طه ١٣٠

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

پس در برابر آنچه می‌گویند، صبر کن! و پیش از طلوع آفتاب، و قبل از غروب آن؛ تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور؛ و همچنین (برخی) از ساعات شب و اطراف روز (پروردگارت را) تسبیح گوی؛ باشد که (از الطاف الهی) خشنود شوی!

پس بر آنچه مى‌گويند صبور باش، و پيش از طلوع آفتاب و قبل از غروب آن پروردگارت را تسبيح گوى، و از ساعات شب و حوالى روز به نيايش پرداز، باشد كه [از الطاف الهى‌] خشنود گردى

پس بر آنچه مى‌گويند شكيبا باش، و پيش از بر آمدن آفتاب و قبل از فرو شدن آن، با ستايش پروردگارت [او را] تسبيح گوى، و برخى از ساعات شب و حوالى روز را به نيايش پرداز، باشد كه خشنود گردى.

پس تو بر آنچه (امت جاهل بر انکار و طعن تو) می‌گویند صبر و تحمل پیش گیر و خدای را پیش از طلوع خورشید و بعد از غروب آن و ساعاتی از شب تار و اطراف روز روشن ستایش و تسبیح گو، باشد که (به مقام رفیع شفاعت) خشنود شوی.

پس در برابر آنچه [مشرکان] می گویند، شکیبا باش، و پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی، و [نیز] در بخشی از ساعات شب و اطراف روز تسبیح گوی تا [به سنت ها و تدبیرهای او] خشنود شوی.

بر آنچه مى‌گويند شكيبا باش و پروردگارت را پيش از طلوع خورشيد و پيش از غروب آن به پاكى بستاى. و در ساعات شب و اول و آخر روز تسبيح گوى. شايد خشنود گردى.

پس بر آنچه می‌گویند شکیبایی کن و شاکرانه پروردگارت را پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن، و در پاسهایی از شب و در دو سوی روز [به نماز برخیز و] تسبیح بگوی، باشد که خشنود شوی‌

پس هر آنچه مى‌گويند شكيبايى ورز و پروردگارت را پيش از برآمدن آفتاب- نماز بامداد- و پيش از فروشدن آن- نماز عصر- همراه با ستايش و سپاس به پاكى ياد كن، و از ساعتهاى شب- نماز شام و نماز خفتن- و كناره‌هاى روز- نماز پيشين ظهر، كه پايان نيمه اول روز است و آغاز نيمه دوم روز- نيز او را تسبيح گوى، باشد كه خشنود شوى.

(اکنون که بنا نیست این بدکاران فوراً مجازات شوند) پس تو (ای پیغمبر!) در برابر چیزهائی که می‌گویند (و تکذیب و استهزائی که می‌کنند) شکیبائی کن، و (برای تسلّی خاطر) قبل از طلوع آفتاب و پیش از غروب آن، و در اثناء شب و در بخشهائی از روز، به پرستش و ستایش پروردگارت مشغول شو، تا (پیوندت با خدا استوار گردد و آرامش خاطر به تو دست دهد، و بدانچه برایت مقدّر شده است) راضی و خوشنود شوی.

پس بر آنچه می‌گویند شکیبایی کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو شدن آن با ستایش پروردگارت (او را) تسبیح گوی و برخی از ساعات شب و کناره‌های روز را (هم) به نیایش بپرداز، شاید خشنود گردی.

پس شکیبا شو بر آنچه گویند و تسبیح کن به ستایش پروردگار خویش پیش از برآمدن خورشید و پیش از فرو رفتن آن و از گاه‌های شب پس تسبیح کن و کنارهای روز شاید خوشنود شوی (یا خوشنود کنی)


طه ١٢٩ آیه ١٣٠ طه ١٣١
سوره : سوره طه
نزول : ٧ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«فَاصْبِرْ»: بدین سبب شکیبائی کن. حرف (فَ) سببیّه است، و مراد از شکیبائی عدم اضطراب است؛ نه ترک جنگ و جهاد. «سَبّحْ»: امر به پیغمبر به طور خاصّ و به پیروان او به طور عام است. «سَبِّحْ وَ أَطْرَافَ النَّهَارِ»: کنایه از تسبیح و تحمید و تنزیه مطلق خدا در همه اوقات است. یا این که مراد به جای آوردن نمازهای پنجگانه است. بدین شرح: «قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ»: نماز صبح. «قَبْلَ غُرُوبِهَا»: نماز ظهر و عصر. «مِنْ آنَاءِ الَّیْلِ»: نماز مغرب و عشاء. «أَطْرَافَ النَّهَارِ»: نماز صبح و مغرب، یا نماز ظهر. تکرار آن بیانگر مزیّت بیشتر، و جمع آمدن آن برای همگونی با (آنَاءِ الَّیْلِ) است (نگا: تفسیر قاسمی). «آنَاءِ»: جمع إِنْو، إِنْی، أَنْی، ساعتها. بخشها (نگا: آل‌عمران / . «أَطْرَافَ»: جوانب و ساعات. مراد بامدادان و شامگاهان است (نگا: هود / .

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَاصْبِرْ عَلى‌ ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى‌ «130»

پس بر آنچه مى‌گويند، شكيبا باش و پيش از طلوع آفتاب و قبل از غروب آن با ستايش پروردگارت (او را) تسبيح كن و (همچنين) برخى از اوقات شب و اطراف روز را تسبيح بگوى، باشد كه خشنود شوى.

نکته ها

خداوند در قرآن كريم، 19 مرتبه پيامبر صلى الله عليه و آله را به صبر، فرمان داده است.

اين آيه همچون آيه‌ى‌ «وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ» «1» پيامبر صلى الله عليه و آله را به شكيبايى و حمد وستايش پروردگار دعوت مى‌كند، وگرچه مخاطب اين آيه ظاهراً پيامبر صلى الله عليه و آله است، امّا بديهى است كه آيه جنبه عمومى دارد.

بر طبق بعضى از روايات‌ «2» و نظر برخى از مفسّرين، اين آيه با نمازهاى يوميه و شبانه روزى تطبيق دارد و مراد از «أَطْرافَ النَّهارِ» نوافل روزانه است.

پیام ها

1- توجّه به تدبير خداوند و قانون‌مند بودن كيفر و عذاب و توجّه به سنّت‌هاى الهى، مقدمه‌ى صبر و تسبيح وتحميد است. «فَاصْبِرْ» (با توجّه به آيات قبل)

2- صبر در امور بايد به اندازه‌ى مشكلات باشد. «فَاصْبِرْ عَلى‌ ما يَقُولُونَ»

3- حمد و تسبيح الهى وسيله‌اى براى تقويت روحيه در مقابل لجاجت‌ها و تبليغات دشمن است. «فَاصْبِرْ- سَبِّحْ»

4- تنزيه خداوند از راه ستايش و حمد او است. «سَبِّحْ بِحَمْدِ»

5- پيرايش از بدى‌ها بر آرايش به خوبى‌ها مقدم است. تسبيح بر تحميد تقدم‌


«1». بقره، 45.

«2». كافى، ج 3، ص 444.

جلد 5 - صفحه 410

دارد. «سَبِّحْ بِحَمْدِ»

6- قرآن براى بيان زمان انجام تكاليف، از ابزار و معيارهاى طبيعى استفاده كرده است. قَبْلَ طُلُوعِ‌ ... وَ قَبْلَ غُرُوبِها

7- تسبيح و حمد الهى قبل از طلوع وغروب آفتاب اثر خاصى دارد. قَبْلَ طُلُوعِ‌ ... وَ قَبْلَ غُرُوبِها

8- اوقات خود را با ياد خدا پر كنيم تا زمينه‌اى براى ساير افكار باقى نماند. «قَبْلَ طُلُوعِ‌- قَبْلَ الْغُرُوبِ‌- آناءِ اللَّيْلِ‌- أَطْرافَ النَّهارِ»

9- شب، تنها براى استراحت و خواب نيست، بايد بخشى از آن را به عبادت اختصاص داد. «وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ»

10- اگر ذكر خدا با ساير شرايط انجام شود، نتيجه بخش خواهد بود. «لَعَلَّكَ» «1»

11- مقام رضا، بالاترين درجه‌ى تكامل است. «لَعَلَّكَ تَرْضى‌»

(تكامل داراى درجاتى است: اوّل: صبر «فَاصْبِرْ»، دوّم: تنزيه خداوند وَ سَبِّحْ‌ ... فَسَبِّحْ‌، سوّم: سپاس و ستايش پروردگار «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ»، چهارم: رضا به قضاى الهى. «لَعَلَّكَ تَرْضى‌»)

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَاصْبِرْ عَلى‌ ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى‌ (130)

بعد از آن امر مى‌فرمايد پيغمبر محترم را به صبر بر آزار قوم:

فَاصْبِرْ عَلى‌ ما يَقُولُونَ‌: پس بردبارى نما بر آنچه مى‌گويند مكذبان و منكران. مراد سخنان جسارت‌آميز است كه مى‌گفتند، مانند مجنون و ساحر و

جلد 8 - صفحه 348

شاعر. يا مراد تكذيب آنها است نبوت آن حضرت را. يا مراد ترك قبول است از آن حضرت، زيرا تمام اينها نسبت به ساحت جلال نبوى، بى‌اندازه موجب تأثر بود. حق تعالى به جهت تسلى خاطر مبارك آن سرور، امر به صبر فرمايد. وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ‌: و تسبيح كن به شكر و سپاس گزارى پروردگار خود. قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ‌: پيش از برآمدن آفتاب. وَ قَبْلَ غُرُوبِها: و پيش از فرو رفتن و پنهان شدن آفتاب. وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ‌: و بعض ساعات شب پس تسبيح نما.

وَ أَطْرافَ النَّهارِ: و كناره‌هاى روز. لَعَلَّكَ تَرْضى‌: تا آنكه راضى شوى (قرائت عاصم «ترضى» يعنى قيام نما به تسبيح پروردگار خود تا آنكه خشنود كرده شوى به آنچه نائل گردى از ثواب يا شفاعت).

جماعتى حمل نموده‌اند «تسبيح» را بر ظاهر خود، و مراد مداومت بر تسبيح و تحميد است در جميع اوقات، لكن جمهور و اكثر مفسرين فرموده‌اند: مراد نماز پنجگانه شبانه‌روزى است، بدين تقرير كه مراد از تسبيح قبل از طلوع آفتاب، نماز صبح است. مراد از تسبيح قبل از غروب آفتاب، نماز ظهر و عصر است؛ زيرا هر دو پيش از غروب است. مراد «آناءِ اللَّيْلِ» نماز مغرب و عشا مى‌باشد. و فرمايش‌ «وَ أَطْرافَ النَّهارِ» تأكيد است بر سجده و نماز كه واقع مى‌شوند در دو طرف روز كه نماز صبح و مغرب است، چنانچه «صلاة الوسطى» مخصوص است براى تأكيد، اين قول ابن عباس و جمعى باشد. و بعضى به تقريب ديگر بيان نموده‌اند و وجه تسميه «نماز» به «تسبيح» به جهت آنست كه فرد اكمل تسبيح و تحميد نماز مى‌باشد، و بعضى در (لَعَلَّكَ تَرْضى‌) گفته‌اند: اين فرمايش مانند آنست كه پادشاه كبير به كسى گويد: تو مشغول خدمت من باش، من تو را به درجه رفيع مى‌رسانم. پس آيه شريفه اشاره است بقوله‌ «وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى‌» «1» و «عَسى‌ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً» «2» و يا مراد آنچه وعده فرموده تو را از نصرت و اعزاز دين در دنيا و شفاعت و مقام محمود و بهشت عالى در آخرت.


«1» سوره ضحى، آيه 5.

«2» سوره اسراء، آيه 79.

جلد 8 - صفحه 349


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ كَذلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِآياتِ رَبِّهِ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَ أَبْقى‌ (127) أَ فَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَساكِنِهِمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى‌ (128) وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكانَ لِزاماً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى (129) فَاصْبِرْ عَلى‌ ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى‌ (130) وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى‌ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى‌ (131)

وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها لا نَسْئَلُكَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى‌ (132)

ترجمه‌

و همچنين جزا ميدهيم كسى را كه تجاوز نمود و نگرويد بآيتهاى پروردگارش و هر آينه عذاب آخرت سخت‌تر و پاينده‌تر است‌

آيا هدايت نكرد آنها را آنكه چه بسيار هلاك كرديم پيش از آنها از اهل اعصار سابقه‌ئيكه سير ميكنند در مسكنهاى آنان همانا در آن نشانه‌ها است مر صاحبان خرد را

و اگر نبود سخنى كه سبقت گرفت از پروردگارت هر آينه بود لازم و مدّتى نامبرده‌

پس صبر كن بر آنچه ميگويند و تسبيح كن بستايش پروردگارت پيش از طلوع آفتاب و پيش از غروب آن و بعضى از اوقات شب را پس تسبيح كن و جوانب روز را باشد كه تو خوشنود شوى‌

و مدوز دو چشمت را بسوى آنچه كامياب نموديم بآن اصنافى را از آنها كه آن زينت و خوشى زندگانى دنيا است براى آنكه مبتلا نمائيم آنها را در آن و روزى پروردگار تو بهتر و پاينده‌تر است‌

و امر كن خانواده خود را بنماز و مداومت كن بر آن نميخواهيم از تو روزى ما روزى ميدهيم تو را و انجام نيك مخصوص بپرهيزكارى است.

تفسير

- خداوند متعال چنانچه بيان فرمود مجازات معرض از ذكر را در آيات سابقه كه معيشت ضنك و كور محشور شدن بود تصريح فرموده در اين آيه بمجازات كسيكه تجاوز نمايد از حدّ و ايمان نياورد بآيات الهى خواه شريك نمايد مصنوع را با صانع در عبادت خواه شريك كند رعيّت را با امام در قبول ولايت چون هر دو مصداق اسراف و تجاوز است و خواه منكر شود آيات تدوينى را كه قرآن است يا آيات تكوينى را كه انبياء و ائمه عليهم السلامند چون در هر صورت مستحق عذاب دائم اخروى است كه اشدّ و ادوم است از كلّيه عذابهاى دنيوى از قبيل معيشت ضنك و كورى و خسف و غرق و حرق و غيرها آيا آيات وافى هدايات قرآنيه بآنها نرسيده و بيان نشده است براى آنان كه چه بسيار از پيشينيان از قبيل قوم نوح و عاد و ثمود مبتلا بانواع عذابها شدند و نيست و نابود گرديدند و بلاد ويران شده آنها در مسير اينها از مكّه بشام براى تجارت واقع شده كه راه ميروند در خانه‌هاى ويران آنها و مشاهده مينمايند آثار هلاك آنها را و با وجود اين متنبّه نميشوند و نميترسند خداوند با آنها همان معامله را بنمايد در صورتى كه اين نشانه‌ها و اين قصص و حكايات كافى است براى تذكّر و تنبّه صاحبان عقول صافيه‌


جلد 3 صفحه 534

و افهام مستقيمه خالى از تغافل و عناد و تعامى و الحاد و اگر نبود وعده خداوند تعالى پيش از اين به پيغمبر اكرم كه عذاب نفرمايد امّت او را در دنيا براى كرامت آنحضرت و نبود مدّتى كه مقدّر شده براى عمرهاى آنها يا نزول عذاب بر آنها لازم بود كه همان معامله عاد و ثمود با آنها بشود و بنابراين اجل مسمّى عطف است بر كلمه كه بمعناى وعده است و گفته‌اند تقدّم لكان لزاما براى دلالت هر يك از معطوف و معطوف عليه است بر استقلال بنفى لزوم عذاب و محتمل است عطف باشد بر اسم كان كه عذاب است يعنى اگر وعده الهى نبود هر آينه بود عذاب و ضرب الاجل براى نزول آن بعد از دو يا سه روز مانند بعضى از امم سابقه لازم و اين ضرب الاجل براى آن بود كه شايد در آنمدّت توبه كنند پس امر فرمود پيغمبر اكرم را كه صبر و شكيبائى فرمايد در برابر گفتار و كردار ناهنجار آنها و تسبيح و تقديس فرمايد بحمد و ثناء پروردگار خود را پيش از طلوع آفتاب و پيش از غروب آن و از جوانب روز و پاره‌هاى شب نيز از منه و اوقاتى را مخصوص بتسبيح و تقديس الهى فرمايد تا خداوند توفيق تحمّل و بردبارى در مصائب و آلام را باو كرامت فرمايد و راضى و خوشنود شود برضا و خوشنودى خداوند و بعضى ترضى بصيغه مجهول قرائت نموده‌اند و بنابراين نتيجه تسبيح خوشنودى خداوند از او است و در خصال از امام صادق عليه السّلام روايت نموده كه در جواب سؤال از اين آيه فرمود واجب است بر هر مسلمانى كه بگويد پيش از طلوع آفتاب و پيش از غروب آن ده مرتبه لا اله الا اللّه وحده لا شريك له له الملك و له الحمد يحيى و يميت و هو حى لا يموت بيده الخير و هو على كلّ شى‌ء قدير و در كافى از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه مراد از اطراف النّهار بجا آوردن نافله در روز است و نهى فرمود آنحضرت را از دوختن چشم حسرت و طمع بزخارف دنيا كه در دست اصنافى از كفّار و فجّار است براى تنبه خلق كه نبايد اين زينتهاى ظاهره و زرق و برق دو روزه جلب توجّه آنها را بنمايد چون خداوند ميخواهد آنانرا سر گرم نمايد باين مزخرفات تا از ياد خدا غافل شوند و استحقاقشان براى عذاب كامل گردد يا در آن حال امتحان كند آنها را كه چه ميكنند با آن مال و ثروت و اقبال دنيا و اين تجمّلات در نزد خدا ارزشى ندارد كه آنرا از اهل دنيا دريغ فرمايد و روزى هر كس و بهره‌اى كه خدا مقدّر فرموده براى او در آخرت از اهل‌


جلد 3 صفحه 535

ايمان خصوصا پيغمبر اكرم بهتر و برتر است از تمام نعمتهاى دنيا كه در دست كفّار و فجّار است علاوه بر آنكه پاينده و جاويد و دائم و باقى است و اينها محدود و موقت و داثر و زائل است و در صافى رزق ربّك بهدايت و نبوّت كه باقى و ثابت است تفسير شده و قمّى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه چون اين آيه نازل شد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم راست نشست و فرمود كسيكه دستور پذير نشود و منتسب نسازد خود را بنسبت عمل بدستور خدا بند ميآيد نفس او با حسرتهاى دنيا يعنى آنها را با خود بگور ميبرد و كسيكه چشم بيندازد بچيزهائى كه در دست مردم است اندوهش بطول انجامد و غيظش فرو ننشيند و كسيكه از خدا براى خود نعمتى نه بيند مگر خوردنى و آشاميدنى عمرش كوتاه و عذابش نزديك گردد و نيز از آنحضرت روايت شده كه نگاه نكنيد به بالاتر از خودتان و نگاه كنيد به پائين‌تر از خودتان چون اين دورتر است از ناشكرى و نزديكتر است بشكر گذارى و ظاهرا منظور بالاتر و پائين‌تر از حيث جاه و جلال دنيوى است نه از جهت علم و تقوى كه جمال و كمال اخروى است و استدلال باين آيه فرموده در نهى از توجّه نمودن بما فوق در روايت ديگر و نيز مأمور فرمود آنحضرت را كه امر فرمايد اهل بيت خود را بنماز و مداومت كند بر آن و فرموده ما از تو نميخواهيم روزى خود و اهل بيتت را فراهم نمائى ما رزق تو و ايشانرا ميرسانيم تا فارغ البال مشغول بامر آخرت باشى و عاقبت محموده از آن اهل تقوى است و در چند روايت معتبر از ائمه اطهار عليهم السلام تصريح شده بآنكه خداوند مأمور فرمود پيغمبر خود را كه اختصاص دهد اهل بيت خود را بخطاب خاص راجع بنماز بعد از آنكه مأمور فرموده بود آنحضرت را كه امر فرمايد امّت را بخطاب عام تا معلوم كند فضل ايشانرا بر مردم و مخصوص فرمايد آنانرا بكرامتى كه اختصاص بآنها داشته باشد و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در تمام مدّت عمر يا تا نه ماه بعد از نزول اين آيه در مواقع نماز مى‌آمد در خانه امير المؤمنين و فاطمه زهرا عليهما السلام و ميفرمود بشتابيد بنماز خدا شما را رحمت كند و آيه تطهير را تلاوت ميفرمود و اهل سنّت هم قريب به اين معنى را نقل نموده‌اند و از اينجا معلوم ميشود كه مراد از اهل همان عترت طاهره‌اند.


جلد 3 صفحه 536

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَاصبِر عَلي‌ ما يَقُولُون‌َ وَ سَبِّح‌ بِحَمدِ رَبِّك‌َ قَبل‌َ طُلُوع‌ِ الشَّمس‌ِ وَ قَبل‌َ غُرُوبِها وَ مِن‌ آناءِ اللَّيل‌ِ فَسَبِّح‌ وَ أَطراف‌َ النَّهارِ لَعَلَّك‌َ تَرضي‌ (130)

‌پس‌ صبر كن‌ ‌بر‌ آنچه‌ ميگويند و مشغول‌ بوظايف‌ شخصيّه‌ ‌خود‌ باش‌ و تسبيح‌ و تحميد پروردگار ‌خود‌ كن‌ پيش‌ ‌از‌ طلوع‌ شمس‌ ‌بين‌ الطلوعين‌ و پيش‌ ‌از‌ غروب‌ شمس‌ وقت‌ عصر و ‌از‌ ساعات‌ شب‌ مغرب‌ و عشاء و ‌بعد‌ ‌از‌ نصف‌ شب‌ ‌تا‌ طلوع‌ صبح‌ و اطراف‌ روز ‌پس‌ تسبيح‌ كن‌ ‌باشد‌ ‌که‌ خشنود شوي‌.

(فَاصبِر عَلي‌ ما يَقُولُون‌َ) ‌از‌ اينكه‌ ترا تكذيب‌ ميكنند و نسبت‌ جنون‌ و كذب‌ و افتراء ميدهند و اذيّت‌ و آزار بتو ميرسانند ‌پس‌ بايد صبر كني‌ صبر ‌از‌ صفات‌ بارزه‌ ‌است‌ و ‌در‌ ‌هر‌ مقامي‌ اسمي‌ دارد صبر ‌بر‌ طاعت‌ صبر ‌بر‌ ترك‌ معصيت‌ صبر ‌بر‌ بلاء صبر ‌در‌ ميدان‌ جنگ‌ صبر ‌بر‌ ترك‌ زخارف‌ دنيوي‌ و ‌در‌ اينجا صبر ‌بر‌ اذيّت‌ قوم‌ لسانا.

(وَ سَبِّح‌ بِحَمدِ رَبِّك‌َ) بعضي‌ گفتند: مراد صلوات‌ يوميّه‌ ‌است‌ ‌بر‌ طبقش‌ اخبار ‌هم‌ رسيده‌ ‌که‌ فرائض‌ و نوافل‌ شبانه‌روز ‌باشد‌ پنجاه‌ و يك‌ ركعت‌ ‌که‌ ‌از‌ علائم‌ مؤمن‌ شمرده‌ ‌شده‌ بنا ‌بر‌ ‌اينکه‌ تفسير.

(قَبل‌َ طُلُوع‌ِ الشَّمس‌ِ) فريضه صبح‌ ‌است‌.

(وَ قَبل‌َ غُرُوبِها) فريضه عصر.

(وَ مِن‌ آناءِ اللَّيل‌ِ فَسَبِّح‌) فريضه مغرب‌ و نوافل‌ ‌آن‌ و فريضه عشاء و

جلد 13 - صفحه 126

و نافله ‌آن‌ و يازده‌ ركعت‌ نافله شب‌ ‌بعد‌ ‌از‌ نصف‌ شب‌ ‌تا‌ قبل‌ ‌از‌ طلوع‌ و نافله صبح‌.

(وَ أَطراف‌َ النَّهارِ) نوافل‌ ظهر و فريضه ‌آن‌ و نوافل‌ عصر و نوافل‌ جمعه‌ قبل‌ ‌از‌ ظهر.

(لَعَلَّك‌َ تَرضي‌) لعل‌ّ بمعني‌ ‌باشد‌ ‌که‌ البتّه‌ خداوند رضايت‌ بنده‌ ‌را‌ ‌در‌ اثر ‌اينکه‌ صلوات‌ بدست‌ ميآورد ‌از‌ نعم‌ دنيويّه‌ و رفع‌ شرّ اعداء و فيوضات‌ اخرويّه‌ و اخبار و آيات‌ ‌در‌ فضيلة ‌اينکه‌ صلوات‌ بسيار داريم‌ و نافله شب‌ ‌هم‌ ‌بر‌ حضرت‌ رسالت‌ واجب‌ و ‌بر‌ امّت‌ مستحب‌ّ ‌است‌ و بعضي‌ تفسير كرده‌اند باذكار وارده‌ ‌در‌ اوقات‌ شبانه‌ روز و ‌آنها‌ ‌هم‌ بسيار ‌است‌ ولي‌ آنچه‌ بنظر ميرسد ‌به‌ اينكه‌ ‌اينکه‌ صلوات‌ و اذكار مصاديق‌ ‌آيه‌ ‌است‌ و ‌آيه‌ شامل‌ تمام‌ اذكار ميشود بايد انسان‌ غافل‌ ‌از‌ ‌خدا‌ نباشد و فراموش‌ نكند و دائما زبانش‌ بذكر ‌خدا‌ مشغول‌ ‌باشد‌ ‌حتي‌ موقع‌ خواب‌ ‌که‌ دارد تسبيح‌ بگويد و زير سر بگذارد و ملائكه‌ ‌تا‌ مادامي‌ ‌که‌ ‌در‌ خوابست‌ ‌براي‌ ‌او‌ ثواب‌ تسبيح‌ مينويسند مخصوصا ذكر شريف‌ ‌لا‌ اله‌ الا اللّه‌ ‌که‌ كلمه توحيد و كلمه اخلاص‌ و كلمه طيّبه‌ نام‌ نهاده‌اند و ذكر شريف‌ صلوات‌ و الحمد للّه‌ و سبحان‌ اللّه‌ و اللّه‌ اكبر ‌که‌ تهليل‌ و تحميد و تسبيح‌ و تكبير نام‌ نهاده‌اند و ساير اذكار تمام‌ مشغول‌ ‌اينکه‌ آيه شريفه‌ ‌است‌.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 130)- سپس روی سخن را به پیامبر (ص) کرده، می‌گوید: «اکنون (که بنا نیست این بد کاران فورا، مجازات شوند) تو در برابر آنچه آنها می‌گویند صابر و شکیبا باش» (فَاصْبِرْ عَلی ما یَقُولُونَ).

و برای تقویت روحیه پیامبر (ص) و تسلی خاطر او دستور راز و نیاز با خدا و نماز و تسبیح را می‌دهد و می‌گوید: «قبل از طلوع آفتاب و پیش از غروب آن، همچنین در اثناء شب و اطراف روز تسبیح و حمد پروردگارت را به جا آور تا راضی و خشنود شوی» و قلب تو در برابر سخنان درد آور آنها ناراحت نشود (وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّکَ تَرْضی).

بدون شک این حمد و تسبیح مبارزه‌ای است با شرک و بت پرستی در عین صبر و شکیبایی در برابر بد گوییها و سخنان ناهنجار مشرکان.

نکات آیه

۱ - کافران، پیامبر(ص) را با گفته هاى خویش، مورد آزار و فشار روحى قرار مى دادند. (فاصبر على مایقولون ) توصیه خدا به پیامبر(ص) مبنى بر صبر در برابر گفته هاى کافران، حکایت از آزردگى آن حضرت در برابر گفته هاى آنان دارد.

۲ - کافران، با مطرح ساختن تأخیر عذاب و نازل نشدن آن، پیامبر(ص) را در فشار روحى و تبلیغاتى قرار مى دادند. (فاصبر على مایقولون ) مراد از «مایقولون» - به قرینه آیه قبل - سخنانى است که کافران از سر استهزا در رابطه با عدم نزول عذاب و دیگر وعده هاى پیامبر(ص) ابراز مى داشتند.

۳ - صبر در برابر گفته ها و فشارهاى تبلیغاتى و روانى کافران، فرمان و توصیه خداوند به پیامبر(ص) (فاصبر على مایقولون )

۴ - نزول آیات در باره فلسفه مهلت دهى به کافران، موجب تسلّى خاطر و صبر پیامبر(ص) در برابر فشارهاى تبلیغاتى کافران (و لولا کلمة سبقت ... فاصبر على مایقولون ) «فاصبر» عطف و تفریع بر آیه قبل است; یعنى، حال که تأخیر عذاب از سر اهمال نیست بلکه امرى قانون مند است، بنابراین تحمل کن. دراین مجموعه، خداوند با بیان فلسفه امهال و سنت هاى حاکم بر تاریخ، زمینه تسلّى خاطر پیامبر(ص) و مؤمنان را فراهم کرده است.

۵ - آگاهى از سنت هاى الهى و فلسفه آن، زمینه ساز صبر و تحمل بیشتر درسختى ها و نگرانى ها (و لولا کلمة ... فاصبر على ما یقولون )

۶ - پیامبر(ص) و مؤمنان، موظف به تسبیح و حمد پروردگار، پیش از طلوع و غروب خورشید (و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها ) «باء» در «بحمد ربّک» یا براى مصاحبت است و یا استعانت. در هر صورت، فرمان به حمد و تسبیح با هم است. خطاب «سبّح» گرچه مربوط به پیامبر(ص) مى باشد، ولى آیات بعد، قرینه اى بر منحصر نبودن این تکالیف به آن حضرت است.

۷ - تسبیح و حمد پروردگار در برخى از اوقات شب و در دو طرف روز، از وظایف پیامبر(ص) و مؤمنان (و من ءانآ ىِالّیل فسبّح و أطراف النهار ) «آناء» به معناى «ساعات و اوقات» است و «من» معناى تبعیض دارد. بنابراین «من آناء اللیل»; یعنى، پاره هایى از شب را به تسبیح و تحمید بگذران. «بحمد ربّک» در صدر آیه، قرینه براین است که این تسبیح نیز باید با حمد همراه باشد.

۸ - لزوم ذکر و تسبیح خداوند و توجه به او در همه اوقات (فسبّح ... قبل طلوع ... ءانآ ىِالّیل ... أطراف النهار ) هر چند که در این آیه، اوقات خاصى در شبانه روز براى تسبیح پروردگار معین شده است; ولى با توجه به کثرت این موارد، به نظر مى رسد هدف، به یاد خدابودن و تسبیح او گفتن در همه فرصت ها است.

۹ - انسان در شرایط سخت، براى کسب تحمل بیشتر، به تسبیح و یاد خدا نیازمند است. (فاصبر على ما یقولون و سبّح بحمد ربّک ) توصیه به تسبیح، پس از فرمان به «صبر»، نشانگر نقش تسبیح در توانمند شدن بر صبر است.

۱۰ - تسبیح و حمد مداوم پروردگار، از راه هاى مقابله مؤمنان با تبلیغات کافران علیه خدا و دین (فاصبر على ما یقولون و سبّح )

۱۱ - تسبیح و ستایش پروردگار، پیش از طلوع و غروب آفتاب، داراى ارزش و آثارى ویژه است. (و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها )

۱۲ - تسبیح و ستایش پروردگار، در پاره هایى از شب و نزدیک صبح و پس از غروب، داراى آثار و ارزشى ویژه است. (و من ءانآىِ الّیل فسبّح و أطراف النهار ) مراد از «اطراف روز» آغاز و پایان آن است و جمع آمدن آن، یا به خاطر توافق لفظى با «آناء اللیل» است و یا براى شمول لحظات متعددى از اول و آخر روز است تا توسعه وقت را برساند; یعنى، ذکر و دعا در لحظه هاى اول و آخر روز، مخصوص اولین لحظه روز و آخرین لحظه آن نیست.

۱۳ - لحظه ها و اوقات شبانه روز، در شایستگى براى ذکر و دعا با هم برابر نیستند. (و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع ... ءانآىِ الّیل فسبّح و أطراف النهار )

۱۴ - تسبیح خداوند (منزه دانستن او از هر نقص)، سزاوار است همواره با ستایش او و آراسته دانستن او به هر کمال همراه باشد. (و سبّح بحمد ربّک ) چنانچه «بحمد ربّک» حال براى فاعل «سبح» باشد، مفاد جمله چنین مى شود: خدا را تسبیح کن، در حالى که او را حمد و ستایش مى کنى.

۱۵ - تسبیح خداوند به وسیله ستایش او بر صفات کمالى اش، روشى نیکو در تسبیح است. (فسبّح بحمد ربّک ) در برداشت یاد شده «باء» در «بحمد ربّک» براى استعانت گرفته شده است.

۱۶ - توجه به تدبیر خداوند و قانون مند بودن عذاب ها و کیفرهاى او، برانگیزنده انسان به تسبیح و ستایش او در همه حال (و لولا کلمة ... بحمد ربّک )

۱۷ - تسبیح و تنزیه پروردگار، باید با ستایش هایى باشد که او خود را با آنها ستوده است. (فسبّح بحمد ربّک ) در باره اضافه «حمد» به «ربّ»، دو وجه ادبى احتمال مى رود: ۱- حمد به فاعل خود اضافه شده باشد. ۲- حمد به مفعول خود اضافه شده باشد. برداشت یاد شده مبتنى بر وجه اول است و مفاد آن این است که خداى خویش را، با حمدى که او خود را به آن ستوده است تسبیح کن.

۱۸ - نمازهاى یومیه، مشتمل بر تسبیح و تحمید پروردگار و تشریع شده در مکه، پیش از هجرت (و سبّح ... قبل طلوع ... ءانآىِ الّیل فسبّح و أطراف النهار ) این آیه، با اوقاتِ چهار نماز تناسب دارد: صبح (قبل طلوع الشمس)، عصر (قبل غروبها)، صبح و مغرب (اطراف النهار) و عشا (من آناء اللیل). برخى با توجیه (أطراف النهار) به این که وسط روز نیز طرف آن است، نماز ظهر را نیز مشمول آیه دانسته اند; ولى چون سوره «طه» در مکه و پیش از سوره «اسرا» - که حکم نماز ظهر در آن آمده - نازل شده است، مى توان گفت که نماز ظهر را مطرح نکرده است.

۱۹ - پذیرش مقدرات الهى با دیده رضایت و خشنودى، بازتاب شکیبایى و بى عیب و نقص خواندن خداوند در ساعات شبانه روز (و لولا کلمة سبقت من ربّک ... و سبّح بحمد ربّک ... لعلّک ترضى ) متعلق کلمه «ترضى» به قرینه آیه قبل - سنت امهال کافران است و مفاد آیه این است که به وسیله صبر و تسبیح و مداومت بر ثناى خداوند، محبت کارهاى او در نفس انسان رسوخ مى کند. در نتیجه مهلتى که به کافران داده مى شود و نیز دیگر سنت هاى الهى را خواهد پسندید. حرف «لعلّ» نیز بیانگر به وجود آمدن زمینه رضایت، پس از تسبیح مکرر است.

۲۰ - انسان باید به تمام خواسته ها، تدبیرها و سنت هاى خداوند خشنود باشد و آنها را از هر عیب و نقص مبرا بداند. (لعلّک ترضى )

۲۱ - مقام رضا، موقعیتى رفیع و ارزش مند و وصول به آن دشوار است. (فاصبر ... و سبّح بحمد ربّک ... لعلّک ترضى) مسبوق شدن «ترضى» به حرف ترجى «لعلّ» و نیز برنامه ذکر شده در آیه براى هر شبانه روز، از موقعیت والاى مقام رضا و دشوارىِ رسیدن به آن حکایت دارد.

۲۲ - نیل پیامبر(ص) به مقام رضا، درگرو صبر، تسبیح و حمد مداوم پروردگار (فاصبر ... و سبّح ... لعلّک ترضى )

۲۳ - پیامبر(ص) نیز در زندگى خویش از تکامل معنوى برخوردار بود. (فاصبر ... لعلّک ترضى )

۲۴ - رضایت خاطر و آرامش درون، از ثمرات تسبیح و تحمید خداوند در فرصت هاى مختلف شبانه روز * (و سبّح بحمد ربّک ... لعلّک ترضى ) ممکن است رضایت مطرح شده در این آیه، مقابل دل گیرى حضرت رسول(ص) از سخنان کافران باشد که در صدر آیه مطرح بود. در این صورت مقصود، رضایت خاطر و آرام یافتن درون خواهد بود.

روایات و احادیث

۲۵ - «اسماعیل بن الفضل قال: سألت أباعبداللّه(ع) عن قول اللّه عزّوجلّ: «و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها» فقال: فریضة على کلّ مسلم أن یقول قبل طلوع الشمس عشر مرّات و قبل غروبها عشر مرّات : لا إله إلاّ اللّه وحده لاشریک له له الملک و له الحمد یحیى و یمیت و هو حىّ لایموت بیده الخیر و هو على کلّ شىء قدیر; اسماعیل بن فضل مى گوید: از امام صادق(ع) در باره سخن خداى - عزّوجلّ - : «و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها» سؤال کردم، پس فرمود: بر هر مسلمانى فریضه است که قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب آن، ده مرتبه بگوید: «لا إله إلاّ اللّه وحده لاشریک له...»».]

۲۶ - «عن زرارة عن أبى جعفر(ع)... قال: قلت له: «و أطراف النهار لعلّک ترضى» قال: یعنى تطوع بالنهار; از زراره نقل شده که گفت به امام باقر(ع) عرض کردم: [این که خدا فرموده: «و سبّح»] «و أطراف النهار لعلّک ترضى» [مراد چیست ؟] فرمود: یعنى در روز، نماز مستحبى بخوان».]

۲۷ - «عن النبى(ص) فى قوله: «و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها» قال: «قبل طلوع الشمس» صلاة الصبح «و قبل غروبها» صلاة العصر; از نبى اکرم(ص) روایت شده که در باره قول خدا: «و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها» فرمود: قبل طلوع الشمس» [وقت] نماز صبح است و «قبل غروبها» [وقت] نماز عصر است».]

موضوعات مرتبط

  • اسلام: تاریخ صدر اسلام ۱
  • انسان: نیازهاى معنوى انسان ۹
  • انگیزش: عوامل انگیزش ۱۶
  • ایمان: ایمان به مقدرات خدا ۱۹
  • تسبیح: آثار تسبیح خدا ۹، ۱۹، ۲۲، ۲۴; آداب تسبیح خدا ۶، ۱۱ ، ۱۲، ۱۴، ۱۵ ۱۷ ; اهمیت تسبیح خدا ۸; تسبیح خدا در آخر روز ۷، ۱۲; تسبیح خدا در اول روز ۷، ۱۲;تسبح خدا۹ ; تسبیح خدا در سختى ۹; تسبیح خدا در شب ۷، ۱۲; تسبیح خدا در مبارزه ۱۰; تسبیح قبل از طلوع ۶، ۱۱، ۲۵، ۲۷; تسبیح قبل از غروب ۶، ۱۱، ۲۵، ۲۷; حمد در تسبیح خدا ۱۴، ۱۵، ۱۷; زمینه تسبیح خدا ۱۶; فضیلت تسبیح خدا ۱۲; وقت تسبیح خدا ۶، ۷
  • حمد: آثار حمد خدا ۲۲، ۲۴; آداب حمد خدا ۶، ۱۱، ۱۲; حمد خدا در شب ۷، ۱۲; حمد خدا در مبارزه ۱۰; حمد قبل از طلوع ۶، ۱۱; حمد قبل از غروب ۶، ۱۱; زمینه حمد خدا ۱۶; فضیلت حمد خدا ۱۱، ۱۲; وقت حمد خدا ۶، ۷
  • خدا: آثار علم به سنتهاى خدا ۵; تبلیغ علیه خدا ۱۰; توصیه هاى خدا ۳; رضایت از سنتهاى خدا ۲۰; رضایت به مقدرات خدا ۱۹، ۲۰
  • دعا: نقش زمان در دعا ۱۳
  • دین: تبلیغ علیه دین ۱۰
  • ذکر: آثار ذکر تدبیر خدا ۱۶; آثار ذکر خدا ۹; اهمیت ذکر خدا ۸; ذکر خدا در سختى ۹; ذکر قانونمندى عذابهاى خدا ۱۶; ذکر قانونمندى کیفرهاى خدا ۱۶
  • سختى: زمینه صبر در سختى ۵
  • شب: تفاوت شب و روز ۱۳
  • صبر: آثار صبر ۱۹; عوامل صبر ۹
  • عمل: عمل پسندیده ۱۵
  • کافران: اذیتهاى کافران ۱; تبلیغ کافران ۲، ۱۰; تأخیر عذاب کافران ۲; روش مبارزه با کافران ۱۰; صبر بر اذیتهاى کافران ۳; فلسفه مهلت به کافران ۴
  • مؤمنان: تکلیف مؤمنان ۶، ۷; روش مبارزه مؤمنان ۱۰
  • محمد(ص): آثار صبر محمد(ص) ۲۲; اذیت محمد(ص) ۱; تبلیغ علیه محمد(ص) ۲; تسبیح محمد(ص) ۲۲; تکامل محمد(ص) ۲۳; تکلیف محمد(ص) ۶، ۷; توصیه به محمد(ص) ۳; دلدارى به محمد(ص) ۴; صبر محمد(ص) ۴; مقامات محمد(ص) ۲۳; مقام رضاى محمد(ص) ۲۲
  • مقام رضا: ارزش مقام رضا ۲۱; زمینه مقام رضا ۲۴; سختى مقام رضا ۲۱
  • نماز: اذکار نماز ۱۸; تاریخ تشریع نماز هاى یومیه ۱۸; تسبیح خدا در نماز ۱۸; حمد خدا در نماز ۱۸; فضیلت نماز صبح ۲۷; فضیلت نماز عصر ۲۷; مکان تشریع نماز هاى یومیه ۱۸; وقت نماز هاى مستحبى ۲۶
  • نیازها:
  • نیاز به تسبیح خدا ۹; نیاز به ذکر خدا :۹

منابع

  1. خصال صدوق، ج ۲، ص ۴۵۲، ب ۱۰، ح ۵۸; نورالثقلین، ج ۳، ص ۴۰۷، ح ۱۷۷.
  2. کافى، ج ۳، ص ۴۴۴، ح ۱۱; نورالثقلین، ج ۳، ص ۴۰۷- ، ح ۱۸۱.
  3. الدرالمنثور، ج ۵، ص ۶۱۱.