طه ٤٦

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

فرمود: «نترسید! من با شما هستم؛ (همه چیز را) می‌شنوم و می‌بینم!

|گفت: مترسيد، من همراه شما هستم، مى‌شنوم و مى‌بينم

فرمود: «مترسيد، من همراه شمايم، مى‌شنوم و مى‌بينم،

خدا فرمود: هیچ نترسید که من با شمایم (و همه گفتار و رفتار شما را با او) می‌شنوم و می‌بینم.

خدا فرمود: نترسید که من بی تردید با شما هستم [سخن او و شما را] می شنوم و [اعمالتان را] می بینم.

گفت: مترسيد. من با شما هستم. مى‌شنوم و مى‌بينم.

فرمود مهراسید من خود با شما هستم و می‌شنوم و می‌بینم‌

فرمود: مترسيد، كه من با شمايم، مى‌شنوم و مى‌بينم.

فرمود: نترسید! من با شما هستم و (حرفهایشان را) می‌شنوم و (اعمالشان را) می‌بینم (و ایشان را از کشتن و آزار شما باز می‌دارم).

فرمود: «مترسید. من همواره با شمایم، می‌شنوم و می‌بینم.»

گفت نترسید که منم با شما می‌شنوم و می‌بینم‌


طه ٤٥ آیه ٤٦ طه ٤٧
سوره : سوره طه
نزول : ٤ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مَعَکُمَا»: مراد از معیّت و همراهی خدا، حفاظت و رعایت و نصرت ذات باری است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


قالَ لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى‌ «46»

(خداوند) فرمود: نترسيد، همانا من با شما هستم (و همه چيز را) مى‌شنوم و مى‌بينم.

نکته ها

«فَرط» به معناى سرعت گرفتن وپيش افتادن است و «أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا» يعنى ما مى‌ترسيم كه فرعون، قبل از بيان استدلال و آوردن معجزات بر ما پيشى گرفته و طغيان خود را نسبت به بنى اسرائيل افزايش دهد. «1»

آنچه براى انبيا مذموم است، خشيت و ترس قلبى از غير خداست وگرنه، خوف طبيعى، لازمه‌ى انسانيّت آن بزرگواران و همه انسان‌هاست وهر انسانى در برابر خطرات اين ترس را دارد.

پیام ها

1- بررسى مشكلات و موانع احتمالى و ترس از آينده و ناكامى، منافاتى با اخلاص و مقام نبوّت ندارد. إِنَّنا نَخافُ‌ ...

2- جوسازى و شايعه سازى، شيوه‌ى طاغوت‌ها و ستمگران است. آنان فضا را


«1». تفسير نمونه.

جلد 5 - صفحه 348

مسموم و مردان خدا را متهم مى‌نمايند و يا بعد از شنيدن حقّ دست به آشوب مى‌زنند تا سخن حقّ آنان اثر نكند. «يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى‌»

3- ايمان به حضور در پيشگاه خداوند و يقين به امدادهاى الهى، عامل شجاعت و روحيه يافتن مؤمنان است. «إِنَّنِي مَعَكُما» 4- اگر كسى را به كارى مأمور كرديد، بايد از هر جهت او را تأمين نموده و به او روحيه بدهيد. «إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى‌»

5- اگر چه همه‌ى انسان‌ها مورد نظر و مرحمت الهى هستند، ولى لطف او بر انبيا بيشتر است. «إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى‌»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قالَ لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى‌ (46)

قالَ لا تَخافا: فرمود خداى تعالى مترسيد از سركشى و هتاكى فرعون.

إِنَّنِي مَعَكُما: بدرستى كه من با شما هستم به حفظ و نصرت، و من ناصر و حافظ شما هستم. أَسْمَعُ وَ أَرى‌: مى‌شنوم آنچه سؤال كند از شما، پس وحى نمايم جوابش را و مى‌بينم آنچه بخواهد بجا آورد به شما، پس دفع فرمايم آن را از شما. حاصل آنكه: خاطر جمع باشيد كه من شنوا و بينايم و نگذارم كه ضررى به شما رساند.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى‌ (45) قالَ لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى‌ (46) فَأْتِياهُ فَقُولا إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لا تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْناكَ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكَ وَ السَّلامُ عَلى‌ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى‌ (47) إِنَّا قَدْ أُوحِيَ إِلَيْنا أَنَّ الْعَذابَ عَلى‌ مَنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى (48) قالَ فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى‌ (49)

قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى‌ كُلَّ شَيْ‌ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‌ (50) قالَ فَما بالُ الْقُرُونِ الْأُولى‌ (51) قالَ عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ لا يَضِلُّ رَبِّي وَ لا يَنْسى‌ (52) الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ سَلَكَ لَكُمْ فِيها سُبُلاً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَّى (53) كُلُوا وَ ارْعَوْا أَنْعامَكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى‌ (54)

مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى‌ (55) وَ لَقَدْ أَرَيْناهُ آياتِنا كُلَّها فَكَذَّبَ وَ أَبى‌ (56)

ترجمه‌

- گفتند پروردگار ما همانا ما ميترسيم كه پيشى گيرد بر ما يا آنكه زياد كند سركشى خود را

گفت نترسيد همانا من با شمايم ميشنوم و مى‌بينم‌

پس برويد نزد او و بگوئيد همانا ما دو فرستاده پروردگار توايم پس بفرست با ما بنى- اسرائيل را و عذاب مكن آنها را بتحقيق آورديم تو را معجزه‌اى از پروردگارت و سلام بر آنكه پيروى كند از راه هدايت‌

همانا وحى شد بما كه عذاب بر كسى است كه تكذيب كرد و روى گردانيد

گفت پس كيست پروردگار شما اى موسى‌

گفت پروردگار ما آنكسى است كه عطا كرد بهر چيزى صورت هستى او را پس راهنمائى نمود

گفت پس چيست حال مردم عصرهاى گذشته‌

گفت علم آن نزد پروردگار من است در نوشته‌اى نه خطا ميكند پروردگار من و نه فراموش ميكند

آنكسى كه گردانيد از براى شما زمين را بسترى و پديد آورد براى شما در آن راههائى و فرستاد از آسمان آبيرا پس بيرون آورديم بسبب آن اصنافى از روئيدنيهاى گوناگون‌

بخوريد و بچرانيد چهار پايان خود را همانا در آن آيتهائى است براى صاحبان خردها

از آن آفريديم شما را و در آن باز ميگردانيم شما را و از آن بيرون‌


جلد 3 صفحه 509

ميآوريم شما را بار ديگر

و بتحقيق نموديم باو معجزاتمان را تمامى پس تكذب كرد و امتناع نمود.

تفسير

- چون حضرت موسى و هارون با يكديگر ملاقات نمودند روى بدرگاه الهى نموده عرضه داشتند پروردگارا ما ميترسيم كه تا ما فرعون را دعوت كنيم هنوز سخن ما بپايان نرسيده مبادرت بعقوبت و آزار ما نمايد يا بر كفر و الحاد خود بيفزايد و زبان جسارت بساحت مقدّس تو دراز كند خداوند فرمود نترسيد من با شما هستم گفتار شما و او را ميشنوم و رفتارتان را با يكديگر مى‌بينم و از تعدّى و دست درازى او جلوگيرى ميكنم و موجب نصرت شما را بر او فراهم مينمايم پس برويد نزد او و بگوئيد كه ما دو پيغمبر خدائيم و از نزد او براى تو پيغامى آورده‌ايم و آن اين است كه اولاد يعقوب پيغمبر را كه سالها است در مصر اقامت دارند و اخيرا تو آنها را باعمال شاقه وادار نمودى و اسير خود كردى آزاد كن و بگذار با ما بيايند برويم در شام و كنعان كه وطن اصلى ما است سكونت نمائيم و اگر باور نميكنى ما معجزه‌اى هم داريم كه خداوند براى اتمام حجّت بما عنايت فرموده براى تو اظهار ميكنيم و سلامتى از عذاب الهى براى كسى است كه متابعت و پيروى از هدايت و راهنمائى حقّ نموده در راه راست و دين قويم خدائى مشى نمايد و بما وحى شده از جانب خداوند كه هر كس پيغمبران او را تكذيب كند و از قبول سخنانشان رو گردان شود بعذاب الهى در دنيا و آخرت گرفتار خواهد گرديد فرعون چون حس كرد كه مدبّر امور موسى است و هارون كمك و معاون او است يا براى خبث طينت خود خواست با هارون كه افصح از موسى بود مكالمه نكند تا كندى زبان موسى عليه السّلام آشكار گردد و در انظار موهون شود غافل از آنكه خداوند دعاء او را مستجاب نموده و كندى زبانش رفع شده لذا خطاب بموسى نمود و گفت پروردگار شما كيست كه از طرف او براى من پيغام آورديد موسى عليه السّلام جواب فرمود پروردگار ما آن قادر حكيم و عليم است كه هر موجودى را بصورت و شكل لايق بخود وجود داده و بكمال مناسب خود دلالت تكوينى و هدايت تشريعى فرموده و چون اين جواب موجز در نهايت فصاحت و بلاغت و متانت بود و دلالت داشت بر آنكه خداوند غنى بالذّات و منعم على الاطلاق‌


جلد 3 صفحه 510

است و تمام موجودات محتاج و ريزه خوار خوان احسان اويند فرعون مبهوت در جواب شد و عنان سخن را بجانب ديگرى كه خارج از مقصود بود معطوف نمود و پرسيد پس حال اقوام سابقه كه معرفت بچنين خدائى نداشتند چه خواهد بود آيا در نعمتند يا در عذاب حضرت موسى هم نخواست بفرمايد كه در عذابند براى آنكه بطبع شنوندگان گران نيايد فرمود علم بحال بندگان از شقاوت و سعادت نزد خدا است و در لوح محفوظ ثبت شده و خداوند نه جاى آنرا گم ميكند و نه آنرا فراموش مينمايد آنچنان خداوندى است كه قرار داده است براى بندگان خود زمين را مانند بستر و فرش گسترده و پديد آورده در آن راههائى در كوهها و واديها و صحراها كه مردم در آن سكونت و عبور و مرور نمايند و از فوائد آن بهره‌مند گردند و باران رحمت خود را نازل فرموده و بيرون آورده بسبب آن اصناف و انواع نباتات و حبوبات و ميوجات گوناگون متعدّد متشتّت مختلف را كه بخورند و بچرانند احشام و اغنام خودشان را و شكر خدا را بجا آورند و در آنچه بيان شد آثار و علائمى است بر وجود صانع حكيم قدير براى كسانيكه داراى عقل و معرفتند و خداوند بندگان را از خاك زمين خلق نموده در بدو خلقت چون آدم ابو البشر از خاك خلق شده و اولاد او هم كه از نطفه خلق ميشوند اصلا از خاكند چون نطفه از مأكولات مولوده از زمين توليد ميشود و بعد از مردن هم در خاك پنهان ميگردند و اجزاء بدنشان جز و خاك ميشود و روز قيامت هم از خاك بيرون ميآيند و اجزاء بدنشان جمع و متّصل ميگردد و بصورت اوّليه بر ميگردند و روح اصلى ببدنشان باز گشت ميكند و در محضر الهى حاضر ميشوند و خداوند تمام آيات وجود و علم و قدرت خود را بفرعون ارائه داد ولى او از فرط عناد و لجاج و غرور و نخوت تكذيب كرد و امتناع از قبول نمود و ظاهرا از قول خداوند فاخرجنا ببعد كلام مستقلّ خود خدا است كه وصل فرموده بكلام خود كه حكايت از قول موسى عليه السّلام بود براى اشاره بصحّت آن مقال و صدور آن از مبدء وحى و الهام ولى فيض ره فرموده از باب التفات از غيبت بتكلّم است و نظائر آن در قرآن زياد است و بعضى گفته‌اند مراد از ارائه تمام آيات بفرعون تمام معجزاتى است كه بموسى عليه السّلام داده شده بود و آن نه معجزه بود كه بجاى خود ذكر شده و خواهد


جلد 3 صفحه 511

شد و در اخبار ائمه اطهار اولى النهى باخيار و صلحا كه داراى اخلاق حسنه و اعمال صالحه‌اند و ائمه هدى عليهم السلام تفسير شده و ظاهرا مراد بيان افراد كامله است ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قال‌َ لا تَخافا إِنَّنِي‌ مَعَكُما أَسمَع‌ُ وَ أَري‌ (46)

خداوند فرمود بموسي‌ و هارون‌ نترسيد هيچگونه‌ اذيّتي‌ بشما نميتواند برساند محقّقا ‌من‌ ‌با‌ ‌شما‌ هستم‌ ‌هم‌ گفتار شماها ‌را‌ ميشنوم‌ و ‌هم‌ كردار ‌شما‌ ‌را‌ مشاهده‌ ميكنم‌.

(قال‌َ لا تَخافا) خداوند مقلّب‌ القلوب‌ ‌است‌ قلب‌ ‌آن‌ ‌را‌ منصرف‌ ميكند ‌از‌

جلد 13 - صفحه 38

ايذاء بشما و قدرت‌ ‌او‌ ‌را‌ ميگيرد نميتواند كوچكترين‌ اذيّتي‌ بكند چنانچه‌ مشورت‌ كرد ‌با‌ جلساء ‌خود‌ ‌در‌ امر موسي‌ و هارون‌ گفتند بفرست‌ سحره‌ بيايند ‌تا‌ سحر موسي‌ ‌را‌ باطل‌ كنند (قال‌َ لِلمَلَإِ حَولَه‌ُ إِن‌َّ هذا لَساحِرٌ عَلِيم‌ٌ يُرِيدُ أَن‌ يُخرِجَكُم‌ مِن‌ أَرضِكُم‌ بِسِحرِه‌ِ فَما ذا تَأمُرُون‌َ قالُوا أَرجِه‌ وَ أَخاه‌ُ وَ ابعَث‌ فِي‌ المَدائِن‌ِ حاشِرِين‌َ يَأتُوك‌َ بِكُل‌ِّ سَحّارٍ عَلِيم‌ٍ) شعراء آيه 33‌-‌ 36 و نگفتند باو ‌که‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بقتل‌ برسان‌ ‌ يا ‌ حبس‌ كن‌ ‌ يا ‌ ‌در‌ شكنجه‌ بينداز و ‌از‌ ‌اينکه‌ جهت‌ ‌بود‌ ‌که‌ حضرت‌ باقر (ع‌) ‌با‌ اينكه‌ طفل‌ چهار ساله‌ ‌بود‌ ‌در‌ مجلس‌ يزيد موقعي‌ ‌که‌ يزيد ‌از‌ جلساء پرسيد و مشورت‌ كرد ‌در‌ حق‌ زين‌ العابدين‌ ‌عليه‌ ‌السلام‌ گفتند ‌او‌ ‌را‌ بقتل‌ برسان‌ فرمود جلساء مجلس‌ تو ‌از‌ جلساء مجلس‌ فرعون‌ بدتر و خبيث‌ترند چون‌ فرعون‌ ‌با‌ ‌آنها‌ مشورت‌ كرد حكم‌ بقتل‌ موسي‌ نكردند و جلساء مجلس‌ تو حكم‌ بقتل‌ ‌علي‌ ‌بن‌ الحسين‌ كردند و سرّش‌ اينست‌ ‌که‌ تمام‌ حرامزاده‌ هستند.

(إِنَّنِي‌ مَعَكُما) خداوند ‌مع‌ كل‌ّ شي‌ء ‌است‌ (نَحن‌ُ أَقرَب‌ُ إِلَيه‌ِ مِن‌ حَبل‌ِ الوَرِيدِ) ق‌ آيه 15 احاطه‌ قيوميّه‌ بجميع‌ ممكنات‌ دارد و ‌شما‌ ‌را‌ ‌از‌ شرّ ‌او‌ حفظ ميفرمايد.

(أَسمَع‌ُ) علم‌ بجميع‌ مسموعات‌ دارم‌.

(وَ أَري‌) علم‌ بجميع‌ مبصرات‌ دارم‌ (وَ هُوَ السَّمِيع‌ُ البَصِيرُ) شوري‌ آيه 9 و تمام‌ موجودات‌ مقهور تحت‌ قدرت‌ ‌او‌ هستند (‌اگر‌ نازي‌ كند ‌از‌ ‌هم‌ فرو ريزند قالبها) بلكه‌ مكرّر بيان‌ ‌شده‌ ‌که‌ تمام‌ ممكنات‌ همين‌ نحوي‌ ‌که‌ ‌در‌ وجود احتياج‌ بموجد دارند ‌در‌ بقاء ‌هم‌ احتياج‌ بمبقي‌ دارند و حكماء ‌در‌ اقسام‌ حركت‌ قائل‌ بحركت‌ جوهري‌ هستند ‌که‌ باين‌ ممكنات‌ ‌آن‌ بآن‌ افاضه‌ وجود ميشود و چون‌ ‌اينکه‌ وجودات‌ متّصل‌ بيك‌ ديگر هستند تصوّر ميشود يك‌ وجود ‌است‌.

39

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 46)- اما خداوند به آنها بطور قاطع «فرمود: شما هرگز نترسید، من خود با شما هستم می‌شنوم و می‌بینم» (قالَ لا تَخافا إِنَّنِی مَعَکُما أَسْمَعُ وَ أَری).

بنا بر این با وجود خداوند توانایی که همه جا با شماست و به همین دلیل همه سخنها را می‌شنود، و همه چیز را می‌بیند و حامی و پشتیبان شما است، ترس و وحشت معنایی ندارد.

نکات آیه

۱ - خداوند از موسى و هارون(ع) خواست نگران موفقیت خود نباشند و از واکنش فرعون، ترسى به دل راه ندهند. (إنّنا نخاف ... قال لاتخافا)

۲ - خداوند به موسى و هارون(ع) اطمینان داد که فرعون فرصت ابلاغ پیام رسالت را از آنان نگرفته و بر طغیان خود نخواهند افزود. (نخاف أن یفرط ... قال لاتخافا)

۳ - خداوند همراهى کامل خود با موسى و هارون(ع) و حمایت و حفاظت از آنان را طى رویارویى با فرعون، اعلام کرد. (إنّنى معکما) خداوند، همواره با همگان هست و در همه جا حضور دارد. آنچه که براى رفع نگرانى موسى و هارون(ع) مورد تأیید قرار گرفته، حضور ویژه خداوند است که حاکى از حمایت بى دریغ او از آنان است.

۴ - با وجود تضمین همراهى و یارى خداوند، نگرانى و ترس از عواقب کارها، فاقدتوجیه است. (لاتخافا إنّنى معکما) «إنّنى معکما» تعلیل براى «لاتخافا» مى باشد; یعنى، نترسید چون من با شما هستم پس آن جا که تضمین یارى الهى در کار باشد، ترس و نگرانى بى مورد خواهد بود.

۵ - خداوند، شنواى هر گفتار، بیناى هر کردار و داناى هر چیز است. (أسمع و أرى) ذکرنشدن مفعول خاص براى فعل هاى «أسمع» و «أرى» افاده عموم مى کند. و مراد از آگاهى خداوند به تمام شنیدنى ها و دیدنى ها، علم مطلق او است.

۶ - شنوایى و بینایى خداوند، پشتوانه اى اطمینان بخش براى تضمین یارى موسى و هارون(ع) در برابر فرعون بود. (إنّنى معکما أسمع و أرى)

۷ - وعده یارى خداوند و آگاهى گسترده او بر جزئیات ماجراى ارشاد فرعون، مایه امیدوارى و آرامش بخش دل هاى نگران موسى و هارون(ع) بود. (إنّنا نخاف ... لاتخافا إنّنى معکما أسمع و أرى)

۸ - موسى و هارون(ع)، به قدرت برتر خداوند آگاه بودند و دیگران را از مقابله با خواست و اراده خدا ناتوان مى دانستند. (إنّنى معکما)

۹ - موسى و هارون(ع)، با خطابى مشترک از سوى خداوند، وحى الهى رادریافت کردند. (قال لاتخافا إنّنى معکما)

موضوعات مرتبط

  • ایمان: ایمان به اراده خدا ۸; ایمان به قدرت خدا ۸
  • ترس: ترس ناپسند ۴
  • خدا: آثار امدادهاى خدا ۴; آثار بینایى خدا ۶; آثار شنوایى خدا ۶; آثار علم خدا ۷; آثار وعده هاى خدا ۷; بینایى خدا ۵; شنوایى خدا ۵; علم خدا ۵
  • فرعون: نگرانى از طغیانگرى فرعون ۲; هدایت فرعون ۷
  • موجودات: عجز موجودات ۸
  • موسى(ع): اطمینان به موسى(ع) ۱، ۲; امداد به موسى(ع) ۳، ۶، ۷; ایمان موسى(ع) ۸; دلدارى به موسى(ع) ۱; رسالت موسى(ع) ۹; عوامل اطمینان موسى(ع) ۶، ۷; عوامل امیدوارى موسى(ع) ۷; قصه موسى(ع) ۲، ۳، ۶، ۷; محافظت ازموسى(ع) ۳; وحى به موسى(ع) ۹
  • نگرانى: نگرانى ناپسند ۴
  • هارون(ع): اطمینان به هارون(ع) ۱، ۲; امداد به هارون(ع) ۳، ۶، ۷; ایمان هارون(ع) ۸; دلدارى به هارون(ع) ۱; رسالت هارون(ع) ۹; عوامل اطمینان هارون(ع) ۶، ۷; عوامل امیدوارى هارون(ع) ۷; قصه هارون(ع) ۲، ۳، ۶، ۷; محافظت از هارون(ع) ۳; وحى به هارون(ع) ۹

منابع