رَهْبَانِيّة

از الکتاب

آیات شامل این کلمه

«رهبانیت» از مادّه «رهبه»، به معناى «خوف و ترس» است که در اینجا خوف و ترس از خدا منظور است، و به گفته «راغب» در «مفردات»، ترسى است آمیخته با پرهیز و اضطراب، و «تَرَهُّب» به معناى «تعبّد» و عبادت کردن و «رهبانیت» به معناى «شدت تعبد» است.

ریشه کلمه

قاموس قرآن

جمع راهب است و آن كسى است كه از خدا مى‏ترسد ولى در متعارف به راهبان و صومعه نشينان مسيحيان اطلاق مى‏شود. طبرسى تصريح مى‏كند كه آن جمع راهب است مثل راكب و ركبان و فارس و فرسان ولى راغب گفته مفرد و جمع هر دو به كار رود در قرآن مجيد جمع به كار رفته است. [ مائده:82]، [توبه:31]. قسّيس و حبر علماى مسيحى، و راهب دير نشينان آنهاست. * [حديد:27]. رهبانية عرفاً آن است كه انسان از مردم بريده و مشغول عبادت خدا شود در اثر خوف از خدا (الميزان) راغب گويد: آن افراط در تعبد است از فرط خوف. ليكن در اسلام رهبانيت نيست بلكه رهبانيت اسلام جهاد در راه خدا و نماز و غيره است كه خواهد آمد طبرسى گفته حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم فرموده: «لا رهبانية فى الاسلام» در سفينة البحار ذيل لغت رهب نقل كرده: پسرى از عثمان بن مظعون فوت شد. بسيار محزون گرديد تا محلى در منزل خود معيّن كرده مشغول عبادت شد. اين مطلب به رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم رسيد فرمود: اى عثمان خدا بر ما رهبانيّت امّت من فقط جهاد در راه خداست. آيه شريفه صريح است در اينكه رهبانيّت ساخته نصارى است و بر آنها تشريع نشده است «ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ» ولى دلالت دارد كه اين عمل پيش خدا پسنديده بوده زيرا اِلّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللّهِ» به طوريكه الميزان و بيضاوى گفته استثناء منقطع است يعنى لكن آنها براى رضاى خدا اين كار را ساختند. طبرسى نيز در تفسير اينطور گفته ولى در اعراب جور ديگر آورده كه براى آنها طلب رضاى خدا را نوشتيم نه رهبانيّت را. و نيز آيه روشن است در اينكه نصارى در اين عمل افراط و تفريط كرده‏اند كه فرموده «فَمارَعِوْها حَقَّ رِعايَتِها»در اينجا روايتى در مجمع نقل شده كه روشن كننده مطلب است . ابن مسعود گويد: با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم به الاغى سوار بودم فرمود: اى پسر امّ عبد آيا مى‏دانى بنى اسرائيل از كجا رهبانيت را ساختند گفتم: خدا و رسول داناتراند. فرمود: ستمكاران پس از عيسى بر آنهامسلّط شدند و عمل به معصيت كردند. اهل ايمان از اين كار خشمگين شده به جهاد برخاستند. سه بار از ستمگران شكست خوردند. نماند از آنها مگر اندكى گفتند: اگر خود را به اين حكام نشان دهيم ما را فانى مى‏كنند براى دين طرفدار و دعوت كننده‏اى نمى‏ماند بيائيد در زمين متفقر شويم تا خداوند پيغمبرى را كه عيسى وعده فرموده مبعوث كند از آن محمد را قصد مى‏كردند در غارهاى كوهها پراكنده شدند و رهبانيتى از خود ساختند پس بعضى به دين خود چنگ زد و بعضى كفر ورزيد بعد از اين آيه را تلاوت كرد «وَ رُهْبانِيَّةً ابْتَدَعوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ» پس از آن فرمود: پسر ام عبد ميدانى رهبانيت امّت من چيست؟ گفتم: خدا و رسول داناتر است. فرمود: هجرت، جها، صلوة، صوم، حجّ، و عمره. از اين روايت روشن مى شود كه كفر ورزندگان آن را مراعات نكرده و بيراهه رفته‏اند. اين حديث در الميزان از مجمع نقل شده در صافى نيز مختصراً آورده است.