يونس ٧٧

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

موسی گفت: «آیا درباره حقّ، هنگامی که به سوی شما آمد، (چنین) می‌گویید؟! آیا این سحر است؟! در حالی که ساحران (هرگز) رستگار (و پیروز) نمی‌شوند!

|موسى گفت: آيا در باره‌ى حق، اكنون كه براى شما آمده مى‌گوييد: [اين سحر است؟] در حالى كه ساحران رستگار نمى‌شوند

موسى گفت: «آيا وقتى حق به سوى شما آمد، مى‌گوييد: [اين سحر است؟] آيا اين سحر است؟ و حال آنكه جادوگران رستگار نمى‌شوند.»

موسی به آنان گفت: آیا به آیات حق که برای شما آمد نسبت سحر می‌دهید؟ آیا این سحر است و حال آنکه ساحران را هرگز فلاح و فیروزی نخواهد بود؟!

موسی گفت: آیا درباره حق هنگامی که به سویتان آمد، می گویید: آیا این جادوست؟ [نه، این جادو نیست، اگر جادو بود پیروزی نداشت] زیرا جادوگران پیروز نمی شوند.

موسى گفت: آيا سخن حق را كه اينك بر شما نازل شده است جادو مى‌خوانيد، و حال آنكه جادوگران رستگار نمى‌شوند؟

موسی گفت آیا این سخن را درباره حقی که برای شما آمده است می‌گویید؟ آیا این جادوست، حال آنکه جادوگران رستگار نمی‌شوند

موسى گفت: آيا حق را هنگامى كه به شما آمد [جادو] مى‌گوييد؟ آيا اين جادوست و حال آنكه جادوگران پيروز و رستگار نمى‌شوند؟

موسی گفت: آیا به حق که به سوی شما آمده است، سحر می‌گوئید؟ آیا این (معجزات) جادو است؟ (اگر جادو است، من شما را به مبارزه می‌طلبم و از شما می‌خواهم که جادوگران را گرد آورید تا ثابت کنید که این جادو است). به هر حال جادوگران پیروز نمی‌شوند.

موسی گفت: «آیا هنگامی که حق سوی شما آمد، می‌گویید آیا این سحری است‌؟ حال آنکه جادوگران رستگار نمی‌کنند.»

گفت موسی آیا گوئید به حقّ گاهی که بیامده است شما را آیا جادو است این و رستگار نشوند جادوگران‌


يونس ٧٦ آیه ٧٧ يونس ٧٨
سوره : سوره يونس
نزول : ١١ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَتَقُولُونَ»: مقول قول محذوف است و تقدیر چنین است: أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَآءَکُمْ سِحْرٌ، أَسِحْرٌ هذا. «وَلا یُفْلِحُ السَّاحِرُونَ»: حرف واو حالیّه است.


تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


قالَ مُوسى‌ أَ تَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَكُمْ أَ سِحْرٌ هذا وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ «77»

موسى (به آنان) گفت: آيا چون حقّ به سراغ شما آمد، (به آن سحر و جادو مى‌گوييد و مى‌پرسيد:) آيا اين سحر است؟ در حالى كه جادوگران هرگز رستگار نمى‌شوند.

نکته ها

معمولًا جادوگرى كار افراد ناسالم و براى بدست آوردنِ نام ونان است. لذا دشمنان پيامبران براى تحقير آنان در نزد مردم، از اين تهمت استفاده مى‌كردند. لازم به ذكر است كه جادوگرى در فقه، حرام شمرده شده است. چنانكه امام خمينى قدس سره كار سحر و تعليم و آموزش آن و درآمد از طريق آن را حرام و همچنين شعبده‌بازى كه انسان با تردستى، غيرواقع را در چشم بينندگان، واقع نشان دهد «2»

پیام ها

1- موسى از پيروزى خود و شكست تهمت‌زنندگان خبر داد. قالَ مُوسى‌ ...

2- دشمنان، حقّ را سحر و پيامبران را ساحر معرّفى مى‌كردند. أَ تَقُولُونَ لِلْحَقِ‌ ... سِحْرٌ هذا

3- ساحر به خاطر اغفال مردم و به كار بردن ابزار نامشروع و شهرت طلبى،


«1». جمله‌ى اسميّه، حرف انّ و حرف لام، مفيد اين تأكيد است.

«2». تحريرالوسيله، ج 1، ص 498.

جلد 3 - صفحه 607

رستگار نمى‌شود. «لا يُفْلِحُ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قالَ مُوسى‌ أَ تَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَكُمْ أَ سِحْرٌ هذا وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ (77)

قالَ مُوسى‌ أَ تَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَكُمْ‌: فرمود موسى در جواب آنان: آيا

ج5، ص 372

مى‌گوئيد معجزاتى كه براى شما آمده و به حقانيت ظاهر شده. أَ سِحْرٌ هذا: سحر است اين، و حال آنكه سحر باطل، و معجزه حق، و اين دو متضاد و با هم جمع نگردد. وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ‌: و ظفر نيابند ساحران به حجت و برهان، يا رستگار و ناجى نشوند ساحران از سخط الهى و غضب سبحانى، زيرا ساحر با اعتقاد صحت سحر، كافر، و با معتقد نبودن، فاسق خواهد بود؛ و اخبار در مذمت آن بسيار، شمه‌اى را مرحوم انصارى (رحمه الله) در مكاسب محرمه بيان فرموده‌ «1» از جمله:

1- فى النّبوىّ قال: ثلثة لا يدخلون الجنّة مدمن خمر و مدمن سحر و قاطع رحم.

فرمود: سه طايفه داخل بهشت نشوند: شراب خوار دائم، و ساحر دائم، و كسى كه قطع رحم نمايد.

2- من تعلّم شيئا من السّحر قليلا او كثيرا فقد كفر و كان اخر عهده بربّه وحده ان يقتل الّا ان يتوب.

فرمود: هر كه ياد دهد چيزى از سحر را چه كم باشد يا بسيار، پس بتحقيق كافر شود، و آخر عهد او به پروردگار، و حدّ او كشتن است الا آنكه توبه كند.

3- قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله من مشى الى ساحر او كاهن او كذّاب يصدّقه بما يقول فقد كفر بما انزل اللّه من كتاب.

فرمود پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله: هر كه برود بسوى ساحر يا كاهن يا كذابى كه تصديق كند او را به آنچه مى‌گويد، پس بتحقيق كافر شده به آنچه نازل فرموده خدا از كتب.

و در علل صدوق‌ «2» (رحمه اللّه) از حضرت رضا عليه السّلام: خفاش، زنى بود كه سحر نمود هووى خود را. پس خداى تعالى او را مسخ فرمود به خفاش.

و در حديث مسوخات حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمايد: «3»


«1» مكاسب محرّمه ص 32 باب حرفه سحر.

«2» سفينة البحار ج 1 ص 605، ماده «سحر».

«3» وسائل الشيعه ج 16 ص 317 حديث 14.

ج5، ص 373

عنكبوت زنى بود كه سحر نمود شوهر خود را.

تبصره- سحر اقسام بسيار دارد، شمه‌اى بطور اجمال ذكر شود: 1- سحر كلدانيها و آن استحداث خرق عادت است. 2- سحر اصحاب اوهام و نفوس قويه. 3- استعانت به ارواح ارضيه. 4- تخيلات و چشم بندى. 5- اعمال عجيبه از تركيب آلات هندسه (سينما و نمايش). 6- استعانت به خواص ادويه مثل داخل كردن بعضى ادويه در طعام، يا بخور مسكرات، يا عصاره بنگ در لباس براى مقاصد. 7- تعليق القلب مثل آنكه ساحر ادعا كند علم كيميا و سيميا و اسم اعظم و غيره كه بعضى از آن در حديث احتجاج سؤال زنديق از حضرت صادق عليه السلام مذكور، و برخى در كتب علماء اعلام مضبوط است.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلاً إِلى‌ قَوْمِهِمْ فَجاؤُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ كَذلِكَ نَطْبَعُ عَلى‌ قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ (74) ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسى‌ وَ هارُونَ إِلى‌ فِرْعَوْنَ وَ مَلائِهِ بِآياتِنا فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ (75) فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا إِنَّ هذا لَسِحْرٌ مُبِينٌ (76) قالَ مُوسى‌ أَ تَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَكُمْ أَ سِحْرٌ هذا وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ (77) قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَلْفِتَنا عَمَّا وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا وَ تَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِياءُ فِي الْأَرْضِ وَ ما نَحْنُ لَكُما بِمُؤْمِنِينَ (78)

ترجمه‌

پس مبعوث نموديم بعد از او پيغمبرانى را بسوى قومشان پس آمدند آنها را با معجزات پس نبودند كه ايمان آورند بآنچه تكذيب نمودند آنرا از پيش اينچنين مهر مى‌نهيم بر دلهاى تجاوز كنندگان‌

پس مبعوث نموديم بعد از ايشان موسى و هرون را بسوى فرعون و كسانش با معجزاتمان پس تكبّر نمودند و بودند گروهى گناهكاران‌

پس چون آمد آنها را حقّ از نزد ما گفتند همانا اين هر آينه سحرى است آشكار

گفت موسى آيا ميگوئيد مر حق را چون آمد شما را آيا سحر است اين با آنكه رستگار نميشوند جادوگران‌

گفتند آيا آمدى نزد ما تا منصرف نمائى ما را از آنچه يافتيم بر آن پدران خود را و تا باشد براى شما بزرگى در زمين و نيستيم ما مر شما را گروندگان.

تفسير

خداوند بعد از حضرت نوح پيغمبرانى را مبعوث فرمود مانند هود و


جلد 3 صفحه 36

صالح و ابراهيم و لوط و شعيب و امثال اين بزرگواران هر يك را بر قوم خودشان با معجزات واضحه كه دلالت تامّه بر نبوّت ايشان داشت و اقوامشان اصرار بر كفر نمودند و ايمان نياوردند و دست از عقائد فاسده خودشان كه قبل از ظهور معجزات بدست ايشان داشتند بر نداشتند و تكذيبى كه در عالم ذر نموده بودند و در سوره اعراف ذكر شد در اين عالم از آنها بروز نمود و اثر آن مهر الهى كه به دلهاى آنها زده شده بود ظاهر گرديد در نتيجه خذلان و متابعت هوى و هوس و انس به معاصى و وحشت از حقّ و پس از ايشان خداوند حضرت موسى و هرون عليهما السلام را بر فرعون و اشراف قوم او مبعوث فرمود با معجزات زيادى كه محيّر العقول بود و شرح آنها داده شده و تكبّر و نخوت و غرور موجب آن شد كه متابعت ننمودند و دست از معاصى خودشان بر نداشتند و از فرط لجاج و عناد و تكبّر بعد از وضوح حقّ بظهور معجزات پى در پى گفتند واضح است كه اين كارها سحر است حضرت موسى به آنها فرمود اين چه سخنى است كه شما مى‌گوئيد و حقّ واضح را سحر ميخوانيد آيا اين معجزه آشكار سحر است با آنكه ساحران در دنيا بمراد نميرسند و مظفّر و منصور نميگردند و در آخرت رستگار نميشوند و من ميدانم و پيرامون سحر نگشته و نميگردم چون سحر دوام و ثبات ندارد و ساحر بالاخره رسوا خواهد شد و بنابر اين جمله أ سحر هذا كلام حضرت موسى و استفهام انكارى است و كلام قوم جمله انّه لسحر است كه محذوف شده براى دلالت قبل و بعد آن بر آن يا مراد از جمله أ تقولون للحقّ آنستكه آيا شما حق را باطل ميخوانيد و منكر ميشويد و حمل بر فساد ميكنيد بعد از وضوح و ظهور آن براى شما و بنابراين انكار و ياوه گوئى و عيب جوئى آنها مستفاد از همين جمله است و در هر حال جمله أ سحر هذا تا آخر آيه نميشود كلام قوم باشد چون آنها قطعا انكار حقّ را نموده بودند و اعجاز را سحر خوانده بودند و حضرت موسى باين جمله اظهار تعجّب از مقاله فاسده آنها فرموده و بجمله اخيره تبرئه ساحت مقدّس خود را نموده است و آنها در جواب اظهار تعصّب در بقاء بر شرك و بت پرستى كه كيش پدرانشان بود نمودند و ادّعاء حضرت موسى و هرون را حمل بر رياست طلبى و حبّ سلطنت و جاه كه ملازم با بزرگى و بزرگ منشى است كردند و ايمان نياوردند غافل از آنكه در مقابل اراده الهى نميتواند كسى قيام نمايد و به خسران دنيا و آخرت دچار


جلد 3 صفحه 37

خواهد شد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قال‌َ مُوسي‌ أَ تَقُولُون‌َ لِلحَق‌ِّ لَمّا جاءَكُم‌ أَ سِحرٌ هذا وَ لا يُفلِح‌ُ السّاحِرُون‌َ (77)

فرمود موسي‌ بفرعون‌ و ملائه‌ آيا مي‌گوييد ‌از‌ ‌براي‌ حق‌ ثابت‌ و معجزه‌ باهره‌ موقعي‌ ‌که‌ آمد ‌شما‌ ‌را‌ آيا ‌اينکه‌ سحر ‌است‌ و حال‌ آنكه‌ ساحرين‌ رستگار نيستند و نميشوند.

معجزات‌ حضرت‌ موسي‌ محير العقول‌ ‌بود‌ ‌آن‌ عصاء، ‌آن‌ يد بيضاء، ‌آن‌ عصاء بدريا زدن‌ دوازده‌ جاده‌ خشك‌ ظاهر شدن‌، بسنگ‌ زدن‌ دوازده‌ چشمه‌ آب‌ جاري‌ شدن‌ و ‌غير‌ اينها مثل‌ طوفان‌، جراد، قمّل‌، ضفادع‌، دم‌ ‌که‌ ‌در‌ سوره‌ اعراف‌ ‌آيه‌ 130 بيان‌ ميفرمايد و فرعون‌ و ملاء ‌آن‌ ‌هم‌ فهميدند و يقين‌ پيدا كردند اما بزبان‌ انكار كردند ‌که‌ ‌اينکه‌ كفر جحوديست‌ و ‌در‌ قرآن‌ ميفرمايد وَ جَحَدُوا بِها وَ استَيقَنَتها أَنفُسُهُم‌ نمل‌ ‌آيه‌ 14، لكن‌ ‌آنها‌ ‌براي‌ اينكه‌ زير بار نروند و ‌از‌ ‌آن‌ دستگاه‌ عظيم‌ دست‌ نكشند انكار كردند و راهي‌ نداشتند جز آنكه‌ رمي‌ بسحر كنند لذا حضرت‌ موسي‌ بطور تعجب‌ قال‌َ مُوسي‌ أَ تَقُولُون‌َ لِلحَق‌ِّ آيا مي‌گوييد ‌که‌ نبايد بگوئيد زيرا ‌هر‌ عاقل‌ بي‌غرضي‌ ميداند معجزه‌ ‌است‌ و حق‌ ‌است‌ چنانچه‌ سحره‌ تصديق‌ كردند و ايمان‌ آوردند و بسياري‌ ‌از‌ بني‌ اسرائيل‌ لَمّا جاءَكُم‌ مقول‌ قول‌ ‌آنها‌ همان‌ ‌آيه‌ قبل‌ ‌است‌ ‌که‌ گفتند إِن‌َّ هذا لَسِحرٌ مُبِين‌ٌ ‌در‌ اينجا محذوف‌ ‌شده‌ بقرينه‌ جمله‌ ‌بعد‌ أَ سِحرٌ هذا آيا ‌اينکه‌ حق‌ سحر ‌است‌ بسيار مورد تعجب‌ ‌است‌ و حال‌ آنكه‌ وَ لا يُفلِح‌ُ السّاحِرُون‌َ سحر ‌از‌ معاصي‌ بسيار بزرگ‌ ‌است‌ تالي‌ تلو كفر ‌است‌ ‌حتي‌ ‌در‌ خبر داريم‌

(الساحر كافر)

و سحر اقسام‌ بسياري‌ دارد تعبير بشعبده‌

جلد 10 - صفحه 435

چشم‌بندي‌ و تردستي‌ و ‌غير‌ اينها ميكنند و ‌ما ‌در‌ مجلد اول‌ كلم‌ الطيب‌ ‌در‌ باب‌ معجزه‌ جميع‌ اقسام‌ ‌آن‌ و اخبار وارده‌ ‌در‌ حرمت‌ ‌او‌ بلكه‌ تحصيل‌ علم‌ ‌آن‌ مفصلا ذكر كرده‌ايم‌ و فقهاء ‌در‌ باب‌ مكاسب‌ محرمه‌ بيان‌ فرموده‌اند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 77)- اما «موسی» (ع) در مقام دفاع از خویش برآمد، با بیان دو دلیل پرده‌ها را کنار زده و دروغ و تهمت آنها را آشکار ساخت «موسی گفت: آیا در باره حق، هنگامی که به سوی شما آمد چنین می‌گویید؟ آیا این سحر است»؟ (قالَ مُوسی أَ تَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَکُمْ أَ سِحْرٌ هذا).

«در حالی که ساحران هرگز رستگار (و پیروز) نمی‌شوند» (وَ لا یُفْلِحُ السَّاحِرُونَ).

نکات آیه

۱ - حضرت موسى(ع)، فرعون و سران حکومتش را، به خاطر انکار معجزه اى که در حق بودن آن تردیدى نبود، مورد ملامت و سرزنش قرار داد. (قال موسى أتقولون للحق لما جاءکم أسحر هذا)

۲ - حضرت موسى (ع)، از انکار معجزه توسط فرعون و اطرافیانش و جادو خواندن آن، اظهار تعجب و شگفتى کرد. (أسحر هذا)

۳ - معجزه، وقوع پدیدهاى حق و داراى واقعیت است. (أتقولون للحق لما جاءکم أسحر هذا)

۴ - حضرت موسى (ع)، سحر بودن کار خود را نفى کرده، معجزه بودن آن را امرى بدیهى، روشن و غیر قابل تردید خواند. (أتقولون للحق لما جاءکم أسحر هذا) با توجّه به استفهام انکارى و اسم اشاره و جمله قبل، معناى جمله (أسحر هذا) چنین است که: این عمل سحر نیست و مایه تعجب است اگر کسى حق و معجزه بودن آن را انکار کند.

۵ - ساحران، محروم از رستگارىاند. (لا یفلح السحرون)

۶ - حضرت موسى (ع)، از پیش به پیروزى و دستیابى به هدفهاى خود و شکست فرعون، آگاهى داشت. (و لا یفلح السحرون) «فلاح» به معناى ظفر و دستیافتن به هدف است (مفردات راغب).

۷ - حضرت موسى (ع)، همراه با نفى ساحریت از خود، فرعون و اطرافیانش را تهدید به شکست کرد و پیروزى قطعى خود را به آنان اعلام نمود. (و لا یفلح السحرون)

۸ - جادوگران، از رسیدن به پیروزى و دستیابى به آرزوهاى خود ناتوانند. (لا یفلح السحرون)

موضوعات مرتبط

  • اشراف فرعون: تهدید به اشراف فرعون ۷ ; سرزنش اشراف فرعون ۱
  • جادوگران: عجز جادوگران ۸ ; محرومیت جادوگران ۵
  • رستگارى: محرومان از رستگارى ۵
  • فرعون: تهدید به فرعون ۷ ; سرزنش فرعون ۱
  • معجزه: حقیقت معجزه ۳
  • موسى(ع): پیشگویى موسى(ع) ۶، ۷ ; تعجب موسى(ع) ۲ ; تهدیدهاى موسى(ع) ۷ ; سرزنشهاى موسى(ع) ۱ ; قصه موسى(ع) ۲، ۴، ۷ ; موسى(ع) و جادوگرى ۴، ۷ ; موسى(ع) و شکست اشراف فرعون ۶، ۷ ; موسى(ع) و شکست فرعون ۷ ; موسى(ع) و اشراف فرعون ۱، ۲ ; موسى(ع) و فرعون ۱، ۲ ; وضوح معجزه موسى(ع) ۴

منابع