طه ٢٤

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

اینک به سوی فرعون برو، که او طغیان کرده است.»

|به سوى فرعون برو كه او طغيان كرده است

به سوى فرعون برو كه او به سركشى برخاسته است.

اینک (به رسالت) به جانب فرعون روانه شو که وی سخت طغیان کرده است.

به سوی فرعون برو؛ زیرا او [در برابر خدا] سرکشی کرده است.

نزد فرعون برو كه سركشى مى‌كند.

به سوی فرعون برو که او سر به طغیان برداشته است‌

به سوى فرعون برو، كه او سركشى كرده و از اندازه درگذشته- دعوى خدايى مى‌كند-.

برو به سوی فرعون (و وی را دعوت به ایمان به خدای یگانه کن) که او سرکشی کرده است (و در کفر و طغیان از حدّ گذشته است).

«سوی فرعون برو که همواره او به سرکشی برخاسته است.»

برو بسوی فرعون که او سرکشی کرد


طه ٢٣ آیه ٢٤ طه ٢٥
سوره : سوره طه
نزول : ٤ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«طَغَیا»: سرکشی آغازیده است و طغیان کرده است.


تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


اذْهَبْ إِلى‌ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‌ «24»

(اى موسى! اكنون) به سوى فرعون حركت كن كه او طغيان كرده است.

نکته ها

دوّمين معجزه‌ى حضرت موسى عليه السلام «يد بيضاء» (دست سفيد) بود كه با سه تعبير در قرآن آمده است؛ يكى‌ «اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ» «1» وديگرى‌ «وَ أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ» «2» و ديگرى آيه‌ى‌ «اضْمُمْ يَدَكَ إِلى‌ جَناحِكَ» كه مى‌توان بين همه‌ى آنها جمع كرد و گفت: دست خود را در گربيان فرو ببر وتا زير بغل ادامه بده.

در تورات، آمده است: سفيدى دست موسى گرفتار مرض برص و پيسى شده بود، «3» ولى در قرآن كلمه‌ى‌ «مِنْ غَيْرِ سُوءٍ» آمده تا بگويد سفيدى دست، نور بود نه مرض و تورات تحريف شده است.

پیام ها

1- دست قدرت الهى باز است و هر لحظه با هر وسيله كه بخواهد مى‌تواند قدرت نمايى كند. «اضْمُمْ يَدَكَ» 2- هر چه تكبّر و لجاجت مخاطب بيشتر باشد، معجزه‌هاى بيشترى ارائه شود.

«آيَةً أُخْرى‌» (براى فرعون‌ها، چند معجزه لازم است.)

3- كسى كه بنا دارد طاغوت را به حقّ دعوت كند، بايد خودش آثار حقّ را ديده باشد. «لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى‌»

4- معجزات انبيا، گوشه‌اى از آيات الهى است. «مِنْ آياتِنَا»

5- اوّلين مأموريت انبيا، مبارزه با طاغوت‌هاست. «اذْهَبْ»


«1». قصص، 32.

«2». نمل، 12.

«3». تورات، سفر خروج، فصل 4، جمله 6؛ تفسير نمونه.

جلد 5 - صفحه 334

6- هميشه نبايد منتظر آمدن مردم بود، گاهى لازم است حتّى پيامبران براى هدايتِ حاكمان حركت كنند. «اذْهَبْ إِلى‌ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‌»

7- براى اصلاح جامعه، بايد به سراغ سرچشمه و ريشه‌ى فتنه و فساد رفت.

«اذْهَبْ إِلى‌ فِرْعَوْنَ»

8- دين از سياست جدا نيست، موسى براى اصلاح حكومت حركت كرد. «اذْهَبْ إِلى‌ فِرْعَوْنَ»

9- مبارزه با طاغوت يك تكليف الهى است، نه يك نمايش سياسى. «اذْهَبْ»

10- سرچشمه‌ى همه انكارها، طغيان وگردنكشى در مقابل حقّ است. «إِنَّهُ طَغى‌» طغيان فرعون در ادعاى ربوبيت، ايجاد وحشت، تفرقه و برده‌كشى مردم بود.

11- كسانى مى‌توانند با طاغوت مبارزه كنند كه با ايمان، عبادت و صلابت خود را ساخته باشند. فَاعْبُدْنِي‌ ... أَقِمِ الصَّلاةَ ... فَلا يَصُدَّنَّكَ‌ ... اذْهَبْ إِلى‌ ...

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



اذْهَبْ إِلى‌ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‌ «24»

بعد از اعطاء اين دو آيت بزرگ، خطاب شد به موسى عليه السلام:

اذْهَبْ إِلى‌ فِرْعَوْنَ‌: برو به سوى فرعون و او را دعوت كن. إِنَّهُ طَغى‌:

بدرستى كه او طغيان نموده و پاى از حد خود بيرون نهاده كه با نهايت ضعف و عجز، ادعاى خدائى نموده. يا معنى آنكه فرعون تجبر نموده در كفر خود.

تنبيه: لفظ فرعون از القاب سلاطين مصر است، چنانچه قيصر از القاب سلاطين روم و تبع از القاب سلاطين يمن، و نمرود لقب سلطان بابل بوده و به قول بيشتر مفسرين اسم فرعون زمان حضرت موسى، وليد بن مصعب بن ريان و فاصله زمان فرعون عهد موسى، و فرعون زمان حضرت يوسف، نزد مورخين چهارصد سال بود.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى‌ «17» قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى‌ غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى‌ «18» قالَ أَلْقِها يا مُوسى‌ «19» فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى‌ «20» قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا الْأُولى‌ «21»

وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى‌ جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى‌ «22» لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى‌ «23» اذْهَبْ إِلى‌ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‌ «24» قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي «25» وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي «26»

وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي «27» يَفْقَهُوا قَوْلِي «28» وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي «29» هارُونَ أَخِي (30) اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي (31)

وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي (32) كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً (33) وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً (34) إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيراً (35) قالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى‌ (36)

ترجمه‌

- و چيست اينكه در دست راست تو است اى موسى‌

گفت آن عصاى من است تكيه ميكنم بر آن و فرو ميريزم برگ درخت را به آن براى گوسفندم و مرا در آن حوائج ديگرى است‌

گفت بيندازش اى موسى‌

پس انداخت آنرا پس آنگاه آن مارى بود كه ميشتافت‌

گفت بگير آنرا و نترس زود باشد كه برگردانيم آنرا بحال اوّلش‌

و متّصل كن دستت را بزير بازويت بيرون ميآيد سفيد نورانى بدون عيب كه معجزه ديگرى است‌

تا بنمايانيم بتو از معجزات ما كه بزرگ است‌

برو بسوى فرعون همانا او طغيان نموده‌

گفت پروردگار من گشاده گردان براى من سينه‌ام را

و آسان كن براى من كارم را

و بگشاى گره را از زبان من‌

كه بفهمند گفتار مرا

و قرار ده براى من معاونى از كسانم‌

هارون برادرم را

قوى ساز باو پشتم را

و شريك كن او را در كار من‌

تا تسبيح گوئيم تو را بسيار

و ياد كنيم تو را بسيار

همانا تو باشى باحوال ما بينا

گفت بتحقيق داده شدى خواسته‌ات را اى موسى.

تفسير

- خداوند پس از بيان اصول شرائع حقّه در آيات سابقه كه آشنا نمودن خلق است بتوحيد و معاد و ياد خدا در تمام احوال براى حضرت موسى خواست معجزه او را باو ارائه دهد لذا سؤال فرمود كه چيست اينكه در دست تو است و او چون مشتاق بمكالمه با محبوب حقيقى بود و احتمال ميداد مقصود بيان‌


جلد 3 صفحه 503

فوائد و آثار باشد بمجرد ذكر اسم اكتفا ننمود و عرضه داشت آن عصاى من است تكيه ميكنم بآن در وقت راه رفتن و خسته شدن يا ايستادن بر سر گله گوسفند و ميريزم برگ درختان سبز را بر سر گوسفندانم با آن و حوائج ديگرى هم از من بوسيله آن رفع ميشود مانند آنكه بدوش ميگذارم و خرجينم را بآن مى‌آويزم و اگر بخواهم از چاهى آب بيرون آورم و ريسمان كوتاه باشد بآن متصل ميكنم و اگر درنده‌ئى بخواهد بگوسفندانم حمله كند با آن دفاع ميكنم و از اين قبيل فوائد بسيار دارد خداوند فرمود بينداز آنرا و آنحضرت اطاعت نمود و انداخت ناگاه مار قوى هيكلى شد كه بسرعت حركت ميكرد لذا ترسيد و فرار كرد خدا فرمود بگير آنرا و نترس بزودى بر ميگردانيم آنرا بصورت و سيرت اوّليه خودش و موسى عليه السّلام اطاعت نمود و بحال اوّل برگشت گفته‌اند آن عصا بقدر قامت آنحضرت بود و از شعيب عليه السّلام باو رسيده بود بعد خداوند فرمود دستت را ببر زير بغلت و چون بيرون آورى سفيد نورانى شود بدون عيب پيسى كه مرض بدى است و اين معجزه ديگرى خواهد بود براى تو در مجمع فرموده مراد از غير سوء غير برص است بقول جميع و در طب الائمه از امام باقر عليه السّلام اينمعنى را نقل نموده و قمّى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه مراد بدون علّت است و آنكه حضرت موسى گندم گون شديدى بود و چون دستش را از زير بغلش در آورد دنيا برايش روشن شد و گفته‌اند چون بار ديگر دستش را زير بغلش ميبرد بحال اوّل بر ميگشت و ارائه اين قبيل معجزات بآنحضرت در بدو امر بعثت براى آن بود كه بعضى از آيات بزرگ قدرت و عظمت الهى را مشاهده نمايد و از فرعون و فرعونيان نترسد و در امر دعوت قوى دل و مستظهر بالطاف الهيّه گردد لذا بعدا فرمود با اين دو معجزه برو بجانب فرعون كه او از حدّ خود تجاوز نموده و سركشى و تمرّد و طغيان كرده موسى عليه السّلام عرضه داشت حال كه چنين مأموريت بزرگى بمن عطا فرمودى پروردگارا وسعت صدر و گشايش قلب و سرعت فهم و سهولت امر بمن عنايت فرما تا بتوانم با مشكلات و ناملائماتى كه در اين مقصد مواجه ميشوم سازگار شوم و حلّ و هموار نمايم و در شدائد صبور و بردبار باشم و گره از زبان من بگشاى تا بسهولت بتوانم با فرعون و فرعونيان سخن بگويم و آنها سخن مرا بفهمند و بپذيرند و قمّى ره از امام‌


جلد 3 صفحه 504

صادق عليه السّلام نقل نموده كه موسى عليه السّلام اوقاتيكه در تحت تربيت فرعون بود يكروز عطسه كرد و گفت الحمد للّه رب العالمين فرعون بدش آمد و لطمه‌اى بصورت آنحضرت زد و گفت اين چه حرفى بود زدى موسى عليه السّلام از جا جست و ريش فرعون را كه دراز بود گرفت و كند و فرعون خيلى دردش آمد و عزم قتل او را نمود پس زنش گفت اين پسر كوچك نميداند چه ميگويد فرعون گفت خير ميداند زنش گفت يك مقدار خرما و قدرى آتش در مقابل خود بگذار اگر آن دو را از يكديگر تميز داد حقّ با شما است فرعون بهمان دستور عمل كرد و بموسى گفت بخور موسى دستش بطرف خرما دراز شد پس جبرئيل دستش را برگرداند بطرف آتش و آنرا در دهان گذارد و زبانش سوخت و فرياد زد و گريه كرد پس آسيه بفرعون گفت نگفتم اين عقل ندارد پس فرعون عفو كرد او را و گفته‌اند لكنت يا كندى زبانش در اثر آن سوختن بود و نيز آنحضرت از خداوند خواست كه هارون برادرش را معاون و وزير و كمك او قرار دهد كه موجب قوّت پشت او باشد و شريك در امر رسالت او گردد تا بيشتر راغب بكمك او شود و گفته‌اند هارون سه سال بزرگتر از حضرت موسى عليه السّلام بود و هيكلش درشت‌تر و رنگش سفيدتر و زبانش گوياتر بود و سه سال زودتر از آنحضرت از دنيا رحلت نمود و در خاتمه حوائج خود عرضه داشت كه هارون در تسبيح و تقديس و دعا و ثناى توهم با من كمك و معاونت خواهد نمود ولى باز اختيار در قبول اين ملتمسات با تو است چون تو از حال ما كاملا آگاهى و بهتر ميدانى كه من محتاج بكمك هستم و هارون كفايت اين مهمّ را مينمايد و خداوند فرمود حوائج تو بر آورده شد ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


اذهَب‌ إِلي‌ فِرعَون‌َ إِنَّه‌ُ طَغي‌ «24»

برو بسوي‌ فرعون‌ محققا ‌او‌ طغيان‌ و سركشي‌ كرده‌ ‌بعد‌ ‌از‌ آنكه‌ خداوند بحضرت‌ موسي‌ مقام‌ نبوّت‌ و رسالت‌ عنايت‌ فرمود و ‌اينکه‌ دو معجزه‌ بزرگ‌ ‌را‌ باو عطا نمود مأموريت‌ داد باو برود مصر ‌براي‌ دعوت‌ فرعون‌ فرمود:

(اذهَب‌ إِلي‌ فِرعَون‌َ) ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ بيان‌ سر ‌اينکه‌ ارسال‌ ‌را‌ بيان‌ ميفرمايد و حكمت‌ ‌آن‌ ‌را‌ ‌به‌ اينكه‌.

(إِنَّه‌ُ طَغي‌) طغيان‌ تجاوز ‌از‌ حدّ ‌است‌ زيرا ‌در‌ معاصي‌ و كفر و شرك‌ و اخلاق‌ رذيله‌ مثل‌ كبر و تجبر و عجب‌ ‌هر‌ كدام‌ مراتب‌ زيادي‌ دارد مرتبه‌ اعلاي‌ ‌آن‌ طغيان‌ ‌است‌ و فرعون‌ ‌در‌ شرك‌ و كفر بجايي‌ رسيد ‌که‌ ‌گفت‌ (أَنَا رَبُّكُم‌ُ الأَعلي‌) و ‌گفت‌ (ما عَلِمت‌ُ لَكُم‌ مِن‌ إِله‌ٍ غَيرِي‌) و بموسي‌ ‌گفت‌ (لَئِن‌ِ اتَّخَذت‌َ إِلهَاً غَيرِي‌ لَأَجعَلَنَّك‌َ مِن‌َ المَسجُونِين‌َ) شعراء آيه 28 و ‌در‌ ظلم‌ كارش‌ بجايي‌ رسيد ‌که‌ ‌از‌ بني‌ اسرائيل‌ چه‌ مقدار ابناء ‌آنها‌ ‌را‌ سر بريد و زنهاي‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌به‌ كنيزي‌ گرفت‌ و مردان‌ ‌آنها‌

جلد 13 - صفحه 23

‌را‌ باعمال‌ شاقه‌ و بغلامي‌ ‌در‌ آورد ‌که‌ حضرت‌ موسي‌ باو فرمود (أَن‌ عَبَّدت‌َ بَنِي‌ إِسرائِيل‌َ) شعراء آيه 21 و ميفرمايد (إِن‌َّ فِرعَون‌َ عَلا فِي‌ الأَرض‌ِ وَ جَعَل‌َ أَهلَها شِيَعاً يَستَضعِف‌ُ طائِفَةً مِنهُم‌ يُذَبِّح‌ُ أَبناءَهُم‌ وَ يَستَحيِي‌ نِساءَهُم‌ إِنَّه‌ُ كان‌َ مِن‌َ المُفسِدِين‌َ) قصص‌ آيه 3 (نكتة) حضرت‌ موسي‌ نه‌ فقط مبعوث‌ شد ‌بر‌ فرعون‌ بلكه‌ ‌بر‌ تمام‌ فرعونيان‌ و بني‌ اسرائيل‌ و ‌از‌ انبياء اولوا العزم‌ ‌بود‌ ناسخ‌ دين‌ ابراهيم‌ لكن‌ مبعوث‌ ‌بر‌ كافه‌ جن‌ و انس‌ نبود چنانچه‌ ابراهيم‌ و نوح‌ و آدم‌ مبعوث‌ بودند و ‌هم‌ چنين‌ ‌بر‌ تمام‌ انبياء بني‌ اسرائيل‌ ‌تا‌ حضرت‌ عيسي‌ امّا ‌بر‌ بني‌ اسماعيل‌ دين‌ ابراهيم‌ باقي‌ ‌بود‌ ‌تا‌ زمان‌ بعثت‌ حضرت‌ رسالت‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و ‌سلّم‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 24)- خواسته‌های حساب شده موسی: از این به بعد فرمان رسالت به نام موسی صادر می‌شود، رسالتی بسیار عظیم و سنگین، رسالتی که از ابلاغ فرمان الهی به زورمندترین و خطرناکترین مردم محیط شروع می‌شود، می‌فرماید: «به سوی فرعون برو که طغیان کرده است»! (اذْهَبْ إِلی فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغی).

طغیان یعنی تجاوز از حد و مرز در تمام ابعاد زندگی و به همین جهت به این گونه افراد «طاغوت» گفته می‌شود.

آری! برای اصلاح یک محیط فاسد و ایجاد یک انقلاب همه جانبه باید از سردمداران فساد و ائمه کفر شروع کرد از آنها که در تمام ارکان جامعه نقش دارند.

ج3، ص116

نکات آیه

۱ - فرعون، مردى طغیان گر و سرکش در برابر خداوند بود. (اذهب إلى فرعون إنّه طغى) مراد از «طغیان فرعون» به قرینه رسالت موسى(ع)، سرکشى او در برابر خدا است.

۲ - خداوند، موسى(ع) را به حرکت به سوى فرعون و بازداشتن او از طغیان گرى، فرمان داد. (اذهب إلى فرعون إنّه طغى)

۳ - تغییر حالت عصاى موسى(ع) و یدبیضاى او، دو آیت و معجزه براى ارشاد و هدایت فرعون بود. (ءایة أُخرى ... اذهب إلى فرعون)

۴ - فراهم سازى مقدمات لازم در مواجهه با طغیان گران حاکم، امرى ضرورى است. (ءایة أُخرى ... اذهب إلى فرعون إنّه طغى)

۵ - مبارزه با طغیان گران، از شاخص ترین برنامه هاى رسالت پیامبران است. (اذهب إلى فرعون إنّه طغى)

۶ - طغیان گرى، خصلتى بسیار ناروا است و طغیان گران در تعارض با راه خدایند. (اذهب إلى فرعون إنّه طغى)

۷ - مبارزه با طغیان و طغیان گران و رویارویى با ریشه هاى اصلى آن، لازم است. (اذهب ... إنّه طغى)

۸ - خودسازى بر ارشاد دیگران، مقدم است. (فاعبدنى و أقم الصلوة ... فلایصدّنک ... اذهب إلى فرعون إنّه طغى)

موضوعات مرتبط

  • اخلاق: رذایل اخلاقى ۶
  • انبیا: مهمترین رسالت انبیا ۵
  • تبلیغ: اهمیت تبلیغ ۸
  • تزکیه: اهمیت تزکیه ۸
  • خدا: اوامر خدا ۲; دشمنان خدا ۶
  • طغیانگران: اهمیت مبارزه با طغیانگران ۷; دشمنى طغیانگران ۶; روش مبارزه با طغیانگران ۴; مبارزه با طغیانگران ۵
  • طغیان: ناپسندى طغیان ۶
  • فرعون: آیات خدا بر فرعون ۳; زمینه هدایت فرعون ۳; صفات فرعون ۱ ; طغیانگرى فرعون ۱; عصیان فرعون ۱; ممانعت از طغیانگرى فرعون ۲
  • موسى(ع): رسالت موسى(ع) ۲; فلسفه عصاى موسى(ع) ۳; فلسفه یدبیضاى موسى(ع) ۳; قصه موسى(ع) ۲

منابع