مُلْک

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو

آیات شامل این کلمه

«مُلک» (بر وزن کُرک) چنان که «راغب» در «مفردات» گوید: به معناى در اختیار گرفتن چیزى و حاکمیت بر آن است.

ریشه کلمه

قاموس قرآن

(بروزن قفل) آن در استعمال قرآن به معنى حكومت و اداره امور است. [آل عمران:189]. براى خدا است حكومت آسمانها و زمين. [بقره:102]. پيروى كردند از آنچه شياطين درباره پادشاهى و حكومت سليمان مى‏گفتند. [بقره:247]. مَلِك (به فتح ميم و كسر لام) پادشاه و آنكه داراى حكومت است [يوسف:43]. پادشاه گفت: من هفت گاو فربه مى‏بينم [طه:114]. [حشر:23]. [بقره:246]. مراد از ملك در آيه فرمانده است كه درحدود فرماندهى داراى حكومت و اداره است. طبرسى در معنى آن گفته:«اَلْقادِرُالْواسِعُ الْقُدْرَةِ الَّذى لَهُ السِياسَةُ وَ الْتَّدْبيرُ» راغب گفته: «هُوَ الْمُتَصَرِفُ بِالْاَمْرِوَالنَّهْىِ فِى الْجُمْهُورِ» آن متخذ از مُلك بضم ميم و جمع آن ملوك است [نمل:34]. در آيه [مائده:20]. ظاهراً مراد استقلال است كه بنىاسرائيل در مصر آنرا نداشتند. *** مِلْك: (به كسر ميم و سكون لام) مالك شدن و صاحب شدن. [اسراء:100]. بگو اگر خزائن رحمت خدايم را مالك و دارا بوديد آنوقت از ترس انفاق دست باز مى‏داشتيد. افعال آن بيشتر به معنى قدرت و توانايى آيد مثل [رعد:16]. براى خويش به نفع و ضررى قادر نيستند. *** مالك: اسم فاعل است. به معنى صاحب مال و صاحب حكومت آيد مثل [يس:71]. [آل عمران:26]. كه هر دو به معنى صاحب ملك (به كسر ميم) است و مثل [زخرف:77]. گويند اى مالك خدايت ما را بميراند كه به معنى متصرف و حاكم است. * [فاتحه:4-2]. عاصم، كسائى، خلف و يعقوب حضرمى آن را مالك و ديگران مَلِك (به فتح ميم و كسر لام) خوانده‏اند. به نظر مى‏آيد كه مالك در آيه مثل ملك به معنى حاكم و متصرّف است نه به معنى صاحب. زيرا صاحب به مال مناسب است كه بگوييم: فلانى صاحب فلان مال است ولى مناسب با «يوم» حكومت است كه بگوييم حکمران امروز فلانى است. مليك: مثل مَلِك به معنى صاحب حكومت است [قمر:55-54]. پرهيزكاران در بهشتها و نهرهااند در نزد صاحب حكومت توانا(خدا). اين لفظ فقط يكبار در قرآن آمده است. *** مَلْك: (بروزن فلس) [طه:87]. «ملك» را در آيه عاصم و اهل مدينه و اهل كوفه به فتح ميم و ديگران به ضمّ و نيز به كسر ميم خوانده‏اند و آن مصدر ملك يملك است در صحاح گويد فتح ميم از كسر آن افصح مى‏باشد. ممكن است مراد از آن حكومت يعنى: ما با قدرت و اختيار در كارمان وعده تو را مخالفت نكرديم... و شايد به معنى ملك و مال باشد يعنى: ما با مال خويش با وعده تو مخالفت نكرديم بلكه چيزهايى از زيور قوم و فرعون داشتيم كه آنها را انداختيم و سامرى برداشت...


کلمات نزدیک مکانی

وَ السّمَاوَات الْأَرْض لَه لِلّه اللّه مَا الّذِي عَلَى لا يَشَاء جَمِيعا الْعَزِيز أَ بِمَا هُو أَن بَيْنَهُمَا لَم مَن لَهُم يُحْيِي سُلَيْمَان الْحَکِيم عَلِيم يُعَذّب شَيْء تَعْلَم يَعْلَمُون لِمَن الشّيَاطِين مِن إِن إِلَى الْعَظِيم يَغْفِر کَفُور مِصْر بَصِير يَخْلُق لِي فِي يُمِيت سَعِيرا أَم الْحَمِيد تَعْمَلُون الْخُلْد لَيْس الْإِنْسَان النّاس يَفْعَلُون الْوَهّاب فَأَکَلا نَذِيرا يَبْلَى أَلِيم الْفَوْز ذٰلِک يَا لٰکِن لِلْعَالَمِين مِنْهَا هٰذِه تَبَارَک إِلَيْه الشّفَاعَة لِلْکَافِرِين شَجَرَة فَإِن إِلاّ تَتْلُو عَذَاب ثُم رَبّک کُل لِيَکُون قَوْم أَيْدِيهِم الْأَنْهَار فَبَدَت عَنْه إِلَيْکُم أَعْتَدْنَا کَفَر بِاللّه الْعَلِيم قُل اتّبَعُوا يُؤْمِنُوا قَدّمَت أَکْثَر قَدِير يَوْم لَکُم تَجْرِي فَإِنّا يَعْقِلُون عَبْدِه قَال إِلٰه لَهُمَا أَدُلّک رَحْمَة رَضُوا بِکُل سَوْآتُهُمَا الْمَصِير کُنْتُم رَسُول رَسُولِه هَل تَقُوم فِيهِن رَحِيم تُرْجَعُون الْعَذَاب يَتّخِذ خَزَائِن السّاعَة آدَم قَوْمِه فَلْيَرْتَقُوا إِذَا عَنْهُم عِنْدَهُم إِنّي وَلَدا غَفُور تُرْجَع تَسْبِيحَه الْفُرْقَان تَحْتِي يَهَب سَيّئَة أُمّه عِنْدَه يَوْمَئِذ الْأُمُور دُون شَهِيد أَيّهَا فَلا فِرْعَوْن الْأَسْبَاب کَفَرُوا عِلْم يَخْسَر

تکرار در هر سال نزول

در حال بارگیری...