نِعْمَة

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو

آیات شامل این کلمه

ریشه کلمه

قاموس قرآن

(بكسر - ن) آنچه خدا به انسان داده در صحاح از جمله معانى آن گفته:« اَلنِعْمَةُ: ما أُنْعِمَ بِهِ عَلَيْكَ» به نظر نگارنده: اصل آن از نِعْمَ (فعل مدح) است و نعمت را به جهت خوب و دلچسب بودن نعمت گفته‏اند لذادر اقرب از كليات ابوالبقا نقل شده: آن در اصل حالتى است كه انسان از آن لذت ببرد و در مفردات گفته: «ااَلنِعْمَةُ اَلْحالَةُ الْحَسَنَةُ». در مجمع ذيل [فاتحه:7]. فرموده اصل آن مبالغه و زيادت است گويند «دَقَقْتُ الَّدواءَ فَاَنْعَمْتُ دَقَةُ» دوا را كوبيدم و زياد كوبيدم. [بقره:231]. [بقره:40]. نَعْمَة: (به فتح - ن) به معنى تنعم است. در قاموس گويد: تنعم به معنى ترّفه و وسعت عيش و اسم آن نعمة به فتح نون است. راغب مى‏گويد: «النَّعْمَةُ: اَلتَّنَعُمُ» [دخان:25-27]. چقدر از دست دادند از باغات، چشمه‏ها، كشتها، مقام دلپسند و وسعت عيشى كه در آن متمتع بودند. [مزّمل:11]. بگذار مرا با تكذيب كنندگانيكه صاحبان تنعم اند و اندكى مهلتشان بده. *** انعام: (از باب افعال) به معنى نعمت دادن مى‏باشد [احزاب:37]. آنگاه به شخصيكه خدا به او نعمت داده و توهم به او نعمت داده بودى مى‏گفتى: زنت را براى خودت نگاهدار و از خدا بترس راغب گويد: اطلاق انعام در صورتى است كه نعمت داده شده از جنس انسان باشد زيرا در حيوان نمى‏گويند:«أَنْعَمَ عَلى فَرَسِهِ» تنعيم: نعمت دادن و مرفه كردن. [فجر:15]. اماانسان آنگاه كه خدايش او را امتحان كرد و محترم نمود و مرفه فرمود گويد: خدايم محترمم داشته. ناعم: صاحب نعمت. [غاشيه:8-9]. چهره هايى (مردمانى) در آن روز درنعمتند و از تلاشيكه در دنيا كرده‏اند راضى اند. ناعم به معنى نرم و صاف نيز آمده است. نَعْماء: (به فتح - ن) مفرد است به معنى نعمت چنانكه در صحاح گفته. در مجمع فرموده: نعمتى است كه اثر آن در صاحبش آشكار است مقابل ضرّاء [هود:10]. و اگر پس از ضرريكه به او رسيده نعمتى بر او بچشانيم گويد بديها از من رفت. *** نعيم: نعمت وسيع و كثير. راغب گويد: «اَلنَّعيمُ: اَلنِعْمَةُالْكَثيرَهُ» قاموس و اقرب مال و صحاح مطلق نعمت گفته است از طبرسى ظاهر مى‏شود كه قيد كثرت را لازم نشمرده، المنار نيز قيدكثرة را دارد [مائده:65]. آنها را به جنات پرنعمت داخل مى‏كنيم. [توبه:21]. براى آنها در بهشت نعمت فراوانى است پيوسته. اين لفظ هفده بار در قرآن مجيد بكار رفته، همه در باره نعمت بهشت مگر [تكاثر:8]. كه در باره نعمت دنيا است. ظاهرا الف و لام در آن براى استغقراق باشد يعنى از تمام نعمتها مسئول مى‏شويد. مسئول شدن از نعمتها مسئول شدن از دين است كه آيا از آنها مطابق دين استفاده كرديد يا نه؟ در برهان از امام صادق «عليه‏السلام» نقل شده:« قالَ نَحْنُ النَّعيمُ» و در روايت ديگرى از آن حضرت «قالَ تُسْئَلُ هذِهِ الْاُمَّةِ عَمَّااَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهابِرَسُولِهِ ثُمَّ بِالْاَئِمَةِ» و در روايت سوم از حضرت باقر «عليه‏السلام» كه فرمود:«اِنَّمَّايَسْئَلُكُمْ عَمَّااَنْتُمْ عَلَيْهِ مِنَ الْحَقِ» و در روايت چهارم از حضرت صادق «عليه‏السلام» نقل كرده كه فرمود:«وَاللهِ ماهُوَ الطَّعامُ وَالشَّرابُ وَلكِنْ وِلايَتُنا اَهْلُ الْبَيْتِ». الميزان تمام نعمتها را داخل در نعمت دين دانسته و منافاتى ميان عموم آيه و روايات نمى‏داند. *** جمع نعمت در قرآن مجيد نِعَم (بروزن عنب) و اَنْعُم (به فتح اول و سكون دوم و ضم سوم) آمده است مثل [لقمان:20]. نعمتهاى ظاهرى و باطنى خويش رابر شما فراوان كرد. و نحو [نحل:112].


کلمات نزدیک مکانی

وَ اللّه مِن عَلَيْکُم اذْکُرُوا مَا إِن إِذ لا ثُم إِذَا قَال يَا الّذِين أَن قَوْم أَيّهَا عَلَى أَ تَعُدّوا رَبّه آمَنُوا إِلاّ لِقَوْمِه لَو تُحْصُوهَا کُنْتُم مَن هُو لَم مُوسَى إِنّمَا رَبّي آل بِسَحَر الْإِنْسَان إِلَيْه رَبّکُم تَذْکُرُوا مِنّا مُغَيّرا الْمُبِين تُجْزَى تَدَارَکَه نَجّيْنَاهُم خَوّلْنَاه مِنْه خَوّلَه تَمُنّهَا فَمِن بَدّلُوا اشْکُرُوا أَنْعَمَهَا يُبَدّل تِلْک يَعْرِفُون عِنْدَه عِنْدِنَا يَک لَکُنْت الْبَلاَغ کُفْرا تَشْکُرُون عَلَي الْمُرْسَلِين بِکُم نَسِي النّاس ابْتِغَاء فَإِن لُوط تَذَکّرُون اسْتَوَيْتُم بَعْد ظُهُورِه عَلَيْک طَيّبا عَلَيْهِم تَفَرّقُوا هَل لَتُرْدِين هُزُوا يُنْکِرُونَهَا ضُرّ لَعَلّکُم عَلِيم لَنُبِذ لِأَحَد الّذِي أُولٰئِک کَذٰلِک وَجْه إِلَى بِالْعَرَاء حَتّى فَإِنّمَا الْمُحْضَرِين تَر مَکْظُوم کِدْت حَلاَلا جَاءَتْکُم جَعَلَنِي عَبّدْت هَم إِيّاه جَعَل کَان الْحَکِيم بَيّنَة نَجْزِي فَلا سَأَلْتُمُوه أَنْجَاکُم أُوتِيتُه عَلَيْه فَضْلا دَعَانَا الرّاشِدُون تَتّقُون مِيثَاقَه حَکِيم أَحَلّوا فِرْعَوْن الْعَزِيز تَرْکَبُون جُنُود الْأَعْلَى أَلِيما هُم أَنْزَل خَالِق مُنِيبا آيَات آيَة شَدِيد الْعِقَاب فَمَا حَاصِبا يَدْعُو يَتَزَکّى إِسْرَائِيل جَاءَتْه لِتَسْتَوُوا بَنِي تَعْبُدُون قَوْمَهُم مَسّکُم يُغَيّرُوا الْجَحِيم بِأَن فِيکُم أَکْثَرُهُم نِعْمَتَه تَوَلّوْا أَعْدَاء الضّرّ دَار تَتّخِذُوا يَشَاء شَکُور لَغَفُور لَظَلُوم شَکَر کُل لِيُتِم ذٰلِک تَقُولُوا يَخْلُق عِلْم فَغَيْر نَحْن فَأَرْسَلْنَا أَنْبِيَاء رَزَقَکُم حَرّم جَمِيعا حُکْما عَذَابا مَالَه وَاثَقَکُم تَاللّه طَائِفَتَان أَصْحَاب الْکَافِرُون فَأَلّف غَيْر آتَيْنَاهُم الْعِصْيَان صَبّار الْبَوَار الْأَنْعَام بِه سُبْحَان أَرْسَلْنَا بِأَنْفُسِهِم جَهَنّم مَذْمُوم يَوْم بِمَيّتِين فَاجْتَبَاه مِمّا يُؤْتِي يَبْسُطُوا لِلْکَافِرِين لَقَد فَإِلَيْه نَادَى کَفّار بَل مَس رَحِيم دَعَا بَيْن جَعَلَکُم هِي قَبْل فَإِذَا کَم قُلُوبِکُم فَکُلُوا تَجْأَرُون يَرْزُقُکُم الْکِتَاب يَسُومُونَکُم رِيحا إِلَيْکُم بِحَبْل آتَاکُم اعْتَصِمُوا أَيْدِيَهُم فَأَصْبَحْتُم سَخّر سُوء فِتْنَة قُلْتُم نَفْسَه مُلُوکا

تکرار در هر سال نزول

در حال بارگیری...