هود ٢٣

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و در برابر پروردگارشان خضوع و خشوع کردند، آنها اهل بهشتند؛ و جاودانه در آن خواهند ماند!

|بى‌گمان كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردند و به پروردگارشان خاضعانه دل بستند، اهل بهشتند و در آن جاودانه خواهند بود

بى‌گمان كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده و [با فروتنى‌] به سوى پروردگارشان آرام يافتند، آنان اهل بهشتند و در آن جاودانه خواهند بود.

اما آنان که به خدا ایمان آورده و به اعمال صالح پرداختند و به درگاه خدای خود خاضع و خاشع گردیدند آنها البته اهل بهشت جاویدند که در آن بهشت متنعّم ابدی خواهند بود.

قطعاً کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به پروردگارشان آرامش و اطمینان یافتند، اهل بهشت اند و در آن جاودانه اند.

كسانى كه ايمان آورده‌اند و كارهاى شايسته كرده‌اند و در برابر پروردگارشان فروتنى نموده‌اند، اهل بهشتند و در آن جاويدانند.

کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و در برابر پروردگارشان خشیت و خشوع داشته‌اند، اینان بهشتیان‌اند [و] هم اینان در آن جاودانه‌اند

همانا كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى نيك و شايسته كردند و به پروردگار خويش دل نهادند، آنان بهشتيانند [و] در آن جاويدانند.

بیگمان کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و به خدای خویش آرمیده‌اند (و کرنشش برده‌اند و تسلیم فرمانش شده‌اند) آنان بهشتیانند و در آنجا جاودانه می‌مانند.

بی‌گمان کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته(ی ایمان) کرده‌اند و سوی پروردگارشان بینی‌شان را به خاک ساییده‌اند (هم)آنان -جاودانه- همدمان بهشتند.

همانا آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند و زاری کردند بسوی پروردگار خویش آنانند یاران بهشت ایشانند در آن جاودانان‌


هود ٢٢ آیه ٢٣ هود ٢٤
سوره : سوره هود
نزول : ٨ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَخْبَتُوا إِلَی رَبِّهِمْ»: در برابر خدای خود فروتنی و کرنش می‌کنند. به عدالت و قضاوت خدای خود اطمینان دارند (نگا: حجّ / و ).


تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلى‌ رَبِّهِمْ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ «23»

همانا كسانى كه ايمان آورده وكارهاى شايسته انجام دهند ودر برابر پروردگارشان فروتن باشند، آنان اهل بهشتند و براى هميشه در آنجا خواهند ماند.

نکته ها

واژه‌ى‌ «أَخْبَتُوا» از «خبت» گرفته شده، كه هم به معناى تسليم و خضوع آمده و هم به معناى آرامش و اطمينان بكار رفته است.

در كنار هشدار و تهديد، تشويق آمده است. بدنبال آيات قبل كه سرنوشت اهل افترا را بيان مى‌كرد، اين آيه سيماى اهل حقّ را بيان مى‌كند.

جلد 4 - صفحه 43

پیام ها

1- به ايمان و عمل صالح خود مغرور نشويم كه تسليم مطلق بودن، شرط عبوديّت است. «آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلى‌ رَبِّهِمْ»

2- حالات قلبى و معنوى، در پاداش انسان مؤثّر است. «أَخْبَتُوا إِلى‌ رَبِّهِمْ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلى‌ رَبِّهِمْ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ «23»

چون مقدم شد ذكر كفار و ايعاد الهى مر ايشان را به عذاب، در عقب آن ذكر مؤمنين و وعده آنها را به ثواب بيان مى‌فرمايد:

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا: بتحقيق آنان كه ايمان آوردند به وحدانيت الهى و تصديق نمودند حضرت رسالت پناهى را. وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ‌: و بجا آوردند كارهاى شايسته را از واجبات و مستحبات و اوامر سبحانى. وَ أَخْبَتُوا إِلى‌ رَبِّهِمْ‌: و توبه و انابه و تضرع نمودند بسوى پروردگار خود. يا مطمئن شدند به ذكر الهى، يا خشوع و خضوع كردند بدرگاه سبحانى‌ «1» و از ماسواى او منقطع گرديدند. أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ: آن جماعت متصفه به صفات ثلاثه مذكوره، ملازمان بهشت هستند. هُمْ فِيها خالِدُونَ‌: ايشان در آن بهشت دائم و جاويد باشند متنعم به نعم ابدى، و باقى به بقاى سرمدى.

تنبيه: قوله‌ «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا» مندرج است در تحت آن هر چه را كه ايمان به آن واجب باشد از اعتقاد به خدا و پيغمبر و قرآن و معاد و آنچه كتاب و سنّت بيان فرموده.

قوله‌ «وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» دال است بر آنكه ايمان به تنهائى فايده ندارد، بلكه بايد توأم با عمل صالحه مرضيه الهى باشد از واجبات و مستحبات و


«1» تفسير مجمع البيان ج 3 ص 152.

جلد 6 - صفحه 49

مكروهات و محرمات و مباحات.

قوله‌ «وَ أَخْبَتُوا إِلى‌ رَبِّهِمْ» اشاره است به آنكه اعمال صالحه فايده ندهد شخص را در آخرت مگر با احوال قلبيه از صدق و صفا و خلوص نيت و صرف نظر از حيثيت و انقطاع به حضرت ربوبيت بعبارة اخرى: در طاعات و عبادات، خشوع جوارح و خضوع قلب را مراعات بنمايد تا منظور نظر خاصه الهيه واقع شود، و لكن سلوك به چنين طريقه‌اى بايد به دستور شرع انور باشد نه كيفيات مجعوله رهبر.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلى‌ رَبِّهِمْ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ «23» مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمى‌ وَ الْأَصَمِّ وَ الْبَصِيرِ وَ السَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلاً أَ فَلا تَذَكَّرُونَ «24»

ترجمه‌

همانا آنانكه گرويدند و بجا آوردند كارهاى شايسته را و آرميدند بسوى پروردگارشان آنگروه اهل بهشتند ايشان در آن جاويدانند

مثل آن دو گروه مانند كور و كر و بينا و شنوا است آيا يكسانند آن دو در مثل آيا پس پند نميگيريد.

تفسير

مراد از اخبات آرامش بذكر حقّ و خضوع و خشوع در پيشگاه احديّت است و نتيجه اين حال براى بنده بعد از ايمان و عمل صالح دخول در بهشت جاويد است و مراد از فريقين كفّار موصوف در آيات سابقه و اهل ايمان موصوف به دو صفت مذكور است و كور و كر بودن آنها بيان شد و بينا و شنوا بودن اينها محتاج به بيان نيست چون كسيكه امير المؤمنين عليه السّلام را به نورانيّت مشاهده نمايد و معترف به امامت و ولايت او و ائمّه اطهار از اولاد او شود و بدستورات ايشان عمل نمايد و مطمئن بياد حق باشد بينا و شنوا است و نبايد مقايسه شود با كسيكه منكر مقام ايشان باشد كه واضح است در دنيا و آخرت كور و كر است چون از منافع چشم و گوش كه ديدن و شنيدن حق و حقيقت است محروم است ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحات‌ِ وَ أَخبَتُوا إِلي‌ رَبِّهِم‌ أُولئِك‌َ أَصحاب‌ُ الجَنَّةِ هُم‌ فِيها خالِدُون‌َ «23»

محققا كساني‌ ‌که‌ ايمان‌ آوردند و بصالحات‌ عمل‌ كردند و سكون‌ و اطمينان‌ و خضوع‌ و خشوع‌ پيدا كردند بسوي‌ پروردگارشان‌ اينها اصحاب‌ بهشت‌ هستند ‌که‌ ‌آنها‌ ‌در‌ بهشت‌ مخلد و هميشه‌ متمتع‌ هستند.

‌اينکه‌ ‌آيه‌ شريفه‌ مشتمل‌ ‌بر‌ چند جمله‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌هر‌ كدام‌ يك‌ آثاري‌ و نتائجي‌ ‌بر‌ ‌آن‌ مترتب‌ ميشود 1‌-‌ إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا ايمان‌ اعتقاد بجميع‌ عقائد حقّه‌ مطابق‌ مذهب‌ شيعه‌ اثني‌ عشري‌ خالي‌ ‌از‌ افراط و غلو و ‌از‌ تفريط و انكار و ‌در‌ مقام‌ ‌خود‌ گفته‌ايم‌ و مكرر ‌در‌ ‌اينکه‌ تفسير تذكر داده‌ايم‌ و ‌در‌ مجلد سوم‌ كلم‌ الطيب‌ ‌در‌ باب‌ عمل‌ صالح‌ ثمرات‌ ايمان‌ ‌را‌ مفصلا بيان‌ كرده‌ايم‌، خلاصه‌ ‌اگر‌ كسي‌ ‌با‌ ايمان‌ ‌از‌ دنيا رفت‌ مسلّما اهل‌ نجات‌ و اهل‌ بهشت‌ ‌است‌ و ‌لو‌ گناه‌ زيادي‌ داشته‌ ‌باشد‌ مورد مغفرت‌ و عفو الهي‌ و شفاعت‌ خاندان‌ نبوّت‌ [ص‌] ميشود.

جلد 11 - صفحه 33

2‌-‌ وَ عَمِلُوا الصّالِحات‌ِ اعمال‌ صالحه‌ عبارت‌ ‌از‌ واجبات‌ و مستحبات‌ شرع‌ ‌است‌ ‌که‌ بنحو صحيح‌ ‌با‌ مراعات‌ جميع‌ شرائط و اجزاء و فقدان‌ موانع‌ و قواطع‌ و مبطلات‌ انجام‌ گيرد و فائده‌ ‌آنها‌ ‌در‌ دنيا نگهبان‌ ايمان‌ و تقويت‌ ‌آن‌ و بعبارت‌ ديگر علت‌ مبقيه‌ ايمانست‌ ‌که‌ ‌اگر‌ ‌در‌ ‌آنها‌ كوتاهي‌ شد بسا باعث‌ زوال‌ ايمان‌ ‌ يا ‌ ضعف‌ ايمان‌ ميشود و ‌در‌ آخرت‌ باعث‌ ارتفاع‌ درجات‌، ‌هر‌ چه‌ بهتر و بيشتر ‌باشد‌ درجه‌ رفيع‌تر ميشود.

3‌-‌ وَ أَخبَتُوا إِلي‌ رَبِّهِم‌ بعضي‌ تفسير كردند بسكون‌ و طمأنينه‌، بعضي‌ بخضوع‌ و خشوع‌، بعضي‌ باستقامت‌ چنانچه‌ ‌در‌ ترجمه‌ ذكر شد لكن‌ ‌در‌ خبر ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ‌عليه‌ السّلام‌ بچهار سند روايت‌ كرده‌اند ‌که‌ اخبات‌ ‌را‌ حضرت‌ تفسير بتسليم‌ فرموده‌ و تسليم‌ بالاترين‌ اخلاق‌ حميده‌ ‌است‌ ‌حتي‌ ‌از‌ مقام‌ رضا چه‌ نسبت‌ بامور تكوينيه‌ ‌از‌ واردات‌ الهيه‌ نوعيه‌ و شخصيه‌ ‌از‌ نعم‌ و بليات‌ و پيشامدات‌

‌در‌ بلا خوش‌ ميكشم‌ لذات‌ ‌او‌

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 23)- در تعقیب آیات گذشته که حال گروهی از منکران وحی الهی را

ج2، ص336

تشریح می‌کرد، این آیه و آیه بعد نقطه مقابل آنها یعنی حال مؤمنان راستین را بیان می‌کند.

نخست می‌گوید: «کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و در برابر خداوند خاضع و تسلیم و به وعده‌های او مطمئن بودند، اصحاب و یاران بهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند» (إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلی رَبِّهِمْ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیها خالِدُونَ).

نکات آیه

۱- بهشت از آنِ مؤمنانى است که اعمال صالح انجام دهند و در برابر خدا خاضع و فروتن باشند. (إن الذین ءامنوا ... أُولئک أصحب الجنة) إخبات (مصدر أخبتوا) به معناى خضوع و خشوع و نیز به معناى اطمینان است. برداشت فوق ، براساس معناى اول مى باشد. گفتنى است که در این صورت «إلى» به معناى لام است; یعنى: «أخبتوا لربهم; در برابر خدا خاضع هستند».

۲- اطمینان به ربوبیت خدا و زدودن دل از تردید درباره آن ، از شرایط ورود به بهشت است. (إن الذین ... أخبتوا إلى ربهم أُولئک أصحب الجنة) برداشت فوق ، بر این مبناست که «إخبات» به معناى اطمینان باشد. بنابراین «أخبتوا إلى ربهم»; یعنى ، به ربوبیت خدا اطمینان دارند.

۳- توجه به ربوبیت خدا ، گرایش دهنده آدمى به خضوع و خشوع در برابر او (و أخبتوا إلى ربهم)

۴- اعمال صالح بدون ایمان و اطمینان به ربوبیت خدا ، کارساز نیست. (إن الذین ءامنوا و عملوا الصلحت و أخبتوا إلى ربهم أُولئک أصحب الجنة)

۵- نیل به بهشت ، تنها دستاورد شایسته و بدون زیان در برابر سرمایه عمر و جان آدمى است. (أُولئک الذین خسروا أنفسهم ... إن الذین ءامنوا ... أُولئک أصحب الجنة) عنوان کردن بهشت ، به عنوان پاداش مؤمنان در مقابل زیانکارشمردن کفرپیشگان ، اشاره به برداشت فوق دارد.

۶- مؤمنان داراى اعمال شایسته ، تنها انسانهایى که سرمایه عمر خویش را تباه نساخته و از زیان کارى در دنیا و آخرت مصونند. (أُولئک الذین خسروا أنفسهم ... إن الذین ءامنوا ... أُولئک أصحب الجنة)

۷- بهشت، جایگاهى همیشگى و زوال ناپذیر (هم فیها خلدون)

۸- بهشتیان ، براى همیشه در بهشت ماندگار خواهند بود. (أُولئک أصحب الجنة هم فیها خلدون)

۹- انسان ، موجودى با استعدادِ همیشه ماندن و فنا نپذیرفتن (هم فیها خلدون)

روایات و احادیث

۱۰- «عن أبى عبدالله(ع) ... قال: أتدرون ما التسلیم؟ ... هو والله الإخبات قول الله عزوجل: «الذین آمنوا و عملوا الصالحات و أخبتوا إلى ربّهم»;] از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: آیا مى دانید تسلیم چیست؟ ... به خدا سوگند! تسلیم همان إخبات است و آن سخن خداست که فرمود: ... و أخبتوا إلى ربّهم».

موضوعات مرتبط

  • إخبات: مراد از إخبات ۱۰
  • انسان: استعدادهاى انسان ۹; انسان و حیات جاودان ۹; اهمیت عمر انسان ۵; محصول عمر انسان ۵
  • ایمان: آثار ایمان به ربوبیت خدا ۲; اهمیت ایمان ۴; ایمان به ربوبیت خدا ۴
  • بهشت: اهمیت بهشت ۵; جاودانگى بهشت ۷; جاودانگى در بهشت ۸; موجبات بهشت ۱، ۲; ورود به بهشت ۵
  • بهشتیان: جاودانگى بهشتیان ۸
  • تسلیم: حقیقت تسلیم ۱۰
  • حیات: امکان حیات جاودان ۹
  • خشوع: زمینه خشوع ۳
  • خضوع: آثار خضوع ۱; زمینه خضوع ۳
  • ذکر: آثار ذکر ربوبیت خدا ۳
  • زیان: مصونیت از زیان اخروى ۶; مصونیت از زیان دنیوى ۶
  • عمل صالح: آثار عمل صالح ۱; عمل صالح بى ایمان ۴
  • مؤمنان: فضایل مؤمنان صالح ۶; مصونیت مؤمنان صالح ۶; مؤمنان و زیانکارى ۶

منابع

  1. کافى ، ج ۱ ، ص ۳۹۱ ، ح ۳; نورالثقلین ، ج ۲-  ، ص ۳۴۷ ، ح ۵۳.