ص ٧٩

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

گفت: «پروردگارا! مرا تا روزی که انسانها برانگیخته می‌شوند مهلت ده!»

|گفت: پروردگارا! پس مرا تا روزى كه برانگيخته مى‌شوند مهلت ده

گفت: «پروردگارا، پس مرا تا روزى كه برانگيخته مى‌شوند مهلت ده.»

شیطان عرض کرد: پروردگارا، پس مهلتم ده که تا روز قیامت زنده مانم.

گفت: پروردگارا! مرا تا روزی که مردم برانگیخته می شوند، مهلت ده.

گفت: اى پروردگار من، مرا تا روزى كه از نو زنده شوند مهلت ده.

گفت پروردگارا پس مرا تا روزی که [مردمان‌] برانگیخته شوند مهلت ده‌

گفت: خداوندا، پس مرا تا روزى كه [از نو زنده و] برانگيخته شوند مهلت ده.

گفت: پروردگارا! (حال که چنین است) پس تا روزی مرا مهلت بده و ممیران که مردمان دوباره زنده می‌گردند (و رستاخیز شروع می‌شود).

گفت: «پروردگارم! پس مرا تا روزی که برانگیخته می‌شوند مهلت ده.»

گفت پروردگارا پس مهلتم ده تا روزی که برانگیخته شوند


ص ٧٨ آیه ٧٩ ص ٨٠
سوره : سوره ص
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«فَأَنظِرْنِی ...»: (نگا: اعراف / ، حجر / ).


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى‌ يَوْمِ يُبْعَثُونَ «79»

ابليس گفت: «پروردگارا! پس مرا تا روزى كه (خلايق) برانگيخته (و زنده) مى‌شوند مهلت ده».

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى‌ يَوْمِ يُبْعَثُونَ (79)

قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي‌: گفت شيطان اى پروردگار پس مهلت ده مرا، إِلى‌ يَوْمِ يُبْعَثُونَ‌: تا روزى كه برانگيخته شوند.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ (71) فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ (72) فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ (73) إِلاَّ إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ (74) قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ (75)

قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ (76) قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ (77) وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى‌ يَوْمِ الدِّينِ (78) قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى‌ يَوْمِ يُبْعَثُونَ (79) قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ (80)

إِلى‌ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ (81) قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ (82) إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ (83)

ترجمه‌

هنگاميكه گفت پروردگارت بفرشتگان همانا من آفريننده‌ام انسانى را از گل‌

پس چون با تناسب بپايان رساندم پيكر او را و دميدم در او از روح خود پس درافتيد مر او را سجده‌كنان‌

پس سجده كردند فرشتگان تماميشان همگى‌

مگر ابليس كه سركشى نمود و بود از كافران‌

گفت اى ابليس چه بازداشت تو را كه سجده كنى مر آنرا كه آفريدم بدو دست خود آيا تكبر كردى يا بودى از بلند مرتبگان‌

گفت من بهترم از او آفريدى مرا از آتش و آفريدى او را از گل‌

گفت پس بيرون رو از آن همانا توئى رانده شده‌

و همانا بر تو است لعنت من تا روز جزا

گفت پروردگارا پس مهلت ده مرا تا روز كه برانگيخته ميشوند

گفت پس همانا توئى از مهلت داده‌شدگان‌

تا روز آن وقت دانسته شده‌

گفت پس قسم بعزت تو هر آينه گمراه ميكنم آنها را همگى‌

مگر بندگان تو از آنها كه خالص شدگانند.

تفسير

خداوند شمه‌اى از احوال اهل عالم اعلى را كه در آيات سابقه اشاره بآن شده بود براى پيغمبر خود بيان فرموده تا مردم متوجّه شوند بمفاسد صفت تكبّر و تخلّف از فرمان حق از قبيل آنكه وقتى خداوند بملائكه فرمود من ميخواهم انسانى از گل خلق نمايم پس چون كالبد او را با تناسب اجزاء و صورت باتمام رساندم و دميدم در آن بافاضه از عالم قدس روان پاكى را كه براى شرافت آن اضافه بخود نمودم و روح خود خواندم پس سجده كنيد براى عبادت من و شكر نعمت و تجليل و تعظيم او در برابرش چون او حامل انوار محمدى صلى اللّه عليه و آله است و اطاعت او واجب است چنانچه در سوره بقره ذيل آيه شريفه‌ وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدم بيان شد پس ملائكه بتمامى سجده نمودند مگر ابليس كه واقعا از جن بود ولى چون مدتها بود با ملائكه مشغول بعبادت خدا بود در ضمن آنها مأمور بسجود


جلد 4 صفحه 480

شد و بواسطه خبث ذات و صفت تكبّر از امر الهى تخلّف نمود و كفر باطنى او آشكار گشت و خداوند باو فرمود چه چيز مانع شد تو را كه سجده نمائى در برابر موجوديكه خلق نمودم من او را بدو دست قدرت و قوّت خودم چنانچه در عيون و توحيد از حضرت رضا عليه السّلام نقل نموده و سؤال فرمود كه آيا تكبّر بيجا نمودى با آنكه مستحق نبودى يا واقعا بلند مرتبه بودى و مستحق تفوّق و آنملعون جواب داد كه من تفوّق ذاتى بر او دارم چون من از آتش خلق شدم كه روشن و نورانى است و او از گل خلق شده كه تاريك و ظلمانى است و منكر علم و حكمت خدا شد و شمه‌اى از اين مقال در اوائل سوره اعراف گذشت كه اگر از جهت نورانيّت آدم عليه السّلام خبر داشت و آنكه قابل مقايسه با نورانيّت آتش نيست ميدانست برترى و فضل او را و خداوند او را از عالم اعلى مطرود و محروم از رحمت خود و هر خير و كرامت فرمود تا روز قيامت و او از خدا مهلت و عمر طولانى خواست تا آنروز و خداوند او را مهلت داد تا روز كه وقت آن معلوم است بعلم الهى و ديگرى اطلاع از آن ندارد و او قسم ياد نمود بعزّت و جلال خدا كه بوسوسه و مكر اغواء نمايد و فريب دهد تمام ذريّه آدم را مگر از آنها كسانيرا كه خداوند خالص نموده است دلهاى ايشانرا براى محبّت خود بتوفيق طاعت و اجتناب از معصيت و شرح اين آيات و بيان وقت معلوم و ساير خصوصيّات در سوره حجر گذشته است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قال‌َ رَب‌ِّ فَأَنظِرنِي‌ إِلي‌ يَوم‌ِ يُبعَثُون‌َ (79)

‌گفت‌ شيطان‌ پروردگار ‌من‌ حال‌ ‌که‌ ‌من‌ رانده درگاه‌ تو شدم‌، و مشمول‌ لعن‌ ‌الي‌ يوم الدين‌ ‌پس‌ مرا مهلت‌ ده‌ زنده‌ بمانم‌ ‌تا‌ روزي‌ ‌که‌ مبعوث‌ ميشوند.

واقعا حماقت‌ و جهالت‌ ‌تا‌ چه‌ پايه‌ ‌است‌ كسي‌ ‌که‌ جهنم‌ ‌را‌ ديده‌ بهشت‌ ‌را‌ ديده‌ و فعلا رانده درگاه‌ ‌خدا‌ ‌شده‌ و مشمول‌ لعن‌ ‌الي‌ يوم الدين‌ گشته‌ تقاضاي‌ عفو و گذشت‌ نميكند و ميگويد:

قال‌َ رَب‌ِّ فَأَنظِرنِي‌ إِلي‌ يَوم‌ِ يُبعَثُون‌َ سرّش‌ قساوت‌ قلب‌، سياهي‌ دل‌ و عدم‌ قابليت‌ هدايت‌ ‌است‌ مثل‌ آنكه‌ بگويد «النار و ‌لا‌ العار» ‌ يا ‌ بگويد «و ‌ما عاقل‌ باع‌ الوجود بدين‌» ‌ يا ‌ بگويد (پهلوان‌ زنده‌ ‌را‌ عشق‌ ‌است‌)، و امروز ‌هم‌ ‌اينکه‌ نمره‌ اشخاص‌ بسيار هستند خذلهم‌ اللّه‌ ‌تعالي‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 79)- مهم این است که انسان هنگامی که از اعمال زشت خود نتیجه شومی می‌گیرد بیدار شود، و به فکر جبران بیفتد، اما چیزی خطرناکتر از آن نیست که همچنان بر مرکب غرور و لجاج سوار گردد، و به مسیر خود به سوی پرتگاه ادامه دهد و این همان سرنوشت شومی بود که دامن «ابلیس» را گرفت.

اینجا بود که «حسد» تبدیل به «کینه» شد، کینه‌ای سخت و ریشه‌دار.

چنانکه قرآن می‌گوید: «عرض کرد: پروردگارا! مرا تا روزی که انسانها برانگیخته می‌شوند مهلت ده» (قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ). مهلتی که از

ج4، ص201

فرزندان آدم انتقام گیرم، و همه را به گمراهی بکشانم.

در حقیقت او می‌خواست تا آخرین فرصت ممکن به اغوای فرزندان آدم بپردازد، چرا که روز رستاخیز پایان دوران تکلیف است، و دیگر وسوسه و اغوا مفهومی ندارد، علاوه بر این با این درخواست مرگ را از خود دور کند، و تا قیامت زنده بماند، هر چند همه جهانیان از دنیا بروند.

نکات آیه

۱ - ابلیس، در پى طرد شدن از درگاه الهى، از خداوند خواست تا حیات وى را تا قیامت طولانى کند. (قال ربّ فأنظرنى إلى یوم یبعثون)

۲ - ابلیس، به دنبال طرد شدن از درگاه الهى، از خداوند خواست تا روز قیامت، او را دچار عذاب و کیفر نسازد. (قال ربّ فأنظرنى إلى یوم یبعثون) متعلق «إنظار» در جمله «فانظرنى» ذکر نشده است و چون ابلیس از فرمان سجده بر آدم سرپیچى کرد و در انتظار کیفر بود، به دست مى آید که مورد انظار و مهلت، به تأخیر افتادن کیفر و عذاب او تا روز قیامت است.

۳ - ابلیس، معتقد به حاکمیت مشیت خداوند بر مرگ و حیات (قال ربّ فأنظرنى إلى یوم یبعثون)

۴ - ابلیس، معتقد به ربوبیت خداوند (قال ربّ)

۵ - قیامت، روز برانگیخته شدن انسان ها (یوم یبعثون)

۶ - ابلیس، معترف به قیامت و روز برانگیخته شدن انسان ها در آن روز (قال ربّ فأنظرنى إلى یوم یبعثون)

۷ - ذکر صفت ربوبیت خدا در دعا، امرى پسندیده و مطلوب (قال ربّ فأنظرنى إلى یوم یبعثون)

۸ - ابلیس، آگاه به پیدایش نسل هایى از آدم و وجود رستاخیز براى آنان (قال ربّ فأنظرنى إلى یوم یبعثون)

موضوعات مرتبط

  • آدم(ع): نسل آدم(ع) ۸
  • ابلیس: استمهال ابلیس ۱; اقرار ابلیس ۶; دعاى ابلیس ۱، ۲; طرد ابلیس۱، ۲; عقیده ابلیس ۳، ۴; علم ابلیس ۸
  • اقرار: اقرار به حشر ۶; اقرار به قیامت ۶
  • انسان: حشر انسان ها ۵
  • حیات: منشأ حیات ۳
  • دعا: آداب دعا ۷
  • ذکر: ذکر ربوبیت خدا ۷
  • عذاب: درخواست مصونیت از عذاب ۲
  • عقیده: عقیده به حاکمیت خدا ۳; عقیده به ربوبیت خدا ۴
  • عمل: عمل پسندیده ۷
  • قیامت: علم به قیامت ۸; ویژگیهاى قیامت ۵
  • مرگ: منشأ مرگ ۳

منابع