الصافات ٦٩

از الکتاب
کپی متن آیه
إِنَّهُمْ‌ أَلْفَوْا آبَاءَهُمْ‌ ضَالِّينَ‌

ترجمه

چرا که آنها پدران خود را گمراه یافتند،

|همانا آنها پدران خود را گمراه يافتند
آنها پدران خود را گمراه يافتند،
چرا که آنها پدرانشان را در ضلالت و گمراهی یافتند.
[سزاوار بودنشان در قیامت به این همه عذاب به سبب این است که] آنان پدرانشان را گمراه یافتند،
آنها پدران خود را پيش از خود گمراه يافتند،
چرا که ایشان پدرانشان را گمراه یافتند
كه آنان پدران خود را گمراه يافتند،
(آنان شایسته‌ی چنین عذابی هستند. چرا که) پدران خود را در گمراهی یافته‌اند (و به دنبال ایشان کورکورانه روان گشته‌اند).
آنان همانا پدران خود را گمراهان یافتند.
که ایشان یافتند پدران خویش را گمراهان‌

They had found their parents astray.
ترتیل:
ترجمه:
الصافات ٦٨ آیه ٦٩ الصافات ٧٠
سوره : سوره الصافات
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَلْفَوْا»: (نگا: بقره / یوسف / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ «69» فَهُمْ عَلى‌ آثارِهِمْ يُهْرَعُونَ «70»

آنان پدران خويش را گمراه يافتند. امّا با اين حال، در پى آنان شتابان مى‌دوند.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ (69)

اين همه انواع عذاب و عقاب به جهت آنست كه:

إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ‌: بدرستى كه ايشان يافتند پدران خود را گمراهان و به باطل گروندگان.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ (61) أَ ذلِكَ خَيْرٌ نُزُلاً أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ (62) إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ (63) إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ (64) طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ (65)

فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ (66) ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْها لَشَوْباً مِنْ حَمِيمٍ (67) ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ (68) إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ (69) فَهُمْ عَلى‌ آثارِهِمْ يُهْرَعُونَ (70)

ترجمه‌

براى مثل اين پس بايد عمل كنند عمل كنندگان‌

آيا اين بهتر است براى تشريفات وارد يا درخت زقّوم‌

همانا ما قرار داديم آنرا امتحانى براى ستمكاران‌

همانا آن درختى است كه بيرون ميآيد در قعر دوزخ‌

بار آن گويا سرهاى شيطانها است‌

پس همانا آنها هر آينه خورندگانند از آن پس پركنندگانند از آن شكمها را

پس همانا براى آنها است بر روى آن هر آينه آميخته‌اى از آب گرم‌

پس همانا بازگشت آنها بسوى دوزخ است‌

همانا آنها يافتند پدرانشان را گمراهان‌

پس آنها در پيروى كارهاى آنان شتابان ميشوند.

تفسير

ظاهرا آيه اوّل نقل كلام اهل بهشت است در ضمن آيات سابقه چنانچه بيان شد و محتمل است كلام الهى باشد از قبل خود يعنى براى مانند اين نعيم كه در آيات اولئك لهم رزق معلوم تا كأنّهنّ بيض مكنون ذكر شد بايد كار كنند كاركنان و در هر حال خداوند ميفرمايد آيا اين نعيم مذكور در آيات سابقه مفصّلا خوب است كه تشريفات ورودى مهمان باشد يا درخت زقّوم كه در مقابل آن تشريفات ورودى كه براى اهل بهشت تهيّه شده بود براى اهل جهنّم تهيّه شده و پذيرائيهاى بعدى هر يك از دو دسته هم بهمين مناسبت خواهد بود و گفته شده زقوم نام درختى است كه در نهامه ميرويد و داراى برگهاى كوچك تلخ بدبو است و در مجمع نقل نموده كه قريش وقتى آيه انّ شجرة الزّقوم طعام الأثيم را شنيدند گفتند ما چنين درختى را نمى‌شناسيم و ابو جهل گفت محمد گمان ميكند آتش درخت ميروياند در صورتى كه درخت را ميسوزاند پس نازل شد انّا جعلناها فتنة


جلد 4 صفحه 434

للظّالمين يعنى ما آن درخت را موجب آزمايش كفّار قرار داديم كه بدون تأمّل در قدرت خدا آنرا منكر شدند و موجب مزيد عذاب آخرت آنها گرديد پس فتنه هم بمعناى امتحان و هم بمعناى عذاب اينجا مناسب است علاوه بر آنكه چنين نزل يعنى تهيّه بدوى براى وارد بخودى خود هم عذاب و بلا است و اگر اين شأن نزول نبود حمل بر عذاب و بلا ميشد و گفته شده چون آنها اظهار عدم اطّلاع از چنين درختى نمودند خدا آنرا معرّفى فرموده كه آن درختى است كه از ته جهنّم بيرون مى‌آيد و شاخه‌هايش بلند ميشود و بتمام طبقات جهنّم ميرسد و چون از آتش ميرويد در آتش نميسوزد و ميوه آن در وقت طلوع از شاخه مانند سرهاى شياطين است و اين يك نوع تشبيه لطيفى از امر حسّى است بامر خيالى مانند تشبيه سر نيزه بدندان غول در شعر امرء القيس يا روى خوب برخسار پرى كه رايج است با آنكه نه غول را كسى ديده نه پرى را شياطين را هم نمى‌بينند ولى در عالم خيال صورت قبيحى براى آنها تصوّر مينمايند كه ترس آور است و كفّار قبل از ورود بجهنّم از شدّت گرسنگى شكم را از آن پر ميكنند و عطش بر آنها غلبه مينمايد پس مدّتى تشنه ميمانند تا مايعى مركّب از چرك و خون بد بوى مشوب و مخلوط بزرداب جوشانى بآنها داده ميشود كه امعائشان متلاشى ميگردد و بعدا بجايگاه خودشان از جهنّم منتقل خواهند شد و گناه آنها آنستكه ديدند پدرانشان در ضلالت و گمراهى كفر و شرك بسر ميبرند و بدون تأمّل و تفكر و تحقيق و تدقيق تقليد از آنها نمودند و در پيروى آنها شتابان شدند مانند آنكه كسى آنها را تعقيب نموده و بسرعت ميراند بسوى آن و گفته شده حميم جاى مخصوصى دارد خارج از جهنّم آنها را مانند شتر ميبرند بر سر آن مايع جوشان و سيراب نموده بجهنّم برميگردانند بدليل قول خداوند هذه جهنّم الّتى يكذّب بها المجرمون يطوفون بينها و بين حميم آن پناه مى‌بريم بخداى مهربان.


جلد 4 صفحه 435

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


إِنَّهُم‌ أَلفَوا آباءَهُم‌ ضالِّين‌َ (69) فَهُم‌ عَلي‌ آثارِهِم‌ يُهرَعُون‌َ (70)

سر كفر ‌آنها‌ اينست‌ ‌که‌ اينها يافتند پدران‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌در‌ ضلالت‌ و گمراهي‌ ‌پس‌ اينها ‌بر‌ آثار ‌آنها‌ بشتاب‌ ميروند.

بزرگترين‌ منشأ كفر و شرك‌ و ضلالت‌ و فسق‌ و فجور تقليد آباء ‌است‌ مشاهده‌ كنيد ذريه يهود يهودي‌ ميشوند ذريه نصاري‌ نصراني‌ ذريه مخالفين‌ مخالف‌

جلد 15 - صفحه 161

ذراري‌ فساق‌ فاسق‌ ميشوند چنانچه‌ ‌در‌ مقابل‌ انبياء همين‌ عذر ‌را‌ مياوردند چنانچه‌ ميفرمايد وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدنا عَلَيها آباءَنا اعراف‌ آيه 27 بَل‌ قالُوا إِنّا وَجَدنا آباءَنا عَلي‌ أُمَّةٍ وَ إِنّا عَلي‌ آثارِهِم‌ مُهتَدُون‌َ زخرف‌ آيه 21 إِنّا وَجَدنا آباءَنا عَلي‌ أُمَّةٍ وَ إِنّا عَلي‌ آثارِهِم‌ مُقتَدُون‌َ زخرف‌ آيه 23 أَ صَلاتُك‌َ تَأمُرُك‌َ أَن‌ نَترُك‌َ ما يَعبُدُ آباؤُنا‌-‌ الاية هود آيه 89 و ‌غير‌ اينها ‌از‌ آيات‌.

(سؤال‌) چرا ‌اگر‌ تقليد آباء مدركي‌ دارد ‌اينکه‌ ابناء نوع‌ امروزه‌ تقليد آباء نميكنند دخترها مشاهده‌ ميكنند مادرها و بزرگترهاي‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌در‌ زير چادر هستند ولي‌ ‌آنها‌ مكشوفات‌ بيرون‌ ميآيند پسرها ميبينند پدرها و بزرگتران‌ ‌خود‌ ‌را‌ محاسن‌ دارند و وضع‌ لباس‌ ‌آنها‌ مشاهده‌ ميكنند ولي‌ ‌خود‌ ‌به‌ وضع‌ ديگري‌ بيرون‌ ميآيند پدرها و مادرها نماز ميگذارند ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ روزه‌ مي‌‌-‌ گيرند ‌در‌ مساجد حاضر ميشوند پاي‌ مواعظ مينشينند سينما و تئاتر خانه‌ها نميروند و تماشاخانه‌ها حاضر نميشوند و ‌غير‌ اينها ولي‌ اينها نه‌ نماز ميكنند و نه‌ روزه‌ نه‌ مسجد نه‌ موعظه‌ بلكه‌ سينما تماشاخانه‌ و و و (جواب‌) ‌در‌ امر باطل‌ تقليد آباء ميكنند ولي‌ ‌در‌ امر حق‌ مخالفت‌ ميكنند و منشأ ‌آن‌ قساوت‌ قلب‌ هواي‌ نفس‌ حب‌ شهوات‌ ‌است‌ و اينكه‌ ميگويند تقليد آباء ميكنيم‌ بهانه‌ ‌است‌ و الا فساد اخلاق‌ بيحيايي‌ و بيعفتي‌ و مفاسد ديگر منشأ آنست‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 69)- در این آیه قرآن دلیل اصلی گرفتاری دوزخیان را در چنگال این مجازاتهای دردناک در دو جمله کوتاه و پر معنی بیان می‌کند، می‌گوید: «چرا که آنها پدران خود را گمراه یافتند» (إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّینَ).

نکات آیه

۱ - تقلید از پدران و اجداد در عقاید دینى باطل و مبانى فکرى غلط، از ویژگى هاى دوزخیان ستمگر (إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّین) مفسران برآنند که در این جا ظاهر آیه شریفه (کافران پداران شان را گمراه یافتند) مراد نیست; بلکه این خداوند است که آنان را گمراه خوانده است و کافران تنها پدران خود را بر آیینى یافتند و بى تأمل و اندیشه از آنان تقلید کردند. مفاد این آیه، مانند مفاد آیه ۲۳ سوره زخرف است که مى فرماید: «إنّا وجدنا ءاباءنا على امّة و إنّا على ءاثارهم مقتدون».

۲ - تقلید دوزخیان ستمگر از پدران خود در عقاید دینى و مبانى فکرى، تقلیدى کورکورانه بود. (إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّین)

۳ - تقلید کورکورانه دوزخیان ستمگر در عقاید دینى و مبانى فکرى از پدران خود، موجب دوزخى شدن آنان گردید. (ثمّ إنّ مرجعهم لإلى الجحیم . إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّین) برداشت یاد شده از آن جا است که جمله «إنهم ألفوا...» تعلیل براى جملات پیشین (عذاب شدن و دوزخى گشتن کافران) است.

۴ - تقلید در اصول دین و مبانى فکرى، امرى ناپسند و غیرجایز (إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّین)

۵ - لزوم مبتنى ساختن عقاید دینى و مبانى فکرى خود، بر تفکر و تعقل و به دور از تقلید کورکورانه از دیگران (إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّین)

۶ - تأثیر عقاید و افکار پدران و مادران، بر فرزندان و نسل هاى آینده (إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّین)

موضوعات مرتبط

  • احکام :۴
  • تعقل: اهمیت تعقل در عقیده ۵
  • تقلید: آثار تقلید کورکورانه ۳; احکام تقلید ۴; تقلید از نیاکان ۱، ۲، ۳; تقلید کورکورانه ۱، ۲; تقلید ممنوع ۴; تقلید ناپسند ۴
  • جهنم: موجبات جهنم ۳
  • جهنمیان: تقلید جهنمیان ۲; ویژگیهاى جهنمیان ۱
  • دین: تقلید در اصول دین ۴
  • ظالمان: تقلید ظالمان ۱، ۲، ۳
  • عقیده: تقلید در عقیده ۱، ۲، ۳
  • فرزند: عوامل مؤثر در عقیده فرزند ۶
  • نیاکان: نقش عقیده نیاکان ۶

منابع