عَسَى

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو

آیات شامل این کلمه

کلمه «عَسى» در لغت عرب، در مواردى گفته مى شود که، امید به تحقق چیزى مى رود، و از آنجا که این معنا احیاناً توأم با «جهل» یا «عجز» است، بسیارى از مفسران، آن را در قرآن مجید به معناى امید تفسیر کرده اند، اما چنان که سابقاً نیز گفته ایم، هیچ مانعى ندارد که این واژه در کلام خداوند، همان معناى اصلیش را داشته باشد; زیرا گاه براى وصول به یک هدف، شرائطى لازم است، و هر گاه بعضى از شرائط حاصل نباشد، این تعبیر به کار مى رود (دقت کنید).

تعبیر به «عَسى» (امید است) در سوره «قصص» با این که کسى که داراى ایمان و عمل صالح باشد، حتماً اهل فلاح و رستگارى است، ممکن است به خاطر این باشد که این رستگارى، مشروط به بقاء و دوام این حالت است، و از آنجا که دوام و بقاء در مورد همه توبه کنندگان، مسلّم نیست، تعبیر به «عَسى» شده است.

بعضى از مفسران نیز گفته اند: این تعبیر (عَسى) هنگامى که از شخص کریم صادر شود، مفهوم آن قطعى بودن مطلب است، و خداوند «أَکْرَمُ الأَکْرَمِین» است.

ریشه کلمه

قاموس قرآن

فعل جامد است ترجّى و اميدوارى در چيز محبوب و ترس در شى‏ء مكروه آيد (اقرب). راغب گويد: عسى يعنى طمع كرد و اميدوار شد. آن در قرآن 28 بار به لفظ «عسى» و دو بار به لفظ «عسيتم» آمده: بقره:246 - محمد:22. [بقره:216]. شايد و اميد است چيزى را مكروه بداريد حال آن كه براى شما خير است [يوسف:21]. اقامت او را محترم بدار اميد است كه ما را بهره رساند. لفظ «عَسى» آن گاه كه به بشر نسبت داده شود معنايش صحيح و در جاى خود است كه بشر عالم به عواقب نيست مى‏شود اين كلمه را به كار برد و بگويد: اميد است فلان كار بشود يا فلان شخص بيايد، يا به فلان حاجت برسم ولى به کار رفتن آن درباره خدا که عالم به عواقب است روى چه ميزانى است؟. مثلا در آياتى نظير [نساء:84]، [نساء:99]، [مائده:52]. خدا مى‏داند كه كفّ حواهد كرد يا نه، عفو خواهد نمود يا نه، فتح و کار را خواهد آورد یا نه، پس علت به كار رفتن لفظ «عسى» كه معنى شايد مى‏دهد چيست؟. به نظر راغب استعمال آن براى ايجاد اميد در بندگان است يعنى اميدوار باشيد كه خدا چنين خواهد كرد طبرسى در ذيل آيه اول فرموده: «عسى» در اينگونه موارد به معنى جزم و قطع است مثل كسى كه به ديگرى گويد: پروردگارت را در همه امر و نهى اطاعت كن «عَسى اَنْ تَفْلَحَ بِطاعَتِهِ» شايد در اثر اطاعت خدا نجات يابى «عَسى» در اين جا معنى شك نيست بلكه قطع صرف است كه فلاح در طاعت خدا حتمى است. در الميزان ذيل آيه [نمل:72]. از تفسير ابى السعود نقل شده: عَسى، لَعَلَّ، سَوْفَ در وعده‏هاى پادشاهان در جاى قطع و حتم است و اين كلمات را براى اظهار وقار به كار برند و اشعار مى‏كنند كه رمز از آنها مانند تصريح از ديگران است بر اين مجرى است وعده و وعيد خداى تعالى آنگاه فرمود: اين وجهى است وجيه. نا گفته نماند: آن در بعضى آيات مثل قول طبرسى و ابى السعود براى جزم. حتم است مثل [قصص:67]. زيرا مفلح بودن اهل توبه و ايمان و عمل قطعى است ايضاً آيه [توبه:18]. و در بعضى ديگر براى ايجاد در جاء در قلب سامع مى‏باشد مثل [اعراف:129]. و مثل [ممتحنه:7]. در اين آيات اهلاك دشمن و جعل مودت جزمى نيست بلكه ظاهراً مقصود ايجاد اميد در شنونده است. حتى در آيه [نساء:99]. حتميّت عفو را مى‏شود از «عَفَوّاً غفوراً» استفاده كرد نه از «عَسى...» در الميزان ذيل آيه 84 نساء فرموده: گذشت كه «عسى» دلالت بر رجاء دارد اعم از آن كه قائم به نفس متكلم باشد يا مخاطب. و خلاصه: به نظر نگارنده «عسى» در بعضى جاها براى حتم و در بعضى براى ايجاد رجاء و صورت دوم جاهائى است كه اگر بنده به دستور خدا عمل كند وعده خدا جاى خويش را خواهد گرفت، به عبارت ديگر وعده خدا مشروط است مثلا در [اسراء:79]. براى ايجاد رجاء و تشويق است تا آن حضرت تهجّد بكند و خدايش به مقام محمود برساند كه رساندن به مقام محمود مشروط به تهجد است.


کلمات نزدیک مکانی

وَ أَن اللّه مِن لا هُو لَکُم قُل رَبّي رَبّکُم خَيْرا إِن يَکُون قَال مَا نِسَاء شَيْئا لَک يَنْفَعَنَا قَوْم أَو الْمُؤْمِنِين بَعْد الّذِين إِنّا رَبّک نَتّخِذَه خَيْر مَتَى تَکْرَهُوا مِنْهُم رَبّنَا الْحَمِيد وَلَدا يَکُونُوا طَاغِين تَتْبِيرا ظَهِير مَثْوَاه رَبّه الْغَنِي نَصُوحا جَمِيل عَلَوْا ذٰلِک سَيّئا يَقُولُون إِلَى هٰذَا کُنّا فَأُولٰئِک سَبِيلا أَلاّ لَمّا تَقْتُلُوه صَادِقِين يَا کُنْتُم تُحِبّوا أَدْعُو أَکُون نَافِلَة أَکْرِمِي فَصَبْر حَرّض يَهْتَدُون جِئْتَنَا يَکُن تَوْبَة مَدْيَن يَبْعَثَک يَهْدِيَن آمَنُوا آخَر بِه يَهْدِيَنِي رَدِف يَوْم قَرِيبا بِدُعَاء يَرْحَمَکُم يَأْتِيَنِي تِلْقَاء نَسِيت لِيُتَبّرُوا أَمْرا لاِمْرَأَتِه قَد وَيْلَنَا الْمَلاَئِکَة يَجْعَل شَيْء طَلّقَکُن يَعْفُو يُکَفّر يُهْلِک يَکُف کُرْه يُبْدِلَنَا يَتُوب الّذِي بَأْس عَدُوّکُم مِنْهُن لِأَقْرَب أَنْفُسُکُم يَدْعُوکُم فَتَهَجّد تَوَجّه عَنْهُم مَقَاما عَنْکُم مِصْر نَفْسَک فَإِن صَالِحا سَوَاء مَرّة الْوَعْد بَيْنَکُم عَلَيْهِم يَسْخَر اقْتَرَب إِذَا بِهِم قَالُوا لِي فَلَمّا حِيلَة سَيّئَاتِکُم إِلاّ دُون يُبْدِلَه مِنْهَا عَمَلا جَمِيعا يَتَوَل بَعْض السّبِيل أَجَلُهُم اللّيْل تُوبُوا يَتَلاَوَمُون فَتَسْتَجِيبُون شَقِيّا مَحْمُودا الظّالِمِين بَيْن مَن أَيّهَا صَالِح أَزْوَاجا عَيْن رُءُوسَهُم خَلَطُوا فَبِأَي خَلَق يَسْتَخْلِفَکُم عُدْتُم أَوّل سَوّلَت إِنّه اشْتَرَاه اذْکُر بِحَمْدِه تُکَلّف شَرّ الْقِتَال اعْتَزَلَهُم يَسْتَطِيعُون کَفَرُوا کَان عَلَيْکُم تَلْمِزُوا کَذٰلِک تَسْتَعْجِلُون فِي حَدِيث تَأْتِيَنَا الْأَرْض بِذُنُوبِهِم يُدْخِلَکُم غَفُور دَخَلُوه الْقَوْم عُدْنَا هُم وَرَد مَشْهُودا قُرّة رَشَدا بَل رَب إِلَيْک تَدْعُون مَکّنّا جَنّات کُتِب عَسَى فِرْعَوْن عَفُوّا مِنْکُن فَسَيُنْغِضُون رَحِيم الْعَلِيم أَنْفُسَکُم عَادَيْتُم اعْتَرَفُوا بَعْدَه جَعَلْنَا الْحَکِيم آخَرُون مُسْلِمَات سَبِيل لِيُوسُف فَيَنْظُر رَاغِبُون امْرَأَة يَشَاء يُؤْمِنُون يَشْعُرُون قَبْل أَشَدّ تَجْرِي غَفُورا

تکرار در هر سال نزول

در حال بارگیری...