طه ٨٣

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

ای موسی! چه چیز سبب شد که از قومت پیشی گیری، و (برای آمدن به کوه طور) عجله کنی؟!

|و اى موسى! چه چيز موجب شد تو جلوتر از قومت [به وعده‌گاه‌] بشتابى

«و اى موسى، چه چيز تو را [دور] از قوم خودت، به شتاب واداشته است؟»

و ای موسی بازگو که بر قومت چرا سبقت گرفته و با شتاب به وعده‌گاه آمدی؟

ای موسی! چه چیز تو را شتابان کرد که قبل از قوم خود [در آمدن به کوه طور] پیشی گرفتی؟

اى موسى، چه چيز تو را واداشت تا بر قومت پيشى گيرى؟

و [گفتیم‌] ای موسی چه چیز باعث شد که بر قومت پیشی بگیری؟

اى موسى، چه چيز تو را بر آن داشت تا از قومت با شتاب پيشى گيرى- پيش از همه در «طور» حاضر شوى-؟

(موسی پیش‌تر خود را به کوه طور رسانید. بدو گفتیم:) ای موسی! چه چیز تو را بر آن داشت که (درآمدن به کوه طور) بر قوم خود پیشی گیری؟

«موسی! چه چیز تورا از (برابر) قومت (سوی طور) شتابان کرد؟»

و چه شتابانی (چه چیزت به شتاب آورد) از قوم خویش ای موسی‌


طه ٨٢ آیه ٨٣ طه ٨٤
سوره : سوره طه
نزول : ٧ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَعْجَلَکَ»: تو را به شتاب و سبقت واداشت.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ ما أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يا مُوسى‌ «83»

و (به موسى گفتيم:) اى موسى! چه چيز سبب تعجيل (و پيشى‌گرفتن) تو از قومت شد؟! (چرا زودتر به وعدگاه آمدى؟)


«1». آل‌عمران، 90.

«2». اعراف، 23.

«3». هود، 47.

«4». شعراء، 82.

«5». اعراف، 151.

«6». مائده، 118.

«7». نصر، 4.

«8». كافى، ج 8، ص 393.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌5، ص: 373

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ ما أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يا مُوسى‌ (83)

وَ ما أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يا مُوسى‌: و چه چيز شتابان ساخت تو را تا پيشتر آمدى از قوم خوى اى موسى.

بيان: چون خداى تعالى وعده فرموده بود به نزول تورات، امر شد به موسى كه با عده‌اى از خواص به كوه طور روند. چون نزديك كوه رسيدند، حضرت موسى عليه السلام از غايت اشتياق به كلام سبحانى. از قوم پيش افتاده زودتر به بالاى كوه برآمد، خطاب رسيد: به چه سبب و چه چيز تو را شتابان ساخت تا تعجيل نمودى و پيشتر آمدى از قوم خود اى موسى.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ لَقَدْ أَوْحَيْنا إِلى‌ مُوسى‌ أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً لا تَخافُ دَرَكاً وَ لا تَخْشى‌ (77) فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ ما غَشِيَهُمْ (78) وَ أَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَ ما هَدى‌ (79) يا بَنِي إِسْرائِيلَ قَدْ أَنْجَيْناكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ وَ واعَدْناكُمْ جانِبَ الطُّورِ الْأَيْمَنَ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى‌ (80) كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ لا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى‌ (81)

وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى‌ (82) وَ ما أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يا مُوسى‌ (83) قالَ هُمْ أُولاءِ عَلى‌ أَثَرِي وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى‌ (84) قالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ (85) فَرَجَعَ مُوسى‌ إِلى‌ قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ يا قَوْمِ أَ لَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْداً حَسَناً أَ فَطالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِي (86)

ترجمه‌

- و بتحقيق وحى نموديم بموسى كه سير ده در شب بندگان مرا


جلد 3 صفحه 517

پس بزن براى ايشان براهى در دريا خشك در حاليكه نه بيم داشته باشى از رسيدن دشمن و نه بترسى‌

پس رفتند از پى ايشان فرعون با لشگرهايش پس فرو گرفت آنها را از دريا آنچه فرو گرفت آنها را

و گمراه كرد فرعون قوم خود را و هدايت نكرد

اى بنى اسرائيل بتحقيق نجات داديم شما را از دشمنانتان و مواعده نموديم با شما طرف راست كوه طور را و نازل كرديم بر شما ترنجبين و مرغ بريان را

بخوريد از پاكيزه‌هاى آنچه روزى كرديم شما را و تعدّى مكنيد در آن پس فرود آيد بر شما غضب من و كسيكه فرود آيد بر او غضب من پس بتحقيق هلاك شده است‌

و همانا من هر آينه آمرزنده‌ام كسى را كه توبه كند و بگرود و بجا آورد كار شايسته را پس هدايت يابد

و چه چيز بشتاب انداخت تو را در پيشروى از قومت ايموسى‌

گفت ايشان آنگروهند كه در دنبال منند و شتاب نمودم بسوى تو پروردگارا تا خشنود شوى‌

گفت پس همانا ما بتحقيق آزمايش نموديم قوم تو را بعد از تو و گمراه كرد آنها را سامرى‌

پس برگشت موسى بسوى قوم خود غضبناك متأسف‌

گفت اى قوم آيا وعده نداد بشما پروردگار شما وعده خوبى آيا پس طول كشيد بر شما آنزمان يا خواستيد كه فرود آيد بر شما غضبى از پروردگارتان پس تخلّف نموديد از وعده من.

تفسير

- پس از اتمام حجّت بر فرعون و فرعونيان بظهور معجزات باهرات بدست حضرت موسى و استنكاف آنها از قبول خداوند بحضرت موسى وحى فرمود كه شبى بنى اسرائيل را از مصر كوچ دهد و چون بدريا رسد عصاى خود را بدريا زند با توسل بمحمّد و آل او چنانچه در سوره بقره در ذيل آيه و اذ فرقنا بكم البحر مفصلا بيان شد و قرار دهد براى آنها در دريا راهى خشك با آنكه ايمن باشد از آنكه دشمن ايشانرا درك كند و بآنها برسد و نترسد از آنكه آب ايشانرا فرو گيرد و غرق نمايد و چون آنحضرت بدستور الهى عمل فرمود و بسلامت از دريا عبور نمودند و فرعون و فرعونيان در تعقيب ايشان بر آمدند آب دريا آنها را فرو گرفت بطوريكه در محلّ مذكور شرح آنگذشت و بنى اسرائيل آنرا مشاهده نمودند و از حقيقت و سرّ آن كسى آگاه نبود جز خدا و اينكه فرموده پس فرو گرفت آنها را از دريا آنچه فروگرفت بطور ابهام براى عظمت امر و اشاره بشهرت واقعه و ايجاز در كلام و مبالغه در آن است و فرعون با آنكه مدّعى بود كه قوم خود را


جلد 3 صفحه 518

هدايت بسبيل رشاد ميكند گمراه كرد آنها را و باز داشت از هدايت و بعد از اين فتح و فيروزى خداوند در ضمن وحى بحضرت موسى بنى اسرائيل را مخاطب قرار داده ميفرمايد و ظاهرا احتياج باضمار قول يا صرف خطاب به بنى اسرائيل زمان پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه در صافى فرموده ندارد چون مستفاد از وحى است باين تقريب كه بتحقيق نجات داديم ما شما را از چنگ دشمن قوى مانند فرعون و قومش و مواعده نموديم با شما بتوسط پيغمبرتان موسى عليه السّلام براى مناجات و انزال تورية كه در جانب راست كوه طور حاضر شويد و فرستاديم براى ارتزاق شما در وادى تيه ترنجبين و مرغ سمانى بريان شده را از آسمان بتفصيلى كه در سوره بقره ذكر شد و گفتيم بخوريد از روزى حلال پاكيزه لذيذى كه ببهترين وجه ما براى شما از آسمان نازل نموديم ولى در اداء شكر آن كوتاهى نكنيد و از حدّ اعتدال در صرف تجاوز باسراف و تبذير ننمائيد و از مستحق احيانا دريغ نداريد كه در صورت تخلّف مستحق عقوبت و نزول عذاب من خواهيد شد و كسيكه مستحق نزول عذاب من شود و مشمول آن گردد بتحقيق در پستى افتاده و بهلاكت رسيده در توحيد از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه مراد از غضب در اين آيه عقاب است چون خداوند از حالى بحالى منتقل نميشود و تغيير در ذات او روى نميدهد و همانا من آمرزنده‌ام كسى را كه توبه كند از شرك و ايمان آورد بآنچه واجب است ايمان بآن و بجا آورد كارهائى را كه بايد بجا آورد پس هدايت شود و راه يابد بولايت ائمه اطهار عليهم السلام كه جمعا چهار شرطند براى مغفرت، توبه و ايمان و عمل صالح و معرفت امام كه شرط قبول اعمال است و باين معنى اخبار كثيره از پيغمبر اكرم و ائمه هدى در كتب معتبره نقل شده ولى بعضى از مفسّرين ثمّ اهتدى را بمعناى لزوم و استمرار بر ايمان تا وقت موت و بعضى عدم تشكيك در آن و بعضى اخذ بسنّت و ترك بدعت دانسته‌اند و خلاف ظاهر بودن همه ظاهر است و مواعده خدا با بنى اسرائيل بتوسط حضرت موسى كه قبلا ذكر شد آن بود كه آنحضرت با بزرگان بنى اسرائيل متّفقا بطور بيايند ولى چون نزديك بكوه شدند حضرت موسى از شوق چند قدمى از آنها جلو افتاد و خداوند باو فرمود چه موجب شد كه عجله كردى و از قومت جلو افتادى اى موسى او در جواب عرض كرد كه آنها در عقب منند و اين‌


جلد 3 صفحه 519

چند قدم كه من جلو افتادم براى شوق بخدمت و تعجيل در اطاعت امر تو بود كه موجب خوشنودى تو گردد و از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت شده كه حضرت موسى نخورد و نياشاميد و نخوابيد و بچيزى از اين قبيل ميل نكرد در رفتن بميقات و برگشتن از آن مدّت چهل روز براى اشتياق بپروردگار خود و در مدّت غيبت حضرت موسى سامرى بتفصيلى كه در سوره بقره ذيل آيه و إذ واعدنا موسى گذشت بنى اسرائيل را گمراه نمود و خداوند بآنحضرت اعلام فرمود كه ما امتحان نموديم قوم تو را و مبتلا كرديم بعبادت گوساله بعد از بيرون آمدن تو از ميان آنها تا معلوم شود مخلص از منافق و مطيع از عاصى براى خلق و ممتاز گردند از يكديگر در خارج بعلم و معرفت و جهل و ضلالت و حضرت موسى بعد از موعد مقرّر بلا فاصله با الواح تورية مراجعت فرمود نزد بنى اسرائيل با كمال خشم و غضب و اندوه و تأسف از حال قوم كه چرا بايد مرتكب چنين امر قبيحى شوند و بآنها فرمود آيا وعده نفرمود خداوند بشما وعده خوبى كه دادن تورية باشد كه در آن نور و هدايت بود براى شما و مرحمت فرمود مگر زمان مفارقت من از شما بطول انجاميد كه از موعد مقرّر تجاوز شده باشد و باين سبب گوساله را عبادت كرديد يا آنكه خواستيد مشمول غضب الهى شويد براى اين امر شنيع لذا از وعده‌اى كه بمن داديد در حين مفارقت كه آنمدت از استقامت و ثبات در دين و اطاعت هارون در بيان اوامر و نواهى الهيّه تخلّف ننمائيد تخلف كرديد و در كلام اشاره است بآنكه وجهى براى اين عمل شما نبود جز آنكه عمدا خواستيد خودتان را مستحق عقوبت الهيّه نمائيد و اين كاشف از نهايت جهل و سفاهت است.


جلد 3 صفحه 520

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ ما أَعجَلَك‌َ عَن‌ قَومِك‌َ يا مُوسي‌ (83)

و چه‌ چيز باعث‌ شد ‌که‌ تو عجله‌ كردي‌ و تنها آمدي‌ ‌در‌ ميقاتگاه‌ و ‌با‌ قوم‌ نيامدي‌، مثل‌ ‌اينکه‌ ‌که‌ مواعده‌ ‌شده‌ ‌بود‌ ‌که‌ موسي‌ ‌با‌ بني‌ اسرائيل‌ بيايد ‌در‌ ميقات‌گاه‌ و چون‌ بني‌ اسرائيل‌ تكاهل‌ و تسامح‌ كردند و گفتند: ‌ما مي‌آييم‌ حضرت‌ موسي‌ ترسيد ‌که‌ ‌اگر‌ صبر كند و ‌با‌ ‌آنها‌ برود موقع‌ مواعده‌ عقب‌ افتد و مخالفتي‌ ‌شده‌ ‌باشد‌، لذا عجله‌ كرد و تنها رفت‌ ‌در‌ محل‌ مواعده‌ ‌در‌ ميقات‌گاه‌ خطاب‌ رسيد.

(وَ ما أَعجَلَك‌َ عَن‌ قَومِك‌َ يا مُوسي‌) و حال‌ آنكه‌ واجب‌ ‌بود‌ ‌بر‌ بني‌ اسرائيل‌ ‌که‌ حسب‌ المواعده‌ ‌که‌ ‌در‌ چند آيه قبل‌ گذشت‌ ‌که‌ فرمود: (وَ واعَدناكُم‌ جانِب‌َ الطُّورِ الأَيمَن‌َ) ‌آنها‌ ‌هم‌ همراه‌ موسي‌ حركت‌ كنند ولي‌ مسامحه‌ كردند و گفتند: بموسي‌ ‌شما‌ برويد ‌ما ‌هم‌ ‌در‌ اثر ‌شما‌ مي‌آييم‌ لذا موسي‌.

77

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 83)- غوغای سامری! در اینجا فراز مهم دیگری از زندگی موسی (ع) و بنی اسرائیل مطرح شده و آن مربوط به رفتن موسی به اتفاق نمایندگان بنی اسرائیل به میعادگاه طور و سپس گوساله پرستی بنی اسرائیل در غیاب آنهاست.

برنامه این بود که موسی (ع) برای گرفتن احکام تورات، به کوه طور برود، و گروهی از بنی اسرائیل نیز او را در این مسیر همراهی کنند.

ولی از آنجا که شوق مناجات با پروردگار در دل موسی شعله‌ور بود، قبل از دیگران تنها به میعادگاه پروردگار رسید.

در اینجا وحی بر او نازل شد: «ای موسی! چه چیز سبب شد که پیش از قومت به اینجا بیایی و در این راه عجله کنی»؟ (وَ ما أَعْجَلَکَ عَنْ قَوْمِکَ یا مُوسی).

نکات آیه

۱ - خداوند با موسى(ع) و قوم او، قرار گفت وگو در کنار کوه طور نهاده بود. (وعدنکم جانب الطور الأیمن ... و ما أعجلک عن قومک ) در آیه ۸۰ این سوره از مواعده خداوند با بنى اسرائیل (در کوه طور) سخن به میان آمده بود. ظاهر این است که «ما أعجلک» - که حاکى از شتاب موسى(ع) در آمدن به میقات است - مربوط به همان مواعده باشد.

۲ - موسى(ع)، وظیفه دار همراهى با قوم خود در مسیر وصول به میقات بود. (و ما أعجلک عن قومک یموسى ) پرسش خداوند از موسى(ع) به قرینه پاسخ او در آیه بعد سؤالى توبیخى و در مقام ملامت است. از این سرزنش، برمى آید که موسى(ع) در رها ساختن قوم خود و جدا شدن از آنان، ترک اولى کرده است و مى بایست همراه قوم خویش حرکت مى کرد و بر آنان پیشى نمى گرفت.

۳ - موسى(ع)، در رسیدن به میقات، تعجیل کرده و بر قوم خود پیشى گرفه بود. (و ما أعجلک عن قومک یموسى )

۴ - موسى(ع)، به جهت پیشى گرفتن بر قوم خود در رسیدن به میقات، مورد پرس و جوى خداوند قرار گرفت. (و ما أعجلک عن قومک یموسى )

۵ - پرسش خداوند از موسى(ع) درباره تعجیل در آمدن به کوه طور، نخستین سخن او با وى نبود. (و ما أعجلک ) حرف «واو» در «و ما أعجلک» براى عطف بر محذوف است; یعنى، پس از حضور موسى(ع) در کوه طور، سخن یا سخنانى به میان آمد، آن گاه این پرسش مطرح شد.

۶ - پیامبران الهى، موظف به همراهى با قوم و امّت خویش در همه مراحل و برنامه ها (و ما أعجلک عن قومک یموسى ) مؤاخذه موسى(ع) به جهت جدا شدن از قوم خود براى رسیدن به میقات، نشان از آن دارد که پیامبران، نباید در هیچ شرایطى از امت خویش جدا شوند.

۷ - پیامبران جز به فرمان خداوند، نباید از امت و قوم خویش جدا گردند. (و ما أعجلک عن قومک یموسى )

۸ - پیشوایان دینى، در همه صحنه ها باید در کنار مردم حاضر باشند. (و ما أعجلک عن قومک یموسى )

موضوعات مرتبط

  • انبیا: مسؤولیت انبیا ۶، ۷
  • بنى اسرائیل: نمایندگان بنى اسرائیل در میقات ۱، ۲
  • خدا: سرزنشهاى خدا ۴، ۵; گفتگوى خدا با موسى(ع) ۵
  • رهبران دینى: مسؤولیت رهبران دینى ۸
  • مردم: اهمیت همراهى با مردم ۶، ۷، ۸
  • موسى(ع): آثار عجله موسى(ع) ۴; سرزنش موسى(ع) ۴، ۵; عجله موسى(ع) ۳، ۵; قصه موسى(ع) ۱، ۲، ۳; مسؤولیت موسى(ع) ۲; موسى(ع) در میقات ۳، ۴

منابع