فاطر ٣٠

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

(آنها این اعمال صالح را انجام می‌دهند) تا خداوند اجر و پاداش کامل به آنها دهد و از فضلش بر آنها بیفزاید که او آمرزنده و شکرگزار است!

|تا [خدا] پاداششان را به طور كامل به آنها بدهد و از فضل خود بر ايشان بيفزايد كه او آمرزنده‌ى قدرشناس است

تا پاداششان را تمام بديشان عطا كند و از فزون‌بخشى خود در حق آنان بيفزايد كه او آمرزنده حق‌شناس است.

تا خدا به آنها پاداش کامل عطا کند و از فضل و کرم باز بر ثوابشان بیفزاید که او (خطای مؤمنان را) بسیار بیامرزد و به شکر گزاران احسان فراوان کند.

[این همه را انجام می دهند] تا [خدا] پاداششان را کامل عطا کند و از فضلش بر آنان بیفزاید؛ یقیناً او بسیار آمرزنده و عطا کننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است.

زيرا خدا پاداششان را به تمامى مى‌دهد و از فضل خود چيزى بر آن مى‌افزايد. زيرا آمرزنده و پذيراى سپاس است.

تا سرانجام پاداشهایشان را به تمام و کمال بپردازد، و از فضل خویش به سهمشان بیفزاید، چرا که آمرزگار و قدردان است‌

تا [خداوند] مزدهاى ايشان را تمام بدهد و از فزون‌بخشى خويش بيفزايدشان، كه او آمرزگار و سپاسدار است- مزد بندگان را تباه نمى‌سازد-.

(آنان قرآن را تلاوت می‌کنند، و نماز را می‌خوانند، و بذل و بخشش می‌کنند) تا خداوند اجرشان را به تمام و کمال بدهد، و از فضل خود بر پاداششان بیفزاید. چرا که خدا آمرزگار و سپاسگزار است (و بدیهایشان را می‌بخشاید، و از خوبیهایشان سپاسگزاری می‌فرماید، و مواهبی بدیشان عطاء می‌نماید که به اندیشه و تصوّر در نمی‌آید).

تا پاداششان را به شایستگی بدیشان عطا کند و از فزون‌بخشیِ خود در حق آنان بیفزاید. همواره اوست بسی پوشنده‌ی بسیار شکرگزار.

تا بپردازد بدیشان پاداش ایشان را تمامی و بیفزایدشان از فضل خویش و او است آمرزنده سپاسگزار


فاطر ٢٩ آیه ٣٠ فاطر ٣١
سوره : سوره فاطر
نزول : ١ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٩
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«لِیُوَفِّیَهُمْ»: متعلّق به (یَتْلُونَ کِتابَ ...)، یا به (لَن تَبُورَ) است. در صورت اوّل معنی آن گذشت. در صورت دوم معنی چنین است: تجارت آنان هرگز زیان نمی‌بیند و نابود نمی‌گردد، چرا که پاداش دهنده ایشان خدا است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ «30»

خداوند پاداش آنان را به طور كامل عطا كند و از فضل خويش به آنان بيفزايد، چرا كه خداوند آمرزنده و سپاسگزار است.

نکته ها

در تمام كلمات اين آيه، فضل و لطف الهى مى‌درخشد:

پاداش به طور كامل. «لِيُوَفِّيَهُمْ»

با اين كه سرمايه و توفيق عمل از اوست، باز هم نام پاداش بر آن نهاده است. «أُجُورَهُمْ»

زياد شدن الطاف و پاداش‌ها از سوى خداوند. «يَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ»

پیام ها

1- عمل براى دريافت اجر الهى، ضررى به اخلاص نمى‌زند. «لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ»

2- خداوند هم مزد مى‌دهد، هم اضافه مى‌دهد. «لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزِيدَهُمْ»

3- اجر كامل برخاسته از شكور بودن خداوند است. لِيُوَفِّيَهُمْ‌ ... شَكُورٌ

4- خداوند از تلاش‌ها قدردانى كرده و لغزش‌ها را مى‌پوشاند، ما نيز در برابر خدمات ديگران قدرشناس باشيم و از لغزش‌هاى آنان بگذريم. «إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ»

تفسير نور(10جلدى)، ج‌7، ص: 499

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ (30)


«1» مجمع البيان (1401 ق) ج 4 ص 407.

«2» كاسد: ناروا، نارايج، بى‌رونق، فرهنگ معين ج 3 ص 2825.

جلد 11 - صفحه 35

لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ‌: (علت مدلول كلام ايشان) يعنى اميد دارند به تجارتى كه منتفى باشد از او كساد و رواج داشته باشد تا به سبب آن تمام گرداند خداى تعالى اجرهاى ايشان را و تمامى و كمال بديشان رساند، يا جميع اين افعال را بجا مى‌آورند تا حق تعالى اجر آنها به تمامى به آنها رساند، وَ يَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ‌: و زياد فرمايد حسنات ايشان را از فضل خود و مزد عمل را زياده از آن به ايشان رساند. ابن مسعود از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله روايت نموده مراد زيادتى فضل الهى، عطاى شفاعت است؛ «1» يعنى شفاعت ايشان را قبول فرمايد، إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ: بدرستى كه خداى تعالى بسيار آمرزنده است گناهان را، مزد دهنده مرطاعات را. عبد اللّه گفته اين آيه در حق قاريان قرآن و تاليان فرقان است كه به جهت طمع ثواب اخروى به تلاوت آن مشغولند.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوانُها وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابِيبُ سُودٌ «27» وَ مِنَ النَّاسِ وَ الدَّوَابِّ وَ الْأَنْعامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ كَذلِكَ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ «28» إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ «29» لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ (30)

ترجمه‌

آيا نديدى كه خداوند فرو فرستاد از آسمان آبيرا پس بيرون آورديم بآن ميوه‌هائى كه مختلف است رنگهاى آنها و از كوهها است راههاى سفيد و راههاى سرخى كه مختلف است رنگهاى آنها و راههاى سياه يكدست‌

و از آدميان و جنبندگان و چهارپايان است نوعى كه مختلف است رنگهايش جز اين نيست كه ميترسند از خدا از ميان بندگانش دانايان همانا خداوند غالب آمرزنده است‌

همانا آنانكه ميخوانند كتاب خدا را و برپاى ميدارند نماز را و انفاق ميكنند از آنچه روزى داديمشان در نهان و آشكار اميد ميدارند تجارتى را كه نابود نميشود

تا تمام دهد بايشان مزدهاشانرا و زياده دهد آنانرا از فضلش همانا او آمرزنده و قدردان شكر است.

تفسير

خداوند منّان در مقام اثبات توحيد و قدرت كامله خود فرموده كه آيا نديدى تو اى بنده بينا كه خداوند نازل فرمود از آسمان باران رحمت خود را و براى اثبات عظمت خود فعل را اسناد بضمير متكلم مع الغير داده ميفرمايد پس بيرون آورديم بوسيله آن باران و ساير عوامل طبيعى كه محتاج بآن بوده‌


جلد 4 صفحه 386

ميوه‌هاى گوناگون رنگارنگ را كه از هر جهت با هم اختلاف دارند و اين دليل است بر آنكه عوامل طبيعى بامر ما مؤثر بودند كه بر وفق حكمت و مصلحت كار كردند و الّا عمل طبيعت بايد بيك منوال باشد و در يك زمين و از يك آب و هوا و آفتاب كه عوامل طبيعى هستند ميوه‌هائى پديد ميآيد كه دو فرد آن از يك درخت با هم اختلاف دارند چه رسد بافراد و انواع ديگر و از كوهها راهها و خطوط سفيد و سرخ با اختلاف آنها در مراتب سفيدى و سرخى و راههاى سياه پر رنگ يكدست بوجود آورديم براى هدايت مردم از آن خطوط و الوان بمقاصد خودشان و اينها همه دليل بر حكمت صانع است و بالاتر از همه آنكه از نوع انسان و حشرات زمين و چهارپايان مخلوقى بوجود آورديم كه دو فرد از يك نوع آن همرنگ و همشكل و خاصيّت نيستند كه نتوان تشخيص داد آن دو را از يكديگر چه رسد بدو فرد يا افرادى از انواع جنس حيوان كه قدر مشترك بين تمام آن انواع است با آنكه عوامل طبيعى همه يكى است و اينجا در افراد بقدرى اختلاف وجود دارد كه عقل مبهوت ميشود از شخص اوّل عالم امكان تا ضعيف‌ترين حيوانات با آنكه مانند جبال و ثمراتند در اصل اختلاف و هر قدر معرفت و علم و دانش انسان زياد شود خوف و خشيت و بيم او از خداوند زيادتر خواهد شد چون پى بعظمت و قهر او ميبرد و احيانا اگر معصيتى نمايد از روى غفلت و غلبه شهوت است نه جهالت و نادانى بخلاف كسيكه خدا را نشناخته كه ترس هم ندارد لذا پيغمبر صلى اللّه عليه و اله فرمود من از خدا بيشتر ميترسم و پرهيز ميكنم از تمام شما و بايد از خدا ترسيد چون او غالب و قادر بر معصيت كار است و عذاب ميكند او را و در صورت ارتكاب عصيان احيانا بايد توبه نمود چون او ميآمرزد گناه توبه‌كنندگان را در مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه مراد از علماء كسى است كه تصديق كند قول او را فعلش و كسيكه تصديق نكند فعلش قولش را عالم نيست و در حديث ديگر وارد شده كه عالم‌ترين شما كسى است كه ترسش از خدا بيشتر باشد و اخبار راجع بايتلاف علم با عمل و تلازم خشيت با معرفت بسيار است و كسانيكه بقدر امكان تلاوت ميكنند قرآن را و برپا ميدارند نماز را كه عمود دين است و انفاق ميكنند در راه خير از آنچه خداوند بآنها عطا فرموده پنهان و آشكار يا صدقات مستحبّه را در خفيه و


جلد 4 صفحه 387

زكوة واجب را ادا مينمايند در علن اميدوارند باميدى كه بجا و محلّ است از تجارت و كسب نمودن خودشان در دنيا نعيم ابدى آخرت را و آن تجارت كسادى و زيان و نابودى ندارد و اين اعمال را براى آن بجا مى‌آورند كه خداوند اجر كامل بايشان عطا فرمايد و خداوند هم آنها را بمقصودشان ميرساند بلكه بفضل و كرم خود زيادتر هم از ميزان استحقاقشان عطا ميكند بلكه اگر لغزشى هم از آنها بروز نموده باشد ميآمرزد و قدردانى ميكند از شكرگزارى آنها بجزاى احسن از اعمالشان در مجمع از پيغمبر صلى اللّه عليه و اله روايت نموده كه مراد از زيادى فضل قبول شفاعت از آنها است براى كسيكه مستحق جهنّم شده از كسانيكه بايشان در دنيا خدمتى نموده‌اند و بعضى شكور را بقبول كننده كم و عوض دهنده بر آن زياد تفسير نموده‌اند و ظاهرا شكرگزارى هر كس بر حسب حال خودش و طرف او است و شكرگزارى مولى از بنده‌اش بهمين چيزها است كه ذكر شد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


لِيُوَفِّيَهُم‌ أُجُورَهُم‌ وَ يَزِيدَهُم‌ مِن‌ فَضلِه‌ِ إِنَّه‌ُ غَفُورٌ شَكُورٌ (30)

‌هر‌ آينه‌ وفا ميفرمايد اجر ‌آنها‌ ‌را‌ بالتمام‌ و زياد ميفرمايد ‌آنها‌ ‌را‌ ‌از‌ فضل‌ ‌خود‌ محققا ‌او‌ ‌است‌ آمرزنده‌ و پاداش‌ كننده‌.

لِيُوَفِّيَهُم‌ أُجُورَهُم‌ توفي‌ ‌يعني‌ هيچ‌ عمل‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بي‌ اجر نميگذارد و ‌در‌ اجر ‌آنها‌ ‌هم‌ نقصاني‌ نميكند مثل‌ وفاء دين‌ ‌که‌ بالتمام‌ اداء ميكند مديون‌ و وفاء بعهد و نذر و قسم‌ ‌که‌ ‌بر‌ طبق‌ ‌آن‌ عمل‌ ميكند طابق‌ النعل‌ بالنعل‌ چنانچه‌ ميفرمايد وَ إِن‌ تُطِيعُوا اللّه‌َ وَ رَسُولَه‌ُ لا يَلِتكُم‌ مِن‌ أَعمالِكُم‌ شَيئاً إِن‌َّ اللّه‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (حجرات‌ آيه 14) ‌يعني‌ كم‌ نميكند بلكه‌.

وَ يَزِيدَهُم‌ مِن‌ فَضلِه‌ِ فضل‌ الهي‌ بسيار ‌است‌ و بزرگ‌ و عظيم‌ ‌است‌ چنانچه‌ ميفرمايد وَ اللّه‌ُ ذُو فَضل‌ٍ عَظِيم‌ٍ (آل‌ عمران‌ آيه 68).

إِنَّه‌ُ غَفُورٌ شَكُورٌ چه‌ اندازه‌ تفضل‌ ‌است‌ ‌که‌ اطلاق‌ شكور ‌بر‌ ‌خود‌ فرموده‌ ‌يعني‌ قدر داني‌ بنده‌گي‌ بنده‌گانش‌ ميكند و ‌آنها‌ ‌را‌ محترم‌ ميدارد و عزت‌ ميگذارد.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 30)- این آیه هدف این مؤمنان راستین را چنین بیان می‌کند: «آنها (این اعمال صالح را انجام می‌دهند) تا خداوند اجر و پاداششان را بطور کامل بپردازد، و از فضلش بر آنها بیفزاید که او آمرزنده و شکور است» (لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ).

این جمله در حقیقت اشاره به نهایت اخلاص آنهاست که در اعمال نیک خود جز به پاداش الهی نظر ندارند، و خداوند علاوه بر پاداش معمولی که آن خود گاهی صدها یا هزاران برابر عمل است از فضل خود بر آنان می‌افزاید، و مواهبی، از فضل گسترده‌اش به آنها می‌بخشد.

نکات آیه

۱ - عالمان خداترس، به منظور دریافت اجر الهى، به تلاوت قرآن، اقامه نماز و انفاق مى پردازند. (إنّما یخشى اللّه من عباده العلمؤا ... إنّ الذین یتلون کتب اللّه ... لیوفّیهم أُجورهم) برداشت یاد شده، مبتنى بر این است که لام در «لیوفّیهم» براى تعلیل بوده و این جمله متعلق به «یتلون» باشد; یعنى، قرآن را تلاوت مى کنند و ... به خاطر آن که خداوند به آنان پاداش کامل عنایت کند.

۲ - تلاوت قرآن و انس با آن، برپایى نماز و انفاق در نهان و آشکار، داراى اجر و پاداش الهى (یتلون کتب اللّه ... لیوفّیهم أجورهم)

۳ - عبادت و انجام اعمال صالح به منظور دریافت اجر و پاداش از خداوند، صحیح و مقبول درگاه الهى بوده و با الهى بودن آنها منافات ندارد. (یتلون کتب اللّه و أقاموا الصلوة و أنفقوا ... لیوفّیهم أجورهم)

۴ - عالمان خداترس، تلاوت گران قرآن، برپادارندگان نماز و انفاق گران، از فضل خداوند و مزد بیش از استحقاق خود برخورداراند. (إنّما یخشى اللّه من عباده العلمؤا ... إنّ الذین یتلون کتب اللّه ... و یزیدهم من فضله)

۵ - سوداگرى با خداوند، داراى سود و برکتى بسیار و بالاتر از انتظار (یرجون تجرة لن تبور . لیوفّیهم أُجورهم و یزیدهم من فضله) برداشت یاد شده، با توجه به این نکته است که آیه شریفه مى تواند ناظر به تجارت پرسودى باشد که مورد انتظار تلاوت کنندگان کتاب الهى و... است و در آیه قبل از آن بحث به میان آمد.

۶ - اعتقاد به تضمین پاداش کامل و بیش از استحقاق از سوى خداوند، موجب برانگیخته شدن انسان به انجام خالصانه اعمال نیک (همچون انفاق) (الذین یتلون کتب اللّه ... و أنفقوا ممّا رزقنهم سرًّا و علانیة ... لیوفّیهم أُجورهم و یزیدهم من فضله)

۷ - خداوند، غفور (آمرزنده) و شکور (سپاسگزار) است. (إنّه غفور شکور)

۸ - عالمان خداترس، تلاوت گران قرآن، برپادارندگان نماز و انفاق کنندگان، برخوردار از آمرزش و دارنده نشان سپاس گزارى خداوند (إنّما یخشى اللّه من عباده العلمؤا ... إنّ الذین یتلون کتب اللّه ... إنّه غفور شکور)

۹ - اعطاى اجر کامل و بیش از استحقاق به عالمان خداترس، تلاوت گران قرآن، برپادارندگان نماز و انفاق کنندگان، برخاسته از صفت آمرزندگى و سپاس گزارى خداوند است. (لیوفّیهم أجورهم و یزیدهم من فضله إنّه غفور شکور) جمله «إنّه غفور شکور» در مقام تعلیل براى «لیوفّیهم...» است; یعنى، چون خداوند نسبت به بندگانش غفور و شکور است، به آنان پاداش کامل و بیش از استحقاق مى هد.

۱۰ - آمرزندگى و سپاس گزارى خداوند نسبت به بندگانش، مقتضى امیدوارى به فضل و احسان او است. (یرجون تجرة لن تبور . لیوفّیهم أُجورهم ... إنّه غفور شکور)

۱۱ - خداترسى، تلاوت قرآن، برپاداشتن نماز و انفاق در نهان و آشکار، از اسباب آمرزش گناهان و دریافت افتخار سپاس گزارى خداوند (إنّما یخشى اللّه من عباده العلمؤا ... إنّ الذین یتلون کتب اللّه ... و یزیدهم من فضله إنّه غفور شکور)

۱۲ - سپاس گزارى از عالمان خداترس، تلاوت گران قرآن، برپادارندگان نماز و انفاق کنندگان مخلص و گذشت از لغزش هاى آنان، رفتارى ارزشمند و خدایى است. (إنّما یخشى اللّه من عباده العلمؤا ... إنّ الذین یتلون کتب اللّه ... إنّه غفور شکور) برداشت یاد شده، با توجه به این نکته است که چگونگى رفتار خداوند با این دسته از انسان ها، مى تواند براى همگان آموزنده باشد.

موضوعات مرتبط

  • اخلاص: زمینه اخلاص ۶
  • اسماء و صفات: شکور ۷; غفور ۷
  • امیدوارى: عوامل امیدوارى به فضل خدا ۱۰
  • انفاق: آثار انفاق آشکار ۱۱; آثار انفاق پنهانى ۱۱; اخلاص در انفاق ۶; پاداش انفاق آشکار ۲; پاداش انفاق پنهانى ۲
  • انفاقگران: آمرزش انفاقگران ۸; تشکر از انفاقگران ۸; تفضل به انفاقگران ۴، ۹; عفو انفاقگران ۱۲; فضایل انفاقگران ۴
  • انگیزش: عوامل انگیزش ۶
  • خدا: آثار آمرزشهاى خدا ۹، ۱۰; پاداش معامله با خدا ۵; زمینه پاداشهاى خدا ۱; سودمندى معامله با خدا ۵; منشأ فضل خدا ۹
  • خشیت: آثار خشیت ۱۱
  • شکر: آثار شکر خدا ۹، ۱۰; زمینه شکر خدا ۱۱; شکر خدا ۸
  • عبادت: انگیزه عبادت ۳; پاداش عبادت ۳
  • عقیده: آثار عقیده به پاداشهاى خدا ۶; آثار عقیده به فضل خدا ۶
  • علما: آمرزش علما ۸; تشکر از علما ۸، ۱۲; تفضل به علما ۴، ۹; عفو علما ۱۲; فضایل علما ۴; فلسفه انفاق علما ۱; فلسفه برپایى نماز علما ۱; فلسفه تلاوت قرآن علما ۱
  • عمل: عمل پسندیده ۱۲
  • عمل صالح: انگیزه عمل صالح ۳; پاداش عمل صالح ۳; زمینه عمل صالح ۶
  • فضل خدا: مشمولان فضل خدا ۴
  • قرآن: آثار تلاوت قرآن ۱۱; آمرزش تلاوت کنندگان قرآن ۸; پاداش انس با قرآن ۲; پاداش تلاوت قرآن ۲; تشکر از تلاوت کنندگان قرآن ۸، ۱۲; تفضل به تلاوت کنندگان قرآن ۴، ۹; عفو تلاوت کنندگان قرآن۱۲; فضایل تلاوت کنندگان قرآن ۴
  • گناه: عوامل آمرزش گناه ۱۱
  • نماز: آثار برپایى نماز ۱۱; آمرزش برپاکنندگان نماز ۸; پاداش برپایى نماز ۲; تشکر از برپاکنندگان نماز ۸، ۱۲; تفضل به برپاکنندگان نماز ۴، ۹; عفو برپاکنندگان نماز ۱۲; فضایل نماز ۴

منابع