يَنْظُرُون

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو

آیات شامل این کلمه

«انتظار» از مادّه «نَظَر» معمولاً به حالت کسى گفته مى شود که از وضع موجود ناراحت است و براى ایجاد وضع بهترى تلاش مى کند. فى المثل بیمارى که انتظار بهبودى مى کشد، یا پدرى که در انتظار بازگشت فرزندش از سفر است، از بیمارى و فراق فرزند ناراحتند و براى وضع بهترى مى کوشند. همچنین تاجرى که از بازار آشفته ناراحت است و در انتظار فرو نشستن بحران اقتصادى مى باشد این دو حالت را دارد «بیگانگى با وضع موجود» و «تلاش براى وضع بهتر». بنابراین، مسأله انتظار حکومت حق و عدالت «مهدى»(علیه السلام) و قیام مصلح جهانى در واقع مُرکّب از دو عنصر است، عنصر «نفى» و عنصر «اثبات». عنصر نفى همان بیگانگى با وضع موجود و عنصر اثبات خواهان وضع بهترى بودن است. اگر این دو جنبه در روح انسان به صورت ریشه دار حلول کند، سرچشمه دو رشته اعمال دامنه دار خواهد شد. این دو رشته اعمال عبارتند از: ترک هر گونه همکارى و هماهنگى با عوامل ظلم و فساد و حتى مبارزه و درگیرى با آنها; از یک سو و خودسازى و خودیارى و جلب آمادگى هاى جسمى و روحى و مادى و معنوى براى شکل گرفتن آن حکومت واحد جهانى و مردمى; از سوى دیگر. اگر خوب دقت کنیم مى بینیم هر دو قسمت آن سازنده و عامل تحرک و آگاهى و بیدارى است. با توجّه به مفهوم اصلى «انتظار»، معناى روایات متعددى که درباره پاداش و نتیجه کار منتظران رسیده به خوبى درک مى شود. اکنون مى فهمیم که چرا منتظران واقعى گاهى همانند کسانى شمرده شده اند که در خیمه حضرت مهدى(علیه السلام) یا زیر پرچم او هستند، یا کسى که در راه خدا شمشیر مى زند، یا به خون خود آغشته شده، یا شهید گشته است. آیا اینها اشاره به مراحل مختلف و درجات مجاهده در راه حق وعدالت نیست که متناسب با مقدار آمادگى و درجه انتظار افراد است؟ یعنى، همان طور که میزان فداکارى مجاهدان راه خدا و نقش آنها با هم متفاوت است; انتظار، خودسازى و آمادگى نیز درجات کاملاً متفاوتى دارد که هر کدام از اینها با یکى از آنها از نظر مقدمات و نتیجه شباهت دارد. هر دو جهادند و هر دو آمادگى مى خواهند و خودسازى، کسى که در خیمه رهبر چنان حکومتى قرار گرفته یعنى در مرکز ستاد فرماندهى یک حکومت جهانى است، نمى تواند یک فرد غافل،بى خبر و بى تفاوت بوده باشد. آنجا جاى هر کس نیست; جاى افرادى است که به حق، شایستگى چنان موقعیت و اهمیتى را دارند. همچنین کسى که سلاح در دست دارد، در برابر رهبر این انقلاب با مخالفان حکومت صلح و عدالتش مى جنگد، آمادگى فراوان روحى و فکرى و رزمى باید داشته باشد، «نظر» و «انتظار» چنان که «راغب» در «مفردات»مى گوید،گاه به یک معنا مى آید.

مادّه «نظر» چنان که «راغب» در «مفردات» مى گوید، به معناى گردش فکر یا اندیشه، براى مشاهده یا ادراک چیزى است، و گاه به معناى تأمل و جستجوگرى، و نیز به معناى معرفت حاصل از جستجوگرى، آمده است. و مى گوید «نظر» و «انتظار» گاه به یک معنا مى آید.


جمله «یَنْظُرُون» (نگاه مى کنند) از مادّه «نَظَر» اشاره به نگاه کردنِ خیره خیره آنها، به عرصه «محشر»، یا نگاه کردن به عنوان انتظار عذاب است، و در هر صورت، منظور این است که، نه تنها زنده مى شوند، بلکه درک و دید خود را با همان یک صیحه باز مى یابند!

ریشه کلمه


کلمات نزدیک مکانی

وَ إِلاّ هَل مِن هُم أَن إِلَيْک تَأْتِيَهُم اللّه إِلَى مَا فَإِذَا فِي يَوْم الّذِين عَلَى فَهَل کَانُوا الْأَرَائِک لا السّاعَة إِن قِيَام کُنْتُم يَأْتِي الْکُفّار وَاحِدَة بِمَا تَرَاهُم الْمَوْت فَلا أَو الْمَلاَئِکَة هٰذَا هُدًى تَعْرِف کَيْف عَلَيْه فَمَا جَاء بَغْتَة إِذ أَشْرَقَت تَعْمَلُون أَلِيم عَلَيْکُم رَأَيْتَهُم تَقْوَاهُم قَالُوا الذّل مَرَض صَادِقِين اسْتَطَاعُوا يَصْدِفُون ثُوّب يُؤْمِنُون حَکِيم الْخَوْف لِقَوْم طَرْف مَبْثُوثَة أَ آمَنُوا نَعِيم تَدُور تَأْوِيلَه يَضْحَکُون بِأَهْلِه يَعِدُکُم صَيْحَة عَزِيز سُنّة يَا نَظَر قُلُوبِهِم آتَاهُم الْأَرْض وُجُوهِهِم الْإِبِل الْأَوّلِين زَرَابِي وَيْلَنَا يَأْتِيَهُم بِنُور خَاشِعِين أَعْيُنُهُم الصّاعِقَة نَضْرَة يَسْمَعُوا الْمَغْشِي لَفِي أَمْر خَفِي رَحْمَة السّيّئ عَذَاب الْأَبْرَار فَأَخَذَتْهُم أُخْرَى النّعِيم رَبّهَا يُسْقَوْن مَصْفُوفَة عَلَيْهَا خُلِقَت الْوَعْد تَأْخُذُهُم فَلَن إِحْدَى الْعَذَاب الْجَنّة عَن کَالّذِي زَجْرَة الطّائِفَتَيْن رَأَيْت زَادَهُم ادْخُلُوا ظَلَمُوا يَفْعَلُون الْمُقَرّبُون الْهُدَى تَأْوِيلُه رَبّک يُبْصِرُون خُذ رَبّهِم قَال يُسَاقُون سُوء نَمَارِق فِيه يُعْرَضُون تَجِد يُغْشَى فَاعْلَمُوا هِي الْمَکْر کَأَنّمَا الْقِتَال أَنّهَا وُضِع السّمَاء نُفِخ الدّين الْعَفْو لِسُنّة مَتَى دَاخِرُون لِلّذِين عِلْم فَإِنّمَا أَشِحّة الْبَيّنَات قَلِيلا يَقُول آيَاتِنَا فَقَد ظُلَل اهْتَدَوْا يَحِيق مُنْتَصِرِين تَدْعُوهُم يَخِصّمُون فِيهَا سَلاَم فَالْيَوْم جَاءَتْکُم فَوَيْل سَبِيل لَکُم الْکِتَاب يَقُولُون تَبَيّن فَأَوْلَى أَنْتُم ثُم الْغَمَام أَشْرَاطُهَا نَسُوه تَبْدِيلا ذُکِر لَهُم فَعَتَوْا شَاء الْخَاسِرِين فَأَنّى بَعْد يَشْعُرُون کَذٰلِک

تکرار در هر سال نزول

در حال بارگیری...