لقمان ٢٩

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

آیا ندیدی که خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل می‌کند، و خورشید و ماه را مسخّر ساخته و هر کدام تا سرآمد معینی به حرکت خود ادامه می‌دهند؟! خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.

|آيا نديدى كه خدا شب را در روز داخل مى‌كند [و شب بلند مى‌شود] و روز را در شب داخل مى‌كند [و روز بلند مى‌شود] و آفتاب و ماه را مسخّر ساخته و هر كدام تا زمان معينى [در مدارى‌] روانند و خدا به آنچه مى‌كنيد آگاه است

آيا نديده‌اى كه خدا شب را در روز درمى‌آورد، و روز را [نيز] در شب درمى‌آورد، و آفتاب و ماه را تسخير كرده است [كه‌] هر يك تا وقت معلومى روانند و [نيز] خدا به آنچه مى‌كنيد آگاه است؟

آیا (ای رسول) ندیدی (و ای مردم به حسّ مشاهده نمی‌کنید) که خدا شب را در روز و روز را در شب داخل کند و خورشید و ماه را مسخّر ساخته که هر یک تا وقت معیّنی (و به نظم ثابت مخصوصی) گردش کنند؟ و (نمی‌دانید که) خدا به هر چه می‌کنید آگاه است؟

آیا ندانسته ای که خدا شب را در روز فرو می برد و روز را در شب فرو می برد، و خورشید و ماه را مسخّر و رام کرده است که هر کدام تا مدتی معین روانند؛ و یقیناً خدا به آنچه انجام می دهید، آگاه است.

آيا نديده‌اى كه خدا از شب مى‌كاهد و به روز مى‌افزايد و از روز مى‌كاهد و به شب مى‌افزايد و آفتاب و ماه را رام خود ساخت كه هر يك تا زمانى معين در حركت است؟ و خدا به كارهايى كه مى‌كنيد آگاه است.

آیا ننگریسته‌ای که خداوند از شب می‌کاهد و بر روز می‌افزاید و از روز می‌کاهد و بر شب می‌افزاید و خورشید و ماه را رام کرده است که هر یک تا سرآمدی معین روان است، و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است‌

آيا نديده‌اى كه خدا شب را در روز در مى‌آورد و روز را در شب- اشاره است به كوتاه و بلند شدن شب و روز، يا رفتن روز و آمدن شب و به عكس-، و خورشيد و ماه را رام ساخت كه هر يك تا سرآمدى نامبرده- معين- روان است؟ و خدا بدانچه مى‌كنيد آگاه است.

آیا ندیده‌ای که خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل می‌گرداند، و خورشید و ماه را مسخّر کرده (و در مسیر منافع انسانها به جریان انداخته است)؟ و این که هر کدام تا سرآمد معیّنی به حرکت خود ادامه می‌دهند (و این نظم و نظام با پایان گرفتن دنیا، پایان می‌یابد) و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است؟

آیا ندیدی که خدا همواره شب را در روز و روز را در شب فرو می‌برد و خورشید و ماه را مسخر کرده است (که) هر یک تا وقت معلومی روانند و اینکه خدا به‌راستی به آنچه می‌کنید آگاه است‌؟

آیا نبینی خدا فرو می‌برد شب را در روز و فرو می‌برد روز را در شب و رام کرد مهر و ماه را هر کدام روان است بسوی سرآمدی نامبرده و آنکه خدا است به آنچه می‌کنید آگاه‌


لقمان ٢٨ آیه ٢٩ لقمان ٣٠
سوره : سوره لقمان
نزول : ١٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٣٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«یُولِجُ الَّیْلَ فِی ...»: (نگا: آل‌عمران / ). «أَجَلٍ مُّسَمّیً»: مدّت محدود و معیّن که پایان این جهان و فرارسیدن آن جهان است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي إِلى‌ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ «29»

آيا نديدى كه خداوند، پيوسته شب را در روز، و روز را در شب داخل مى‌كند، و خورشيد و ماه را تسخير كرده، هر يك تا زمان معيّنى در حركت‌اند؟ همانا خداوند به آنچه انجام مى‌دهيد آگاه است.

جلد 7 - صفحه 282

نکته ها

كوتاه و بلند شدن شب و روز، آن هم به تدريج، در پرورش موجوداتى كه به تاريكى يا روشنايى بيشترى نياز دارند، نقش مهمّى دارد.

در اين آيه از كوتاه و بلند شدن شب و روز و تسخير خورشيد و ماه به وسيله‌ى خداوند، سخن گفته شده، سپس به حركت هر يك، براى مدّتى معيّن اشاره شده و آنگاه در آخر آيه آمده است: خداوند به آنچه شما انسان‌ها انجام مى‌دهيد آگاه است، يعنى هدف همه‌ى هستى و تحوّلات گوناگون در نظام آفرينش، عمل انسان‌هاست، پس بايد كارى كنيم كه رضاى خدا در آن باشد.

ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند

تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى‌

همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار

شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى‌

بيشتر خطاب‌هاى قرآن به پيامبر صلى الله عليه و آله، تنها به شخص آن حضرت نيست، بلكه عموم مردم را شامل مى‌شود. مثلًا به پيامبر مى‌فرمايد: «اگر هريك از پدر يا مادر يا هر دوى آنان نزد تو به پيرى رسند، به آنان اف نگو واز آنها اظهار دلتنگى مكن» «1»، در حالى كه مى‌دانيم پيامبر، پدر و مادر خود را در كودكى از دست داده و آنان زنده نبودند تا نزد حضرت به پيرى برسند.

در اين آيه نيز گرچه خطاب‌ «أَ لَمْ تَرَ» به پيامبر اسلام است، ولى آخر آيه كه مى‌فرمايد: «أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» نشان مى‌دهد كه آيه عموم مردم را شامل مى‌شود.

پیام ها

1- از راههاى شناخت خداوند، مطالعه در طبيعت و اسرار هستى است. أَ لَمْ تَرَ ...

2- كم و زياد شدن طول شب و روز را تصادفى نپنداريم، بلكه كارى الهى و با طرح و برنامه است. يُولِجُ‌ ...

3- خورشيد نيز حركت دارد. «الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي»

4- حركات اجرام، زمان‌بندى شده است. «كُلٌّ يَجْرِي إِلى‌ أَجَلٍ مُسَمًّى»


«1». اسراء، 23.

جلد 7 - صفحه 283

5- تغييرات شب و روز وتسخير خورشيد و ماه، در جهت بهره‌ورى و استفاده‌ى انسان است. «أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» (اعمال و رفتار انسان‌ها نيز بايد مفيد و هدفمند باشد).

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي إِلى‌ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ «29»

بعد از آن، شواهد قدرت خود را بيان مى‌فرمايد:

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ‌: آيا نديده و ندانسته‌اى بدرستى كه خداى تعالى به قدرت كامله خود، يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ: درمى‌آورد ظلمت شب را در روشنى روز. و اين وقتى است كه شب درآيد يا از شب داخل روز سازد. چنانچه اول بهار كه شب و روز مساوى است به تدريج از شب داخل در روز شود تا اول چلّه زمستان كه شبى از آن بلندتر و روزى از آن كوتاه‌تر نباشد. وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ‌: و داخل مى‌گرداند روشنائى روز را در شب زمانى كه روز پديد آيد، يا داخل مى‌سازد روز را در شب چنانچه اول پائيز كه شب و روز مساوى است بتدريج از روز داخل شب تا به مرتبه‌اى كه اول جدى ماه شمسى، شبى از آن بلندتر و روزى از آن كوتاه‌تر نخواهد بود. وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ: و مسخر نمود آفتاب و ماه را كه سبب منافع خلايق هستند، كُلٌّ يَجْرِي إِلى‌ أَجَلٍ مُسَمًّى‌: هر يك از نيّرين جريان نمايند در فلك خود بر وفق حكمت و مصلحت تا زمان نامبرده شده، يعنى انتهاى معلوم شمس كه آخر هر سال و انتهاى معلوم قمر كه هر ماهى است به يك ترتيب بدون اختلاف، وَ أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ: و بدرستى كه خداى تعالى به آنچه مى‌كنيد در پنهانى و آشكارا به كنه آن داناست.

تنبيه: آيه شريفه تذكر است شواهد قدرت سبحانى را، و حضرت صادق عليه السّلام به مفضل فرمايد: تفكر نما در طلوع و غروب آفتاب براى قيام ليل و نهار، اگر طلوع آفتاب نبودى جميع امور عالم باطل شدى و نمى‌توانستند مردم سعى نمايند در امور معاش خود و دنيا هميشه بر ايشان تار بود و زندگانى آنها

جلد 10 - صفحه 363

بدون لذت و نور گوارا نبود. و مصالح خورشيد از آفتاب روشن‌تر است بلكه تأمل كن در منافع غروب آفتاب، اگر نبودى قرار و سكون ميسر نبود با شدت احتياج به خواب و استراحت تا ابدان از كلال برآيد و حواس قوت يابد ... پس نور و ظلمت كه ضد يكديگرند، هر دو را براى نظام عالم و انتظام احوال بنى آدم آفريده‌ «1».


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ «26» وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ «27» ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلاَّ كَنَفْسٍ واحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ «28» أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي إِلى‌ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ «29» ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (30)

ترجمه‌

مر خدا را است آنچه در آسمانها و زمين است همانا خدا او است بى‌نياز ستوده‌

و اگر آنكه بوده باشد آنچه در زمين است از درخت قلمها و درياى بزرگ مدد كند آنرا بعد از تمام شدنش هفت درياى ديگر بآخر نميرسد مخلوقات خدا همانا خداوند تواناى درست كردار است‌

نيست آفريدن شما و نه بر انگيختن شما مگر چون يكتن همانا خداوند شنواى بينا است‌

آيا نديدى كه خدا در ميآورد شب را در روز و در ميآورد روز را در شب و مسخّر گردانيد آفتاب و ماه را هر يك سير ميكند تا مدّتى نامبرده شده و همانا خداوند بآنچه ميكنيد آگاه است‌

اين بسبب آنستكه خدا او حق است و آنكه آنچه ميخوانند غير از او باطل است و آنكه خدا او بلند رتبه بزرگ است.


جلد 4 صفحه 281

تفسير

آنچه در آسمانها و زمين است از ملائكه و جن و انس و نبات و جماد مملوك خدا است بملكيّت حقّه حقيقيه و مخلوق و محتاج باو و او بى‌نياز از آنها و ستوده در ذات و صفات و مستحق ستايش و پرستش و اگر آنچه در زمين است از اشجار قلم شود و درياى بزرگ محيط مركّب و مداد گردد و بعد از اتمام آن هفت درياى ديگر پيوسته به امداد آنمداد آيد معلومات و مقدورات و مخلوقات خدا در نوشتن بپايان نرسد چون نامتناهى و بى‌پايان است و خداوند ارجمند بر تمام آنها غالب و مسلّط و در همه متصرّف و نافذ است و بحكمت و مصلحت قيام و اقدام باداره امور آنها مينمايد قمّى ره فرموده كه يهود از پيغمبر پرسيدند روح چيست فرمود روح از امر پروردگار من است و داده نشديد شما از دانش مگر كمى گفتند ما خصوصا اين طوريم فرمود خير عموما مردم اينطورند گفتند چگونه ميشود علم تو كم باشد با آنكه بتو قرآن داده شده و بما تورية و تو خواندى و من يؤت الحكمة فقد اوتى خيرا كثيرا و تورية حكمت است پس اين آيه نازل شد كه دلالت دارد بر آنكه علم خدا بيشتر است و آنچه بشما داده شده زياد است در ميان شما كم است نزد خدا و البحر بنصب نيز قرائت شده و در مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه و البحر مداده قرائت فرموده است و بنابر اين معنى واضح است يعنى اگر آنچه در زمين اشجار است اقلام شود و درياى بزرگ مداد آن و بعدا هفت درياى ديگر بپايان نرسد معلومات خدا و براى رفع استبعاد كفّار از بعث خلق اوّلين و آخرين در يكزمان فرموده خلق و بعث شما باراده الهى نيست مگر مانند خلق و بعث يكنفر در سهولت چون مشغول نميكند خدا را كارى از كار ديگر لذا تمام مسموعات را در يك آن با هم ميشنود و تمام مبصرات را در يك لحظه با هم ميبيند و هر چه را اراده كند ميگويد بشو ميشود و هر كارى براى او آسان است و خلق و بعث همه مانند خلق و بعث يكنفر است چون همه امثال يكديگرند و حكم امثال در ما يجوز و ما لا يجوز يكى است كسيكه بتواند يكنفر را خلق و بعث كند تمام مردم را هم ميتواند خلق و بعث كند و قمّى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه بما رسيده است و خدا داناتر است كه گفتند اى محمّد بگمان تو ما خلق شديم اطوارى از نطفه و علقه و انشاء خلق آخر و گمان ميكنى كه ما مبعوث ميشويم در يكزمان پس خدا فرمود


جلد 4 صفحه 282

ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ* و بنابر اين شايد مراد اشاره باشد بآنچه بيان شد در سوره بقره ذيل آيه فقلنا اضربوه ببعضها در تحت عنوان تبيين سماوى از كيفيّت احياء موتى بعد از آمدن بارانيكه طبع منى دارد و جذب آن ذرّه باقيه از انسان ذرّات مناسبه خود را كه اين اطوار بر انسان طارى ميشود و قيام مينمايد ولى باراده الهى طول نميكشد بلكه بفوريّت انجام ميگيرد پس كيفيّت خلق و بعث يكى است و تفاوت بطول و قصر مدّت است باراده خدا و براى بيان سعه قدرت خويش فرموده اى فرزند آدم مگر نمى‌بينى كه خدا باختلاف ايّام و فصول داخل ميكند شب را در روز و روز را در شب چنانچه قمّى ره فرموده كه آنچه كم ميشود از شب داخل ميشود در روز و آنچه كم ميشود از روز داخل ميشود در شب و مسخّر اراده خود فرموده براى بهره بردارى بندگان آفتاب و ماه را كه هر يك در مسير معيّن خودشان بدون كمترين انحراف و اختلاف و سبقت و فتورى تا وقت مقدّر الهى از ماه و سال و قيامت سير ميكنند و خداوند از باطن اعمال شما با خبر است تمام اينها كه ذكر شد از ملكيّت حقّه حقيقيه و علم و قدرت و كلمات بى‌نهايت و انتظام امور عالم دليل است بر آنكه خدا حق و ثابت و مستحق پرستش و ستايش است و غير او هر چه باشد باطل و زائل و ناقابل براى شركت با او است و او است برتر و بالاتر از هر چيز و بزرگى كه همه در برابر او هيچ ميباشند.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


أَ لَم‌ تَرَ أَن‌َّ اللّه‌َ يُولِج‌ُ اللَّيل‌َ فِي‌ النَّهارِ وَ يُولِج‌ُ النَّهارَ فِي‌ اللَّيل‌ِ وَ سَخَّرَ الشَّمس‌َ وَ القَمَرَ كُل‌ٌّ يَجرِي‌ إِلي‌ أَجَل‌ٍ مُسَمًّي‌ وَ أَن‌َّ اللّه‌َ بِما تَعمَلُون‌َ خَبِيرٌ «29»

آيا نمي‌بيني‌ اينكه‌ خداوند داخل‌ ميكند شب‌ ‌را‌ ‌در‌ روز و داخل‌ ميكند روز ‌را‌ ‌در‌ شب‌ و مسخر فرموده‌ خورشيد و ماه‌ ‌را‌ ‌کل‌ اينها ‌در‌ جريان‌ هستند ‌تا‌ مدت‌ معيني‌ و اينكه‌ خداوند ‌به‌ آنچه‌ عمل‌ ميكند خبر دارد.

أَ لَم‌ تَرَ خطاب‌ ‌به‌ پيغمبر ‌است‌ ولي‌ مقصود تمام‌ افراد بشر بلكه‌ جن‌ و انس‌ بلكه‌ تمام‌ ذوي‌ العقول‌ هستند ‌که‌ درك‌ ميكنند و استفهام‌ تقريريست‌.

أَن‌َّ اللّه‌َ يُولِج‌ُ اللَّيل‌َ فِي‌ النَّهارِ وَ يُولِج‌ُ النَّهارَ فِي‌ اللَّيل‌ِ ‌از‌ روز ميگيرد و ‌بر‌ شب‌ ميافزايد اما تشكيل‌ شب‌ و روز ‌براي‌ حركت‌ كره‌ زمين‌ و آب‌ ‌است‌ بحركت‌ وضعي‌ ‌که‌ دور ‌خود‌ ميچرخد ‌در‌ يك‌ شبانه‌ روز و ‌اينکه‌ تفاوت‌ پيدا نميكند هميشه‌ شب‌ و روز مجموعا بيست‌ و چهار ساعت‌ ‌است‌ تقريبا و اما زيادتي‌ شب‌ ‌بر‌ روز و بالعكس‌ ‌براي‌ حركت‌ انتقالي‌ ‌او‌ ‌است‌ دور كره شمس‌ ‌در‌ ظرف‌ يك‌ سال‌ اينهم‌ تفاوت‌ نميكند الا اينكه‌ ‌در‌ خط منطقة البروج‌ ‌با‌ خط معدل‌ مختلف‌ ‌است‌ ‌در‌ دو، نقطه‌ تقاطع‌ ميكنند اول‌ فروردين‌ و اول‌ مهر شب‌ و روز مساوي‌ ميشوند و ‌در‌ دو نقطه‌ منتهاي‌ ‌بعد‌ ‌را‌ ‌از‌ يكديگر دارند ‌که‌ بيست‌ و چهار درجه‌ ‌است‌ ‌که‌ اول‌ تير و اول‌ دي‌ ‌باشد‌ و بحسب‌ نقاط زمين‌ ‌که‌ ‌در‌ طرف‌ شمال‌ و جنوب‌ باشند روز و شب‌ تفاوت‌ ميكند و كوتاه‌ و بلند ميشود ‌علي‌ اختلاف‌.

وَ سَخَّرَ الشَّمس‌َ وَ القَمَرَ ‌از‌ باب‌ مثال‌ ‌است‌ و الا تمام‌ كرات‌ ‌از‌ كواكب‌ و ارض‌ مسخر تحت‌ اراده‌ حق‌ هستند چنانچه‌ ميفرمايد وَ سَخَّرَ لَكُم‌ُ اللَّيل‌َ وَ النَّهارَ وَ الشَّمس‌َ وَ القَمَرَ وَ النُّجُوم‌ُ مُسَخَّرات‌ٌ

جلد 14 - صفحه 437

بِأَمرِه‌ِ‌-‌ الاية (نحل‌ ‌آيه‌ 12).

كُل‌ٌّ يَجرِي‌ إِلي‌ أَجَل‌ٍ مُسَمًّي‌ تمام‌ ‌اينکه‌ كرات‌ يك‌ حركت‌ مستقيم‌ دارند بطرف‌ كره‌ وكاء ‌که‌ بلسان‌ غرب‌ نصر الطائرش‌ گويند و ‌در‌ قرآن‌ ‌هم‌ ميفرمايد وَ الشَّمس‌ُ تَجرِي‌ لِمُستَقَرٍّ لَها ذلِك‌َ تَقدِيرُ العَزِيزِ العَلِيم‌ِ (يس‌ ‌آيه‌ 38) موقعي‌ ‌که‌ رسيدند بكره وكاء تمام‌ كرات‌ نزديك‌ بهم‌ ميشوند و ‌از‌ حركت‌ باز ميمانند ‌که‌ اجل‌ مسمي‌ و معين‌ عند اللّه‌ ‌است‌.

وَ أَن‌َّ اللّه‌َ بِما تَعمَلُون‌َ خَبِيرٌ تفسيرش‌ واضح‌ ‌است‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 29)- این آیه تأکید و بیان دیگری است برای قدرت واسعه خداوند، روی سخن را به پیامبر کرده، می‌گوید: «آیا ندیدی که خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل می‌کند»؟ (أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ). و نیز آیا ندیدی که خداوند «خورشید و ماه را (در مسیر منافع انسانها) مسخّر ساخته»؟ (وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ).

«و هر کدام تا سر آمد معینی به حرکت خود ادامه می‌دهند» (کُلٌّ یَجْرِی إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی).

ج3، ص566

و این که «خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است»؟ (وَ أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ).

نکات آیه

۱ - نوسان مدام شب و روز در طول سال، نشانه اى از قدرت خداوند است. (ألم تر أنّ اللّه یولج الّیل فى النهار) «ولج» ریشه «یولج» به معناى «دخول» است (مفردات راغب) و داخل شدن شب در روز، به معناى کاسته شدن از مدت روز است و داخل شدن روز در شب نیز، کم شدن از مدت شب است. لازم به ذکر است که فعل مضارع «یولج» دلالت بر استمرار دارد.

۲ - بى توجّهى به آیه خداوند بودن نوسان شب و روز و قانون مند بودن خورشید و ماه، مورد سرزنش خداوند است. (ألم تر أنّ اللّه یولج الّیل فى النهار و یولج النهار فى الّیل) «ألم تر» در آیه، استفهام انکارى بوده و نکته یاد شده را مى رساند.

۳ - تبدیل شدن تدریجى قسمتى از روز و شب به هم، به قدرت خدا است. (یولج الّیل فى النهار و یولج النهار فى الّیل) «یولج...» به معناى افزوده شدن بخشى از شب به روز و برعکس آمده است (مفردات راغب).

۴ - گردش شب و روز به قدرت خداوند، دلیل توان مندى او بر آسان زنده کردن مجدد انسان ها پس از مرگ است. (ما خلقکم و لابعثکم إلاّ کنفس وحدة ... ألم تر أنّ اللّه یولج الّیل فى النهار)

۵ - جریان مستمر و دقیق و حساب شده خورشید و ماه، به تدبیر الهى است. (و سخّر الشمس و القمر کلّ یجرى إلى أجل مسمًّى)

۶ - خورشید و ماه، مقهور و مسخر (تحت فرمان) خداوندند. (و سخّر الشمس و القمر)

۷ - خداوند، فراخوان انسان ها به مطالعه در اَسرار طبیعت، به منظور شناخت آفریدگار (ألم تر أنّ اللّه یولج الّیل ... و سخّر الشمس و القمر)

۸ - پیامبر(ص)، پیش گام فهمِ معارف عمیق عالَم است. (ألم تر أنّ اللّه یولج الّیل فى النهار) خطاب «ألم تر» اگر چه به پیامبر(ص) است، اما به قرینه «بما تعملون» حکم اختصاص به او ندارد. مخاطب قرار دادن آن حضرت، مى تواند به خاطر نکته یاد شده باشد.

۹ - مسخّر و رام بودن ماه و خورشید، از آیه هاى خداوند است. (ألم تر أنّ اللّه ... و سخّر الشمس و القمر)

۱۰ - نظام روز و شب و جریان خورشید و ماه، داراى طرحى مشخص - و نه پدیده اى تصادفى - است. (یولج الّیل ... و سخّر الشمس و القمر کلّ یجرى إلى أجل مسمًّى)

۱۱ - جریان خورشید و ماه، داراى پایانى حتمى و مشخص - و نه ابدى و نامعلوم - است. (و سخّر الشمس و القمر کلّ یجرى إلى أجل مسمًّى)

۱۲ - توجه دادن مردم به امور محسوس و قابل مشاهده از عالم طبیعت، از روش هاى هدایتى قرآن کریم است. (ألم تر أنّ اللّه یولج الّیل فى النهار ... و سخّر الشمس و القمر)

۱۳ - نظام جهانِ محسوس، پایان پذیر است. (کلّ یجرى إلى أجل مسمًّى) احتمال دارد مراد از «أجل مسمّى» بر پایى قیامت و شروع عالمى دیگر غیر از عالم کنونى باشد. لازم به ذکر است که پایان داشتن جریان خورشید و ماه، مى تواند اشاره به پایان عالم باشد; چه این که برنامه خورشید و ماه، تابع برنامه کلّ عالم است و به پایان رسیدن آن دو، به معناى پایان عالم کنونى است.

۱۴ - خداوند، به همه اَعمال انسان ها، آگاهى دارد. (و أنّ اللّه بما تعملون خبیر)

۱۵ - عمل عوامل طبیعى، عمل خدا است. (أنّ اللّه یولج الّیل فى النهار ... کلّ یجرى إلى أجل مسمًّى)

۱۶ - مرحله به پایان رسیدن جریان خورشید و ماه، قابل مشاهده و رؤیت براى پیامبر(ص) بود.* (ألم تر أنّ اللّه ... و سخّر الشمس و القمر کلّ یجرى إلى أجل مسمًّى) برداشت بالا، مبتنى بر این نکته است که خطاب «ألم تر» اختصاص به پیامبر(ص) داشته باشد و «کلّ یجرى...» حال براى «الشمس و القمر» باشد.

۱۷ - خورشید و ماه، در مدار سالانه معینى است که با آن، سال شمسى و قمرى به وجود مى آید.* (و سخّر الشمس و القمر کلّ یجرى إلى أجل مسمًّى) احتمال دارد مراد از «أجل مسمّى» به قرینه «ألم تر» آخر سال شمسى و قمرى باشد که خورشید، از نقطه فلکى برج فرضى، در آغاز سال شروع مى کند و در پایان یک سال، به آن نقطه مى رسد و ماه نیز از نقطه اى شروع مى کند و به همان مدار در طول یک سال مى رسد.

۱۸ - خداوند، «خبیر» (آگاه کامل) است. (و أنّ اللّه ... خبیر)

۱۹ - لازم است که انسان، به نظارت دقیق خداوند بر اَعمال او، توجه داشته باشد. (ألم تر أنّ اللّه ... و أنّ اللّه بما تعملون خبیر)

۲۰ - توجه ژرف به گردش شب و روز و رام بودن و در مدار مشخص بودن خورشید و ماه، انسان را به قابل فهم بودن آگاهى خداوند از اَعمال انسان ها، رهنمون مى کند. (ألم تر ... و أنّ اللّه بما تعملون خبیر) «أنّ اللّه بما...» عطف بر «أنّ اللّه یولج...» است. بنابراین، ارتباط «أنّ اللّه...» با فراز قبلى هم روشن مى شود و آن این است که هر کس چنان ساخت و سازى را ببیند، خواهد فهمید که خداوند، به کردار انسان ها آگاه است.

موضوعات مرتبط

  • آفرینش: فرجام آفرینش ۱۳; فهم معارف آفرینش ۸; محدودیت عمر آفرینش ۱۳
  • آیات خدا :۷، ۲۰ آیات آفاقى ۹
  • اسماء و صفات: خبیر ۱۸
  • انسان: عمل انسان ۱۴، ۲۰; مسؤولیت انسان ۱۹
  • خدا: افعال خدا ۱۵; تدبیر خدا ۵; دلایل خدا شناسى ۷، ۲۰; سرزنشهاى خدا ۲; علم خدا ۱۴، ۲۰; قدرت خدا ۳; نشانه هاى قدرت خدا ۱، ۴
  • خورشید: انقیاد خورشید ۶; تسخیر خورشید ۹، ۲۰; فرجام گردش خورشید ۱۱; فرجام خورشید ۱۶; قانونمندى خورشید ۲; قانونمندى گردش خورشید ۱۰; گردش خورشید ۵، ۱۷
  • ذکر: ذکر نظارت خدا ۱۹
  • روز: تفاوت روز ۱، ۲، ۳; گردش روز ۴، ۱۰، ۲۰
  • سال: پیدایش سال شمسى ۱۷; پیدایش سال قمرى ۱۷
  • شب: تفاوت شب ۱، ۲، ۳; گردش شب ۴، ۱۰، ۲۰
  • طبیعت: آثار مطالعه طبیعت ۷
  • عوامل طبیعى: عمل عوامل طبیعى ۱۵
  • ماه(گردون): انقیاد ماه(گردون) ۶; تسخیر ماه(گردون) ۹، ۲۰; فرجام گردش ماه(گردون) ۱۱; فرجام ماه(گردون) ۱۶; قانونمندى گردش ماه(گردون) ۱۰; قانونمندى ماه(گردون) ۲; گردش ماه(گردون) ۵، ۱۷
  • محمد(ص): پیشگامى محمد(ص) ۸; تواناییهاى محمد(ص) ۱۶
  • معاد: سهولت معاد ۴
  • هدایت: ارائه نمونه عینى در هدایت ۱۲; روش هدایت ۱۲

منابع