غافر ٣

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

خداوندی که آمرزنده گناه، پذیرنده توبه، دارای مجازات سخت، و صاحب نعمت فراوان است؛ هیچ معبودی جز او نیست؛ و بازگشت (همه شما) تنها بسوی اوست.

آمرزنده‌ى گناه، پذيرنده‌ى توبه، سخت كيفر و صاحب نعمت [فراوان‌] است. خدايى جز او نيست. بازگشت [همه‌] به سوى اوست

[كه‌] گناه‌بخش و توبه‌پذير [و] سخت‌كيفر [و] فراخ‌نعمت است. خدايى جز او نيست. بازگشت به سوى اوست.

خدایی که بخشنده گناه و پذیرنده توبه (بندگان با ایمان) و منتقم سخت (از مردم ظالم بی‌ایمان) و صاحب رحمت و نعمت است، جز او هیچ خدایی نیست، بازگشت همه به سوی اوست.

که آمرزنده گناه و پذیرنده توبه، سخت کیفر و صاحب نعمت فراوان است. هیچ معبودی جز او نیست. بازگشت فقط به سوی اوست.

آمرزنده گناه، پذيرنده توبه، سخت عقوبت، صاحب نعم. هيچ خدايى جز او نيست. بازگشت همه به سوى اوست.

آمرزنده گناه و توبه‌پذیر سخت کیفر نعمت بخش، که خدایی جز او نیست، و سیر و سرانجام به سوی اوست‌

آمرزنده گناه و پذيرنده توبه، سخت كيفر [و] خداوند بخشش پاينده. هيچ خدايى جز او نيست بازگشت همه به سوى اوست.

یزدانی که بخشنده‌ی گناه، پذیرنده‌ی توبه، دارای عذاب سخت، و صاحب اِنعام و احسان است. هیچ معبودی جز او وجود ندارد. بازگشت به سوی او است.

(که) گناه‌بخشِ توبه‌پذیرِ سخت‌کیفرِ فراخ‌نعمت است. خدایی جز او نیست (و) بازگشت تنها سوی اوست.

آمرزنده گناه پذیرنده توبه سخت‌شکنجه خداوند نیرومندی نیست خدائی جز او بسوی او است بازگشت‌


غافر ٢ آیه ٣ غافر ٤
سوره : سوره غافر
نزول : ٨ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«قَابِلِ»: قبول کننده. پذیرنده. «التَّوْبِ»: جمع تَوْبَة، بازگشتها. یا این که مصدر است و به معنی بازگشتن. «الطَّوْلِ»: فضل. قدرت. احسان و انعام. (نگا: نساء / ، توبه / ). «الْمَصیرُ»: (نگا: بقره / و آل‌عمران / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقابِ ذِي الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ «3»

آمرزنده‌ى گناه، پذيرنده‌ى توبه، سخت كيفر و صاحب عطاى فراوان. هيچ معبودى جز او نيست. بازگشت (همه) به سوى اوست.

نکته ها

بر اساس برخى روايات، حروف مقطّعه تأويلى دارد كه جز خداوند كسى نمى‌داند. «1» امّا بر اساس برخى ديگر از روايات، (با توجّه به آياتِ بعد از اين حروف كه مربوط به نزول قرآن است) خداوند با مخالفانش احتجاج مى‌كند كه من قرآن را از همين حروف الفبا كه در اختيار شماست، تأليف كردم، شما نيز اگر مى‌توانيد مثل آن را بياوريد.


«1». تفسير مجمع‌البيان.

جلد 8 - صفحه 211

«ذِي الطَّوْلِ» دو معنا دارد: صاحب فضل و عطا كه رمز مهر الهى است و صاحب قدرت كه رمز قهر الهى است.

آياتى كه با «تَنْزِيلُ الْكِتابِ» آغاز گشته، نام خدا را همراه با اوصافى ذكر كرده است از جمله:

«تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ» «1»

«تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ» «2»

«تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» «3»

«تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ» «4»

«تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ» «5»

«تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ» «6»

بنابراين، سرچشمه‌ى وحى، صاحب قدرت، حكمت، رحمت، ربوبيّت و شايسته‌ى حمد و ستايش است.

مغفرت در قرآن‌

در قرآن كريم عواملى براى مغفرت بيان شده است از جمله:

ايمان. «آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا» «7»

تقوى. إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ‌ ... يَغْفِرْ لَكُمْ‌ «8»

پيروى از انبيا. فَاتَّبِعُونِي‌ ... يَغْفِرْ لَكُمْ‌ «9»

عفو و گذشت از مردم. وَ لْيَعْفُوا .... يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ‌ «10»

انفاق به مردم. إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ‌ ... يَغْفِرْ لَكُمْ‌ «11»

جهاد. تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ‌ ... يَغْفِرْ لَكُمْ‌ «12»

عبادت. أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ‌ ... يَغْفِرْ لَكُمْ‌ «13»


«1». زمر، 1.

«2». غافر، 2.

«3». فصّلت، 3.

«4». يس، 5.

«5». فصّلت، 42.

«6». واقعه، 80.

«7». طه، 73.

«8». انفال، 29.

«9». آل عمران، 31.

«10». نور، 22.

«11». تغابن، 17.

«12». صف، 11- 12.

«13». نوح، 3- 4.

جلد 8 - صفحه 212

پرهيز از گناهان كبيره. إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ .... نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ‌ «1»

دعا و استغفار و انابه خود انسان. ظَلَمْتُ نَفْسِي‌ ... فَغَفَرَ لَهُ‌ «2»

دعاى اولياى خدا براى انسان. يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ... «3»

پیام ها

1- شيوه‌ى نو در بيان مطلب، انگيزه‌اى براى شنيدن است. «حم تَنْزِيلُ»

2- قرآن به تدريج نازل شده است. ( «تَنْزِيلُ» به معناى نزول تدريجى است).

3- عظمت گوينده، نبايد مانع نزول سخن در سطح فهم مخاطب شود. (خداوند عزيز، سخن خود را نازل مى‌كند.) تَنْزِيلُ‌ ... مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ

4- سخن خداوندِ عزيز نيز عزيز و نفوذناپذير است و هيچ منطقى آن را نمى‌شكند. تَنْزِيلُ الْكِتابِ‌ ... الْعَزِيزِ

5- قرآن، جلوه‌ى عزّت وعلم خداوند است. «تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ»

6- قرآن، وسيله‌ى عزّت مسلمانان و آگاهى آنان است. «تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ»

7- نزول كتاب و بيان مغفرت وهشدار الهى، همه در مسير كمال انسان و رسيدن به خداست. «تَنْزِيلُ‌- غافِرِ- شَدِيدِ- إِلَيْهِ الْمَصِيرُ»

8- نزول كتاب براى شناخت مبدأ و معاد است. تَنْزِيلُ الْكِتابِ‌ ... لا إِلهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ

9- برخوردارى از الطاف الهى، در سايه‌ى كتاب آسمانى است. «تَنْزِيلُ الْكِتابِ‌- غافِرِ الذَّنْبِ»

10- هم كتاب و قانون لازم است، هم حسابرسى، هم بخشش يا مجازات در


«1». نساء، 31.

«2». قصص، 16.

«3». يوسف، 97.

جلد 8 - صفحه 213

جاى خود. «تَنْزِيلُ‌- غافِرِ الذَّنْبِ‌- شَدِيدِ الْعِقابِ»

11- بخشش از سوى افراد قدرتمند و پيروز، زيباست. (عفو با بزرگان است).

«الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ غافِرِ الذَّنْبِ»

12- هيچ كس نمى‌تواند مانع نزول وحى شود، زيرا او نفوذناپذير است، «مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ» و مى‌داند بر چه كسى نازل كند. «الْعَلِيمِ»

13- مسيرى كه اسلام معرّفى مى‌كند از خدا و به سوى خداست. مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ ...

إِلَيْهِ الْمَصِيرُ

14- رحمت خداوند بر غضبش سبقت دارد. غافِرِ الذَّنْبِ‌ ... شَدِيدِ الْعِقابِ‌

15- گناه، گاهى به وسيله‌ى عمل صالح بخشيده مى‌شود. «غافِرِ الذَّنْبِ» (نظير آيه‌ى‌ «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» «1») وگاهى از طريق توبه. «قابِلِ التَّوْبِ»

16- مؤمن بايد بين خوف و رجا باشد، زيرا خداوند هم آمرزنده است و هم كيفر دهنده. غافِرِ الذَّنْبِ‌ ... شَدِيدِ الْعِقابِ‌

17- مهر و قهر الهى را بايد در كنار هم ديد، تا نه يأس پيش آيد و نه غرور. غافِرِ الذَّنْبِ‌ ... شَدِيدِ الْعِقابِ‌

18- عذاب الهى به خاطر عملكرد خود ماست وگرنه خداوند پيوسته لطف دارد.

«شَدِيدِ الْعِقابِ ذِي الطَّوْلِ»

19- لطف خدا دائمى است. «ذِي الطَّوْلِ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقابِ ذِي الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ «3»

غافِرِ الذَّنْبِ‌: آمرزنده گناهان نسبت به كسى كه به خلوص نيت موحد و به وظايف عبادت و اطاعت قيامت نمايد، وَ قابِلِ التَّوْبِ‌: و قبول كننده تو به از عصاة مؤمنين، شَدِيدِ الْعِقابِ‌: سخت عقوبت مر كسى را كه ابا كند از ايمان و محترز «1» نشود از عصيان.

نكته:

ذكر اين صفت بعد از مغفرت به جهت آنست كه بنده به جهت اعتماد نمودن بر غفران، مرتكب مناهى نشود، بلكه دائم ميان خوف و رجا باشد.

ذِي الطَّوْلِ‌: صاحب نعمت واسعه ممتد بر بندگان از روى فضل و احسان.

تنبيه: ذكر اين صفت بعد از «شديد العقاب» تنبيه است بر آنكه عصيان از جانب نفس عاصى است نه از قبل بارى، زيرا نعمت سابغه او نسبت به دين و دنياى بندگان شايع و به جميع مكلفان واسع است.

بعد به جهت تصريح بر وجوب توجه عباد به او فرمايد: لا إِلهَ إِلَّا هُوَ: نيست خدائى مستحق ستايش و قابل پرستش مگر ذات او كه موصوف است بدين صفات، و إِلَيْهِ الْمَصِيرُ: و بسوى او است بازگشت همه، مطيع را بدرجات ثواب، و عاصى را به عقبه عقاب رساند. محققان تفسير آيه را بر اين وجه نموده: «غافر الذنب فضلا و قابل التوب وعدا و شديد العقاب عدلا و ذى الطول كرما و لا اله الا اللّه اليه المصير فردا بصيرا» «2».


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

حم «1» تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ «2» غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقابِ ذِي الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ «3» ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ إِلاَّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ «4»

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ «5»

ترجمه‌

اين نازل نمودن كتاب است از جانب خداى تواناى دانا

آمرزنده گناه و پذيرنده توبه سخت عقوبت صاحب نعمت و وسعت نيست خدائى جز او بسوى او بازگشت است‌

مجادله و گفتگو ننمايند در آيتهاى خدا مگر آنها كه كافر شدند پس فريب ندهد تو را آمد و شد آنها در شهرها

تكذيب كردند پيش از آنها قوم نوح و دسته‌هاى بعد از آنها و اهتمام نمودند هر جماعتى بر پيغمبرشان براى آنكه بگيرند او را و مجادله نمودند بسخن باطل تا زائل نمايند بآن سخن حق را پس گرفتم آنها را پس چگونه بود عقوبت من‌

تفسير

- با در نظر گرفتن بيانات سابقه راجع بفواتح السّور در معانى از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه امّا حم پس مقصود از آن حميد مجيد است و خداوند ميفرمايد اين نازل نمودن قرآن مجيد است از جانب خداوند ارجمند بسيار دانا كه آمرزنده گناهان بندگان و قبول كننده توبه ايشان است ولى اين دو صفت شما را مغرور نكند كه مرتكب معصيت شويد باميد توبه و مغفرت چون او سخت عقوبت هم ميباشد پس اگر اتّفاقا موفّق بتوبه و مغفرت نشويد بخطر عظيمى دچار خواهيد شد و در هيچ حال مأيوس از رحمت حق نباشيد چون او صاحب فضل است بترك عقاب بر مستحق آن و اعطاء نعمت و وسعت و هميشه مؤمن بايد


جلد 4 صفحه 515

بين خوف و رجاء باشد و از عذاب خدا بترسد و اميدوار برحمت حق باشد و نيست خدائى و معبود بحقى جز او پس بايد در عبادت فقط متوجه باو بود و باز گشت تمام خلق بحكم و جزاى او است پس ناچار بايد حاضر در پيشگاه او شد و راضى بقضاء او بود و چون از جهات عديده كه مكرّر بيان شده اعجاز و بر حق بودن قرآن بر اهل انصاف ظاهر و هويدا است مجادله و معارضه نميكنند در آيات آن بطعن و ردّ و اشكال مگر كسانيكه از روى عناد و تعصّب و لجاج كافر و منكر حق بودن آن شده‌اند پس نبايد پيغمبر اكرم و اهل ايمان بقرآن نظر بدوران تجارت و گردش چند روزه آنها در بلاد و شهرها داشته باشند و بايد بدانند كه خدا بزودى دمار از روزگار آنها درآورد و آنان را مغلوب و مقهور و مقتول و اسير و خوار و ذليل اهل ايمان فرمايد و در كتاب اكمال از پيغمبر صلى اللّه عليه و اله نقل نموده كه فرمود ملعون شدند مجادله كنندگان در دين خدا بزبان هفتاد پيغمبر و كسيكه مجادله نمايد در آيات الهى بتحقيق كافر شده و اين آيه را تلاوت فرمود و نيز از آنحضرت روايت شده كه نوعى از جدال در قرآن كفر است چون مباحثه و گفتگو در حلّ مشكلات و استنباط حقائق و ردّ شبهات اهل باطل از آن لازم و واجب است و پيش از كفار مكه كه در مقابل قرآن و پيغمبر آخر الزمان مرتكب اين اعمال و اقوال ناشايسته شدند قوم نوح عليه السّلام و دستجات مختلفه از امم سابقه بودند كه در مقام تكذيب و عداوت و ضدّيت با انبياء خودشان برآمدند و از هيچگونه اذيت و آزار ايشان دريغ ننمودند از قبيل قوم عاد و ثمود و اقوام بعد از آنها كه اهتمام در گرفتن و كشتن پيغمبرانشان داشتند و بهر گونه اباطيل تشبّث مينمودند براى اخفاء نور حق و اشتباه كارى بر جهّال و تشكيك در عقائد اهل ايمان از قبيل آنكه به پيغمبران ميگفتند شما بشرى هستيد مانند ما ميخوريد و راه ميرويد و چرا خدا براى هدايت مردم از آسمان فرشته نفرستاد و كلماتيكه طبع از ذكر آنها اباء دارد و براى ابطال حجج الهيه ذكر مينمودند بگمان خودشان و خداوند گرفت آنها را باقوال و افعالشان و در قرآن و تواريخ دنيا چگونگى آن ذكر شد و آثار آن در عالم و در طرق اهل مكه بشامات براى تجارت باقى ماند و آنها ديدند و عبرت نگرفتند و با شخص اول عالم امكان كه‌


جلد 4 صفحه 516

مبعوث بر آنها شده بود و از قبيله خودشان بود از هيچ گونه ضديّت و مخالفت دريغ ننمودند و بانتقام الهى رسيدند و خداوند تمام اينها را ذيلا بچشم آنها كشيده كه براى تذكّرشان و اخذ اقرار سؤال ميفرمايد پس چگونه بود عقاب من نسبت بآنان.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


غافِرِ الذَّنب‌ِ وَ قابِل‌ِ التَّوب‌ِ شَدِيدِ العِقاب‌ِ ذِي‌ الطَّول‌ِ لا إِله‌َ إِلاّ هُوَ إِلَيه‌ِ المَصِيرُ «3»

پوشاننده گناه‌ قبول‌ كننده توبه‌ سخت‌ گير ‌در‌ عقاب‌.

غافِرِ الذَّنب‌ِ لقوله‌ ‌تعالي‌ قُل‌ يا عِبادِي‌َ الَّذِين‌َ أَسرَفُوا عَلي‌ أَنفُسِهِم‌ لا تَقنَطُوا مِن‌ رَحمَةِ اللّه‌ِ إِن‌َّ اللّه‌َ يَغفِرُ الذُّنُوب‌َ جَمِيعاً‌-‌ زمر آيه 54، شرحش‌ گذشت‌.

قابِل‌ِ التَّوب‌ِ لقوله‌ ‌تعالي‌ وَ هُوَ الَّذِي‌ يَقبَل‌ُ التَّوبَةَ عَن‌ عِبادِه‌ِ وَ يَعفُوا عَن‌ِ السَّيِّئات‌ِ‌-‌ شوري‌ آيه 24.

شَدِيدِ العِقاب‌ِ دو جمله اوّل‌ بشارت‌ ‌بر‌ اهل‌ ايمان‌ ‌بود‌ زيرا ‌غير‌ مؤمن‌ نه‌ گناهش‌ آمرزيده‌ ميشود و نه‌ توبه ‌او‌ قبول‌ ميشود چنانچه‌ ميفرمايد وَ لَا الَّذِين‌َ يَمُوتُون‌َ وَ هُم‌ كُفّارٌ نساء آيه 24‌-‌ و ‌اينکه‌ جمله‌ تحذير ‌است‌ ‌براي‌ كفّار و اهل‌ ضلالت‌ ‌که‌ ميفرمايد وَ اللّه‌ُ أَشَدُّ بَأساً وَ أَشَدُّ تَنكِيلًا‌-‌ نساء آيه 86‌-‌.

ذِي‌ الطَّول‌ِ لا إِله‌َ إِلّا هُوَ إِلَيه‌ِ ديگر ‌از‌ صفات‌ اللّه‌ ذي‌ الطول‌ ‌است‌ صاحب‌ نعمة وسعة ‌است‌، نيست‌ الهي‌ مگر ‌او‌ بسوي‌ ‌او‌ ‌است‌ بازگشت‌.

ذِي‌ الطَّول‌ِ بعضي‌ گفتند ذي‌ النعم‌ بعضي‌ گفتند ذي‌ الغني‌ و السعة

جلد 15 - صفحه 352

بعضي‌ گفتند ذي‌ التفضل‌ بعضي‌ گفتند ذي‌ القدرة.

اقول‌: طول‌ بمعني‌ داراييست‌ خداوند متعال‌ داراي‌ جميع‌ كمالات‌ ‌است‌ ذاتا و صفة و فعلا ‌که‌ قريب‌ المعني‌ ‌است‌ ‌با‌ غني‌ بمعني‌ دارايي‌ جميع‌ نعم‌ و تفضّلات‌ ‌از‌ جانب‌ ‌او‌ ‌است‌ ‌هر‌ ‌که‌ ‌هر‌ كمالي‌ دارد ‌از‌ ايمان‌، علم‌، ثروت‌، قدرت‌ تقوي‌، توفيق‌ و ‌غير‌ اينها بافاضه ‌او‌ ‌است‌ يَمُنُّون‌َ عَلَيك‌َ أَن‌ أَسلَمُوا قُل‌ لا تَمُنُّوا عَلَي‌َّ إِسلامَكُم‌ بَل‌ِ اللّه‌ُ يَمُن‌ُّ عَلَيكُم‌ أَن‌ هَداكُم‌ لِلإِيمان‌ِ إِن‌ كُنتُم‌ صادِقِين‌َ‌-‌ حجرات‌ آيه 17‌-‌ بالجمله‌ انسان‌ و ساير مخلوقات‌ ‌هر‌ چه‌ دارند ‌از‌ نعم‌ دنيويّه‌ و دينيّه‌ و اخرويّه‌ ‌از‌ نعمت‌ وجود و صحة و حيات‌ و مال‌ و منال‌ و قدرت‌ و توانايي‌ و علم‌ و ايمان‌ و اعمال‌ صالحه‌ و توفيق‌ و اطاعت‌ و سعادت‌ و بهشت‌ و ‌غير‌ اينها تمام‌ ‌از‌ جانب‌ ‌او‌ ‌است‌ يعطي‌ ‌من‌ يشاء.

لا إِله‌َ إِلّا هُوَ مفاد كلمه طيّبه‌ و مكرّر بيان‌ دلالات‌ ثلاث‌ ‌اينکه‌ كلمه شريفه‌ ‌شده‌: مطابقي‌، التزامي‌، اقتضايي‌.

إِلَيه‌ِ المَصِيرُ بازگشت‌ كل‌ّ ممكنات‌ بسوي‌ ‌او‌ ‌است‌ وَ لِلّه‌ِ مِيراث‌ُ السَّماوات‌ِ وَ الأَرض‌ِ‌-‌ آل‌ عمران‌ آيه 176 حديد آيه 10‌-‌ فرداي‌ قيامت‌ تمام‌ مبعوث‌ ميشوند و اليه‌ يرجعون‌‌-‌ ‌هو‌ المبدء و المعيد.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 3)- این آیه خدا را به پنج وصف دیگر از صفات بزرگش که بعضی امید آفرین و بعضی خوف آفرین است توصیف کرده، می‌گوید: «خداوندی که آمرزنده گناه» است (غافِرِ الذَّنْبِ).

«و پذیرنده توبه» (وَ قابِلِ التَّوْبِ).

«دارای مجازات سخت» (شَدِیدِ الْعِقابِ).

«و صاحب نعمت فراوان» است (ذِی الطَّوْلِ).

«هیچ معبودی جز او نیست» (لا إِلهَ إِلَّا هُوَ).

«و بازگشت (همه شما) به سوی اوست» (إِلَیْهِ الْمَصِیرُ).

آری! کسی که واجد این اوصاف است فقط او شایسته عبودیت و مالک پاداش و کیفر است.

نکات آیه

۱ - خداوند، آمرزنده گناهان است. (غافر الذنب)

۲ - خداوند، قبول کننده توبه گنه کاران است. (و قابل التوب)

۳-ترغیب و تشویق خداوند به توبه و دست برداشتن گنه کاران از گناه (غافر الذنب و قابل التوب) برداشت یاد شده با توجه به این نکته است که آیه شریفه، در مقام ترغیب و تشویق مى باشد.

۴ - خداوند، سخت عقوبت دهنده است. (شدید العقاب)

۵ - خداوند، صاحب فضل و عطا است. (ذى الطول)

۶ - خداوند، صاحب قدرت است. (ذى الطول) یکى از موارد کاربرد واژه «طول» قدرت است و در این آیه چون خداوند، دو صفت امیدآفرین و ترغیب کننده را در آغاز بیان فرموده (غافر الذنب و قابل التوب)، ممکن است درصدد بیان دو صفت هشداردهنده باشد و آن شدیدالعقاب بودن و ذى الطول است.

۷ - سبقت رحمت و فضل خداوند، بر غضب و عقوبت او (غافر الذنب و قابل التوب شدید العقاب ذى الطول) از تقدم دو صفت «غافرالذنب» و «قابل التوب»، بر «شدیدالعقاب» و «ذى الطول»، مى توان برداشت یاد شده را به دست آورد.

۸ - تضمین خداوند، به آمرزش گناهان و پذیرش توبه بندگان (غافر الذنب و قابل التوب) یاد شدن دو مسأله آمرزش گناهان و پذیرش توبه در قالب صفت، گویاى این نکته است که این دو، کارى است مستمر از خداوند و نیز تضمینى از سوى او بر انجام این دو کار است.

۹ - هیچ معبود حقیقى، جز اللّه در جهان هستى وجود ندارد. (لا إله إلاّ هو) «إله» به معناى معبود است.

۱۰ - عزت، علم، گناه آمرزى، توبه پذیرى، سخت عقوبت دادن، صاحب فضل و عطا داشتن، از اوصاف معبود حقیقى (غافر الذنب ... لا إله إلاّ هو)

۱۱-بازگشت همگان تنها به سوى خداوند است. (إلیه المصیر) «مصیر» به معناى بازگشت است و تقدیم «إلیه» مفید حصر مى باشد.

موضوعات مرتبط

  • اسماء و صفات: ذوالطول ۵، ۶; شدیدالعقاب ۴; غافرالذنب ۱; قابل التوب ۲
  • انسان: فرجام انسان ۱۱
  • بازگشت به خدا: ۱۱
  • توبه: اهمیت توبه ۳; تشویق به توبه ۳; قبول توبه ۲، ۸
  • توحید: توحید ذاتى ۹
  • جهان بینى: جهان بینى توحیدى ۹، ۱۱
  • خدا: آمرزشهاى خدا ۱، ۸; تشویقهاى خدا ۳; تقدم رحمت خدا ۷; تقدم فضل خدا ۷; توبه پذیرى خدا ۲، ۸; عطایاى خدا ۵; غضب خدا ۷; فضل خدا ۵; قدرت خدا ۶; کیفرهاى خدا ۷
  • گناه: آمرزش گناه ۸
  • معبودراستین: آمرزگارى معبودراستین ۱۰; توبه پذیرى معبودراستین ۱۰; سختى کیفر در معبودراستین ۱۰; صفات معبودراستین ۱۰; عزت معبودراستین ۱۰; عطایاى معبودراستین ۱۰; علم معبودراستین ۱۰; فضل معبودراستین ۱۰

منابع