سبإ ٦

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

کسانی که به ایشان علم داده شده، آنچه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق می دانند و به راه خداوند عزیز و حمید هدایت می‌کند.

و كسانى كه از دانش بهره يافته‌اند، مى‌دانند كه آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، حق است و به راه [آن خداى‌] شكست‌ناپذير ستوده هدايت مى‌كند

و كسانى كه از دانش بهره يافته‌اند، مى‌دانند كه آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، حق است و به راه آن عزيز ستوده‌[صفات‌] راهبرى مى‌كند.

و آنان که اهل دانش و معرفت گردیدند (یعنی مؤمنان و نیکان اهل کتاب) یقین دارند که قرآنی که بر تو نازل شده است از جانب پروردگار تو به حق نازل گردیده است و رهنمای خلق به راه خدای بی‌همتای ستوده صفات است.

و کسانی که معرفت و دانش به آنان عطا شده، می دانند که آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق است، و به راه خدای توانای شکست ناپذیر و ستوده هدایت می کند.

آنان كه از دانش برخوردارى يافته‌اند مى‌دانند كه آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است حق است و به راه خداى پيروزمند ستودنى راه مى‌نمايد.

و دانش یافتگان آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، حق می‌دانند، که به راه خداوند پیروزمند ستوده، هدایت می‌کند

و آنان كه به ايشان دانش داده‌اند- اصحاب پيامبر

کسانی که فرزانه و آگاهند، چیزی را که از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است، حق می‌بینند، و راهنمای راه خدای چیره و ستوده می‌دانند.

و کسانی‌که بهره‌ی دانش (و بینش) یافته‌اند، می‌بینند آنچه از جانب پروردگارت سویت نازل شده، تمامی حق است، و به راه آن عزیز ستوده (در کل جهات) راهبری می‌کند.

و بینند آنان که داده شدند دانش را که آنچه فرستاده شد بسویت از پروردگارت حقّ است و راهنمائی کند بسوی راه خدای عزّتمند ستوده‌


سبإ ٥ آیه ٦ سبإ ٧
سوره : سوره سبإ
نزول : ٤ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الَّذِی»: آنچه. مراد قرآن است. «هُوَ الْحَقَّ»: مراد این است که قرآن عین حقیقت است و هماهنگ با قوانین آفرینش و واقعیّتهای عالم هستی و جهان انسانیّت است. «الْحَقَّ»: مفعول دوم فعل (یَری) است و مفعول اوّل آن (الَّذی) است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَ يَهْدِي إِلى‌ صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ «6»

جلد 7 - صفحه 421

و كسانى كه به آنان علم داده شده، آن چه را از جانب پروردگارت به تو نازل شده حقّ مى‌بيند كه به راه خداى عزيز ستوده هدايت مى‌كند.

پیام ها

1- علم به انسان ديد و بينش مى‌دهد. «وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ»

2- در نقل تاريخ گذشته، عملكرد همه‌ى گروه‌ها را بيان كنيم، چه مؤمنان و چه كافران. «سَعَوْا فِي آياتِنا- وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ»

3- دانشمندان، علم خود را از خدا بدانند. «أُوتُوا الْعِلْمَ»

4- نشانه‌ى علم واقعى دريافتن حقّانيّت قرآن و پذيرفتن آن است. بدون علم و معرفت، حقّ‌شناسى ممكن نيست. «أُوتُوا الْعِلْمَ‌- هُوَ الْحَقَّ»

5- عالم حقيقى، آن چه را از سوى خدا نازل شده مى‌پذيرد. «الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ»

6- نزول وحى، از شئون ربوبيّت خداوند است. أُنْزِلَ‌ ... مِنْ رَبِّكَ‌

7- ميزان حقّ، وحى و قرآن است. أُنْزِلَ إِلَيْكَ‌ ... هُوَ الْحَقَ‌

8- راه انبيا راه عزّت و شرف است. «صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ»

9- راه الهى شكست‌ناپذير و سعى مخالفان بيهوده است. سَعَوْا فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ‌ ...

صِراطِ الْعَزِيزِ

10- قدرتمندان دنيا معمولًا محبوب نيستند ولى خداوند قدرتمند محبوب و مورد ستايش است. «الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَ يَهْدِي إِلى‌ صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ «6»

جلد 10 - صفحه 508

بعد از ذكر عاقبت فريقين، بيان اعتراف اهل ايمان مى‌كند به آنچه كفار جاحدند و فرمايد:

وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ‌: و مى‌دانند آنانكه داده شده‌اند دانش را، مراد اصحاب پيغمبرند يا مؤمنان اهل كتاب يا جميع اهل ايمان كه علم و معارف الهيه را دارا هستند، الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ‌: آن چيزى كه نازل شده بسوى تو از پروردگار تو يعنى قرآن، هُوَ الْحَقَ‌: اوست حق و راست و درست، يا قيامت بيايد تا اولوا العلم به معاينه بدانند كه آن حق است همچنانكه امروز حقيقت آن را به برهان مى‌دانند. وَ يَهْدِي إِلى‌ صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ: (عطف بر «الحق») يعنى تا دانند كه قرآن حق است و راه مى‌نمايد به راه خداوندى كه غالب است بر همه، ستوده شده بر نعم دنيويه و اخرويه يعنى به طريق توحيد و اعمال صالحه.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَ يَهْدِي إِلى‌ صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ «6» وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلى‌ رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ «7» أَفْتَرى‌ عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذابِ وَ الضَّلالِ الْبَعِيدِ «8» أَ فَلَمْ يَرَوْا إِلى‌ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفاً مِنَ السَّماءِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ «9»

ترجمه‌

و مى‌بينند آنانكه داده شدند دانش را آنچه فرو فرستاده شد بتو از پروردگارت آن راست و درست است و هدايت ميكند براه خداى غالب ستوده‌

و گفتند آنها كه كافر شدند آيا راهنمائى كنيم شما را بر مردى كه خبر دهد شما را چون پاره كرده شديد پاره كردنى تامّ و تمام همانا شما در آفرينش تازه‌ايد

آيا نسبت داد بخدا دروغى را يا در او است جنونى بلكه آنانكه ايمان نميآورند بآن جهان در عذاب و گمراهى دورند

آيا نظر نكردند بآنچه در پيش رويشان است و آنچه باشد پشت سرشان از آسمان و زمين اگر بخواهيم فرو ميبريم آنها را بزمين يا مى‌افكنيم بر آنها پاره‌هائى از آسمان همانا در اين هر آينه نشانه‌ايست براى هر بنده بازگشت كننده‌ئى.

تفسير

خداوند متعال بعد از بيان امكان معاد در آيات سابقه اثبات آنرا فرموده به بيان جامعى از اين قرار كه علماء و دانشمندان عالم ميدانند و تصديق‌


جلد 4 صفحه 349

ميكنند كه قرآن تو حق است و از جانب خدا است چون كسى نتوانسته و نتواند مانند آن بياورد و تمام احكامش مطابق با حكمت و مصلحت و موجب هدايت مردم است بدين خداوند قادر توانايى كه ستوده است در جميع افعال و غالب است در تمام احوال لذا ديده ميشود كه علماء اهل كتاب با آنكه تمام منافع دنيوى آنها بقبول اسلام از دستشان ميرود بتدريج قرآن را مى‌بينند و مسلمان ميشوند و در آن تصريحات زياد بقيامت و معاد شده و معلوم ميشود آن حق است و هر چه در قرآن است حق و آورنده آن بر حق و با وجود اين كفّار از روى تعجّب ميگويند با يكديگر آيا ميخواهيد بشما ارائه دهيم مرديرا كه ميگويد وقتى شما مرديد و خاك شديد و اجزاء بدن شما پاره پاره و متفرّق شد و هر پاره و جزئى از آن در جائى قرار گرفت همانا شما دو مرتبه آفريده شده و در افراد مردم جديدى قرار خواهيد گرفت از يكى از اين دو امر خارج نيست يا اين مرد براى پيشرفت مقاصد خودش اين كار را بخدا نسبت ميدهد بدروغ و افترا ميزند يا ديوانه است كه چنين امر عجيبى را ادّعا ميكند و مقصودشان از آنمرد عقل كلّ و خاتم رسل صلّى اللّه عليه و اله و سلم بود لذا خداوند هر دو طرف ترديد آنها را منع فرموده به بليغ‌ترين بيان مختصرى كه نه چنين است بلكه كسانيكه ايمان بدار جزاء و روز بازپسين ندارند در عذاب آنروز مخلّد و بلوازم و تبعات اين بى‌اعتقادى در دنيا معذّب و در وادى ضلالت و گمراهى و دورى از حق و حقيقت و اله و سر گردانند و تقديم عذاب بر ضلال با آنكه در رتبه مؤخّر است و اخبار از فعليّت آن براى اشاره بتحقّق آن است و تهديد آنها بعذاب دنيوى و اشاره بناراحتيهاى صاحبان اين فكر در دنيا كه اميدى بتلافى آنها در آخرت ندارند و استدلال فرموده بر آن باين تقريب كه آيا نظر نمى‌اندازند بسوى جهت مقابل و غير مقابل خودشان از آسمان و زمين كه بآنها از جوانب احاطه نموده بطوريكه راه گريز ندارند و در تحت سلطنت و قدرت و در ملك ما ميباشند اگر بخواهيم مانند قارون آنها را بزمين فرو بريم ميبريم و اگر بخواهيم مانند قوم شعيب پاره آتشى از آسمان بر سر آنها فرود آريم ميآوريم با چنين وسعت ملك و احاطه و قدرت و سلطنتى چگونه نميتوانيم اجزاء متفرّقه آنها را جمع آورى و حيات دهيم در اين ملاحظات دليل روشنى است بر معاد از براى هر بنده‌اى كه رجوع بحق و آثار دالّه بر آن نموده و


جلد 4 صفحه 350

بدرگاه بارى انابه و توبه ميكند براى درك حقائق و بخشش گناهان خود و ان يشأ يخسف او يسقط هر سه بياء نيز قرائت شده است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ يَرَي‌ الَّذِين‌َ أُوتُوا العِلم‌َ الَّذِي‌ أُنزِل‌َ إِلَيك‌َ مِن‌ رَبِّك‌َ هُوَ الحَق‌َّ وَ يَهدِي‌ إِلي‌ صِراطِ العَزِيزِ الحَمِيدِ «6»

و مي‌بينند و معتقد هستند كساني‌ ‌که‌ ‌به‌ ‌آنها‌ علم‌ عنايت‌ ‌شده‌ ‌که‌ ‌اينکه‌ قرآني‌ ‌که‌ نازل‌ ‌شده‌ ‌به‌ سوي‌ تو ‌از‌ پروردگار تو ‌او‌ حق‌ ‌است‌ و هدايت‌ مي‌كند ‌به‌ سوي‌ صراط خداوند عزيز غالب‌ قاهر حميد ‌در‌ جميع‌ كمالات‌ ذاتا و صفة و فعلا.

وَ يَرَي‌ الَّذِين‌َ أُوتُوا العِلم‌َ رؤيت‌ ‌به‌ چشم‌ دل‌ و قلب‌ ‌است‌ ‌که‌ يقين‌ و اعتقاد دارند كساني‌ ‌که‌ ‌به‌ ‌آنها‌ علم‌ افاضه‌ ‌شده‌، بعضي‌ گفتند: مراد موحدين‌ هستند اصحاب‌ ‌رسول‌ اللّه‌، بعضي‌ گفتند مراد مؤمنين‌ اهل‌ كتاب‌ هستند. بعضي‌ گفتند: مراد تمام‌ مؤمنين‌ هستند.

‌در‌ تفسير ‌علي‌ ‌بن‌ ابراهيم‌ ‌است‌. مراد امير المؤمنين‌ ‌است‌.

اقول‌: مسلما تمام‌ مؤمنين‌ ‌ يا ‌ تمام‌ اصحاب‌ نبي‌ ‌ يا ‌ خصوص‌ مؤمنين‌ اهل‌ كتاب‌ نيست‌ و ‌هم‌ چنين‌ خصوص‌ امير المؤمنين‌ نيست‌ و ‌لو‌ ‌اينکه‌ ‌که‌ ‌او‌ مصداق‌ اتم‌ ‌است‌ و نيز مراد ‌از‌

«الذي‌ انزل‌ اليك‌ ‌من‌ ربك‌»

خصوص‌ قرآن‌ نيست‌ و ‌لو‌ ‌اينکه‌ ‌که‌ قرآن‌ مصداق‌ اتم‌ ‌ما انزل‌ ‌است‌. اما تمام‌ اصحاب‌ نيستند زيرا ميانه ‌آنها‌ منافقين‌ و كساني‌ ‌که‌ ‌في‌ قلوبهم‌ المرض‌ و ضعيف‌ الايمان‌ بسيار ‌بود‌ بلكه‌ نص‌ قرآن‌ ‌بر‌ خلاف‌ ‌آن‌ دلالت‌ دارد چنان‌ چه‌ مي‌فرمايد: وَ قال‌َ الرَّسُول‌ُ يا رَب‌ِّ إِن‌َّ قَومِي‌ اتَّخَذُوا هذَا القُرآن‌َ مَهجُوراً (فرقان‌ آيه 30). و اما تمام‌ مؤمنين‌ ‌به‌ واسطه ‌اينکه‌ ‌که‌ چه‌ اندازه‌ ‌از‌ احكام‌ اسلامي‌ و دستورات‌ قرآني‌ دور افتادند و چه‌ بدعت‌ها گذاردند و چه‌ اندازه‌ دستورات‌ آيات‌ ‌را‌ زير پا گذاردند و ‌به‌ طريق‌ اولي‌ مؤمنين‌ اهل‌ كتاب‌ ‌هم‌ نيستند. و اما خصوص‌ امير المؤمنين‌ چون‌ ‌آيه‌ ‌به‌ نحو جمع‌ فرموده‌ بلكه‌ مراد ائمه‌ طاهرين‌ ‌که‌ خداوند ‌به‌ ‌آنها‌ علم‌ افاضه‌ فرموده‌ ‌که‌ ‌از‌ ظاهر و باطن‌ و بطون‌ قرآن‌ ‌تا‌ هفتاد بطن‌ و عالم‌ ‌به‌ ظواهر و محكمات‌ و متشابهات‌ قرآن‌ هستند ‌آنها‌ هستند و شاهد ‌بر‌ ‌اينکه‌ دعوي‌ يكي‌ حديث‌ ثقلين‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌از‌ متواترات‌ ‌بين‌ الفريقين‌

جلد 14 - صفحه 545

‌است‌ و يكي‌ حديث‌ شريف‌

«‌لا‌ يعرف‌ القرآن‌ الا ‌من‌ خوطب‌ ‌به‌»

و عالم‌ ‌به‌ جميع‌ احكام‌ الهي‌ هستند و اخبار بسياري‌ داريم‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ باب‌ ‌که‌ ‌در‌ موارد متفرقه‌ بيان‌ ‌شده‌ و ‌در‌ ‌اينکه‌ جا بسط بسيطي‌ لازم‌ ‌است‌ ‌در‌ باب‌ ‌اينکه‌ ‌که‌ ديگران‌ چه‌ اندازه‌ جاهل‌ بودند و ‌با‌ قرآن‌ و ‌ما انزل‌ ‌علي‌ ‌رسول‌ اللّه‌ چه‌ كردند و چه‌ مي‌كنند و ‌در‌ مراتب‌ علم‌ ‌اينکه‌ خانواده‌ ‌که‌ ‌از‌ وضع‌ تفسير خارج‌ ‌است‌.

الَّذِي‌ أُنزِل‌َ إِلَيك‌َ مِن‌ رَبِّك‌َ هُوَ الحَق‌َّ تمام‌ موافق‌ حكمت‌ و مصلحت‌ و موجب‌ سعادت‌ بشر ‌در‌ دنيا و آخرت‌ ‌است‌.

وَ يَهدِي‌ إِلي‌ صِراطِ العَزِيزِ الحَمِيدِ ‌که‌ صراط مستقيم‌ ‌است‌ ‌يعني‌ صراطي‌ ‌که‌ خداوند عزيز حميد معين‌ فرموده‌ و دستور داده‌ ‌که‌ ‌او‌ عزيز ‌است‌ قاهر و غالب‌ ‌با‌ عزت‌ و شوكت‌ و كبريايي‌ و عظمت‌ و حميد ‌است‌ ذاتا و صفة و افعالا.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 6)- عالمان، دعوت تو را حق می‌دانند: در آیات گذشته سخن از بی‌خبران کوردلی بود که قاطعانه معاد را با آن همه دلائل، انکار می‌کردند.

به همین مناسبت در این آیه سخن از عالمان و اندیشمندانی می‌گوید که به تصدیق آیات الهی و تشویق دیگران به پذیرش آن می‌پردازند، می‌فرماید: «کسانی که به ایشان علم داده شده، آنچه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق می‌دانند که به راه خداوند عزیز و حمید هدایت می‌کند» (وَ یَرَی الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ هُوَ الْحَقَّ وَ یَهْدِی إِلی صِراطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ).

(الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ) همه دانشمندان و اندیشمندان را در هر عصر و هر زمان و مکان در بر می‌گیرد.

امروز کتابهای مختلفی از سوی دانشمندان غربی و شرقی در باره اسلام و قرآن تألیف یافته که در آنها اعترافات بسیار گویا و روشنی بر عظمت اسلام و صدق آیه فوق دیده می‌شود.

نکات آیه

۱ - عالمان (آشنایان به معارف آسمانى)، آنچه را که از جانب خداوند به پیامبر(ص) نازل شده است، حق مى دانند. (و یرى الذین أُوتوا العلم الذى أُنزل إلیک من ربّک هو الحقّ)

۲ - قرآن، کتابى نازل شده از جانب خدا و سراسر حق و حقیقت در دیدگاه عالمان (و یرى الذین أُوتوا العلم الذى أُنزل إلیک من ربّک هو الحقّ) مراد از «الذى أُنزل إلیک» قرآن کریم است و مصداق کامل و تمام عیار آن مى باشد.

۳ - نزول کتاب آسمانى قرآن بر پیامبر(ص)، پرتوى از ربوبیت خدا است. (الذى أُنزل إلیک من ربّک)

۴ - کافران، افرادى فاقد علم و دانش اند. (قال الذین کفروا لاتأتینا الساعة ... و یرى الذین أُوتوا العلم الذى أُنزل إلیک) به قرینه مقابله با آیه «الذین سَعَوْ» - که کافران بودند - ذکر «أُوتوا العلم» نشان مى دهد که آنان فاقد چنین صفتى اند.

۵ - عالمان، قرآن را کتابى مى دانند که همواره هدایت گر مردمان به راه خدا است. (و یرى الذین أُوتوا العلم الذى أُنزل إلیک ... و یهدى إلى صرط العزیز الحمید)

۶ - علم، عطیه اى از جانب خداوند است. (یرى الذین أُوتوا العلم) آمدن تعبیر «أُوتوا العلم» به جاى «یعلمون» و یا «العلماء»، نشان دهنده این نکته است که علم، امرى اعطایى است. گفتنى است که منشأ علم اگرچه در آیه مشخص نشده; اما به دلیل این که مبدأ همه امور خداوند است، مى توان گفت که علم منشأیى الهى دارد.

۷ - لازمه علم و آگاهى، قضاوت صحیح و واقع بینانه درباره تعالیم نازل شده از جانب خداوند است. (و یرى الذین أُوتوا العلم الذى أُنزل إلیک من ربّک هو الحقّ)

۸ - خداوند، «عزیز» (شکست ناپذیر) و «حمید» (ستوده) است. (العزیز الحمید)

۹ - هدایت قرآن، منجر به عزت و ستودگى مى شود. (یهدى إلى صرط العزیز الحمید) ذکر دو صفت «عزیز» و «حمید» به جاى سایر صفات خداوند (به عنوان مضاف الیه «صراط») اشعار دارد به این که راهى که قرآن انسان ها را به آن رهنمون مى کند، راه خدایى است که عزت و ستودگى دارد و طى کنندگان آن راه هم آن دو صفت را به دست خواهند آورد.

۱۰ - کسانى که تلاش مى کنند تا خداوند را - به زعم خود - ناتوان جلوه دهند، هرگز بر این کار قادر نخواهند بود. (الذین سَعَوْ فى ءایتنا معجزین ... العزیز الحمید) آوردن صفت «عزیز» (شکست ناپذیر) در پایان این آیه، احتمال دارد اشاره به آیه قبل باشد که در آن بیان شده است که: «کسانى درصددند تا خداوند را عاجز و ناتوان در کارش - برپایى قیامت - جلوه دهند».

موضوعات مرتبط

  • اسماء و صفات: حمید ۸; عزیز ۸
  • خدا: خدا و عجز ۱۰; دشمنان خدا ۱۰; عطایاى خدا ۶; نشانه هاى ربوبیت خدا ۳
  • عزت: عوامل عزت ۹
  • علم: آثار علم ۷; منشأ علم ۶
  • علما: بینش علما ۱، ۲، ۵
  • قرآن: آثار هدایتگرى قرآن ۹; حقانیت قرآن ۲; منشأ نزول قرآن ۳; نزول قرآن ۲; وحیانیت قرآن ۲; هدایتگرى قرآن ۵
  • قضاوت: زمینه قضاوت صحیح ۷
  • کافران: جهل کافران ۴
  • مدح: عوامل مدح ۹
  • وحى: حقانیت وحى ۱، ۷

منابع