ص ٧٢

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

هنگامی که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، برای او به سجده افتید!»

|پس چون او را [كاملا] نظام بخشيدم و از روح خويش در وى دميدم براى او به سجده افتيد

پس چون او را [كاملاً] درست كردم و از روح خويش در آن دميدم، سجده‌كنان براى او [به خاك‌] بيفتيد.»

پس آن گاه که او را به خلقت کامل بیاراستم و از روح خود در او بدمیدم بر او به سجده در افتید.

پس زمانی که اندامش را درست و نیکو نمودم و از روح خود در او دمیدم، برای او سجده کنید.

چون تمامش كردم و در آن از روح خود دميدم، همه سجده‌اش كنيد.

پس چون او را استوار بپرداختم، و در آن از روح خود دمیدم برای او به سجده در افتید

پس چون او را راست و تمام گردانيدم و در وى از روح خود دميدم، او را سجده‌كنان درافتيد.

هنگامی که آن را سر و سامان دادم و آراسته و پیراسته کردم، و از جان متعلّق به خود در او دمیدم، در برابرش سجده (ی بزرگداشت و درود) ببرید.

«پس هنگامی‌که درستش کردم و از روح برگزیده‌(ی آفرینش)ام در او دمیدم، سجده‌کنان برای او (در برابر من) فرو اُفتید.»

تا گاهی که درستش کردم و دمیدم در او از روح خویش پس بیفتید برایش سجده‌کنان‌


ص ٧١ آیه ٧٢ ص ٧٣
سوره : سوره ص
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«فَإِذَا سَوَّیْتُهُ ...»: (نگا: حجر / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ «72»

پس همين كه او را نظام بخشيدم و از روح خود در او دميدم، سجده‌كنان براى او به خاك افتيد.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ (72)

فَإِذا سَوَّيْتُهُ‌: پس چون تمام گردانم خلقت قامت او را و خلعت صورت او را، وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي‌: و بدمم در او از روح خود.

جلد 11 - صفحه 212

نكته:

اسناد تسويه و نفخ و اضافه روح به ذات خود، اضافه تشريفى و دال است بر تكريم و تشريف حضرت آدم عليه السلام. فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ‌: پس در روى افتيد براى او در حالتى كه سجده كنندگان باشيد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ (71) فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ (72) فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ (73) إِلاَّ إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ (74) قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ (75)

قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ (76) قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ (77) وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى‌ يَوْمِ الدِّينِ (78) قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى‌ يَوْمِ يُبْعَثُونَ (79) قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ (80)

إِلى‌ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ (81) قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ (82) إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ (83)

ترجمه‌

هنگاميكه گفت پروردگارت بفرشتگان همانا من آفريننده‌ام انسانى را از گل‌

پس چون با تناسب بپايان رساندم پيكر او را و دميدم در او از روح خود پس درافتيد مر او را سجده‌كنان‌

پس سجده كردند فرشتگان تماميشان همگى‌

مگر ابليس كه سركشى نمود و بود از كافران‌

گفت اى ابليس چه بازداشت تو را كه سجده كنى مر آنرا كه آفريدم بدو دست خود آيا تكبر كردى يا بودى از بلند مرتبگان‌

گفت من بهترم از او آفريدى مرا از آتش و آفريدى او را از گل‌

گفت پس بيرون رو از آن همانا توئى رانده شده‌

و همانا بر تو است لعنت من تا روز جزا

گفت پروردگارا پس مهلت ده مرا تا روز كه برانگيخته ميشوند

گفت پس همانا توئى از مهلت داده‌شدگان‌

تا روز آن وقت دانسته شده‌

گفت پس قسم بعزت تو هر آينه گمراه ميكنم آنها را همگى‌

مگر بندگان تو از آنها كه خالص شدگانند.

تفسير

خداوند شمه‌اى از احوال اهل عالم اعلى را كه در آيات سابقه اشاره بآن شده بود براى پيغمبر خود بيان فرموده تا مردم متوجّه شوند بمفاسد صفت تكبّر و تخلّف از فرمان حق از قبيل آنكه وقتى خداوند بملائكه فرمود من ميخواهم انسانى از گل خلق نمايم پس چون كالبد او را با تناسب اجزاء و صورت باتمام رساندم و دميدم در آن بافاضه از عالم قدس روان پاكى را كه براى شرافت آن اضافه بخود نمودم و روح خود خواندم پس سجده كنيد براى عبادت من و شكر نعمت و تجليل و تعظيم او در برابرش چون او حامل انوار محمدى صلى اللّه عليه و آله است و اطاعت او واجب است چنانچه در سوره بقره ذيل آيه شريفه‌ وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدم بيان شد پس ملائكه بتمامى سجده نمودند مگر ابليس كه واقعا از جن بود ولى چون مدتها بود با ملائكه مشغول بعبادت خدا بود در ضمن آنها مأمور بسجود


جلد 4 صفحه 480

شد و بواسطه خبث ذات و صفت تكبّر از امر الهى تخلّف نمود و كفر باطنى او آشكار گشت و خداوند باو فرمود چه چيز مانع شد تو را كه سجده نمائى در برابر موجوديكه خلق نمودم من او را بدو دست قدرت و قوّت خودم چنانچه در عيون و توحيد از حضرت رضا عليه السّلام نقل نموده و سؤال فرمود كه آيا تكبّر بيجا نمودى با آنكه مستحق نبودى يا واقعا بلند مرتبه بودى و مستحق تفوّق و آنملعون جواب داد كه من تفوّق ذاتى بر او دارم چون من از آتش خلق شدم كه روشن و نورانى است و او از گل خلق شده كه تاريك و ظلمانى است و منكر علم و حكمت خدا شد و شمه‌اى از اين مقال در اوائل سوره اعراف گذشت كه اگر از جهت نورانيّت آدم عليه السّلام خبر داشت و آنكه قابل مقايسه با نورانيّت آتش نيست ميدانست برترى و فضل او را و خداوند او را از عالم اعلى مطرود و محروم از رحمت خود و هر خير و كرامت فرمود تا روز قيامت و او از خدا مهلت و عمر طولانى خواست تا آنروز و خداوند او را مهلت داد تا روز كه وقت آن معلوم است بعلم الهى و ديگرى اطلاع از آن ندارد و او قسم ياد نمود بعزّت و جلال خدا كه بوسوسه و مكر اغواء نمايد و فريب دهد تمام ذريّه آدم را مگر از آنها كسانيرا كه خداوند خالص نموده است دلهاى ايشانرا براى محبّت خود بتوفيق طاعت و اجتناب از معصيت و شرح اين آيات و بيان وقت معلوم و ساير خصوصيّات در سوره حجر گذشته است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَإِذا سَوَّيتُه‌ُ وَ نَفَخت‌ُ فِيه‌ِ مِن‌ رُوحِي‌ فَقَعُوا لَه‌ُ ساجِدِين‌َ (72)

‌پس‌ زماني‌ ‌که‌ تسويه ‌او‌ ‌را‌ نمودم‌ و اسكلت‌ ‌او‌ تمام‌ شد و دميدم‌ ‌در‌ ‌او‌ ‌از‌ روح‌ ‌خود‌ ‌پس‌ بيفتيد ‌براي‌ ‌او‌ سجده‌ كنيد.

واقعا قدرت‌ نمايي‌ حق‌ ‌را‌ تماشا كنيد روحي‌ ‌که‌ مجرد صرف‌ ‌است‌

جلد 15 - صفحه 271

خالي‌ ‌از‌ صورت‌ و ماده‌ ‌که‌ اصلا نميشود تصور كرد ‌که‌ چيست‌ چون‌ صورت‌ ندارد ‌که‌ ‌در‌ ذهن‌ درآيد و لذا گفتند

«‌من‌ عرف‌ نفسه‌ عرف‌ ربه‌»

‌با‌ يك‌ جمادي‌ ‌که‌ يك‌ مجسمه گلي‌ بيش‌ نيست‌ چنان‌ خلطه‌ و آميزش‌ دهد جل‌ الخالق‌ لذا ميفرمايد ‌پس‌ ‌از‌ انقلاب‌ نطفه‌ علقه‌، مضغه‌، عظام‌، لحم‌ ثُم‌َّ أَنشَأناه‌ُ خَلقاً آخَرَ فَتَبارَك‌َ اللّه‌ُ أَحسَن‌ُ الخالِقِين‌َ‌-‌ مؤمنون‌ آيه 14 ‌در‌ جاي‌ ديگر ميفرمايد وَ صَوَّرَكُم‌ فَأَحسَن‌َ صُوَرَكُم‌ وَ رَزَقَكُم‌ مِن‌َ الطَّيِّبات‌ِ ذلِكُم‌ُ اللّه‌ُ رَبُّكُم‌ فَتَبارَك‌َ اللّه‌ُ رَب‌ُّ العالَمِين‌َ مؤمن‌ آيه 66‌-‌ فَإِذا سَوَّيتُه‌ُ تسويه آدم‌ نه‌ فقط يك‌ صورت‌ گلي‌ مجسمه‌ ‌باشد‌ بلكه‌ ‌اينکه‌ گل‌ ‌را‌ تبديل‌ ‌به‌ گوشت‌ و استخوان‌ و اوراد و احشاء و امعاء و اعضاء اجزاء داخليه‌ و تصوير صور ظاهريه‌ ‌از‌ چشم‌ و گوش‌ و دست‌ و پا و دهان‌ و ‌غير‌ اينها بعين‌ مثل‌ يك‌ انسان‌ ‌که‌ جديدا ‌از‌ دنيا رفته‌ فقط حواس‌ ظاهره‌ و باطنه‌ ندارد چشم‌ نمي‌بيند گوش‌ نمي‌شنود زبان‌ نميگويد دست‌ و پا حركت‌ نميكنند قواي‌ نفسانيه‌ ندارد.

وَ نَفَخت‌ُ فِيه‌ِ مِن‌ رُوحِي‌ روح‌ ‌خدا‌ مخلوق‌ ‌خدا‌ ‌که‌ ‌هر‌ بشري‌ روحي‌ دارد، روح‌ آدم‌ دميده‌ شد ‌در‌ كالبد بدن‌ چشم‌ بينا شد و گوش‌ شنوا شد زبان‌ گويا شد اعضاء بحركت‌ درآمد مرده‌ زنده‌ شد و همين‌ نحو خداوند فرداي‌ قيامت‌ نسبت‌ ‌به‌ تمام‌ افراد بشر مي‌نمايد ‌که‌ ‌پس‌ ‌از‌ تماميت‌ اسكلت‌ ‌آنها‌ صور دميده‌ ميشود و ارواح‌ ‌آنها‌ ‌در‌ كالبد بدن‌ دميده‌ ميشود زنده‌ ميشوند ‌که‌ ميفرمايد ثُم‌َّ نُفِخ‌َ فِيه‌ِ أُخري‌ فَإِذا هُم‌ قِيام‌ٌ يَنظُرُون‌َ‌-‌ زمر آيه 68‌-‌ بلي‌ دو فرق‌ ‌است‌ يكي‌ آنكه‌ صفات‌ باطنيه‌ ظاهر ميشود ‌که‌ يَوم‌َ تُبلَي‌ السَّرائِرُ ‌است‌‌-‌ طارق‌ آيه 9‌-‌ ديگر آنكه‌ صورتها مختلف‌ ميشود بسا ‌با‌ صورت‌ سياه‌ بسا بصورت‌ حيوانات‌ وارد ميشوند.

جلد 15 - صفحه 272

فَقَعُوا لَه‌ُ ساجِدِين‌َ اقسام‌ سجده‌ ‌را‌ مكررا اشاره‌ كرده‌ايم‌ و ‌در‌ اينجا سجده‌ تعظيم‌ و تكريم‌ و تمكين‌ و قبول‌ خلافة اللّه‌ ‌است‌ و اطاعت‌ و فرمانبرداري‌ ‌است‌ نه‌ سجده عبوديّت‌ ‌که‌ مخصوص‌ ذات‌ اقدس‌ حق‌ ‌است‌ ‌که‌ الوهيت‌ مختص‌ بذات‌ ‌او‌ ‌است‌ بعين‌ شبيه‌ سجده يعقوب‌ و مادر يوسف‌ و يازده‌ برادرش‌ ‌بود‌ نسبت‌ ‌به‌ يوسف‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 72)- اما برای این که تصور نشود که بعد وجود انسانی همان بعد خاکی است در این آیه می‌افزاید: «هنگامی که آن را نظام بخشیدم، و از روح خود در آن دمیدم برای او به سجده افتید» (فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ).

نکات آیه

۱ - اندام انسان، برخوردار از اعتدال، تناسب و هماهنگى (فإذا سوّیته) «سوّیته» به معناى «اعتدلته» (آن را معتدل و متناسب ساختم) مى باشد.

۲ - دمیده شدن روح الهى در آدم، پس از سامان یافتن و تکمیل شدن اندام او (فإذا سوّیته و نفخت فیه من روحى)

۳ - روح دمیده شده در کالبد آدم، برخوردار از شرافت و ارزش ویژه (فإذا سوّیته و نفخت فیه من روحى) اضافه در «روحى» اضافه تشریفى است و مى رساند که روح آدمى در مقایسه با دیگر ارواح موجود در عالم، از شرافت و ارزش ویژه و بالایى برخوردار است.

۴ - انسان، موجودى مرکب از جسم و روح (خلق بشرًا من طین . فإذا سوّیته و نفخت فیه من روحى)

۵ - گِل و روح، آغاز و پایان سیر تکوین انسان (خلق بشرًا من طین . فإذا سوّیته و نفخت فیه من روحى)

۶ - روح بشر، پدیده اى لطیف (و نفخت فیه من روحى) از تعبیر «نفخ» که به معناى وارد کردن باد و هوا در داخل اجسام است، مى توان برداشت یاد شده را به دست آورد.

۷ - فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم(ع) پس از آفرینش او (فإذا سوّیته و نفخت فیه من روحى فقعوا له سجدین)

۸ - دمیده شدن روح الهى در انسان، موجب شایستگى وى براى مسجود فرشتگان بودن (خلق بشرًا من طین . فإذا سوّیته و نفخت فیه من روحى فقعوا له سجدین) برداشت یاد شده به خاطر این نکته است که فرمان خداوند به سجده بر آدم(ع)، پس از دمیده شدن روح الهى در او صادر گردید و این مى رساند که آنچه موجب شایستگى آدم براى سجده شد، روح الهى وى بود; نه جسم و کالبدش.

۹ - انسانیت، هویت و شخصیت انسان به روح الهى او بستگى دارد; نه به جسم و کالبدش. (فإذا سوّیته و نفخت فیه من روحى فقعوا له سجدین) برداشت یاد شده از آن جا است که سجده فرشتگان بر آدم(ع) - که نشانه شخصیت و هویت ارزشمند انسانى او است - پس از دمیده شدن روح الهى در وى بود.

۱۰ - انسان، در مجموعه نظام آفرینش، از مقام، شرافت و جایگاه ویژه برخوردار است. (فإذا سوّیته ... فقعوا له سجدین) برداشت یاد شده از سجده همه فرشتگان بر آدم، قابل استفاده است.

۱۱ - انسان، داراى مقام و شرافتى فراتر و برتر از فرشتگان * (فإذا سوّیته ... فقعوا له سجدین) برداشت یاد شده به خاطر این نکته است که خداوند در ضمن چهار آیه قبل فرشتگان را از «ملأ أعلى» (موجودات برین) معرفى کرده است; ولى در این آیه به آنان فرمان داد که باید در برابر آدم سجده کنند. ناگفته نماند مقصود از آدم و انسان همه انسان ها نیست; بلکه افرادى اند که در پرتو ایمان و عمل صالح، سیر کمال را پیموده و به خدا نزدیک شده اند.

۱۲ - جواز سجده و خضوع در برابر غیر خدا، با اذن الهى (فإذا سوّیته ... فقعوا له سجدین)

۱۳ - سجده، نماد و مظهر بزرگداشت و تکریم (فقعوا له سجدین) از این که خداوند براى بزرگداشت انسان و تبیین جایگاه برتر او در میان سایر موجودات، به فرشتگان فرمان داد تا در برابر او به سجده بیفتند - با آن که امکان تکریم به صورت دیگر وجود داشت - مى رساند که سجده، رمز و مظهر تعظیم و بزرگداشت است.

۱۴ - اهمیت آفرینش انسان در مجموعه نظام هستى (إذ قال ربّک للملئکة إنّى خلق بشرًا من طین ... فقعوا له سجدین) در میان گذاشتن و به اطلاع رساندن آفرینش انسان به ملائکه - پیش از آفرینش آدم(ع) - مى تواند گویاى برداشت یاد شده باشد.

روایات و احادیث

۱۵ - «عن الأحول . قال: سألت أباعبداللّه(ع) عن الروح التى فى آدم(ع) قوله: فإذا سوّیته و نفخت فیه من روحى» قال: هذه روح مخلوقة...;] احول گوید: از امام صادق(ع) از روح آدم(ع) در آیه «فإذا سوّیته و نفخت فیه من روحى» سؤال کردم، فرمود: این روح مخلوق و آفریده خدا است; [نه این که از خدا جدا شده باشد]».

موضوعات مرتبط

  • آدم(ع): خلقت آدم(ع) ۷; سجده بر آدم(ع) ۷; عظمت روح آدم(ع) ۳; فضایل آدم(ع) ۳; مراحل خلقت آدم(ع) ۲; نفخ روح در آدم(ع) ۲
  • احکام :۱۲
  • انسان: آثار نفخ روح در انسان ۸; ابعاد انسان ۴; انسان از گِل ۵; اهمیت خلقت انسان ۱۴; بدن انسان ۴; برترى انسان بر ملائکه ۱۱; تناسب اعضاى انسان ۱; حقیقت انسان ۹; روح انسان ۴، ۵، ۶; سجده بر انسان ۸; شخصیت انسان ۹; فضایل انسان ۸، ۱۰، ۱۱; مراحل خلقت انسان ۵
  • تکریم: نشانه هاى تکریم ۱۳
  • خدا: آثار اذن خدا ۱۲; اوامر خدا ۷; نقش روح خدا ۸، ۹
  • روح: حقیقت روح ۱۵; خلقت روح ۱۵; لطافت روح ۶
  • سجده: احکام سجده ۱۲; حقیقت سجده ۱۳; سجده بر غیرخدا ۱۲
  • ملائکه: تکلیف ملائکه ۷; سجده ملائکه ۸; فضایل ملائکه ۱۱

منابع

  1. کافى، ج ۱، ص ۱۳۳، ح ۱; نورالثقلین، ج ۳، ص ۱۱- ، ح ۳۰.