. برهان گویا و روشن.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ «149»

بگو: دليل روشن و رسا تنها براى خداوند است، پس اگر مى‌خواست همه‌ى شما را (به اجبار) هدايت مى‌كرد.

نکته ها

خداوند، با فطرت توحيدى كه در انسان قرار داده و با هدايت انبيا و عقل، حجّت را بر مردم تمام كرده و راه خير و شرّ و پايان نيك يا بد هر كدام را هم بيان نموده است.

براى خطاكاران هم راه توبه و جبران را باز گذاشته است. معجزه‌هاى روشن انبيا وشيوه‌ى نيكوى دعوت و استدلال‌هاى محكم آنان وسازگارى دين با فطرت وعقل، حجّت را برمردم تمام كرده است.

و با اين همه، مشركان جز گمان بى اساس، دليلى بر شرك خود ندارند و اگر راه غير خدا را بپويند، از خطاها، ضعف‌ها، محدوديّت‌هاى علمى و فكرى و هوسها پيروى كرده‌اند.

در روايات آمده كه خداوند در قيامت به انسان مى‌فرمايد: راه حقّ را مى‌دانستى يا نمى‌دانستى؟ اگر بگويد: مى‌دانستم، مى‌پرسد: چرا عمل نكردى؟ و اگر بگويد: نمى‌دانستم، مى‌پرسد: چرا در پى ياد گرفتن نبودى، اين است حجّت بالغه‌ى خدا بر مردم. «1»


«1». تفسير نورالثقلين.

جلد 2 - صفحه 579

پیام ها

1- تنها خداست كه حجت بالغه دارد و همه‌ى ما در پاسخ او عاجز و تهيدست و مقصّريم. «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ»

2- در راه خدا هيچ گونه ابهام و بهانه‌اى كه دستاويز مخالفان باشد نيست، نه در استدلال، نه در سابقه، نه در صفات پيامبر و نه در شيوه‌ى برخورد با آنان.

«فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ»

3- مشيّت خداوند، بر هدايت آزادانه و ارادى انسان و آزادى و اختيار اوست.

«فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ»

4- اراده‌ى خداوند، تخلّف‌ناپذير است. «فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ (149)

قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ: بگو اى پيغمبر صلى اللّه عليه و آله ايشان را پس از براى خداست حجتى رسيده به نهايت صحت و متانت و قوت در اثبات قول حق، و ابطال قول شما. يا حجتى است به سبب آن رسيده است صاحب آن به غايت صحت قول.

در كتاب كافى از حضرت كاظم عليه السّلام: انّ للّه على النّاس حجّتين حجّة ظاهرة و حجّة باطنة فامّا الظّاهرة فالرّسل و الانبياء و الأئمّة (عليهم السّلام) و امّا الباطنة بالعقول. «1» فرمود حضرت كاظم عليه السّلام: بدرستى كه براى خدا بر مردم دو حجت است: حجت ظاهره و حجت باطنه. اما حجت ظاهرى، پيغمبران و انبياء و ائمه‌اند. و اما باطنه، پس عقول است كه خداى تعالى در بشر مقرر و تميز خير و شر را به آن دهند.

ابن بابويه در امالى روايت نموده از حضرت صادق عليه السّلام از اين آيه سؤال شد فرمود: انّ اللّه تعالى يقول للعبد يوم القيمة عبدى اكنت عالما فان قال نعم، قال له: افلا عملت بما علمت؟ و ان كان جاهلا قال له ا فلا تعلّمت حتّى تعمل فيخصمه فتلك الحجّة البالغة. «2» بدرستى كه خداى تعالى خطاب فرمايد روز قيامت: بنده من، آيا عالم شدى به احكام من. پس اگر گويد بلى، خطاب نمايد چرا عمل نكردى به آنچه دانستى؛ و اگر جاهل باشد، فرمايد چرا ياد نگرفتى تا عمل كنى. پس مخاصمه فرمايد او را، اينست حجت بالغه الهى.

عياشى از حضرت باقر عليه السّلام روايت نموده فرمود: نحن الحجّة البالغة على من دون السّماء و فوق الارض. «3» مائيم حجت بالغه بر كسانى كه در آسمان‌


«1» اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، جلد اوّل، صفحه 16.

«2» بحار الانوار، جلد 2، صفحه 29، حديث 10 (به نقل از امالى مفيد)

«3» تفسير عياشى، جلد اوّل، صفحه 383، حديث 122.

تفسير اثنا عشرى، ج‌3، ص: 400

و روى زمين هستند.

فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ‌: پس اگر خواستى خداى تعالى به الجاء و قهر و جبر، شما را به ايمان دارد، هر آينه هدايت مى‌نمود همه شما را به حق، لكن تكليف، منافى جبر، و حكمت، مناقض قهر است.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ (149)

ترجمه‌

بگو پس مر خدا راست دليل تامّ واضح پس اگر بخواهد هر آينه هدايت نمايد شما را تمامى.

تفسير

خداوند بعد از جواب اقناعى سابق اشاره فرمود بجواب اصلى باين بيان كه از براى خدا است حجّت واضحه و دليل تامّ بر توحيد و نبوّت و احكام حقّه اسلاميّه كه بيان شد و بيش از اين منوط بمشيّت الهيّه است كه تعلّق گرفته باشد بهدايت تمام خلق و تعلق نگرفته چون مصلحت در آنستكه بندگان باختيار و سعى و عمل خودشان بمقامات عاليه برسند لذا آنها را بحال خودشان واگذار فرموده و منصرف ننموده است از كفر و عصيان تا باستحقاق بمقام لايق خود واصل شوند و قمى ره فرموده اگر خواسته باشد خدا قرار ميدهد تمام شما را متفق بر يك امر ولى قرار داده است شما را مختلف و در كافى از حضرت كاظم (ع) نقل نموده است كه از براى خدا بر مردم دو حجّت است يكى حجّت ظاهره و ديگر حجت باطنه اما حجت ظاهره انبياء و رسل و ائمه‌اند و اما حجّت باطنه عقولند و از امام باقر (ع) نقل نموده كه حجت بالغه مائيم بر كسانيكه زير آسمان و روى زمينند و عياشى ره نيز مانند آنرا از آنحضرت نقل نموده است و در امالى از حضرت صادق ع نقل نموده است كه حجت بالغه آنستكه خداوند در روز قيامت به بنده خود ميفرمايد آيا عالم بودى اگر گفت آرى ميفرمايد چرا عمل نكردى بعلمت و اگر گفت خير ميفرمايد چرا ياد نگرفتى و با او مخاصمه ميفرمايد باين حجّت و در روايتى از آنحضرت نقل‌


جلد 2 صفحه 396

شده است كه حجت بالغه آنستكه بعامى ميرسد از اهل كتاب پس ميداند آنرا بنادانى خود چنانچه ميداند آنرا عالم بعلم خود ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قُل‌ فَلِلّه‌ِ الحُجَّةُ البالِغَةُ فَلَو شاءَ لَهَداكُم‌ أَجمَعِين‌َ (149)

بفرما بمشركين‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌براي‌ خداوند حجت‌ بالغه‌ ‌که‌ راه‌ عذر ‌بر‌ تمام‌ ‌شما‌ بسته‌ ‌شده‌ ‌پس‌ ‌اگر‌ مشيئة ‌او‌ تعلق‌ بگيرد هراينه‌ هدايت‌ ميفرمايد تمام‌ شماها ‌را‌ قُل‌ فَلِلّه‌ِ الحُجَّةُ البالِغَةُ خداوند اسباب‌ تكوينيه‌ و تشريعيه‌ ‌را‌ ‌از‌ ‌هر‌ جهة ‌براي‌ بندگانش‌ فراهم‌ فرموده‌. اما تكوينيه‌ عقل‌ و شعور و ادراك‌ و فهم‌ بهمه‌ عنايت‌ فرموده‌، حواس‌ ظاهره‌ و باطنه‌ ‌از‌ ‌هر‌ جهت‌ تمام‌ ‌است‌ چشم‌، گوش‌، زبان‌ قوّه‌، قدرت‌، حيات‌، ساير نعم‌ تماما موجود. و اسباب‌ تشريعيه‌ ارسال‌ رسل‌ و انزال‌ كتب‌ و بيان‌ احكام‌ آنچه‌ موجب‌ سعادت‌ دنيا و آخرت‌ ‌است‌ و آنچه‌ باعث‌ نجات‌ ‌از‌ مهالك‌ دنيوي‌ و اخروي‌ ‌است‌ عنايت‌ فرموده‌ و راه‌ عذري‌ ‌بر‌ احدي‌ باقي‌ نگذاشته‌ اينست‌ حجت‌ بالغه‌.

فَلَو شاءَ ‌اگر‌ قابليت‌ هدايت‌ ‌در‌ ‌شما‌ ‌بود‌ و عناد و عصبيت‌ و تقليد آباء ضالّه‌ ‌خود‌ ‌را‌ كنار ميگذارديد لَهَداكُم‌ أَجمَعِين‌َ تمام‌ ‌شما‌ ‌را‌ هدايت‌ ميفرمود

‌هر‌ چه‌ هست‌ ‌از‌ قامت‌ ناساز بي‌اندام‌ ‌ما ‌است‌

برگزیده تفسیر نمونه


نکات آیه

۱- دلیل محکم و رسا تنها در اختیار خداست. (قل فلله الحجة البلغة)

۲- مشرکان جبرگرا فاقد هر گونه دلیل بر عقاید خویش هستند. (قل هم عندکم من علم ... فلله الحجة البلغة)

۳- خداوند داراى دلایل و حجتهاى رسا بر نفى پندار جبر و عقاید شرک است. (قل فلله الحجة البلغة)

۴- سنت خداوند، هدایت آزادانه و از روى اختیار انسانها با دلایل محکم و رساست. (قل فلله الحجة البلغة فلو شاء لهدیکم أجمعین) مفهوم جمله امتناعیه «لو شاء ... » آن است که خداوند هدایت آزادانه آدمیان را خواسته است، نه جبر آنان بر هدایت. چگونگى این هدایت در جمله «فلله ... » بیان گردیده است. یعنى اینکه خداوند چنین خواسته که با حجتهاى بالغه آدمیان را هدایت کند.

۵- انسان در انتخاب مسیر هدایت یا ضلالت مختار است. (قل فلله الحجة البلغة فلو شاء لهدیکم أجمعین)

۶- اگر مشیت خداوند اجبار انسان بر هدایت بود، همگان را، بى استثنا، هدایت مى کرد. (فلو شاء لهدیکم أجمعین)

۷- لزوم ارائه دلیل و برهان براى هدایت و تصحیح اندیشه دیگران (قل فلله الحجة البلغة فلو شاء لهدیکم أجمعین)

۸- مشیت تکوینى خداوند تخلف ناپذیر است. (فلو شاء لهدیکم أجمعین)

۹- سنت و مشیت خداوند بر هدایت و ضلالت جبرى آدمیان قرار نگرفته است. (فلو شاء لهدیکم أجمعین)

۱۰- عن جعفر بن محمّد (ع) و قد سئل عن قوله تعالى «فلله الحجة البالغة» فقال: إن الله تعالى یقول للعبد یوم القیامة: عبدى اکنت عالما؟ فان قال نعم. قال له: افلا عملت بما علمت؟ و إن قال: کنت جاهلا. قال له: أفلا تعلمت حتى تعمل فیخصمه فتلک الحجة البالغة.(۱) از امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آیه «فلله الحجة البالغة»، روایت شده است: خداوند متعال در قیامت به بنده اش مى فرماید: آیا [به وظایف خویش] آگاه بودى؟ اگر بگوید آرى، مى فرماید چرا عمل نکردى؟ و اگر بگوید آگاه نبودم، به او مى فرماید چرا یاد نگرفتى؟ و [به این گونه]او را محکوم مى کند. و این است حجت بالغه.

۱۱- عن أبى الحسن موسى بن جعفر(ع) فى حدیث طویل: ... جمیع امور الادیان اربعة ... و أمر یحتمل الشک و الانکار فسبیله استیضاح اهله لمنتحلیه بحجة من کتاب الله مجمع على تاویلها و سنة مجمع علیها لا اختلاف فیها، او قیاس تعرف العقول عدله و لا یسع خاصة الأمة و عامتها الشک فیه و الانکار له ... فمن اورد واحدة من هذه الثلاث فهى الحجة البالغة التى بینها الله فى قوله لنبیه: ... «قل فلله الحجة البالغة ... .(۲) از امام کاظم (ع) در ضمن حدیثى طولانى روایت شده است: ... امور ادیان چهار گونه است: ... یکى امرى است که احتمال شک و انکار در آن است و راه آن، این

۱- . امالى شیخ طوسى، ج ۱، ص ۸ ; نورالثقلین، ج ۱، ص ۷۷۶، ح ۳۳۰.

۲- . تحف العقول، ص ۴۰۷ ; بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۳۸- ، ح ۳۱. است که از معتقدین به آن توضیح خواسته شود (تا دلیل آورند) به وسیله حجتى از کتاب خدا که معناى آن مورد اجماع باشد یا با سنتى که اختلاف در آن نباشد و یا با قیاسى که عقل صحت آن را تأیید و قابل انکار و شک هیچکس نباشد ... هر کس یکى از این سه حجت را بیاورد این همان حجت بالغه است که خداوند در قرآن براى پیامبر خود فرموده است: «قل فلله الحجة البالغة ... ».

موضوعات مرتبط

  • انسان: اختیار انسان ۴، ۵، ۶، ۹
  • تربیت: روش تربیت ۷
  • جبر: بیخمنطقى جبر گرایى ۲ ; جبر و اختیار ۶، ۹ ; دلایل بطلان جبر ۳
  • خدا: اتمام حجت خدا ۱۱ ; احتجاج خدا ۳ ; اختصاصات خدا ۱ ; حتمیت مشیّت خدا ۸ ; سنتهاى خدا ۴، ۹ ; قدرت خدا ۶ ; مشیّت خدا ۶، ۹ ; هدایت خدا ۴
  • دین: نفى اکراه در دین ۴، ۵، ۶
  • شرک: دلایل بطلان شرک ۳
  • عقیده: اهمیت برهان در عقیده ۷ ; روش تصحیح عقیده ۷
  • قیامت: مؤاخذه در قیامت ۱۰
  • گمراهى: اختیار در گمراهى ۵، ۹
  • مشرکان: بیخمنطقى مشرکان جبرگرا ۲
  • هدایت: اختیار در هدایت ۴، ۵، ۹

منابع