گمنام

تفسیر:المیزان جلد۱۷ بخش۱۸: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
خط ۱۴۷: خط ۱۴۷:
<span id='link149'><span>
<span id='link149'><span>


==ابراهيم و اسماعيل عليهماالسلام سربلند از آزمايش بزرگ الهى و... ==
==آزمایش بزرگ ابراهيم«ع»، در قربانی فرزندش اسماعيل«ع»==
«'''وَ نَدَيْنَهُ أَن يَإِبْرَهِيمُ قَدْ صدَّقْت الرُّءْيَا'''»:
«'''وَ نَادَيْنَهُ أَن يَا إِبْرَاهِيمُ قَدْ صَدَّقْت الرُّؤيَا'''»:


اين آيه عطف است بر جوابى كه گفتيم از ((لما(( حذف شده . و معناى جمله ((قد صدقت الرويا(( اين است كه : با آن رويا معامله روياى راست و صادق نمودى و امرى كه ما در آن رويا به تو كرديم امتثال نمودى . و منظور از اين كلام اين است كه : امرى كه ما بتو كرديم براى امتحان تو و تعيين مقدار و ميزان بندگى تو بوده كه در امتثال چنين امرى همين كه آماده شدى آن را انجام دهى ، كافى است ، چون همين مقدار از امتثال ميزان بندگى تو را معين مى كند.
اين آيه، عطف است بر جوابى كه گفتيم از «لَمّا» حذف شده. و معناى جملۀ «قَد صَدَّقتَ الرُؤيَا»، اين است كه: با آن رؤيا، معاملۀ رؤياى راست و صادق نمودى، و امرى كه ما در آن رؤيا به تو كرديم، امتثال نمودى.  
 
و منظور از اين كلام، اين است كه: امرى كه ما به تو كرديم، براى امتحان تو و تعيين مقدار و ميزان بندگى تو بوده، كه در امتثال چنين امرى، همين كه آماده شدى آن را انجام دهى، كافى است. چون همين مقدار از امتثال، ميزان بندگى تو را معين مى كند.
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۱۷ صفحه ۲۳۲ </center>
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۱۷ صفحه ۲۳۲ </center>
«'''انا كذلك نجزى المحسنين ان هذا لهو البلاء المبين'''»:
«'''إنّا كَذَلِكَ نَجزِى المُحسِنِينَ * إنّ هَذَا لَهُوَ البَلَاءُ المُبِين'''»:


كلمه ((كذلك (( اشاره به داستان قربانى كردن اسماعيل است كه در آن آزمايشى سخت و محنتى دشوار بود. و مشار اليه به كلمه ((هذا(( نيز همان داستان است و مى خواهد شدت امر را تعليل كند.
كلمه «كَذَلِكَ»، اشاره به داستان قربانى كردن اسماعيل است، كه در آن، آزمايشى سخت و محنتى دشوار بود. و مشارٌ إليه به كلمۀ «هَذَا» نيز، همان داستان است و مى خواهد شدّت امر را تعليل كند.
و معنايش اين است كه : ما به همين منوال نيكوكاران را جزاء مى دهيم : نخست امتحان هاى به ظاهر شاق و دشوار و در واقع آسمان برايشان پيش مى آوريم ، تا وقتى به شايستگى از امتحان درآمدند، بهترين جزا را هم در دنيا و هم در آخرت به ايشان بدهيم . و اين را بد ان دليل مى گوييم كه در داستان ابراهيم به روشنى ديدند كه ابتلايش صرف امتحان بود و واقعيت نداشت و همان ظاهر هم بسيار شاق و ناگوار بود.


«'''وَ فَدَيْنَهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ'''»:
و معنايش اين است كه: ما به همين منوال نيكوكاران را جزاء مى دهيم: نخست، امتحان هاى به ظاهر شاقّ و دشوار و در واقع آسمان، برايشان پيش مى آوريم، تا وقتى به شايستگى از امتحان درآمدند، بهترين جزا را، هم در دنيا و هم در آخرت به ايشان بدهيم. و اين را، بدان دليل مى گوييم كه در داستان ابراهيم، به روشنى ديدند كه ابتلايش، صِرف امتحان بود و واقعيت نداشت و همان ظاهر هم، بسيار شاقّ و ناگوار بود.


يعنى ما فرزند او را فدا داديم به ذبحى عظيم كه - بنا بر آنچه در روايات آمده - عبارت بود از قوچى كه جبرئيل از ناحيه خداى تعالى آورد. و مراد از ((ذبح عظيم (( بزرگى جثه قوچ نيست ، بلكه چون از ناحيه خدا آمد و خداى تعالى آن را عوض اسماعيل قرار داد عظمت داشت .
«'''وَ فَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ'''»:


«'''وَ تَرَكْنَا عَلَيْهِ فى الاَخِرِينَ'''»:
يعنى: ما فرزند او را فدا داديم به ذبحى عظيم كه - بنابر آنچه در روايات آمده - عبارت بود از: قوچى كه جبرئيل از ناحيه خداى تعالى آورد. و مراد از «ذِبح عَظِيم»، بزرگى جثّۀ قوچ نيست، بلكه چون از ناحيه خدا آمد و خداى تعالى، آن را عوض اسماعيل قرار داد، عظمت داشت.
 
«'''وَ تَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى الآخِرِينَ'''»:


در سابق تفسير شد.
در سابق تفسير شد.


«'''سلَمٌ عَلى إِبْرَهِيمَ'''»:
«'''سَلَامٌ عَلى إِبْرَاهِيمَ'''»:


اين جمله تحيتى است از خداى تعالى به ابراهيم (عليه السلام )، و اگر ((سلام (( را بدون ا لف و لام و نكره آورد، براى اين است كه بفهماند سلامى بر ابراهيم (عليه السلام ) باد كه بيان نتواند عظمت آن را در خود بگنجاند.
اين جمله، تحيتى است از خداى تعالى به ابراهيم «عليه السلام». و اگر «سلام» را بدون «الف و لام» و نكره آورد، براى اين است كه بفهماند سلامى بر ابراهيم «عليه السلام» باد، كه بيان نتواند عظمت آن را در خود بگنجاند.


«'''كَذَلِك نجْزِى الْمُحْسِنِينَإِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ'''»:
«'''كَذَلِك نَجْزِى الْمُحْسِنِينَ * إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ'''»:


تفسير هر دو آيه در سابق گذشت .
تفسير هر دو آيه، در سابق گذشت.


«'''بَشرْنَهُ بِإِسحَقَ نَبِيًّا مِّنَ الصلِحِينَ'''»:
«'''وَ بَشرْنَاهُ بِإِسحَاقَ نَبِيًّا مِّنَ الصّالِحِينَ'''»:


ضمير به ابراهيم (عليه السلام ) برمى گردد. مى فرمايد: ما ابراهيم (عليه السلام ) را بشارت داديم كه صاحب فرزندى مى شود به نام اسحاق .
ضمير به ابراهيم «عليه السلام» بر مى گردد. مى فرمايد: ما ابراهيم «عليه السلام» را بشارت داديم، كه صاحب فرزندى مى شود به نام «اسحاق».
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۱۷ صفحه ۲۳۳ </center>
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۱۷ صفحه ۲۳۳ </center>
بايد دانست اين آيه شريفه كه متضم ن بشارت به ولادت اسحاق (عليه السلام ) است ، به خاطر اينكه بعد از بشارت قبلى است ، كه از تولد اسماعيل خبر مى داد، و مى فرمود: ((فبشرناه بغلام حليم (( و دنبالش فرمود: ((فلما بلغ معه السعى (( ظاهر و بلكه صريح در اين است كه : ذبيح غير از اسحاق است ، بلكه اسماعيل است . و ما در تفسير سوره انعام در ذيل قصص ابراهيم (عليه السلام ) اين معنا را به طور مفصل اثبات كرده ايم .
بايد دانست اين آيه شريفه كه متضمن بشارت به ولادت اسحاق «عليه السلام» است، به خاطر اين كه بعد از بشارت قبلى است، كه از تولد اسماعيل خبر مى داد، و مى فرمود: «فَبَشَّرنَاهُ بِغُلامٍ حَلِيمٍ»، و دنبالش فرمود: «فَلَمّا بَلَغَ مَعَهُ السّعىَ»، ظاهر و بلكه صريح در اين است كه: «ذبيح»، غير از «اسحاق» است، بلكه «اسماعيل» است. و ما، در تفسير سوره «انعام»، در ذيل قصص ابراهيم «عليه السلام»، اين معنا را به طور مفصّل، اثبات كرده ايم.
 
«'''وَ بَارَكْنَا عَلَيْهِ وَ عَلى إِسحَاقَ وَ مِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَ ظالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِينٌ'''»:


«'''وَ بَرَكْنَا عَلَيْهِ وَ عَلى إِسحَقَ وَ مِن ذُرِّيَّتِهِمَا محْسِنٌ وَ ظالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِينٌ'''»:
جمله «بَارَكنَا»، از مصدر «مباركه» است، و آن، به اين است كه خير و دوام پر حاصلى را نصيب موجودى كنند. پس معناى آيه چنين مى شود: ما، ابراهيم و اسحاق را خير و دوام داديم، و آن دو را، پُر حاصل و پُر اثر گردانديم.


جمله ((باركنا(( از مصدر ((مباركه (( است ، و آن به اين است كه خير و دوام پر حاصلى را نصيب موجودى كنند. پس معناى آيه چنين مى شود: ما ابراهيم و اسحاق را خير و دوام داديم و آن دو را پر حاصل و پر اثر گردانديم .
ممكن هم هست جملۀ «وَ مِن ذُرّيّتِهِمَا...»، قرينه باشد بر اين كه مراد از جملۀ «بَارَكنَا» اين باشد كه ما بركت و كثرت را در اولاد او و اولاد اسحاق قرار داديم. و بقيه الفاظ آيه روشن است.  


ممكن هم هست جمله ((و من ذريتهما...(( قرينه باشد بر اينكه مراد از جمله ((باركنا(( اين باشد كه ما بركت و كثرت را در اولاد او و اولاد اسحاق قرار داديم . و بقيه الفاظ آيه روشن است . مى فرمايد: ((و از ذريه ابراهيم ، و اسحاق بعضى نيكوكار و بعضى آشكارا به خود ستم كردند((.
مى فرمايد: «و از ذرّيه ابراهيم و اسحاق، بعضى نيكوكار و بعضى آشكارا به خود ستم كردند».
<span id='link150'><span>
<span id='link150'><span>


۱۳٬۵۳۵

ویرایش