يونس ٣١

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

بگو: «چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی می‌دهد؟ یا چه کسی مالک (و خالق) گوش و چشمهاست؟ و چه کسی زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون می‌آورد؟ و چه کسی امور (جهان) را تدبیر می‌کند؟» بزودی (در پاسخ) می‌گویند: «خدا»، بگو: «پس چرا تقوا پیشه نمی‌کنید (و از خدا نمی‌ترسید)؟!

|بگو: كيست كه از آسمان و زمين به شما روزى مى‌دهد؟ يا كيست مالك گوش‌ها و چشم‌ها و كيست كه زنده را از مرده و مرده را از زنده بر مى‌آورد؟ و كيست كه تدبير امور مى‌كند؟ حتما خواهند گفت: خدا. بگو: پس چرا [از شرك‌] پرهيز نمى‌كنيد

بگو: «كيست كه از آسمان و زمين به شما روزى مى‌بخشد؟ يا كيست كه حاكم بر گوشها و ديدگان است؟ و كيست كه زنده را از مرده بيرون مى‌آورد و مرده را از زنده خارج مى‌سازد؟ و كيست كه كارها را تدبير مى‌كند؟» خواهند گفت: «خدا» پس بگو: «آيا پروا نمى‌كنيد؟»

مشرکان را بگو: کیست که از آسمان و زمین به شما روزی می‌دهد؟ یا کیست که گوش و چشمها عطا می‌کند؟ و کیست که از مرده زنده و از زنده مرده برمی‌انگیزد؟ و کیست که فرمانش عالم آفرینش را منظم می‌دارد؟ پس خواهند گفت: خدای یکتاست. به آنها بگو: پس چرا خدا ترس نمی‌شوید؟

بگو: کیست که شما را از آسمان و زمین روزی می دهد؟ یا کیست که بر گوش ها و چشم ها مالکیّت و حکومت دارد؟ و کیست که زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون می آورد؟ و کیست که همواره امور [جهان هستی] را تدبیر می کند؟ به زودی خواهند گفت: خدا! پس بگو: آیا [از پرستش غیر او] نمی پرهیزید؟!

بگو: چه كسى از آسمان و زمين به شما روزى مى‌دهد؟ كيست كه شنوايى و بينايى مى‌بخشد؟ زنده را از مرده پديد مى‌آرد و مرده را از زنده و كارها را به سامان مى‌آورد؟ خواهند گفت: اللّه. بگو: آيا پروا نمى‌كنيد؟

بگو چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی می‌دهد، یا کیست که بر گوشها و چشمها حاکم است؟ و کیست که زنده را از مرده و مرده را از زنده بر می‌آورد، و کیست که کار [جهان‌] را تدبیر می‌کند، زودا که خواهند گفت خدا، بگو پس چرا پروا نمی‌کنید؟

بگو كيست كه شما را از آسمان و زمين روزى مى‌دهد؟ يا كيست كه بر شنوايى و بينايى‌ها فرمانرواست؟ و كيست كه زنده را از مرده بيرون مى‌آورد و مرده را از زنده بيرون مى‌آورد؟ و كيست كه كار [جهان و جهانيان‌] را تدبير مى‌كند؟ خواهند گفت: خداى بگو: پس آيا [از كيفر پرستش غير او] نمى پرهيزيد؟!

بگو: چه کسی از آسمان (به وسیله‌ی اشعّه و باران) و از زمین (به وسیله‌ی فعل و انفعالات خاک و رویش گیاهان و درختان و میوه‌ی آنها) به شما روزی می‌رساند؟ یا چه کسی بر گوش و چشمها توانا است (و آنها را می‌آفریند و بدانها نیروی شنوائی و بینائی می‌دهد)؟ یا چه کسی زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون می‌آورد (و حیات و ممات در دست او است)؟ یا چه کسی امور (جهان و جهانیان) را می‌گرداند؟ (پاسخ خواهند داد و) خواهند گفت: آن خدا است، (چرا که آفریدگار جهان و روزی‌رسان مردمان و مدبّر کار و بار هستی، به اقرار وجدان بیدار، خداوند دادار است). پس بگو: آیا نمی‌ترسید و پرهیزگار نمی‌شوید؟

بگو: «کیست که از آسمان و زمین شما را روزی می‌دهد؟ یا کیست که مالک گوش‌ها و دیدگان(تان) است‌؟ و کیست که زنده را از مرده بیرون می‌آورد و مرده را از زنده بیرون می‌آورد؟ و کیست که کار (خلقت) را تدبیر می‌کند؟» پس خواهند گفت: «خداست.» پس بگو: «آیا پروا نمی‌کنید؟»

بگو که روزی دهد شما را از آسمان و زمین یا کیست مالک گوش و دیدگان و که برون آرد زنده را از مُرده و مُرده را از زنده و که تدبیر کند کار را بزودی گویند خدا بگو پس چرا پرهیز نمی‌کنید


يونس ٣٠ آیه ٣١ يونس ٣٢
سوره : سوره يونس
نزول : ٤ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٣٣
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مَن یُخْرِجُ الْحَیَّ ...»: (نگا: آل‌عمران / ، انعام / ). «یُدَبِّرُ الْأَمْرَ»: (نگا: یونس / . «أَفَلا تَتَّقُونَ»: آیا از خشم و عذاب خدا نمی‌پرهیزید.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ «31»

بگو: چه كسى از آسمان و زمين شما را روزى مى‌دهد؟ يا چه كسى مالك گوش و چشم‌هاست؟ وچه كسى زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون مى‌آورد و چه كسى كار هستى را سامان مى‌دهد؟ (در پاسخ) خواهند گفت: خدا. پس بگو: آيا از كيفر پرستش غير خدا پروانمى‌كنيد؟

نکته ها

براى بيرون آوردنِ مرده از زنده و زنده از مرده كه كار خداوند است، نمونه‌هايى گفته‌اند، از جمله: خروج انسان از نطفه و نطفه از انسان، جوجه از تخم و تخم از جوجه، گياه از دانه و دانه از گياه، فرزند صالح از پدر و مادرِ فاسد و فرزند فاسد از والدين شايسته.

از اينكه در آيه از ميان تمام اعضاى انسان، تنها نام چشم و گوش آمده است، شايد به خاطر آن باشد كه در ميان اعضاى بدن، كار آمدترين قوا اين دو عضو مى‌باشد، زيرا ورود معلومات به ذهن از اين دو راه است.

پیام ها

1- شيوه‌ى سؤال و واداشتن انسان‌ها به فكر و رجوع به فطرت، از وظايف مربيّان آسمانى است. «قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ»

2- خداوند، آسمان و زمين را در رزق و ارتزاق انسان دخالت داده است. «يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ»

3- رزق دادن، آفريدن و اداره كردن، از سنّت‌هاى دائمى الهى است. «يَرْزُقُكُمْ‌، يَمْلِكُ، يُخْرِجُ، يُدَبِّرُ» (فعل مضارع رمز استمرار است)

جلد 3 - صفحه 566

4- جهان آفرينش، پيوسته به تدبير نياز دارد و وحدت تدبير، نشانه‌ى وحدت ربوبيّت است. «مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ»

5- رزق ما، شنيدن و ديدن ما، زندگى و مرگ ما، همه به دست خداست و جز او كسى و چيزى در اين زمينه‌ها توانايى و حاكميّت ندارد. أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ ... فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ‌

6- فكر در نعمت‌ها و قدرت الهى، از شيرين‌ترين، ملموس‌ترين، عمومى‌ترين، ساده‌ترين و عشق آفرين‌ترين راههاى خداشناسى است. قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ‌ ... فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ‌

7- مشركان نيز در درون خود، خدا را آفريدگار هستى مى‌دانند. «فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ»

8- تنها عقيده كافى نيست، عمل هم لازم است. «فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ‌، فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ»

9- شناخت و علم، زمينه‌ساز تقواست. «فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ، فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ (31)

بعد از آن ادله توحيد و معاد را بيان مى‌فرمايد:

قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ‌: بگو اى پيغمبر به مشركين، كيست در عالم وجود كه روزى مى‌دهد شما را و ايجاد فرمايد مواد روزى را. مِنَ السَّماءِ: از آسمان به نزول باران. وَ الْأَرْضِ‌: و از زمين به رويانيدن نباتات و بقولات و ميوه‌جات به انواع مختلفه، زيرا غذاى انسان يا از نبات است يا از حيوان. اما نبات روئيده نشود مگر از زمين، و اما حيوان هم نيز محتاج به غذا و نبات است، پس روزى حاصل نگردد مگر از نبات و ايجاد آن از زمين منوط به باران، پس منشأ تكوّن ارزاق منحصر در آسمان و زمين، و برهان عقلى حاكم است بر آنكه خالق و مدبر آسمان و زمين نيست مگر ذات يگانه الهى كه سزاوار پرستش و ستايش‌

ج5، ص 305

مى‌باشد.

بعد برهان حواس را فرمايد: أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ: يا كيست مالك گوش و چشم و قادر بر آفريدن آن و حفظ از آفات و عاهات و خلق آن بر وجهى كه بينند و شنوند و جمله معظم نظام بشر مرتب و اداره شود، و اگر بخواهد، سلب فرمايد نور و حس آن را: پس ايجاد اين قواى عظيمه با فوائد كثيره در شما، موجد و خالق آن را شاكر باشيد.

حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در كلمات قصار فرمايد. «1» اعجبوا لهذا الانسان ينظر بشحم و يتكلّم بلحم و يسمع بعظم و يتنفّس من خرم:

يعنى: تعجب نمائيد مر اين انسان را، نگاه مى‌كند به پيه كه مردمك چشم باشد، و تكلم كند به گوشتى كه زبان باشد، و مى‌شنود به استخوانى كه صماخ گوش باشد به قدرت كامله الهيه تموج هوا صدا را مى‌رساند به عصب صماخ و سماع حاصل آيد، و تنفس مى‌نمايد از محل سوراخى كه بينى باشد و هر يك به تنهائى قدرت خالق را مبرهن سازند.

بعد دليل معاد و احوال حيات و موت را بيان فرمايد: وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ‌: و كيست كه بيرون مى‌آورد زنده را از مرده، يعنى انسان را از نطفه كه پس از سير تكاملى اطوار مختلفه هويدا و بعد از طى مراتب اربعه: علقه، مضغه، لحم، عظام به تصوير مصوّر حقيقى مصوّر و هيكل انسانى مشكّل گردد، صورتى زيبا و قدى رعنا به جلوه ظهور آيد. اينجا است داستان خلقت انسانى كه محير العقول است، و البته آن ذاتى كه به قدرت كامله ايجاد حيات در نطفه مرده نمايد و تدبيرات منتظمه در كمال استحكام از او بظهور آورد، هر آينه قاهر و قادر خواهد بود دو مرتبه همين انسان را بعد از مردن زنده فرمايد؛ يا بيرون آورد حيوان زنده را از شكم مادرش كه مرده باشد؛ يا بيرون آورد مؤمن را كه زنده است به حيات ايمانى از كافر كه مرده باشد به سبب كفر، و همچنين عالم را از جاهل.

وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِ‌: و بيرون آورد مرده را از زنده، يعنى نطفه را از


«1» نهج البلاغه فيض حكمت 7 ص 1091.

ج5، ص 306

انسان يا غير تام و نرسيده به كمال را زنده؛ يا كافر را از مؤمن و جاهل را از عالم. بعد كلام كلى فرمايد: وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ: و كيست كه تدبير فرمايد جميع امور را در آسمان و زمين بر وجه حكمت و مصلحت و در نهايت اتقان و استحكام؟ ذكر اين كلمه جامعه براى آن است كه تدبير خداى تعالى در عالم علوى و سفلى و در عالم ارواح و اجساد، امورى است كه شماره ندارد و ذكر تمام آن متعذر باشد. پس از بيان بعض تفاصيل، لا جرم در عقب آن كلام كلى فرمود تا دلالت كند بر باقى. و اگر از مشركين، پيغمبر سؤال نمايد كه كيست مدبر اين احوال: فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ‌: پس زود اقرار كنند و گويند خداى تعالى تدبير فرمايد اين اشياء را، و غير ذات سبحانى هيچكس قادر نيست. فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ‌:

پس بگو بعد از اقرار آنها، پس چرا نمى‌ترسيد و پرهيز نكنيد عقاب و عذاب الهى را در مخالفت اوامر سبحانى و سرپيچى از پرستش و به ستايش غير او.

تبصره- آيه شريفه، دليل الزامى است نسبت به طوايف مشركين و مخالفين به نيكوترين محاجّه در دين، و در آن دلالت است به آنكه: اقرار به خالقيت خلاق عالم داشتند، اگرچه مشرك بودند، زيرا جمهور عقلا اعتقاد دارند به صانع عالم، الّا جماعت كمى از ملاحده فلاسفه. و معتقدين هم اصولشان دو فرقه‌اند:

اول- موحدين قائلند به اينكه خالق و مدبر عالم و عالميان، ذات يگانه حق تعالى كه مستجمع تمام صفات كماليه و منزه از كليه نقايص و قابل پرستش و ستايش مى‌باشد.

فرقه دوم- مشركين و آنها سه طايفه‌اند:

1- يهود و نصارى كه خدا را مركّب و صاحب اجزاء دانسته در باره عزير و عيسى ابنيّت و الوهيت قائل شدند.

2- مشركين كه در مالكيت و سلطانيت حضرت حق جل و علا، قائل به يزدان و اهريمن خالق خير و خالق شر. اينها هم مختلف شدند بعضى شريك خدا را قديم دانستند مثل مانويه، و برخى شريك سبحانى را حادث دانستند مانند مجوس.

ج5، ص 307

3- مشركين در عبادت كه واسطه در عبادت قائل و مختلفند: فرقه‌اى اجرام علويه مانند شمس و قمر و كواكب را پرستش نمايند، و دسته‌اى اجسام سفليه را مانند بتان، و گروهى ارباب انواع قائل شدند «تعالى اللّه عمّا يقول الظّالمون علوّا كبيرا».

و تمام طوايف مذكوره را به اين آيه شريفه مخاطبه، و به برهان حسى آنها را مقهور و ملزم سازد به يگانگى ذات ذو الجلال خود.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ (31) فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ (32) كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لا يُؤْمِنُونَ (33)

ترجمه‌

بگو كيست كه روزى ميدهد شما را از آسمان و زمين و يا كه مالك ميباشد گوش و ديده‌ها را و كه بيرون ميآورد زنده را از مرده و بيرون ميآورد مرده را از زنده و كه مرتّب ميكند كار را پس ميگويند خدا پس بگو آيا نميترسيد

پس آن خدا پروردگار شما است كه حقّ است پس چيست بعد از حق مگر گمراهى پس بكجا بر گردانده ميشويد

اين چنين لازم شد حكم پروردگارت بر آنانكه تمرّد نمودند همانا آنها ايمان نمى‌آورند.

تفسير

خداوند پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را مأمور فرمود به الزام كفّار به اين تقريب كه سؤال فرمايد از آنها كيست كه روزى ميدهد شما را به اسباب سماويّه از قبيل باران و باد و آفتاب و ماه و اسباب ارضيّه مانند آب و خاك و كيست كه عطا و حفظ ميكند گوشها و چشمهاى شما را با كمال احتياج شما بآن دو و كمال احتياج آن دو بحافظ و نگهدار براى سرعت انفعال آندو از هر آفتى و اينكه از سمع به مفرد و از بصر بجمع تعبير شده بنظر حقير براى كثرت استعمال سمع است در شنوائى كه حاجت به جمع ندارد بخلاف بصر كه غالبا بمعنى چشم استعمال ميشود و از بينائى تعبير به بصيرت ميكنند و مزيد احتياج بصر بحافظ هم مرجّح اين تعبير است و نيز سؤال شود از خالق اشياء جاندار از بى جان و پديد آرنده اشياء بيجان از جاندار خلاصه از كسيكه زنده ميكند و ميميراند و از كسيكه كلّيه امور كائنات را بر وفق حكمت تنظيم و تدبير مينمايد آنها ناچار خواهند گفت در جواب تو آنكس خداوند عالم است چون از شدّت وضوح قابل انكار نيست پس بآنها بگو حال كه چنين است چرا از چنين خداوند قادرى نميترسيد و چرا باطاعت، شكر نعمتش را بجا نمى‌آوريد و چرا عبادت جز او را روا ميدانيد پس آنخداونديكه ربوبيّت او باسباب مذكوره در سؤالات چهار گانه و اقرار خودتان در


جلد 3 صفحه 18

جواب، ثابت و محققّ شد آيا عبادت غير او جز گمراهى چيزى هست و آيا بين حقّ و باطل واسطه‌ايست يا آنكه بعد از حقّ باطل است پس چرا از حقّ اعراض و به باطل اقبال ميكنيد و چنانچه ربوبيّت خدا و حقّ نعمت او محقّق شد حكم او هم بر كفّار بخلود در نار محقّق است چون خداوند ميداند كه آنها ايمان نمى‌آورند و بنابراين مراد از كلمه حكم است و مراد از جمله اخيره علّت آن و محتمل است جمله اخيره بيان كلمه باشد يعنى چنانچه محقّق شد پس از اين سؤال و جواب ربوبيّت خداوند، محقق شد قول خداوند در باره آنها كه فرمود همانا آنان ايمان نمى‌آورند و معلوم است كه مراد از فسق در اين آيه كفر است چون تمرّد در اصول است نه فروع و معنى فاسق متمرّد است و مقصود حاضران در زمان خطابند.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قُل‌ مَن‌ يَرزُقُكُم‌ مِن‌َ السَّماءِ وَ الأَرض‌ِ أَمَّن‌ يَملِك‌ُ السَّمع‌َ وَ الأَبصارَ وَ مَن‌ يُخرِج‌ُ الحَي‌َّ مِن‌َ المَيِّت‌ِ وَ يُخرِج‌ُ المَيِّت‌َ مِن‌َ الحَي‌ِّ وَ مَن‌ يُدَبِّرُ الأَمرَ فَسَيَقُولُون‌َ اللّه‌ُ فَقُل‌ أَ فَلا تَتَّقُون‌َ (31)

بفرما باين‌ مشركين‌ كيست‌ ‌که‌ ‌شما‌ ‌را‌ روزي‌ ميدهد ‌از‌ آسمان‌ بنزول‌ باران‌ و تابش‌ خورشيد و وزيدن‌ باد و زمين‌ باخراج‌ نباتات‌ و حبوب‌ ‌ يا ‌ كيست‌ مالك‌ قوّه‌ سامعه‌ و باصره‌ ‌است‌ ميدهد و ميگيرد و كيست‌ زنده‌ ‌را‌ ‌از‌ مرده‌ خارج‌ ميكند و مرده‌ ‌را‌ ‌از‌ زنده‌ و كيست‌ تدبير امر ميفرمايد ‌پس‌ زود ‌باشد‌ ‌که‌ جواب‌ دهند و ميگويند خداوند عالم‌ ‌پس‌ بگو چرا ‌از‌ مخالفت‌ ‌او‌ پرهيز نميكنيد قُل‌ مَن‌ يَرزُقُكُم‌ مِن‌َ السَّماءِ وَ الأَرض‌ِ مراد ‌از‌ سماء عالم‌ بالا ‌است‌ ‌که‌ بتوسط ابر و باران‌ و رياح‌ و اشعه‌ شمس‌ گياه‌ ‌از‌ زمين‌ ميرويد و ممكن‌ ‌است‌ مراد همان‌ طبقات‌ بالا ‌باشد‌ ‌که‌ سماوات‌ سبع‌ ‌است‌ زيرا ميفرمايد وَ فِي‌ السَّماءِ رِزقُكُم‌ وَ ما تُوعَدُون‌َ ذاريات‌ ‌آيه‌ 22، و رزق‌ ‌اگر‌ چه‌ بمعني‌ عام‌ ‌است‌ ‌هر‌ چه‌ خداوند اعطاء فرمايد رزق‌ ‌است‌ لكن‌ ظاهرا مراد همان‌ مأكولات‌ ‌است‌ بقرينه‌ و الارض‌ ‌که‌ روئيدنيها ‌باشد‌ و البته‌ معلوم‌ ‌است‌ ‌که‌ اينها ‌از‌ قدرت‌ بشر خارج‌ ‌است‌ چه‌ رسد باصنام‌ و حيوانات‌ و جمادات‌ ‌که‌ معبود ‌خود‌ ميدانند.

أَمَّن‌ يَملِك‌ُ السَّمع‌َ وَ الأَبصارَ ‌از‌ باب‌ مثال‌ ‌است‌ و الّا تمام‌ حواس‌ ظاهره‌ و باطنه‌ و قواي‌ نفسانيه‌ بيد قدرت‌ حق‌ بهر ‌که‌ ميدهد و ‌از‌ ‌هر‌ ‌که‌ ميگيرد و تعبير بسمع‌ مفردا و ابصار جمعا ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ سمع‌ قوّه‌ شنيدن‌ ‌است‌ و آلت‌ ‌آن‌ آذان‌ ‌است‌ ‌که‌ بجمع‌ تعبير ميشود و ‌هر‌ ‌که‌ چه‌ قوه‌ سامعه‌ داشته‌ ‌باشد‌ ‌ يا ‌ نداشته‌ ‌باشد‌ اذنين‌ ‌را‌ دارد بخلاف‌ بصر ‌که‌ ممكن‌ ‌است‌ اصلا چشم‌ نداشته‌ ‌باشد‌.

وَ مَن‌ يُخرِج‌ُ الحَي‌َّ مِن‌َ المَيِّت‌ِ وَ يُخرِج‌ُ المَيِّت‌َ مِن‌َ الحَي‌ِّ بعضي‌ گفتند مراد اخراج‌ انسان‌ و حيوانات‌ ‌از‌ نطفه‌ و اخراج‌ نطفه‌ ‌است‌ ‌از‌ انسان‌ و حيوان‌.

جلد 9 - صفحه 379

بعضي‌ گفتند مراد مؤمن‌ ‌از‌ كافر و كافر ‌از‌ مؤمن‌، و لكن‌ ظاهر بنظر اينست‌ ‌که‌ مراد اخراج‌ اشياء حيه‌ ‌است‌ ‌از‌ نباتات‌ و حيوانات‌ و انسان‌ ‌از‌ تراب‌ و خاك‌ ‌که‌ جماد صرف‌ ‌است‌ بقرينة ‌قوله‌ ‌تعالي‌ يا أَيُّهَا النّاس‌ُ إِن‌ كُنتُم‌ فِي‌ رَيب‌ٍ مِن‌َ البَعث‌ِ فَإِنّا خَلَقناكُم‌ مِن‌ تُراب‌ٍ ثُم‌َّ مِن‌ نُطفَةٍ الاية حج‌ ‌آيه‌ 5، ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ برميگرديد بهمان‌ خاك‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌شما‌ حيوانات‌ زنده‌ خاك‌ ميشود بقرينه‌ ‌قوله‌ ‌تعالي‌ أَ يَعِدُكُم‌ أَنَّكُم‌ إِذا مِتُّم‌ وَ كُنتُم‌ تُراباً وَ عِظاماً أَنَّكُم‌ مُخرَجُون‌َ مؤمنون‌ ‌آيه‌ 27.

وَ مَن‌ يُدَبِّرُ الأَمرَ تدبير امور ‌بر‌ وفق‌ نظام‌ جملي‌ عالم‌ گفتند افلاطون‌ ‌از‌ شاگردان‌ ‌خود‌ پرسيد ‌که‌ ‌اگر‌ نظام‌ عالم‌ بدست‌ ‌شما‌ ‌بود‌ چه‌ ميكرديد ‌تا‌ نوبت‌ رسيد بخود افلاطون‌ ‌گفت‌ تمام‌ اينها اشتباه‌ ‌است‌ ‌اگر‌ نظامي‌ بهتر ‌از‌ ‌اينکه‌ نظام‌ فعلي‌ ‌بود‌ خداوند ‌آن‌ نحو تدبير مينمود.

جهان‌ چون‌ چشم‌ و خال‌ و خطّ ابرو ‌است‌

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 31)- در این آیه سخن از نشانه‌های وجود پروردگار و شایستگی او برای

ج2، ص287

عبودیت است.

نخست می‌فرماید: به مشرکان و بت پرستانی که در بیراهه سرگردانند «بگو:

چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی می‌دهد؟» (قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ).

البته زمین تنها به وسیله مواد غذایی خود ریشه گیاهان را تغذیه می‌کند و شاید به همین دلیل است که در آیه فوق سخن از ارزاق آسمان و سپس ارزاق زمین به میان آمده است (به تفاوت درجه اهمیت).

سپس به دو قسمت از مهمترین حواس انسان که بدون آن دو، کسب علم و دانش برای بشر امکان پذیر نیست اشاره کرده، می‌گوید: و بگو «چه کسی است که مالک و خالق گوش و چشم و قدرت دهنده این دو حس آدمی است»؟ (أَمَّنْ یَمْلِکُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ).

بعد، از دو پدیده مرگ و حیات که عجیب‌ترین پدیده‌های عالم آفرینش است سخن به میان آورده، می‌گوید: «و چه کسی زنده را از مرده و مرده را از زنده خارج می‌کند»؟ (وَ مَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ یُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ).

این همان موضوعی است که تاکنون عقل دانشمندان و علمای علوم طبیعی و زیست شناسان در آن حیران مانده است که چگونه موجود زنده از موجود بی‌جان به وجود آمده است؟

آیه فوق علاوه بر مرگ و حیات مادی مرگ و حیات معنوی را نیز شامل می‌شود، زیرا انسانهای هوشمند و پاکدامن و با ایمان را می‌بینیم که گاهی از پدر و مادری آلوده و بی‌ایمان متولد می‌شوند، عکس آن نیز مشاهده شده است.

بعد اضافه می‌کند: «و چه کسی است که امور این جهان را تدبیر می‌کند»؟

(وَ مَنْ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ).

در حقیقت نخست سخن از آفرینش مواهب، سپس سخن از حافظ و نگهبان و مدبر آنهاست.

بعد از آن که قرآن این سؤالات سه گانه را مطرح می‌کند بلافاصله می‌گوید:

ج2، ص288

«آنها به زودی در پاسخ خواهند گفت: خدا» (فَسَیَقُولُونَ اللَّهُ).

از این جمله به خوبی استفاده می‌شود که حتی مشرکان و بت پرستان عصر جاهلیت خالق و رازق و حیاتبخش و مدبر امور جهان هستی را خدا می‌دانستند.

و در آخر آیه به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله دستور می‌دهد: «به آنها بگو: آیا با این حال تقوا را پیشه نمی‌کنید» (فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ).

نکات آیه

۱ - روزى بخش انسانها، کسى جز خدا نیست. (قل من یرزقکم من السماء و الأرض ... فسیقولون اللّه)

۲ - آسمان و زمین، دو منبع روزى براى انسانها (قل من یرزقکم من السماء و الأرض)

۳ - تأمین بىوقفه رزق و روزى انسانها از سوى خدا، جلوه اى از ربوبیت بى همتاى اوست. (قل من یرزقکم من السماء و الأرض) این آیه شریفه - به قرینه آیه بعد - در مقام رد پندار ربوبیت غیر خدا و توجّه دادن شرک پیشگان به ربوبیت بى همتاى خداست. گفتنى است که به کارگیرى فعل مضارع (یرزقکم) بیانگر استمرار روزى و بىوقفه بودن آن است.

۴ - شرک پیشگان عصر بعثت با وجود اعتقادشان به رازقیت و روزى بخشى خدا، ربوبیت بى شریک او را باور نداشتند. (قل من یرزقکم من السماء و الأرض ... فسیقولون اللّه) ضمیر فاعلى در «سیقولون» به مشرکان بر مى گردد.

۵ - شنوایى و بینایى و دیگر حواس انسان، تحت مالکیت و فرمان خداست. (أمن یملک السمع و الأبصر) کلمه «یملک» مى تواند از مصدر «مِلک» (مالک بودن) و نیز مى تواند از «مُلک» (فرمانروایى) باشد.

۶ - شنوایى و بینایى، از مهمترین و کارآمدترین قواى موجود در انسان (أمن یملک السمع و الأبصر) گزینش دو قوه «شنوایى» و «بینایى»، از میان دیگر قوا، مفید برداشت فوق است.

۷ - شنوایى و بینایى و دیگر حواس، از جلوه هاى ربوبیت خدا بر انسانها (أمن یملک السمع و الأبصر)

۸ - شرک پیشگان عصر بعثت، در عین اینکه به مالکیت و حاکمیت خدا بر قوا و حواس آدمى اعتقاد داشتند، منکر ربوبیت او بودند. (أمن یملک السمع و الأبصر... فسیقولون اللّه)

۹ - شرک پیشگان عرب جاهلى با وجود اینکه خدا را پدید آورنده جانداران از موجودات بى جان و موجودات بى جان را از جانداران مى دانستند، منکر ربوبیت و پروردگارى او بودند. (و من یخرج الحى من المیت و یخرج المیت من الحى ... فسیقولون اللّه)

۱۰ - پیدایش مستمر و بىوقفه موجودات جاندار از پدیده هاى بى جان و موجودات بى جان از پدیده هاى جاندار، از نشانه هاى ربوبیت خدا (و من یخرج الحى من المیت و یخرج المیت من الحى ... فسیقولون اللّه)

۱۱ - خداست که پیوسته موجود زنده را از جسم مرده و مرده را از جسم زنده پدید مى آورد. (و من یخرج الحى من المیت و یخرج المیت من الحى ... فسیقولون اللّه) به کارگیرى فعل مضارع در «یخرج الحى» و «یخرج المیت» بیانگر استمرار پیدایش مرگ و حیات است.

۱۲ - مشرکان عرب جاهلى با وجود اعتقادشان به اینکه تدبیر امور جهان در دست خداست، منکر ربوبیت و پروردگارى بى همتاى او بودند. (و من یدبر الأمر فسیقولون اللّه)

۱۳ - وحدت تدبیر در جهان آفرینش، نشانه وحدت ربوبیت و بى اساس بودن اندیشه شرک است. (و من یدبر الأمر فسیقولون اللّه) وحدت تدبیر از وحدت مدبر - که جمله «و من یدبر الأمر» بر آن دلالت دارد - استفاده مى شود.

۱۴ - جهان آفرینش، پیوسته نیازمند تدبیر خداست. (و من یدبر الأمر فسیقولون اللّه) به کارگیرى فعل مضارع (یدبر) - که بیانگر استمرار است - مفید برداشت فوق مى باشد.

۱۵ - تدبیر امور جهان آفرینش، تنها در دست خداست. (و من یدبر الأمر فسیقولون اللّه) «ال» در «الأمر» عوض از مضاف الیه محذوف است و به قرینه مقام - که در بیان ربوبیت خدا بر جهان و انسانهاست - تقدیر آن «و من یدبر أمر الخلق» مى باشد.

۱۶ - شرک پیشگى و انکار ربوبیت خدا - على رغم اعتقاد به رازقیت، حاکمیت، حیات بخشى و تدبیر بىوقفه خدا نسبت به امور جهان - نشانه اى از وجود روحیه بى پروایى در انسان است. (قل من یرزقکم ... فسیقولون اللّه فقل أفلاتتقون)

۱۷ - اعتقاد به رازقیت، حاکمیت، حیات بخشى و تدبیر مطلق خدا نسبت به امور جهان، مقتضى تقواپیشگى است. (قل من یرزقکم ... فسیقولون اللّه فقل أفلاتتقون)

موضوعات مرتبط

  • آسمان: فواید آسمان ۲
  • آفرینش: تدبیر آفرینش ۱۳، ۱۵; وابستگى آفرینش ۱۴
  • انسان: اهمیّت حواس انسان ۷; روزى انسان ها ۳; مالک حواس انسان ۵; مهمترین حواس انسان ۶
  • بینایى: اهمیّت بینایى ۶، ۷
  • تقوا: زمینه تقوا ۱۷; نشانه هاى بىتقوایى ۱۶
  • توحید: توحید ربوبى ۳، ۱۳، ۱۵
  • جهان بینى: جهان بینى توحیدى ۱۵
  • خدا: اختصاصات خدا ۱، ۱۵; اهمیّت ربوبیت خدا ۱۴; تکذیب ربوبیت خدا ۱۶; خالقیت خدا ۱۱; رازقیت خدا ۱; مالکیت خدا ۵; نشانه هاى ربوبیت خدا ۳، ۷، ۱۰، ۱۳
  • ربوبیت: مکذبان ربوبیت خدا ۴، ۸، ۹، ۱۲
  • روزى: تأمین روزى ۳; منابع روزى ۲; منشأ روزى ۱
  • زمین: فواید زمین ۲
  • زنده: اخراج زنده از مرده ۱۰، ۱۱
  • شرک: دلایل بطلان شرک ۱۳; سرزنش شرک ۱۶
  • شنوایى: اهمیّت شنوایى ۶، ۷
  • عقیده: آثار عقیده به حاکمیت خدا ۱۷; آثار عقیده به خالقیت خدا ۱۷; آثار عقیده به رازقیت خدا ۱۷; آثار عقیده به ربوبیت خدا ۱۷; عقیده به خالقیت خدا ۹
  • مرده: اخراج مرده از زنده ۱۰، ۱۱
  • مشرکان: عقیده مشرکان صدر اسلام ۴، ۸، ۹، ۱۲; کفر مشرکان صدر اسلام ۴، ۸، ۹، ۱۲; مشرکان صدر اسلام و ربوبیت خدا ۴، ۱۲
  • موجودات: خلقت موجودات ۱۰

منابع

عوامل درباره‌ٔ "يونس ٣١"
تعداد کلمات33 +
ریشه غیر ربطقول‌ +، رزق‌ +، کم‌ +، سمو +، ارض‌ +، ام‌ +، من‌ +، ملک‌ +، سمع‌ +، بصر +، خرج‌ +، حيى‌ +، موت‌ +، دبر +، امر +، س‌ +، ف‌ +، الله‌ +، اله‌ +، وله‌ + و وقى‌ +
شامل این ریشهقول‌ +، من‌ +، رزق‌ +، کم‌ +، سمو +، و +، ارض‌ +، ام‌ +، ملک‌ +، سمع‌ +، بصر +، خرج‌ +، حيى‌ +، موت‌ +، دبر +، امر +، س‌ +، ف‌ +، الله‌ +، اله‌ +، وله‌ +، ا +، لا + و وقى‌ +
شامل این کلمهقُل +، مَن +، يَرْزُقُکُم +، مِن +، السّمَاء +، وَ +، الْأَرْض +، أَمّن +، يَمْلِک +، السّمْع +، الْأَبْصَار +، يُخْرِج +، الْحَي +، الْمَيّت +، يُدَبّر +، الْأَمْر +، فَسَيَقُولُون +، اللّه +، فَقُل +، أَ +، فَلا + و تَتّقُون +
شماره آیه در سوره31 +
نازل شده در سال16 +
کلمه غیر ربطقُل +، يَرْزُقُکُم +، السّمَاء +، الْأَرْض +، أَمّن +، يَمْلِک +، السّمْع +، الْأَبْصَار +، يُخْرِج +، الْحَي +، الْمَيّت +، يُدَبّر +، الْأَمْر +، فَسَيَقُولُون +، اللّه +، فَقُل + و تَتّقُون +