يونس ٨٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

گفتند: «تنها بر خدا توکل داریم؛ پروردگارا! ما را مورد شکنجه گروه ستمگر قرار مده!

|گفتند: تنها بر خدا توكل كرديم. پروردگارا! ما را مايه آزمون و آزار قوم ستمگر قرار مده

پس گفتند: «بر خدا توكّل كرديم. پروردگارا، ما را براى قوم ستمگر [وسيله‌] آزمايش قرار مده.»

پیروان موسی نیز همه گفتند: ما بر خدا توکل کردیم، بار الها ما را دستخوش فتنه اشرار و قوم ستمکار مگردان.

پس گفتند: ما فقط بر خدا توکل کردیم. پروردگارا! ما را دستخوش شکنجه و عذاب ستمکاران قرار مده.

گفتند: بر خدا توكل كرديم، اى پروردگار ما، ما را مغلوب اين مردم ستمكار مكن.

در پاسخ گفتند بر خداوند توکل کردیم، پروردگارا ما را دستخوش ستمگران مگردان‌

پس گفتند: بر خدا توكل كرديم پروردگارا، ما را مايه آزمون گروه ستمكاران- دستخوش شكنجه و آزار آنها- قرار مده.

پس مؤمنان گفتند: بر خدا توکّل می‌کنیم و بس. پروردگارا! ما را (وسیله‌ی) آزمون مردمان ستمکار و (آماج) بلا و آزار کافران (بدکردار) مساز.

پس گفتند: «تنها بر خدا توکل کردیم. پروردگارمان! ما را برای گروه ستمگران (مورد) آزمایشی آتش‌بار قرار مده.»

گفتند بر خدا توکّل کردیم پروردگارا نگردان ما را دستخوش گروه ستمکاران‌


يونس ٨٤ آیه ٨٥ يونس ٨٦
سوره : سوره يونس
نزول : ١١ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«فِتْنَةً»: امتحان و آزمایش. فتنه و بلا. مراد این است که پروردگارا کافران را با اذیّت و آزار رساندنشان به ما آزمایش مکن که تاب و توان شکنجه ستمکاران را نداریم. یا این که: پروردگارا ما را نشانه تیر بلای ستمکاران و مقهور و مغلوب ایشان مگردان.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَقالُوا عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ «85»

پس آنان گفتند: تنها بر خداوند توكّل كرده‌ايم، پروردگارا: ما را گرفتار سختى‌ها و آزمايش ستمگران قرار مده.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَقالُوا عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (85)

پس از امر موسى به توكل بر خداى متعال، قوم قبول نموده:

فَقالُوا عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا: پس گفتند بر خداى تعالى توكل نموديم نه بر غير، و امورات را به او واگذاشته، وثوق و اعتماد بر او داريم. بعد شروع به دعا نمودند كه: رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ‌: بار پروردگارا 1- قرار مده ما را مفتون ظالمين، يعنى ظالمين را تمكين مفرما بر ظلم ما به تحميل آنچه ما را از دين خارج كند. 2- آنها را بر ما مسلط مفرما تا گمان برند كه آن ظفر و فتحى است، و بر ما مفتون شوند. 3- ما را به گناه ظالمين عذاب مكن تا تمكن يابند و بگويند اگر اينان بر حق بودندى، ايشان را عذاب نكردندى. 4- ظالمين را بر ما سلطه مده تا گمان برند كه ايشان بهتر از ما هستند و آنگاه به ما مفتون شوند.

ج5، ص 380

5- مجمع‌ «1»- زراره و محمد بن مسلم از حضرت باقر و صادق عليهما السلام روايت نموده در معنى آيه: مسلط مكن ظالمين را، پس امتحان نمائى ايشان را به ما. على بن ابراهيم قمى‌ «2»- از حضرت باقر عليه السّلام روايت نموده انّ قوم موسى استعبدهم آل فرعون و قالوا: لو كان لهؤلاء كرامة كما يقولون ما سلّطنا عليهم فقال موسى لقومه يا قوم ان كنتم امنتم باللّه فعليه توكّلوا ان كنتم مؤمنين. بدرستى كه آل فرعون، قوم موسى را به بندگى خود وادار و گفتند: اگر براى اين جماعت كرامتى بود چنانچه گويند مسلط نمى‌شديم ما بر ايشان. و موسى عليه السّلام فرمود: اى قوم اگر ايمان داريد، پس بر خدا توكل كنيد.

(ممكن است روايت دوم تفسير روايت اول باشد.)


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


فَما آمَنَ لِمُوسى‌ إِلاَّ ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلى‌ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلائِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ (83) وَ قالَ مُوسى‌ يا قَوْمِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ (84) فَقالُوا عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (85) وَ نَجِّنا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكافِرِينَ (86)

ترجمه‌

پس ايمان نياوردند بموسى مگر فرزندانى از قوم او با ترس از فرعون و جماعتشان كه سياست كند ايشانرا همانا فرعون هر آينه غالب بود در زمين و همانا او بود از اسراف كنندگان‌

و گفت موسى اى قوم من اگر هستيد كه ايمان آورديد بخدا پس بر او توكّل كنيد اگر هستيد منقادان‌

پس گفتند بر خدا توكّل كرديم پروردگار ما مگردان ما را مقهور از براى گروه ستمكاران‌

و نجات ده ما را برحمت خود از گروه كافران.

تفسير

پس از ظهور معجزات بدست حضرت موسى عليه السّلام ايمان نياوردند بآنحضرت در بدو امر مگر عدّه‌اى از جوانان بنى اسرائيل و بنابراين ضمير در قومه راجع به موسى عليه السّلام است و محتمل است راجع باشد به فرعون چنانچه گفته‌اند آنها جماعتى بودند از قبطيان كه از طرف مادر از بنى اسرائيل بودند در هر حال ايمان ايشان مقرون بود بترس از فرعون و كسان خودشان كه بزرگتر بودند و متابعت از فرعون مينمودند كه مبادا آنها را از دين حقّ باز دارند به اذيّت و آزار چون فرعون مقتدر و قهّار و جبّار بود در زمين مصر و متجاوز و متعدّى و متكبّر بود نسبت بمردم خصوصا بنى اسرائيل كه با آنها برسم بندگى رفتار مينمود تا حدّيكه ادّعاء خدائى كرد و حضرت موسى عليه السّلام به اهل ايمان فرمود اگر واقعا بخدا ايمان داريد و او را بكمال قدرت و رحمت و رأفت بر بندگان خصوصا اهل ايمان شناخته‌ايد پس بر او اعتماد و توكّل و به اولياء او تمسّك و توسل نمائيد تا شما را از شرّ دشمنان حفظ فرمايد و دين و دنياى شما مأمون گردد اگر در برابر او امر الهى مطيع و منقاد و راضى برضا و تسليم بقضاء او باشيد پس آنها با توسل و توكل روى نياز بدرگاه قادر كار ساز نموده از خداوند خواستند كه ايشانرا از تحت نفوذ و قدرت و قهر و غلبه و شكنجه و اذيّت و آزار فرعون و فرعونيان خارج فرمايد و زير دست ستمكاران ننمايد كه بتوانند آنها را از عمل بوظيفه الهيّه خودشان باز دارند و بگويند اگر اينها كرامتى نزد خدا داشتند خداوند ما را بر آنها مسلّط نمينمود چنانچه قمّى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه ميگفتند و در خاتمه با توسل برحمت رحيميّه طلب نجات خودشان را از دست كفّار تأكيد و تقرير


جلد 3 صفحه 39

نمودند و محتمل است مراد از رحمت مظهر اتمّ آن باشد كه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آل اطهار اويند و در شدائد مأمور بتوسل بايشان بودند.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَقالُوا عَلَي‌ اللّه‌ِ تَوَكَّلنا رَبَّنا لا تَجعَلنا فِتنَةً لِلقَوم‌ِ الظّالِمِين‌َ (85)

‌پس‌ گفتند قوم‌ موسي‌ بآن‌ حضرت‌ ‌که‌ ‌بر‌ ‌خدا‌ توكل‌ كرديم‌ پروردگار ‌ما ‌ما ‌را‌ قرار نده‌ اسباب‌ فتنه‌ ‌براي‌ قومي‌ ‌که‌ ظالم‌ هستند.

فَقالُوا عَلَي‌ اللّه‌ِ تَوَكَّلنا ‌پس‌ ‌از‌ امر موسي‌ ‌که‌ توكل‌ كنيد ‌بر‌ ‌خدا‌ گفتند توكل‌ كرديم‌ ‌بر‌ ‌خدا‌ و كسي‌ ‌که‌ توكل‌ كند ‌بر‌ ‌خدا‌ خداوند كفايت‌ امور ‌او‌ ‌را‌ ميفرمايد ‌بر‌ وفق‌ صلاح‌ چنانچه‌ ميفرمايد وَ مَن‌ يَتَوَكَّل‌ عَلَي‌ اللّه‌ِ فَهُوَ حَسبُه‌ُ إِن‌َّ اللّه‌َ بالِغ‌ُ أَمرِه‌ِ طلاق‌ ‌آيه‌ 3، و محبوب‌ الهي‌ واقع‌ ميشود إِن‌َّ اللّه‌َ يُحِب‌ُّ المُتَوَكِّلِين‌َ آل‌ عمران‌ ‌آيه‌ 153، و ‌غير‌ اينها ‌از‌ آيات‌ و اخبار ‌در‌ فضيلت‌ توكل‌.

رَبَّنا لا تَجعَلنا فِتنَةً لِلقَوم‌ِ الظّالِمِين‌َ فتنه‌ ‌در‌ اينجا بمعني‌ امتحان‌ ‌است‌ و البته‌ خداوند تمام‌ بنده‌گان‌ ‌را‌ ‌از‌ مؤمن‌ و كافر امتحان‌ ميفرمايد و ‌بر‌ طبق‌ ‌آن‌ آيات‌ شريفه‌ قائم‌ ‌است‌ أَ حَسِب‌َ النّاس‌ُ أَن‌ يُترَكُوا أَن‌ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُم‌ لا يُفتَنُون‌َ وَ لَقَد فَتَنَّا الَّذِين‌َ مِن‌ قَبلِهِم‌ الاية عنكبوت‌ ‌آيه‌ 1، و گفتيم‌ امتحانات‌ الهي‌ نه‌ ‌از‌ جهت‌ ‌اينکه‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌بر‌ ‌خدا‌ چيزي‌ مجهول‌ ‌باشد‌ ‌که‌ بامتحان‌ معلوم‌ گردد بلكه‌ ‌بر‌ ‌خود‌ شخص‌ و ‌بر‌ ديگران‌ باطن‌ ‌هر‌ كس‌ مكشوف‌ گردد و امتحانات‌ الهيه‌ مختلف‌ ‌است‌ امتحان‌ كفار و ظلمه‌ اينست‌ ‌که‌ بآنها قوه‌ و قدرت‌ و مال‌ و سلطنت‌ و قهر و غلبه‌ ميدهد ‌تا‌ ‌هر‌ قدر ميتواند طغيان‌ و سركشي‌ و تعدي‌ و تجاوز كند چنانچه‌ عليا عليّه‌ زينب‌ عليها ‌السلام‌ بيزيد لعنت‌ اللّه‌ ‌عليه‌ فرمود وَ لا يَحسَبَن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا أَنَّما نُملِي‌ لَهُم‌ خَيرٌ لِأَنفُسِهِم‌ إِنَّما نُملِي‌ لَهُم‌ لِيَزدادُوا إِثماً وَ لَهُم‌ عَذاب‌ٌ مُهِين‌ٌ آل‌ عمران‌ ‌آيه‌ 172،

جلد 10 - صفحه 444

بناء ‌علي‌ ‌هذا‌ دعاء قوم‌ موسي‌ ‌اينکه‌ ‌بود‌ ‌که‌ ‌براي‌ امتحان‌ فرعونيان‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌بر‌ ‌ما مسلط مفرما و ‌ما ‌را‌ وسيله‌ امتحان‌ ‌آنها‌ قرار مده‌ و دفع‌ شرّ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌از‌ ‌ما بفرما تنبيه‌‌-‌ ممكن‌ ‌است‌ جميع‌ نعم‌ الهيه‌ و جميع‌ بليات‌ امتحان‌ ‌باشد‌ غني‌، فقر صحت‌ و مرض‌ و امثال‌ اينها ‌اگر‌ نعم‌ الهيه‌ ‌را‌ ‌در‌ مصرف‌ ‌خود‌ صرف‌ كرد ‌از‌ امتحان‌ خوب‌ ‌در‌ آمده‌ ‌حتي‌ مال‌ و جاه‌ ‌حتي‌ اعضاء و جوارح‌ ‌حتي‌ اولاد و عشيره‌ و ‌اگر‌ ‌بر‌ خلاف‌ ‌آن‌ صرف‌ شد ‌از‌ امتحان‌ بد ‌در‌ ميآيد، و همچنين‌ ‌در‌ بليات‌ ‌اگر‌ صبر و تحمل‌ كرد خوب‌ و ‌اگر‌ ناشكري‌ و ترك‌ تحمل‌ كرد بد.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 85)- این مؤمنان راستین دعوت موسی را به توکل اجابت کردند، «و گفتند: ما تنها بر خدا توکل داریم» (فَقالُوا عَلَی اللَّهِ تَوَکَّلْنا).

سپس از ساحت مقدس خدا تقاضا کردند که از شرّ دشمنان و وسوسه‌ها و فشارهای آنان در امان باشند، و عرضه داشتند: «پروردگارا ما را وسیله فتنه و تحت تأثیر و نفوذ ظالمان و ستمگران قرار مده» (رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ).

نکات آیه

۱ - قوم موسى، پس از توصیه و دعوت او، اعلام داشتند: ما تنها بر خدا توکل کرده و جز او بر احدى اتکال نخواهیم کرد. (و قال موسى یقوم ... فعلیه توکلوا ... فقالوا على اللّه توکلنا)

۲ - قوم موسى، از همان آغاز گرایش به او، خود را در معرض عذاب و شکنجه فرعونیان مى دیدند. (ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمین)

۳ - قوم موسى پس از اتکال بر خدا، دست به نیایش برداشته و از درگاه او خواستند تا ضعف و ناتوانى را - که تشویق کننده ظالمان به ستمگرى است - از میان آنان بردارد. (فقالوا على اللّه توکلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمین) همان گونه که مال، اولاد و دنیا - به خاطر داشتن جاذبه - فتنه است و آدمیان را مفتون خود مى کند، ضعف و ناتوانى مردم نیز براى زورگویان فتنه است و آنان را بر تجاوز به آنان، ترغیب مى کند.

۴ - فرعون و اشراف اطراف او، مردمى ددمنش و ستم پیشه بودند. (ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمین)

۵ - بنى اسرائیل، زیر سلطه و اقتدار فرعون و اشراف خود، با ضعف و ذلت، روز مى گذراندند. (فقالوا على اللّه توکلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمین)

۶ - مقام ربوبیت خداوند، سزاوار درخواست یارى از او، براى رهایى از چنگال ستمگران است. (ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمین)

روایات و احادیث

۷ - از امام باقر و امام صادق - علیهما السلام - روایت شده است که درباره سخن خداوند: «ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظالمین» فرمود: لا تسلطهم علینا فتفتنهم بنا ;] پروردگارا! گروه ستمگران را بر ما مسلط مکن که ما را وسیله آزمایش آنان قرار دهى».

موضوعات مرتبط

  • استمداد: استمداد از خدا ۶
  • اشراف فرعون: ظلم اشراف فرعون ۴ ; ویژگیهاى اشراف فرعون ۴
  • امتحان: ابزار امتحان ۷
  • بنى اسرائیل: اشراف و بنى اسرائیل ۵; بنى اسرائیل و شکنجه هاى فرعون ۲ ; بنى اسرائیل و فرعون ۵ ; تاریخ بنى اسرائیل ۲، ۵ ; توحید بنى اسرائیل ۱ ; توصیه به بنى اسرائیل ۱ ; توکل بنى اسرائیل ۱، ۳ ; دعاى بنى اسرائیل ۳ ; ذلت بنى اسرائیل ۵ ; مشکلات بنى اسرائیل ۵
  • خدا: اهمیّت ربوبیت خدا ۶
  • دعا: دعاى نجات از ظالمان ۷
  • ظالمان: ۴ امتحان ظالمان ۷ ; زمینه ظلم ظالمان ۳ ; نجات از ظالمان ۶
  • فرعون: ظلم فرعون ۴ ; ویژگیهاى فرعون ۴
  • موسى(ع): توصیه هاى موسى(ع) ۱ ; دعوت موسى(ع) ۱

منابع

  1. تفسیر عیاشى، ج ۲، ص ۱۲۷، ح ۳۸ ; نورالثقلین، ج ۲، ص ۳۱۴، ح ۱۱۰.