مَنَاة

از الکتاب

آیات شامل این کلمه

ریشه کلمه

قاموس قرآن

[نجم:20]. ابن كلبى در كتاب «الاصنام» مى‏نويسد: مناة بتى بود متعلق به قبيله هذيل و خزاعه، اين بت در ساحل دريا در ناحيه مشلل در محلى موسوم به «قُديد» ميان مكه و مدينه قرار داشت، پيش همه عرب محترم بود و در كنارش قربانى مى‏كردند، قبيله اوس و خزرج براى آن قربانى و هدايا مى‏بردند. قبيله اوس و خزرج چون به حج مى‏رفتند پس از بازگشت سرخود را در نزد منات تراشيده و آنرا اتمام حج مى‏پنداشتند، بت پرستان به علت علاقه به آن فرزندان خويش را عبدمنات و زيد منات مى‏ناميدند. جريان اين بود تا در سال هشتم هجرت (سال فتح مكه) رسول خدا «صلى الله عليه واله» چهار يا پنج منزل از مدينه خارج شده بودند، على «عليه السلام» را فرستاد منات را منهدم كرد و امواليكه در بتكده بود پيش آن حضرت آورد ازجمله دو تاشمشير كه ابى شمر غسانى پادشاه غسان به آنجا هديه كرده بود، يكى بنام مخدم و ديگرى رسوب آن حضرت هر دو را به على «عليه السلام» بخشيد، گويند: ذوالفقار يكى از آن دو شمشير بود. در جوامع الجامع فرمود: بقولى لات و عزى و منات بتهايى بودند از سنگ، آنها را در كعبه گذاشته وعبادت مى‏كردند. ممكن است لفظ «اَلْاُخْرى» اشاره باشد به اينكه مقام منات پيش آنها از لات و عزى كمتر بوده چنانكه در تفسير جلالين و جوامع الجامع است. يعنى: مرا خبر دهيد از لات و عزى و منات كه سومين ديگر آنهاست (آيا اينها نفع و ضررى دارند كه مى‏پرستيد؟!) آيا پسر خاص شماست و دختر خاص خداست. اين قسمت ظالمانه است. به نظر مى‏آيد كه آن سه بت را دختر خدا مى‏دانسته‏اند و يا ملائكه را كه دختران خدا مى‏دانستند آن سه بت را تمثال ملائكه دانسته و عبادت مى‏كردند. لذا پشت سر آن آمده «أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْاُنْثى» و شايد مطلب اين آيه غير از مطلب آيات ماقبل باشد. رجوع شود به «عزى» و «لات».


کلمات نزدیک مکانی

تکرار در هر سال نزول

در حال بارگیری...