الأحزاب ٧

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

(به خاطر آور) هنگامی را که از پیامبران پیمان گرفتیم، و (همچنین) از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم، و ما از همه آنان پیمان محکمی گرفتیم (که در ادای مسؤولیت تبلیغ و رسالت کوتاهی نکنند)!

و [ياد كن‌] هنگامى را كه از پيامبران پيمان گرفتيم و از تو و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى بن مريم، و از [همه‌] آنان پيمانى استوار گرفتيم [كه در تكليف رسالت كوتاهى نكنند]

و [ياد كن‌] هنگامى را كه از پيامبران پيمان گرفتيم، و از تو و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى پسر مريم، و از [همه‌] آنان پيمانى استوار گرفتيم.

و (یادآر) آن گاه که ما از پیغمبران عهد و میثاق گرفتیم و هم از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم از همه پیمان محکم گرفتیم (که با هر مشقّت و زحمتی است رسالت خدا را به خلق ابلاغ کنند).

و [یاد کن] زمانی را که از پیامبران [برای ابلاغ وحی] پیمان گرفتیم، و [نیز] از تو و از نوح و از ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم، و از همه آنان پیمانی محکم و استوار گرفتیم،

و آن هنگام كه از پيامبران پيمان گرفتيم و از تو و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى بن مريم و از همه آنها پيمانى سخت گرفتيم،

چنین بود که از پیامبران پیمانشان را گرفتیم و نیز از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم، و از ایشان پیمان اکید گرفتیم‌

و [ياد كن‌] آنگاه كه از پيامبران پيمان ايشان گرفتيم، و از تو و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى پسر مريم و از همه ايشان پيمانى سخت و استوار گرفتيم،

(یادآور شو) هنگامی را که از پیغمبران پیمان گرفتیم و همچنین از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم. (آری!) از آنان پیمان محکم و استواری گرفتیم (که در ادای مسؤولیّت تبلیغ رسالت، و دعوت مردم به خداشناسی و یکتاپرستی کوتاهی نکنند).

و چون از همه‌ی پیامبران برجسته پیمانشان را گرفتیم و (به ویژه) از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم، و از همه‌ی آنان پیمانی سخت گرفتیم؛

و هنگامی که بگرفتیم از پیمبران پیمانشان را و از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی ابن مریم و گرفتیم از ایشان پیمانی گران‌


الأحزاب ٦ آیه ٧ الأحزاب ٨
سوره : سوره الأحزاب
نزول : ٥ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مِیثَاقاً غَلِیظاً»: پیمان سخت و عهد استوار (نگا: نساء / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى‌ وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً «7»

(و به ياد آور) هنگامى كه ما از پيامبران پيمان گرفتيم، و (همچنين) از تو واز نوح و ابراهيم و موسى‌ و عيسى‌ فرزند مريم، و از همه‌ى آنان پيمانى استوار گرفتيم (كه در اداى مسئوليّت و دعوت كوتاهى نكنند).

جلد 7 - صفحه 333

نکته ها

از ميان پيامبران، پنج نفر اولوا العزم يعنى داراى كتاب و شريعت بوده و از جايگاه خاصّى نزد خداوند برخوردار بوده‌اند، اين آيه آنان را به خصوص نام برده است.

البتّه پيامبر اسلام قبل از بقيه بيان شده، كه دالّ بر عظمتى ديگر است، «1» چنانكه از مادر حضرت عيسى نام برده شده كه بيانگر موقعيّت ويژه حضرت مريم و تولّد معجزه‌آساى آن حضرت است.

پیام ها

1- براى آماده سازى روحى و تربيتى، آشنايى با تاريخ و سنّت‌هاى الهى لازم است. (اگر ما از تو ميثاق مى‌گيريم، سنّت و برنامه‌ى ما اين است كه از همه‌ى انبيا پيمان گرفته‌ايم.) «أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ»

2- اگر پيامبر اولى‌ بر مردم است، مسئوليّت و پيمان سختى نيز بر عهده‌ى اوست.

«أَخَذْنا- مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ» هر كس مقام برترى دارد، وظيفه‌اش سخت‌تر است.

(خداوند از همه‌ى انبيا ميثاق گرفت ولى از پيامبران اولوالعزم، ميثاق غليظ گرفت.) «مِيثاقاً غَلِيظاً»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى‌ وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً «7»

بعد از ذكر احكام مذكوره، تأكيد نبوت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله فرمايد به ذكر اخذ ميثاق از پيغمبران سلف:

وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ‌: و ياد بياور اى پيغمبر چون فرا گرفتيم از تمام پيغمبران، مِيثاقَهُمْ‌: پيمان ايشان را بر آنكه هر يك از ايشان بشارت دهند به‌


«1» شرح واقعه غدير را در احتجاج طبرسى ج 1، ص 66 تا 84- حديث الغدير و نيز بحار الانوار ج 37 باب 52 فى اخبار الغدير ص 108 تا 253 مطالعه فرمائيد. و نيز خصال شيخ صدوق ج 1 باب الاثنين ص 65 و 66 و 67 و نيز كتاب نفيس الغدير ج 1 و احقاق الحق چ اسلاميه، ج 2 ص 415 و ج 3 ص 320 و نيز كتاب ينابيع المودة، باب 4 و كتاب عبقات الانوار چ اصفهان مجلد 6 و همچنين در شواهد التنزيل (چ بيروت) ج 1 باب 32 ص 156 و باب 35 ص 187.

جلد 10 - صفحه 410

پيغمبرى كه بعد از ايشان خواهد بود و بر اينكه تبليغ رسالت نمايند و به عبادت و اطاعت الهى دعوت نمايند يكديگر را و تصديق كنند و امت را نصيحت كنند، اين ميثاق در روز الست فرا گرفته شد از پيغمبران گذشته، وَ مِنْكَ‌: و از تو كه پيغمبر آخر الزمان هستى، وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ‌: و از نوح نجى و ابراهيم خليل، وَ مُوسى‌ وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ‌: و از موسى كليم و عيسى پسر مريم كه روح اللّه است. تخصيص اين انبياء به ذكر بعد از تعميم به جهت آنست كه اولو العزم و از مشاهير ارباب شرايع و كتب بودند، و تقديم پيغمبر ما بر ايشان براى تعظيم و تكريم آن حضرت است، وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً: و فرا گرفتيم از اين پيغمبران پيمانى محكم و استوار و عظيم الشأن. نزد بعضى «ميثاق غليظ» يمين مغلظ و مؤكد است بر وفا نمودن به آنچه حق تعالى بر ايشان تحميل نموده از اثقال نبوت و دعوت و غير آن از اقسام عبادت.

تبصره: تفسير برهان- در ذيل حديثى حضرت صادق عليه السّلام فرمايد: بود ميثاق مأخوذ انبياء نسبت به خدا به ربوبيت، و به جهت پيغمبرش به نبوت، و به امير المؤمنين و ائمه عليهم السّلام به امامت، پس فرمود: آيا نيستم پروردگار شما، و حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله پيغمبر شما، و على عليه السّلام امام شما و ائمه هادين عليهم السّلام ائمه شما. گفتند: بلى، پس فرمود خداى تعالى:

شاهديم ما تا اينكه نگوئيد روز قيامت ما را از اين مطلب غافل بوديم. پس اول چيزى كه اخذ فرمود خدا ميثاق را، ربوبيت ذات يگانه او بود به ربوبيت، و اينست فرمايش‌ (وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ) پس ذكر فرمود جمله انبياء را، پس ظاهر فرمود افضل ايشان را به اسامى، فرمود: (و منك يا محمد) مقدم داشت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به سبب آنكه افضل ايشان است (و من نوح و ابراهيم و موسى و عيسى) پس اين پنج نفر افضل انبياء و رسول اللّه افضل ايشان است‌ «1».


«1» تفسير برهان، ج 3، ص 294 روايت اول ذيل آيه 7 بنقل از على بن ابراهيم قمى.

جلد 10 - صفحه 411


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


النَّبِيُّ أَوْلى‌ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‌ بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ إِلاَّ أَنْ تَفْعَلُوا إِلى‌ أَوْلِيائِكُمْ مَعْرُوفاً كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً «6» وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى‌ وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً «7» لِيَسْئَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَ أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ عَذاباً أَلِيماً «8»

ترجمه‌

پيغمبر سزاوارتر است بمؤمنان از خودهاشان و جفتهايش مادران ايشانند و خويشاوندان بعضيشان سزاوارترند ببعضى در كتاب خدا از گروندگان و هجرت كنندگان مگر آنكه بنمائيد بدوستانتان احسانى باشد آن در كتاب نوشته شده‌

و ياد كن هنگامى را كه گرفتيم از پيغمبران پيمانشان را و از تو و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى پسر مريم و گرفتيم از ايشان پيمانى سخت‌

تا سؤال كند راستگويان را از راستگوئيشان و آماده نمود براى كافران عذابى دردناك.

تفسير

خداوند متعال بعد از منع از بعضى نسبتهاى مجازى براى مصلحتى كه ذكر شد اثبات فرموده است بعضى از نسبتهاى حقيقى و مجازى را براى مصالحى و از آن جمله آنستكه پيغمبر صلى اللّه عليه و اله سزاوارتر است بتصرّف در نفوس و اموال اهل ايمان از خود ايشان چون آنحضرت عقل كلّ و هادى سبل و رحمة للعالمين و بر امّت خود از هر پدر مهربانى مهربانتر بوده و هست لذا هر تصرّفى در نفوس و اموال و اعتبارات آنها فرمايد بمقتضاى صلاح واقعى و خير حقيقى آنها در دنيا و آخرت خواهد بود ولى خودشان ممكن است بامورى اقدام نمايند كه خير و صلاح آنها در آن نباشد پس او ولىّ اهل ايمان و پدر مهربان ايشان است كه بتربيت او بأقصى مدارج كمال رسيده و داراى حيات ابدى ميگردند و بملاحظه همين پدرى روحانى است كه اهل ايمان برادر دينى يكديگر ميباشند و زنان آنحضرت بمنزله‌


جلد 4 صفحه 304

مادران ايشانند ولى چون اين نسبت مادرى حقيقى نيست فقط مصحّح اطلاق لازم دارد و آن احترام است ماداميكه خودشان اقدام بهتك حرمت خود ننمايند بخروج از اطاعت امام زمان و حرمت تزويجشان است بر اهل ايمان باحترام پيغمبر صلى اللّه عليه و اله كه از شرع رسيده و بچيز ديگرى از قبيل محرميّت و ارث و نسبتهاى مجازى ديگر سرايت نميكند كه بتوان مثلا برادرايشان را خال و خواهر آنها را خاله و پدر و مادر آنانرا جدّ و جدّه خواند و از براى منع آنها آيه سابقه كافى است علاوه بر آنكه مصحّحى براى استعمال ندارد در مجمع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم نقل نموده كه چون آنحضرت اراده غزوه تبوك فرمود امر نمود مردم را بخروج و جمعى گفتند ما بايد از پدر و مادرمان اذن بگيريم پس اين آيه نازل شد كه دلالت بر اولويّت آنحضرت بتمام اهل ايمان در تمام امور دارد و نيز نقل نموده از صادقين عليهما السلام و جمعى از قرّاء كه قرائت نموده‌اند و ازواجه امّهاتهم و هو أب لهم و قمّى ره فرموده كه بهمين نحو نازل شده است و در اوائل كتاب ذكر شد كه اين قبيل روايات بايد حمل بر تفسير الهى شود و كسانيكه قرابت و رحميّت با كسى دارند سزاوارترند بمقام و منصب و امر تجهيز و ميراث آنكس در حكم الهى كه در كتب فقه براى ولايت در امور ميّت وارث بردن ارحام از يكديگر هر يك بنوبه خود بتفصيل ذكر شده از ساير اهل ايمان كه مهيّا براى نصرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم شدند و كسانيكه با آنحضرت هجرت نمودند و او بين هر دو نفر از آنها عقد اخوّت بسته بود و قبل از نزول اين آيه از يكديگر بنا بود بهمان سبب ارث ببرند و در اواخر سوره انفال بيان شد كه باين آيه نسخ گرديد و بنابر اين ظاهر آيه شريفه يك امر معمول بين عقلاء و مركوز در اذهان است كه اقارب و ارحام هر كس بحسب مراتب قربشان بآن كس اولى و سزاوارترند باو از اجانب و اشخاص بيگانه در هر امر از امور در حال حيات و بعد از ممات مثلا اگر كسى منصبى يا كارى داشته باشد و فرزند صالحى براى آنكار و منصب و بخواهند بعد از او آنكار و منصب را بكسى واگذار كنند هر كس بشنود ميگويد فرزندش اولى و احقّ است از غير و با قطع نظر از اين بناى عقلاء كه كاشف از حكم عقل است آيه دلالت دارد بر آنكه ائمه اطهار كه نزديكترين افراد اهل ايمان بحضرت ختمى مرتبت و اولاد روحى و جسمى اويند احقّ و اولى هستند بعد از او بامارت و


جلد 4 صفحه 305

زعامت اهل ايمان كه مقام و منصب و شأن او بود از سايرين و نيز اقارب متوّفى بحسب مراتب ارث و ولايت در امر تجهيز اولى هستند از اجانب بميراث و ساير امور او و منافات ندارد كه آيه ناظر بامارت و امامت ائمه اطهار باشد بعد از رحلت پيغمبر صلى اللّه عليه و اله چنانچه مفاد بعضى از روايات است و مبيّن حكم ولايت و وراثت ارحام بحسب مراتب خودشان كه مفاد بعضى از روايات ديگر و مورد تمسّك فقهاء در ابواب فقه است چون مستفاد معناى عامّى است كه همه را در بر دارد و بخواست خداوند بنظر حقير رسيد و از ادلّه اثبات مذهب حقّه اثنى عشريه است و تقريبش به بيان مذكور از غنائم اين تفسير بشمار ميرود و از اين اولويّت استثناء شده مورديكه بعضى از اهل ايمان بغرض صحيحى براى بعضى از دوستان و مواليان خود وصيّتى نمايد بامر مشروعى راجع به تجهيز خود يا بمال معيّنى كه از ثلث مالش زيادتر نباشد در باره آن بعض كه باو احسان شود يا او احسان بغير نمايد كه در اين صورت او اولى بآن امر و آنمال خواهد بود از اولياء ميّت و تمام اين احكام در علم الهى و كتاب آسمانى موجود و مرقوم بوده و هست و خواهد بود و در كتب فقهيّه مفصلا ذكر شده است و شايد نكته عطف مهاجرين بر مؤمنين آن باشد كه تصوّر نشود اولويّتى براى ايشان بملاحظه هجرت و سبق اسلام و ساير مزايا كه براى خودشان اثبات مينمودند و راجع بمقام ولايت و ابوّت پيغمبر صلى اللّه عليه و اله و بعد از او امير المؤمنين عليه السّلام و اولاد طاهرين او اخبار بسيارى وارد شده كه در بعضى از آنها كفالت ايتام و اعانت ضعفاء اهل ايمان و اداء ديونشان از لوازم آن شمرده شده و شمه‌اى از اينمقال در سوره بقره ذيل آيه و إذ أخذنا ميثاق بنى اسرائيل گذشت و براى اثبات مقام ولايت پيغمبر خاتم و ساير انبياء عظام بر امم خود خداوند ياد آورى فرموده از عهدى كه گرفته است از ايشان در عالم ذرّ كه از تعليم عقائد حقّه و اخلاق حسنه و آداب و سنن لازمه بامّتها دريغ ننمايند و در موعظه و نصيحت و ارشاد و هدايت آنان كوتاهى نكنند و در تحمّل ناملائمات و سختيها در انجام اين مقصد بردبار باشند مخصوصا عهدى كه از پنج پيغمبر اولو العزم صاحب كتاب و شريعت عامّه تامّه كه نامبرده شده‌اند گرفته شده كه براى توسعه دائره نبوّتشان اخيرا تأكيد شده است آنعهد بشدّت و استحكام براى آنكه در قيامت سؤال فرمايد از


جلد 4 صفحه 306

راستگويان عالم در عقائد و اعمال كه اين راستى و درستى را از كجا آموختيد و ايشان عرض كنند از پيغمبران و سؤال شود براى چه آنرا شعار خود قرار داديد عرض كنند براى رضاى خدا و ظاهر شود بر عالميان صدق و صفاى انبياء و پيروانشان و وارد شوند كفّار و فجّار در عذاب اليم رسوائى بظهور دروغگوئيشان و آتش جهنم آماده شده بيد قدرت الهى براى و رود آنان خلاصه آنكه اين عهد و ميثاق براى آن بود كه برسند اهل ايمان و اعمال صالحه بپاداش اعمالشان و اهل كفر و زندقه بمجازات كردارشان با بيّنه و برهان و وضوح حال هر يك از دو دسته بر عالميان و قمّى ره نقل فرموده كه خداوند اولا از انبيا عهد گرفت براى خود و ثانيا براى پيغمبر آخر الزّمان و شايد مراد آن باشد كه بشارت بظهور او دهند و در مشكلات استمداد از نور وجود او نمايند و در شدائد متوّسل باو و آل اطهارش شوند و معترف بأفضليّت ايشان باشند و بنابر اين نكته تكرار اخذ ميثاق در آيه تعدّد عهد است نه صرف تأكيد يا وجود فاصله بين اخذنا و متعلّق آن كه ليسئل باشد و احتياج بتكرار براى اتّصال ذيل كلام بصدر آن كه نكته در صورت وحدت عهد است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ إِذ أَخَذنا مِن‌َ النَّبِيِّين‌َ مِيثاقَهُم‌ وَ مِنك‌َ وَ مِن‌ نُوح‌ٍ وَ إِبراهِيم‌َ وَ مُوسي‌ وَ عِيسَي‌ ابن‌ِ مَريَم‌َ وَ أَخَذنا مِنهُم‌ مِيثاقاً غَلِيظاً «7»

و ياد كن‌ زماني‌ ‌را‌ ‌که‌ گرفتيم‌ ‌از‌ جميع‌ انبياء عهد و ميثاق‌ ‌آنها‌ ‌را‌ و ‌از‌ شخص‌ تو و ‌از‌ نوح‌ و ابراهيم‌ و موسي‌ و عيسي‌ ‌بن‌ مريم‌

جلد 14 - صفحه 478

و گرفتيم‌ ‌از‌ تمام‌ ميثاق‌ شديد محكمي‌.

‌در‌ جاي‌ ديگر ميفرمايد وَ إِذ أَخَذَ اللّه‌ُ مِيثاق‌َ النَّبِيِّين‌َ لَما آتَيتُكُم‌ مِن‌ كِتاب‌ٍ وَ حِكمَةٍ ثُم‌َّ جاءَكُم‌ رَسُول‌ٌ مُصَدِّق‌ٌ لِما مَعَكُم‌ لَتُؤمِنُن‌َّ بِه‌ِ وَ لَتَنصُرُنَّه‌ُ قال‌َ أَ أَقرَرتُم‌ وَ أَخَذتُم‌ عَلي‌ ذلِكُم‌ إِصرِي‌ قالُوا أَقرَرنا قال‌َ فَاشهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُم‌ مِن‌َ الشّاهِدِين‌َ (آل‌ عمران‌ ‌آيه‌ 81) عهد و ميثاق‌ الهي‌، ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌به‌ دستورات‌ ‌او‌ عمل‌ كنيد و ‌در‌ تبليغ‌ احكام‌ كوتاهي‌ نكنيد و ‌در‌ بليات‌ و واردات‌‌-‌ صبر كنيد و ‌در‌ بشارات‌ و انذارات‌ مسامحه‌ نكنيد و ساير وظائف‌ و تكليفات‌ ‌که‌ ‌من‌ جمله‌ بشارت‌ ‌به‌ وجود پيغمبر اكرم‌ و تصديق‌ انبياء سلف‌ و بشارت‌ ‌به‌ اوصياء المعصومين‌ ‌حتي‌ دوره‌ ظهور و دوره‌ رجعت‌ و تنبيه‌ امت‌ ‌بر‌ اوضاع‌ قيامت‌ و ‌غير‌ اينها.

وَ إِذ أَخَذنا مِن‌َ النَّبِيِّين‌َ مِيثاقَهُم‌ جمع‌ ‌به‌ الف‌ و لام‌ افاده‌ عموم‌ ميكند ‌از‌ جميع‌ انبياء ‌از‌ آدم‌ ‌تا‌ خاتم‌ ‌هر‌ كدام‌ وظائف‌ شخصيه‌ ‌خود‌ ‌را‌.

وَ مِنك‌َ ‌در‌ بيان‌ انبياء پنج‌ پيغمبر اولو العزم‌ ‌را‌ بالخصوص‌ ذكر فرمود و حضرت‌ ‌رسول‌ ‌را‌ مقدم‌ ذكر فرمود ‌براي‌ اهميت‌ و افضليت‌ و خاتمية و اينكه‌ طرف‌ خطاب‌ ‌بود‌.

وَ مِن‌ نُوح‌ٍ وَ إِبراهِيم‌َ وَ مُوسي‌ وَ عِيسَي‌ ابن‌ِ مَريَم‌َ اولو العزم‌ ‌من‌ الرسل‌.

وَ أَخَذنا مِنهُم‌ مِيثاقاً غَلِيظاً.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 7)- پیمان محکم الهی: از آنجا که در آیه قبل اختیارات وسیع و گسترده پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله بیان شد، در اینجا وظائف سنگین پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سایر پیامبران بزرگ را بیان می‌کند، زیرا می‌دانیم همواره اختیارات توأم با مسؤولیتهاست.

نخست می‌فرماید: به خاطر بیاور «هنگامی را که از پیامبران پیمان گرفتیم و (همچنین) از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم، و ما از همه آنان پیمان محکمی گرفتیم» که در ادای مسؤولیت تبلیغ و رسالت کوتاهی نکنند! (وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِیِّینَ مِیثاقَهُمْ وَ مِنْکَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِیثاقاً غَلِیظاً).

به این ترتیب نخست تمام پیامبران را در مسأله میثاق مطرح می‌کند، سپس از پنج پیامبر اولوا العزم نام می‌برد که در آغاز آنها شخص پیامبر اسلام به خاطر شرافت و عظمتی که دارد آمده است.

این پیمان مؤکد همان ادا کردن مسؤولیت تبلیغ و رسالت و رهبری و هدایت مردم در تمام زمینه‌ها و ابعاد است.

و نیز موظف بودند یکدیگر را تأیید نمایند، و پیامبران پیشین، امتهای خود را برای پذیرش پیامبران بعد آماده سازند، همان‌گونه که پیامبران بعد باید دعوت پیامبران پیشین را تصدیق و تأکید نمایند.

نکات آیه

۱ - به یادآوردن پیمان گرفتن هاى سخت خداوند از پیامبران پیشین و از خود پیامبراسلام(ص)، از جمله فرمان هاى خداوند به پیامبراکرم(ص) (و إذ أخذنا من النبیّین میثقهم و منک) «إذ» مفعول فعل مقدر «اُذکر» است. بنابراین، استفاده مى شود که پیامبر(ص) باید یادآور نکات و یا نکته اى که در آیه آمده، باشد.

۲ - خداوند، از همه انبیا، پیمان گرفته که به رسالت خویش، عمل کنند. (و إذ أخذنا من النبیّین میثقهم) آوردن «النبیین» مى تواند بیان کننده این نکته باشد که میثاق، مربوط به نبوت و رسالت انبیا بوده است.

۳ - خداوند، از پیامبراسلام(ص) و نوح و ابراهیم و موسى و عیسى(ع) پیمان و تعهّدى شدید، گرفته است. (و إذ أخذنا ... و منک و من نوح و إبرهیم و موسى و عیسى ابن مریم و أخذنا منهم میثقًا غلیظًا)

۴ - تبعیت از وحى و توکل بر خداوند، از جمله پیمان هاى خداوند با انبیاى خویش است. (و اتّبع ما یوحى إلیک ... و توکّل على اللّه ... وإذ أخذنا من النبیّین میثقهم)

۵ - پیامبر اسلام(ص) و نوح و ابراهیم و موسى و عیسى(ع) چهره هاى شاخص انبیاى الهى اند. (و إذ أخذنا من النبیّین میثقهم و منک و من نوح و إبرهیم و موسى و عیسى ابن مریم) ذکر نام این انبیا پس از آوردن واژه «النبیّین» ذکر خاص پس از عام بوده و مى تواند نشانه برترى آنان باشد.

۶ - پیامبر اسلام(ص) چهره اى ممتاز و برتر از نوح و ابراهیم و موسى و عیسى(ع) است. (و إذ أخذنا ... و منک و من نوح ... و عیسى ابن مریم) ذکر پیامبر(ص) پیش از نام چهار پیامبرى که قبل از آن حضرت بوده اند، در حالى که نام هر یک، به ترتیب تاریخى آورده شده اند، نکته یاد شده را مى رساند.

۷ - ذکر نمونه مشابه در پیمان گرفتن از انبیاى پیشین، براى پیامبر(ص)، به منظور ترغیب آن حضرت، به انجام رسالت خویش بود. (و إذ أخذنا من النبیّین میثقهم و منک و من نوح... و أخذنا منهم میثقًا غلیظًا)

۸ - پیامبران، وظیفه دار عمل به تعهّدات الهى خویش و مسؤول در مقابل آن تعهّدات هستند. (و إذ أخذنا من النبیّین ... و أخذنا منهم میثقًا غلیظًا) تکرار «أخذنا منهم میثاقاً» با تأکید «غلیظاً» نشان دهنده این نکته است که پیمان خداوند، بسیار سخت است و آنان، در برابر آن پیمان، مسؤولیت دارند.

۹ - پیمان گرفتن سخت خداوند از انبیاى خود، امرى شایسته یاد و یادآورى است. (و إذ أخذنا من النبیّین ... و أخذنا منهم میثقًا غلیظًا)

۱۰ - رعایت تقواى الهى و اطاعت نکردن از کافران و منافقان، از جمله پیمان هایى است که خداوند از انبیاى خویش گرفته است. (یأیّها النبىّ اتّق اللّه و لاتطع ... و إذ أخذنا من النبیّین میثقهم) احتمال دارد که «و إذ أخذنا...» عطف جمله به جمله باشد. در این صورت، معناى آیه چنین است: «آنچه به تو - اى پیامبراسلام! - فرمان داده شده، پیمانى است که از سَلَف تو نیز گرفته شده است و آن، همانا تقوا و اطاعت نکردن از کافران و منافقان است».

روایات و احادیث

۱۱ - «عن ابن سنان قال: قال أبوعبداللّه(ع)... فأوّل ما أخذ اللّه عزّوجلّ المیثاق على الأنبیاء له بالربوبیة و هو قوله «و إذ أخذنا من النبیّین میثاقهم» فذکر جملة الأنبیاء ثمّ أبرز أفضلهم بالأسامى فقال: و منک یا محمد(ص)! فقدّم رسول اللّه لأنّه أفضلهم و من نوح و إبراهیم و موسى و عیسى بن مریم فهؤلاء الخمسة أفضل الأنبیاء و رسول اللّه أفضلهم...;] امام صادق(ع) فرمود: ...نخستین پیمانى که خداوند، از انبیا براى خود گرفت، در مورد ربوبیت خود بود. و آن این سخن خداوند است «و إذ أخذنا من النبیّین میثاقهم» که تمام انبیا را ذکر کرد، سپس برترین ها را نام برد و فرمود: «و منک یا محمد!» و بدین گونه رسول خدا را مقدم داشته; زیرا او افضل آنان بوده است. (و سپس فرمود:) «و من نوح و...» پس این پنج نفر، افضل انبیا هستند و رسول خدا(ص) افضل آنان است».

۱۲ - «إنّ أعرابیّاً قال: یا رسول! ما أوّل نبوّتک؟ قال: أخذ اللّه منّى المیثاق کما أخذ من النبیّین میثاقهم. ثمّ تلا: «و إذ أخذنا من النبیّین میثاقهم و منک و من نوح...»;] بادیه نشینى، از رسول خدا(ص) پرسید: آغاز نبوت تو، چه بوده است؟ فرمود: آغاز نبوت من، پیمان گرفتن خدا از من بود. همان طورى که از دیگر پیامبران نیز پیمان گرفت سپس این آیه را تلاوت فرمود: و إذ أخذنا من النبیّین میثاقهم...».

موضوعات مرتبط

  • ابراهیم(ع): مقامات ابراهیم(ع) ۵
  • انبیا: انبیاى اولواالعزم ۵; انبیاى برگزیده ۱۱; مسؤولیت انبیا ۲
  • تقوا: رعایت تقوا ۱۰
  • توکل: توکل بر خدا ۴
  • خدا: عهد خدا با ابراهیم(ع) ۳; عهد خدا با انبیا ۱، ۲، ۴، ۷، ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۲; عهد خدا با عیسى(ع) ۳; عهد خدا با محمد(ص) ۱، ۳، ۸، ۱۲; عهد خدا با موسى(ع) ۳; عهد خدا با نوح(ع) ۳
  • ذکر: ذکر عهد خدا ۱، ۹
  • عصیان: عصیان از کافران ۱۰; عصیان از منافقان ۱۰
  • عیسى(ع): مقامات عیسى(ع) ۵
  • محمد(ص): آغاز نبوت محمد(ص) ۱۲; برترى محمد(ص) ۶; تشویق محمد(ص) ۷; فضایل محمد(ص) ۶; مسؤولیت محمد(ص) ۱، ۷، ۸; مقامات محمد(ص) ۵
  • موسى(ع): مقامات موسى(ع) ۵
  • نوح(ع): مقامات نوح(ع) ۵
  • وحى: پیروى از وحى ۴

منابع

  1. تفسیر قمى، ج ۱۰، ص ۲۴۷; بحارالأنوار، ج ۵- ، ص ۲۳۶، ح ۱۲.
  2. الدرالمنثور، ج ۶، ص ۵۶۸.