فصلت ٣٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

امّا جز کسانی که دارای صبر و استقامتند به این مقام نمی‌رسند، و جز کسانی که بهره عظیمی (از ایمان و تقوا) دارند به آن نایل نمی‌گردند!

|و اين [خصلت خوب‌] جز به كسانى كه شكيبايند عطا نشود و آن را جز كسى كه داراى بهره‌ى بزرگ [از ايمان و تقوا] است به دست نياورد

و اين [خصلت‌] را جز كسانى كه شكيبا بوده‌اند نمى‌يابند، و آن را جز صاحب بهره‌اى بزرگ، نخواهد يافت.

و لیکن به این مقام بلند (یعنی در پاداش بدی نیکی کردن) کسی نمی‌رسد جز آنان که (در راه دینداری) دارای مقام صبر و ثبات و (در معرفت الهی) صاحب حظّ بزرگند.

این بهترین شیوه را جز کسانی که [در زمینه خودسازی و تزکیه] پایداری کردند، نمی یابند، و جز کسانی که بهره بزرگی [از ایمان و تقوا] دارند به آن نمی رسند؛

برخوردار نشوند از اين مگر كسانى كه شكيبا باشند و كسانى كه از ايمان بهره‌اى بزرگ داشته باشند.

و آن را جز شکیبایان نپذیرند، و آن را جز بختیار فرانگیرد

و از اين [صفت‌]- كه بدى را به نيكى پاسخ دهند- برخوردار نشوند مگر آنان كه شكيبايى كنند و از اين [خصلت‌] برخوردار نشود مگر آن كه داراى بهره اى بزرگ [از خردمندى و كمال انسانى‌] است.

به این خوی (و خلق عظیم) نمی‌رسند مگر کسانی که دارای صبر و استقامت باشند، و بدان نمی‌رسند مگر کسانی که بهره‌ی بزرگی (از ایمان و تقوا و اخلاق ستوده) داشته باشند.

و این (خصلت) را جز کسانی که شکیبا بودند درنیابند و آن را جز صاحب بهره‌ای بزرگ، در نخواهد یافت.

و داده نشوندش جز آنان که شکیبا شدند و داده نشودش مگر دارنده بهره‌ای بزرگ‌


فصلت ٣٤ آیه ٣٥ فصلت ٣٦
سوره : سوره فصلت
نزول : ٩ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٣
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مَا یُلَقَّاهَا»: به این خصلت دست نمی‌یابد و این سفارش را پذیرا نمی‌گردد (نگا: قصص / ). ضمیر (هَا) به (خَصْلَة) یا (وَصِیَّة) باز می‌گردد که مستفاد از جمله سابق است. «ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ»: دارای بهره فراوان از خصال حمیده و صفات پسندیده‌ای که منتهی به سعادت دائم می‌گردد (نگا: قصص / ، انسان / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ «35»

و اين (خصلت و برخورد نيكو) را جز كسانى كه اهل صبر و شكيبايى هستند دريافت نمى‌كنند، و اين را جز كسى كه داراى بهره‌ى بزرگى (از كمالات باشد) نخواهد يافت.

جلد 8 - صفحه 343

نکته ها

بهره و حظّ بزرگ، از ديدگاه دنيا طلبان براى قارون است. «إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ» «1» ولى از ديدگاه قرآن بهره و حظّ بزرگ براى افرادى است كه كرامت نفس و سعه‌ى صدر داشته باشند. «وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ»

پیام ها

1- رفتار نيكو با ناهلان و تحمّل مخالفان، مخصوص كسانى است كه قبلًا خودسازى كرده و تمرين داشته باشند. وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا ... (ماضى بودن‌ «صَبَرُوا» نشانه آن است كه اين افراد از قبل خودسازى كرده‌اند).

2- رسيدن به قلّه صبر، كار آسانى نيست. (كلمه‌ى‌ «يُلَقَّاها» تكرار شده است)

3- انتقام و مقابله به مثل در برخوردهاى اخلاقى، نشانه‌ى كم صبرى است. ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ‌ ... وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا

4- تنها صابران هستند كه حظّ عظيم دارند. إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا ... إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ ما يُلَقَّاها إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلاَّ ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ (35)


«1» تفصيل اين بحث را در بحار الانوار ج 24 باب 28 ص 48- 41، و الغدير، ج 2، ص 312- 306 ببينيد.

جلد 11 - صفحه 374

و چون مقابله اسائه به احسان مستلزم تحمل مكاره است از دشمنان، لذا مى‌فرمايد:

وَ ما يُلَقَّاها: و داده نشود اين خصلت كه مقابله بدى نيكى باشد، إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا: مگر آنانكه شكيبائى نمايند بر مكروهات و اذيات و نفس را از انتقام منع كرده كظم غيظ را شعار خود سازند، وَ ما يُلَقَّاها: و عطا كرده نشود خليفه رفيعه، إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ‌: مگر صاحبان بهره بزرگ و نصيب وافر از عقل و رأى، يا از ثواب و خير، يا از كمال ايمان، يا از تماميت نفس به اخلاق حسنه، يا حظ عظيم روضه جنان است.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ لَكُمْ فِيها ما تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فِيها ما تَدَّعُونَ (31) نُزُلاً مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ (32) وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ (33) وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ (34) وَ ما يُلَقَّاها إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلاَّ ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ (35)

ترجمه‌

مائيم دوستان شما در زندگانى دنيا و در آخرت و براى شما است در آن آنچه دلخواه شما باشد و براى شما است در آن آنچه تمنّا نمائيد

با آنكه آن تشريفات ورودى است از خداى آمرزنده مهربان‌

و كيست نيكوتر در سخن از كسيكه خواند بسوى خدا و كردكار شايسته و گفت همانا من از منقادانم‌

و يكسان نيست خوبى و بدى دفع كن بآنچه آن بهتر است پس آنگاه كسى كه ميانه تو و او دشمنى است گوئى او دوستى است خويشاوند

و دارا نشوند آن را مگر آنان كه صبر كردند و دارا نشود آن را جز صاحب بهره بزرگ.

تفسير

ملائكه سابق الذكر كه در وقت مرگ بر كسانيكه ثابت قدم در ايمان بودند براى رفع خوف و حزن و بشارت ببهشت نازل ميشوند بايشان مى- گويند ما در دنيا دوستان شما بوديم كه شما را از شرّ شيطان حفظ مينموديم و اينك هم با شما هستيم تا براى شما آنچه را دلخواه شما باشد آماده نمائيم و بدانيد كه شما در اين عالم بتمام آرزوهاتان خواهيد رسيد و اين نعمتها كه بشما و اصل ميشود كه مانند تشريفات ورودى مهمان است مربوط بما نيست همه از طرف خداوند آمرزنده مهربان است كه براى اكرام و اعظام شما فرستاده شده گواراى وجود باد و خدا ميفرمايد و كه بهتر باشد از جهت گفتار از كسيكه دعوت نمود مردم را بسوى خدا و بجا آورد عمل شايسته را در بين خود و خداى خود و اقرار نمود با سلام و انقياد و تسليم در برابر اوامر الهى چون معلوم است كسى بهتر از چنين كس نيست كه عياشى ره نقل نموده او على عليه السّلام است و بعضى گفته‌اند مراد پيغمبر صلى اللّه عليه و اله است كه مانند حضرت ابراهيم كه فرمود و انا اوّل المسلمين اقرار باسلام و انقياد در برابر اوامر الهى نمود ولى بيشتر بر حسب ظاهر فرموده‌اند مراد آن حضرت و تمام ائمه و دعاة الى اللّه ميباشند و در مجمع از امام باقر عليه السّلام نقل نموده در ذيل آيه اول كه يعنى ما دوستان شما هستيم در دنيا كه حفظ ميكنيم شما


جلد 4 صفحه 558

را در آن و نزد مرگ و در آخرت و قمى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه فرمود نمى‌ميرد هيچ كس كه دوست ما و دشمن دشمنان ما باشد مگر آنكه پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم و امير المؤمنين و حسنين عليهم السّلام ببالين او حاضر ميشوند و بشارت باو ميدهند و در تفسير امام عليه السّلام حديث مفصّلى از پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم نقل فرموده كه خلاصه‌اش آنست كه همان ملك الموت كه براى قبض روح بنده مؤمن دوازده امامى حاضر ميشود تمام دلتنگى و نگرانى و تشويش او را از فقد مال و مفارقت عيال و نرسيدن بآمال و غيرها به ارائه دادن مقامات و نعم اخروى و رفقاى بهتر و برتر او را در آن عالم باو از او برطرف مينمايد بطوريكه ديگر هيچ حزنى از گذشته ندارد و هيچ ترسى از آينده براى او باقى نمى‌ماند و با كمال دلخوشى و اطمينان خاطر در سايه پيغمبر صلى اللّه عليه و اله و امير المؤمنين عليه السّلام و اولاد طاهرين آن دو جايگزين خواهد شد بشرط آنكه استقامت خود را در محبّت بآن خاندان معظّم تا آخر عمر حفظ كرده باشد و نيز خداوند براى دلگرمى رسول اكرم بدعوت ميفرمايد و مساوى نيست رفتار و گفتار خوب با رفتار و گفتار بد در آثار دنيوى و پاداش اخروى تو بايد دفاع نمائى از رفتار و گفتار بد كفار برفتار و گفتار خوب خود اگر احسن مجرّد از معناى تفضيل باشد و الّا ببهتر وجهى كه ممكن باشد دفع آن از وجوه خير يعنى در مقابل اذيت و آزار و گفتار ناهنجار آنها بايد صبر و سكون و مدارا و معارضه بخوبى و احسان نمائى و بكلمات ملاطفت آميز دل آنها را بدست آورى و چون چنين كنى آن كس كه ميان تو و او دشمنى و عداوت است مانند دوست و خويشاوند مهربان گردد ولى و اجد اين خصلت و خلق نيكو نمى‌شوند مگر كسانى كه صبر و بردبارى و تحمل را شعار خود نمايند و نميرسد باين موهبت مگر كسى كه خداوند بهره و نصيب وافرى از خير دنيا و آخرت باو عنايت فرموده است و كلمه لا در و لا السّيّئة زائده براى تأكيد نفى است و در كافى از امام صادق عليه السّلام در تفسير و لا تستوى الحسنة و لا السّيّئة نقل نموده كه حسنه تقيّه است بتقيه در مذهب و در مجمع از آن حضرت نقل نموده كه و ما يلقّيها الّا كلّ ذى حظّ عظيم.


جلد 4 صفحه 559

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ ما يُلَقّاها إِلاَّ الَّذِين‌َ صَبَرُوا وَ ما يُلَقّاها إِلاّ ذُو حَظٍّ عَظِيم‌ٍ (35)

و تلقي‌ بقبول‌ نمي‌كند ‌اينکه‌ دستور الهي‌ ‌را‌ مگر كساني‌ ‌که‌ صفة حميده صبر داشته‌ باشند و تلقي‌ بقبول‌ نميكند مگر كسي‌ ‌که‌ صاحب‌ بهره‌ و نصيب‌ بزرگي‌ ‌باشد‌.

وَ ما يُلَقّاها إِلَّا الَّذِين‌َ صَبَرُوا صبر قوه‌ تحمل‌ مشاق‌ ‌است‌ و ‌در‌ ‌هر‌ موردي‌ اسمي‌ دارد مثلا ‌در‌ مقابل‌ اعداء دين‌ ‌در‌ امر جهاد شجاعت‌ ‌است‌ ‌در‌ باب‌ ترك‌ هواهاي‌ نفساني‌ و لذائذ معاصي‌ تقوي‌ ‌است‌ ‌در‌ باب‌ زخارف‌ دنيوي‌ زهد ‌است‌ و ‌در‌ اجتناب‌ ‌از‌ اموال‌ شبهه‌ناك‌ و حرام‌ ورع‌ ‌است‌ و ‌در‌ ‌اينکه‌ مورد حلم‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌هر‌ چه‌ ناملايم‌ ‌از‌ دشمنان‌ ببيند بزبان‌ ‌ما ‌از‌ ميدان‌ ‌در‌ نرود و ‌از‌ جا كنده‌ نشود و غيظ و غضب‌ ‌او‌ ‌را‌ نگيرد و ‌با‌ كمال‌ ملايمت‌ ‌با‌ ‌آنها‌ رفتار كند چنانچه‌ پيغمبر اكرم‌ ‌با‌ كفار قريش‌ رفتار فرمود ‌که‌ ‌در‌ قرآن‌ ميفرمايد: فَبِما رَحمَةٍ مِن‌َ اللّه‌ِ لِنت‌َ لَهُم‌ وَ لَو كُنت‌َ فَظًّا غَلِيظَ القَلب‌ِ لَانفَضُّوا مِن‌ حَولِك‌َ آل‌ عمران‌ ايه 153 و مي‌‌-‌ فرمايد وَ إِنَّك‌َ لَعَلي‌ خُلُق‌ٍ عَظِيم‌ٍ قلم‌ آيه 4 خاكروبه‌ ‌بر‌ سرش‌ ميريختند شكمبه شتر، سنگ‌ بقدمش‌ ميزدند همه‌ نوع‌ اذيت‌ ميكردند ميگفت‌

(اللهم‌ اهد قومي‌ فانهم‌ ‌لا‌ يعلمون‌)

‌حتي‌ بديدن‌ و عيادت‌ يهودي‌ رفت‌ ‌که‌ همه‌ روزه‌ خاكروبه‌ ‌بر‌ سرش‌ ميريخت‌ ‌حتي‌ ‌در‌ فتح‌ مكه‌ بسران‌ قريش‌ فرمود: لا تَثرِيب‌َ عَلَيكُم‌ُ اليَوم‌َ چنانچه‌ يوسف‌ ببرادرانش‌ ‌گفت‌.

وَ ما يُلَقّاها إِلّا ذُو حَظٍّ عَظِيم‌ٍ حظ عظيم‌ صفات‌ حميده‌ حلم‌ عفو گذشت‌ ايمان‌ راسخ‌ قوه‌ تحمّل‌ مشاق‌ّ و امثال‌ اينها.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 35)- از آنجا که چنین برخوردی با مخالفان کار ساده و آسانی نیست، و رسیدن به چنین مقامی نیاز به خودسازی عمیق اخلاقی دارد، در این آیه مبانی

ج4، ص312

اخلاقی این گونه برخورد با دشمنان را در عبارتی کوتاه و پر معنی بیان کرده، می‌فرماید: «اما جز کسانی که دارای صبر و استقامتند به این مقام نمی‌رسند» (وَ ما یُلَقَّاها إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا).

«و جز کسانی که بهره عظیمی (از ایمان و تقوا) دارند به آن نائل نمی‌گردند» (وَ ما یُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ).

آری! انسان مدتها باید خودسازی کند تا بتواند بر خشم و غضب خویش چیره گردد باید در پرتو ایمان و تقوا آنقدر روح او وسیع و قوی شود که به آسانی از آزار دشمنان متأثر نگردد.

نکات آیه

۱ - پاسخ نیک به رفتار ناپسند مخالفان و معاندان، تنها در توان صاحبان صبر و شکیبایى است. (ادفع بالتى هى أحسن ... و ما یلقّیها إلاّ الذین صبروا)

۲ - آزمودگان میدان صبر، برخوردار از سعه صدر و توان تحمل مخالفان (ادفع بالتى هى أحسن ... و ما یلقّیها إلاّ الذین صبروا) فعل ماضى «صبروا» مى رساند که افرادى مى توانند به بدگویى و بدرفتارى مخالفان پاسخ نیک دهند که قبلاً اهل صبر و بردبارى بوده و در آن میدان موفق شده اند.

۳ - برخورد شایسته و نیکو در برابر رفتار ناپسند دیگران، نشانه بهره مندى فرد از کمالات و ارزش هاى والاى انسانى است. (ادفع بالتى هى أحسن ... و ما یلقّیها إلاّ ذوحظّ عظیم)

۴ - «صبر و شکیبایى»، از برجسته ترین ارزش ها و کمالات وجودى انسان است. (و ما یلقّیها إلاّ الذین صبروا و ما یلقّیها إلاّ ذوحظّ عظیم) در قسمت اول آیه گفته شده که تنها صابران توانایى برخورد شایسته با بدرفتاران را دارند و در قسمت نهایى آیه مطرح شده که تنها بهره وران از ارزش هاى انسانى قادر بدان رفتار هستند. از این مطلب به دست مى آید که صابران همان بهره مندان از کمالات والاى انسانى اند.

۵ - بهره مندى انسان از کمالات و ارزش هاى والا، در گرو تلاش اخلاقى خود او است. (و ما یلقّیها إلاّ الذین صبروا و ما یلقّیها إلاّ ذوحظّ عظیم)

۶ - حسن خلق و سعه صدر، داراى ارزشى والا و توصیف ناپذیر در میان مکارم اخلاقى است. (و ما یلقّیها إلاّ الذین صبروا و ما یلقّیهاإلاّ ذوحظّ عظیم) از انحصار فضیلت بالا به صابران و بهره وران از ارزش هاى انسانى و نیز تکرار «و مایلقّاها»، برداشت یاد شده استفاده مى شود.

۷ - برخورد انتقام جویانه و غیر منطقى، نشانه ناشکیبایى و کمبود ارزش هاى والا است. (ادفع بالتى هى أحسن ... و ما یلقّیها إلاّ الذین صبروا و ما یلقّیها إلاّ ذوحظّ عظیم)

۸ - پیامبر(ص)، انسانى صبور و برخوردار از عالى ترین کمالات و ارزش ها است. (ادفع بالتى هى أحسن ... و ما یلقّیها إلاّ الذین صبروا و ما یلقّیها إلاّ ذوحظّ عظیم) برداشت یاد شده بر این اساس است که مخاطب اصلى توصیه خداوند در این آیه، پیامبر(ص) مى باشد.

موضوعات مرتبط

  • اخلاق: آثار خوش اخلاقى ۳; ارزش خوش اخلاقى ۶; فضایل اخلاقى ۴، ۶
  • انتقام: آثار انتقام ۷
  • تکامل: زمینه تکامل ۵
  • تلاش: آثار تلاش ۵
  • دشمنان: خوش اخلاقى با دشمنان ۱
  • شرح صدر: ارزش شرح صدر ۶
  • صابران: خوش اخلاقى صابران ۱; شرح صدر صابران ۱، ۲; فضایل صابران ۱، ۲
  • صبر: ارزش صبر ۴; نشانه هاى بى صبرى ۷
  • عمل: روش برخورد با عمل ناپسند ۳
  • کمال: نشانه هاى کمال ۳
  • محمد(ص): صبر محمد(ص) ۸; فضایل محمد(ص) ۸

منابع