ص ٨٤

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

فرمود: «به حق سوگند، و حق می‌گویم،

|گفت: حق است و حق را مى‌گويم

فرمود: «حق [از من‌] است و حق را مى‌گويم:

خدا فرمود: به حق سوگند و کلام من حق و حقیقت است.

[خدا] گفت: سوگند به حق و فقط حق را می گویم

گفت: حق است و آنچه مى‌گويم راست است.

فرمود حق است و حق را می‌گویم‌

گفت: راست است- و راست همى‌گويم-،

فرمود: به حق سوگند، و حق می‌گویم (و جز حق نمی‌گویم).

فرمود: «پس (من تمامی) حق (هستم) و (همه‌ی) حقّ را می‌گویم (که)،»

گفت پس حقّ است و حقّ را گویم‌


ص ٨٣ آیه ٨٤ ص ٨٥
سوره : سوره ص
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الْحَقُّ»: مبتدا و خبر آن محذوف است، یعنی أَلْحَقُّ قَسَمی. «الْحَقَّ»: مفعول به مقدّم (أَقُولُ) است. جمله (الْحَقَّ أَقُولُ) معترضه است میان ماقبل و مابعد خود.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


قالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ «84» لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ «85»

(خداوند) فرمود: به حقّ سوگند و حقّ مى‌گويم: كه جهنّم را از تو و تمام كسانى كه از تو پيروى كنند پر خواهم كرد.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ (84)

جلد 11 - صفحه 215

قالَ فَالْحَقُ‌: فرمود كه پس من كه خداى به حق هستم، وَ الْحَقَّ أَقُولُ‌: و درستى و راستى از من است مى‌گويم به حق.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


قالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ (84) لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ (85) قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ (86) إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ (87) وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ (88)

ترجمه‌

گفت پس من حقّم و حقّ را ميگويم‌

بعزّت خود هر آينه پر خواهم كرد البته دوزخ را از تو و از هر كه پيروى كند تو را از آنها همگى‌

بگو نميخواهم از شما بر آن هيچ مزدى و نيستم من از آنانكه بزحمت عنوانى را بخود بندم‌

نيست آن مگر پندى مر جهانيانرا

او هر آينه خواهيد دانست خبرش را پس از هنگامى.

تفسير

خداوند متعال در جواب ابليس و اعلان خطرى كه نسبت بذريّه آدم عليه السّلام در آيات سابقه داد فرمود پس من خداوند بر حقم يا پس حقّ از پروردگار تو است بنابر آنكه حقّ مبتدا يا خبر مقدّم باشد و بنصب نيز قرائت شده و بنابراين مراد آنستكه پس من احقاق ميكنم حق را و ميگويم آنرا و در


جلد 4 صفحه 481

هر حال خداوند هم بعزّت و جلال خود قسم ياد فرمود كه جهنّم را از او و اتباع او از بنى آدم پر نمايد و به پيغمبر خود دستور داد كه بكفّار مكّه بفرمايد من بر تبليغ رسالت از شما مزدى نميخواهم و از كسانيكه اين عنوان رسالت را بزحمت بخود بسته باشم و بر خلاف واقع ادّعائى نموده و براى اثباتش قرآن را از پيش خود ساخته و پرداخته باشم نيستم و نيست آن قرآن مگر موعظه و پند و شرف براى اهل عالم و پس از چندى خبر صدق آن بشما خواهد رسيد چون اخبار غيبيّه و وعد و و عيد آن در خارج مشهود عالميان خواهد گرديد و بفتوحات اسلامى و بعد از مرگ تفسير فرموده‌اند و در كافى از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه بعد از ظهور قائم عليه السّلام است و در توحيد امام رضا عليه السّلام از آنحضرت نقل نموده كه مسلمانان به پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله عرضه داشتند كه اگر هر كس را كه بتوانى از مردم مجبور بقبول اسلام نمائى عدد ما زياد ميشود و بر دشمنان غلبه پيدا ميكنيم حضرت جواب فرمود من بدعت در دين خدا نگذاشته و نخواهم گذاشت و از متكلّفين نيستم و ظاهرا مراد آن باشد كه از كسانيكه مردم را باكراه و كلفت وادار بامرى نمايم نيستم و در جوامع از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله نقل فرموده كه از براى متكلّف سه علامت است نزاع مينمايد با كسيكه بالاتر از او است و كوشش ميكند در امريكه نائل بآن نميشود و ميگويد چيزيرا كه نميداند و اينمعنى را در خصال امام صادق عليه السّلام از لقمان نقل نموده و بنظر حقير متكلّف شخص ناراحت و كسيرا گويند كه بدون جهت خود و خلق را بزحمت اندازد در ثواب الاعمال و مجمع از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه سوره ص را در شب جمعه قرائت نمايد خداوند از خير دنيا و آخرت بقدرى باو عنايت فرمايد كه باحدى از مردم عنايت نفرموده باشد جز به پيغمبر مرسل و ملك مقرّب و او را با تمام كسانش حتّى خدمتگزارش داخل در بهشت ميفرمايد و الحمد للّه ربّ العالمين و صلى اللّه على محمد و آله الطاهرين‌


جلد 4 صفحه 482

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قال‌َ فَإِنَّك‌َ مِن‌َ المُنظَرِين‌َ (80) إِلي‌ يَوم‌ِ الوَقت‌ِ المَعلُوم‌ِ (81) قال‌َ فَبِعِزَّتِك‌َ لَأُغوِيَنَّهُم‌ أَجمَعِين‌َ (82) إِلاّ عِبادَك‌َ مِنهُم‌ُ المُخلَصِين‌َ (83) قال‌َ فَالحَق‌ُّ وَ الحَق‌َّ أَقُول‌ُ (84)

لَأَملَأَن‌َّ جَهَنَّم‌َ مِنك‌َ وَ مِمَّن‌ تَبِعَك‌َ مِنهُم‌ أَجمَعِين‌َ (85)

خداوند فرمود بدرستي‌ ‌که‌ تو ‌از‌ مهلت‌ دادگاني‌ ‌تا‌ روز وقت‌ معلوم‌.

ابليس‌ ‌گفت‌ ‌پس‌ چون‌ ‌من‌ رانده درگاه‌ و مشمول‌ لعن‌ ‌الي‌ يوم الدين‌ شدم‌ ‌من‌ ‌هم‌ ‌پس‌ بعزت‌ تو قسم‌ ‌هر‌ آينه‌ اغوا ميكنم‌ اولاد آدم‌ ‌را‌ ‌با‌ التمام‌ مگر بندگان‌ تو ‌از‌ ‌آنها‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌هر‌ عيب‌ و نقصي‌ خالص‌ هستند و ‌از‌ روي‌ خلوص‌ توجه‌ بتو دارند خداوند ‌هم‌ فرمود

جلد 15 - صفحه 278

‌پس‌ حق‌ و ثابت‌ ‌است‌ و حق‌ ‌است‌ مي‌گوييم‌ ‌هر‌ آينه‌ پر ميكنم‌ جهنم‌ ‌را‌ ‌از‌ تو و ‌از‌ كساني‌ ‌که‌ ‌از‌ اولاد آدم‌ متابعت‌ تو ‌را‌ كردند بالتمام‌.

شرح‌ ‌اينکه‌ آيات‌ ‌را‌ مفصلا ‌در‌ مجلد هشتم‌ ‌اينکه‌ تفسير ‌در‌ سوره‌ حجر ‌از‌ ‌آيه‌ 30 ‌الي‌ آيه 44 چهارده‌ ‌آيه‌ بيان‌ كرديم‌ احتياج‌ ‌به‌ تكرار ندارد مراجعه‌ فرمائيد.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 84)- آخرین سخن در باره ابلیس! چند آیه آخر سوره ص در حقیقت خلاصه‌ای است از تمام محتوای این سوره و نتیجه‌ای است برای بحثهای مختلفی که در این سوره آمده است.

نخست در پاسخ ابلیس- که تهدید کرد تمام انسانها را به جز «مخلصین» اغوا می‌کند- خداوند «فرمود: به حق سوگند، و حق می‌گویم» (قالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ).

نکات آیه

۱ - سوگند خداوند به حق (قال فالحقّ) برداشت یاد شده مبتنى بر این دیدگاه است که «فالحقّ» مبتدا و خبر آن (قسمى) در تقدیر باشد.

۲ - خدا، جز حق سخن نمى گوید. (و الحقّ أقول) «الحقّ» معمول و مفعول «أقول» است و تقدم معمول بر عاملش، مفید حصر مى باشد; یعنى، «لا أقول إلاّ الحقّ; جز حق سخن دیگرى نمى گویم».

۳ - سخنان ناسازگار با سخن خدا، سخنى باطل و به دور از حقیقت است. (قال فالحقّ و الحقّ أقول) برداشت یاد شده به خاطر این نکته است که وقتى تمامى سخنان خداوند بدون استثنا حقِ خالص است، قهراً دیگر سخنان باطل خواهد بود.

۴ - سخنان خداوند، معیار شناخت حق از باطل است. (قال فالحقّ و الحقّ أقول) تصریح به این حقیقت که سخنان خداوند سراسر حق است، مى تواند براى به دست دادن معیارى براى شناخت حق از باطل باشد که بیشتر انسان ها از شناخت آن بدون رهنمود الهى ناتوان اند.

۵ - مشروعیت و پسندیده بودن سوگند، براى اثبات حق (قال فالحقّ و الحقّ أقول)

۶ - حق، امرى است بس با عظمت و مقدس. (قال فالحقّ و الحقّ أقول) سوگند خداوند بزرگ، به «حقّ» گویاى عظمت و بزرگى آن است.

۷ - خداوند، مظهر حق است. (قال فالحقّ و الحقّ أقول) برداشت یاد شده بر این اساس مبتنى است که «فالحقّ» خبر براى مبتداى محذوف (أنا) باشد; یعنى، «فأنا الحقّ».

موضوعات مرتبط

  • احکام :۵
  • ارزیابى: ملاک ارزیابى ۳
  • حق: تقدس حق ۶; عظمت حق ۶; مظهر حق ۷; ملاک تشخیص حق ۴
  • خدا: حقانیت خدا ۷; حق گویى خدا ۲; ناهماهنگى با سخن خدا ۳; نقش سخن خدا ۴
  • سخن: ملاک سخن باطل ۳
  • سوگند: احکام سوگند ۵; سوگند براى اثبات حقایق ۵; سوگند به حق ۱
  • قرآن: سوگندهاى قرآن ۱

منابع