نَسُوق

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو

آیات شامل این کلمه

ریشه کلمه

قاموس قرآن

(به فتخ سين) راندن. [سجده:27]، [زمر:73]. سائق راننده [ق:21]. رجوع شود به «شهد». مساق: مصدر ميمى است [قيامة:30]. آن روز سوق شدن به سوى پروردگار تو است. ساق: ما بين پا و زانو است [نمل:44]. هر دو ساق خويش را عريان كرد. جمع آن سوق به ضمّ اول است [ص:33]. شروع كرد دست كشيدن به ساقها و گردنهاى اسبان. ايضاً سوق به معنى بازار است جمع آن اسواق مى‏آيد [فرقان:7]. * [قيامة:29]. ساق به ساق پيچيد آن روز رانده شدن به سوى خداست. ساق را شدت معنى كرده‏اند در مجمع فرموده از «قامت الحرب على ساق» شدت جنگ را از اراده مى‏كنند در نهايه آمده كشف الساق مثل است براى شدّت امر. آيه فوق درباره وقت مرگ است مراد از آن ظاهراً رسيدن دو شدّت به هم ديگر است. شايد غرض شدّت جدائى از دنيا و شدّت مشاهده عالم برزخ باشد . *[قلم:42]. روزى كه كار به شدّت رسد و به سجده دعوت شده و قادر نمى‏شوند. ابن كثير در تفسير خود از صحيح بخارى از حضرت رسول صلى اللّه عليه و اله و سلم شنيدم مى‏فرمود: پروردگار ما از ساق خود را عريان مى‏كند همه مؤمنين و مؤمنات به آن سجده مى‏كنند جز آنانكه در دنيا از روى ريا و سمعه سجده كنند قامتشان خم نمى‏شود. و گويد: اين حديث در صحيح بخارى و مسلم و غير آن آمده است. و ظاهرش آن است كه حديث را قبول دارد. چه سفاهت عجيبى؟!1 قران فرمايد «لا تُدْرِ كُهُ الْاَبْصارُ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْ‏ءٌ» ولى در قبال آن اين گونه افسانه‏ها مورد قبول واقع مى‏شود.


کلمات نزدیک مکانی

تکرار در هر سال نزول

در حال بارگیری...